امروز: پنجشنبه، ۲۱ خرداد ۱۴۰۵

نگاهی به کتاب ۵۵ داستان کوتاه از بهزاد فراهانی

۵ تیر ۱۴۰۴
0 دیدگاه

مرور کتاب ۵۵ داستان کوتاه اگر این کتاب را کسی غیر از بهزاد فراهانی نوشته بود هیچ ناشری حاضر نبود آن را چاپ کند و اگر هم به هر دلیلی ناشری در گوشه‌ای از مملکت آن را چاپ می‌کرد، کسی حاضر نبود آن را بخواند! چه برسد به اینکه این کتاب به چاپ سوم برسد و از کاغذ حمایتی وزارت ارشاد هم برای چاپ آن مایه بگذارند. روی جلد کتاب فقط نوشته شده است «پنجاه و پنج داستان کوتاه» و کتاب هیچ عنوان فرعی و اصلی دیگری ندارد. از اسم بی‌مسما و فوق‌العاده معمولی کتاب که بگذریم. اصل ماجرا این است که ۵۵ چیزی که در کتاب خواهید خواند داستان کوتاه نیستند و در واقع مشتی خاطره پراکنده معمولی از مردی هستند که نگاه رمانتیک و نثری شلخته دارد. من بارها و بارها گفته‌ام که دورۀ «هر چیزی را در قالب کتاب چاپ کردن» گذشته است. «وبلاگ» به عنوان یکی از ابتکارات قرن جدید، ابزار فرهنگی خوبی در دستان ماست تا به طور رایگان حرف‌هایی که لازم نیست حتماً به صورت کتاب چاپ شود را در آن منتشر کنیم. شبیه همین خاطرات و بلکه خیلی منسجم‌تر، بامحتواتر، با در و پیکرتر و با نثری به مراتب تمیز‌تر را روزانه افراد زیادی در فیسبوک یا وبلاگ خود منتشر می‌کنند ولی چون نام آشنا نیستند، شانس این را ندارند که آن‌ها را در قالب یک کتاب روانۀ بازار کنند.  

ادامه مطلب

چرا هندسه می‌خوانیم؟ + خاطرات هندسه

۳۱ خرداد ۱۴۰۴
0 دیدگاه

چرا هندسه می‌خوانیم؟ چرا هندسه می‌خوانیم؟ آیا هندسه همانند حسابان کاربرد مستقیم در رشته‌های مهندسی، اقتصاد و … دارد؟ و اگر نه، آیا هدف دیگری پشت آن نهفته است؟ اغلب ما فکر می‌کنیم وقتی چیزی را در دبیرستان به ما می‌آموزند باید مستقیماً ربطی به یک فن یا حرفه داشته باشد. انگار آموختن دروسی مانند هندسه و حسابان، مثل یادگیری روش کار با آچار و یا پیچ‌گشتی است که مستقیم در جایی کاربرد داشته باشد. در مورد درس ریاضی و به ویژه درس هندسه، آموزش درست فکر کردن، از خود یادگیری قواعد و قضایای ریاضی مهم‌تر هستند. شما شاید چند سال بعد قضیۀ لولا یا قواعد انتگرال‌گیری را فراموش کنید، ولی اگر شیوۀ آموزش دبیرستان درست بوده باشد، طبیعتاً باید شیوۀ درست فکر کردن را آموخته باشید. در این جا به ۲ هدف اشاره می‌کنیم که از جملۀ مهم‌ترین اهداف در آموزش هندسه (و به طور کلی ریاضیات) هستند. اولین چیزی که در درس هندسه یاد می‌گیریم این است که شکل ظاهری مبنای قضاوت نیست! کسی که شکلی را رسم می‌کند هیچ اجباری ندارد که تمام ساق‌ها و زاویه‌ها را با اندازه و نسبت واقعی رسم کند. اشکال هندسی نقشه‌های معماری و عمران نیستند که نسبت‌ها به طور دقیق رسم شوند. در هندسه، شکل هیچ مبنایی ندارد و فقط نقش یک راهنمای شهودی را دارد که به ما کمک می‌کند یک تصور از مسأله داشته باشیم.  این نوع نگرش به ما می‌آموزد که از خطای دید و همچنین خطاهای ذهنی دوری بورزیم. دوم اینکه مبنای کار ما در هندسه این است که فرض‌های مسأله را به درستی درک کنیم و با استدلال دقیق منطقی به جواب مسئله برسیم. این نوع نگرش هم به ما می‌آموزد که فرق بین استدلال درست و مغالطه را بدانیم.

ادامه مطلب
سبد خرید
  • سبد خریدتان خالی است.
ورود به سایت
تلگرام