امروز: پنجشنبه، ۲۱ خرداد ۱۴۰۵

«مقایسه کردن» یک انرژی‌خوار است

۳۰ فروردین ۱۴۰۵
0 دیدگاه

خودتان را با فردی که سال‌ها از شما جلوتر است مقایسه نکنید؛ زیرا با این کار احساس ناکافی بودن و خسران خواهید کرد. احساس می‌کنید زمان طلایی برای همیشه از دست رفته است و دیگر هیچ فایده‌ای ندارد که انجام کاری را شروع کنید. مقایسه کردن یک انرژی‌خوار است و ته ماندۀ انرژی و انگیزه شما را نابود می‌کند. در عوض خودتان را با مثلاً ۳ سال پیش خود مقایسه کنید که همان زمان هم قصد داشتید باشگاه، یادگیری زبان، کسب و کار خودتان و یا فعالیت دیگری مانند این‌ها را شروع کنید، ولی دست روی دست گذاشتید و سه سال گذشت. حالا به این فکر کنید که اگر همان ۳ سال پیش شروع می‌کردید و با یک روند آهسته ولی مداوم پیش می‌آمدید، به نظرتان الان چقدر از امروز خود جلوتر بودید؟ قدرت شروع ناقص را دست کم نگیرید. منتظر نباشید لحظۀ طلایی که در آن همۀ شرایط ایده‌آل باشد فرا برسد؛ چون هیچ وقت چنین لحظه‌ای پیش نخواهد آمد. برای بهتر شدن همیشه وقت هست ولی برای شروع کردن گاهی فرصت برای همیشه از دست می‌رود. بنابراین عجله نکنید، از نتایج کم و گاهی توأم با اشتباه نترسید، برای شروع به هیچ وجه امروز و فردا نکنید و در یک روند آهسته ولی مداوم، فعالیت خود را پیش ببرید. در همین زمینه

ادامه مطلب

سه اصل بی‌رحمانه و عجیب در مورد مدیریت زمان

۱۸ اسفند ۱۴۰۳
0 دیدگاه

راجع به مدیریت زمان صحبت‌های زیادی شده است. با اینکه در این زمینه مقاله‌ها و کتاب‌های زیادی وجود دارد و حتی در شبکه‌های اجتماعی هم می‌توان ویدیوهای بسیاری در این زمینه مشاهده کرد، اما در نهایت درصد قابل توجهی از حرف‌هایی که راجع به مدیریت زمان گفته می‌شود تکراری است. در این نوشته می‌خواهم راجع به بخش‌هایی از مدیریت زمان که در سایه مانده است، نور بیندازیم. مدیریت زمان، یک تصور غلط یکی از تکراری‌ترین حرف‌هایی که راجع به مدیریت زمان گفته می‌شود این است که یک برگه A4 بردارید و به کمک خط‌کش و خودکار، یک سری خط‌های افقی و عمودی روی آن بکشید و اسمش را جدول برنامه‌های هفتگی بگذارید. سپس در خانه‌های ستون سمت راست، ایام هفته و در خانه‌های ردیف بالا، ساعت‌های روز را بنویسید. در نهایت در هر کدام از خانه‌های باقیمانده کارهایی که باید انجام دهید را بنویسید و از فردای روزی که این جدول را دیوار اتاقتان چسپاندید، همۀ هم و غم خود را روی اجرای این برنامه‌ها بگذارید. البته که این روش اشتباه است و اگر فکر می‌کنید مدیریت زمان یعنی این، مطمئن باشید که راهی که می‌روید به ترکستان است. تعجب نکنید که خیلی از افرادی که سمت مدیریت زمان می‌آیند، بعد از مدتی، همۀ این کاغذبازی‌ها را رها می‌کنند و دوباره برمی‌گردند به آن زندگی بی‌نظم و اصول قبلی که داشتند. ابتدا اینکه این کار، مدیریت زمان نیست و بیشتر شبیه نوشتن یک برنامۀ زمان‌بندی‌شده برای یک ربات است. مدیریت زمان، همانطور که از ترکیب برمی‌آید، یعنی به طور هم‌زمان، هم وقت مناسبی برای انجام کارهای ضروری اختصاص دهید و همچنین با انجام ندادن یک سری کارهای دیگر و تغییر عادت‌های مخرب از هدر رفتن زمان جلوگیری کنید. طبق تجربه‌ای که من در این سال‌ها داشته‌ام (از دبیرستان تا الان)، مدیریت زمان هیچ ربطی به خط‌خطی کردن کاغذ و جدول‌کشی و ساعت‌بندی و لیست بایدها و نبایدها ندارد. ۳ خصوصیت اخلاقی مهم برای مدیریت درست زمان مدیریت زمان به این معنی نیست که تمام وقتی که در یک روز دارید را به کارهای مهم زندگی خود بپردازید. همان طور که بالاتر گفتم این روش فقط باعث خستگی می‌شود و خیلی زود شما را دلسرد می‌کند. در عوض، ۳ خصوصیت اخلاقی بسیار خاص هست که باید در خودتان پرورش دهید. بعد از آن خواهید دید که یک دورۀ پوست‌اندازی ۶ تا ۹ ماهه پیش رو دارید و سپس با خروج از این دوره، رشدتان آغاز می‌شود.

ادامه مطلب

چرا آدم‌ها زندگی خود را می‌بازند؟

۲۷ بهمن ۱۴۰۳
1 دیدگاه

۱) بی عملی  بی عملی معنای ساده‌ای دارد یعنی دست روی دست گذاشتن و وقت را بیهوده سپری کردن. آنقدر کارهایی که باید را انجام نمی‌دهیم که زمان و فرصت مناسب از دست می‌رود.  ۲) عمل در زمان و مکان نامناسب  اگر زمان طلایی استفاده از یک فرصت بگذرد، دیگر عمل کردن نمی‌تواند فایده‌ای داشته باشد. اگر در بازۀ زمانی مناسب اقدامات لازم و کافی را انجام ندهیم، بعد از هر چقدر هم که سخت‌کوشی و تلاش به خرج بدهیم نتیجه حاصل نخواهد شد.  ۳) عمل در مسیر اشتباه  فرض کنید قصد دارید از تهران به اصفهان بروید، اما شما به اشتباه وارد مسیر تهران تبریز شده‌اید، حالا سوال این است که آیا فرقی می‌کند چقدر سخت کوشی به خرج بدهید؟  وقتی مسیر حرکت اشتباه باشد، از قضا هرچه بیشتر تلاش کنید و آدم پر عمل‌تری باشید، از مسیر موفقیت با سرعت بیشتری دور می‌شوید.

ادامه مطلب

چه کنیم که زیرآب ما را نزنند؟ نگاهی متفاوت به پدیدۀ زیرآب زنی

۵ دی ۱۴۰۳
2 دیدگاه

چند وقت پیش در اینستاگرام یک ریل (Reel) دیدم راجع به این موضوع که چطور ممکن است در یک محیط کاری به اصطلاح زیرآب ما زده شود و چطور مواظب باشیم خودمان مسبب این کار نشویم. چه کنیم که زیرآب ما را نزنند؟ متن پیاده شده ریل را در ادامه می‌خوانید، بعد از آن هم متن پاسخ من را خواهید خواند: «یه آدم رو دورادور می‌شناختم که سال‌ها بود داشت برای شرکتی تو سِمت مدیریت کار می‌کرد و باعث اخراج چندین نیروی جدید شده بود. این آدم احتمالاً یکی از سیاست‌مدارترین آدم‌هاییه که من تو زندگی ملاقات کرده‌ام. روشی که استفاده می‌کرد و برای من مدت‌ها طول کشید تا بفهممش این بود: هر زمانی که یه نفر وارد تیمی که این فرد هم جزوش بود می‌شد، اگه این آدم به هر دلیلی از عضو جدید خوشش نمی‌اومد، اولین کاری که می‌کرد این بود که به عنوان یک آدم با تجربه خیرخواه که سال‌ها توی این شرکت کار کرده و همۀ زیروبم مسائل رو می‌دونه به عنوان کمک به فرد جدید نزدیک می‌شد و با اون آدم ساعت‌ها در مورد زندگی خودش یا در مورد اتفاق‌های مختلفی که ظرف سال‌ها توی شرکت افتاده صحبت می‌کرد و با این کار ایجاد صمیمیت می‌کرد. در واقع سعی می‌کرد به اون آدم این سیگنال رو بده که من دارم اطلاعات مهمی رو در اختیار تو می‌ذارم چون بهت اعتماد دارم پس تو هم می‌تونی به من اعتماد کنی. هر شرکت یا سازمانی یه سری خط قرمز داره که به صورت عمومی در موردش صحبت نمی‌شه، اما آدم‌هایی که سال‌ها اونجا بودن ازش باخبرن. این فرد این خط قرمزهای نانوشتۀ شرکت رو به صورت داستان‌های خیلی عادی و معمولی برای فرد جدید تعریف می‌کرد. مثلا دورکاری یکی از خط قرمزهای این شرکت بود. ولی این آدم جوری در مورد این موضوع با فرد جدید صحبت می‌کرد که انگار اتفاقاً داره بهش انسایدر اینفورمیشن (insider information) می‌ده. که یعنی اتفاقا این ممکنه. فقط این که تو از کی یا به چه طریقی بخوایش مهمه. و در این حین پشت سر اون آدم با مدیرهای ارشد شرکت صحبت می‌کرد و خیلی زیر پوستی و آروم یه سری نگرانی‌هایی که در مورد این آدم داشت رو مطرح می‌کرد. به مرور زمان، ذهن این آدم‌ها که با شنیدن نگرانی‌ها آماده شده بود حساسیت بیشتری روی رفتار فرد جدید پیدا می‌کرد و اکثر مواقع هم خیلی طول نمی‌کشید که اون فرد جدید یکی از خط قرمزهای شرکت رو رد می‌کرد و اتفاقی که نباید، می‌افتاد. اکثر ما وقتی وارد یه محیط جدید می شیم تشنۀ پیدا کردن یه فردی هستیم که بتونیم باش ارتباط برقرار کنیم و بتونیم بهش اعتماد کنیم. اما شما هیچ وقت نمی‌دونین که ورود شما امنیت چه کسی رو داره به خطر می‌ندازه. بنابراین حواستون باشه و حدادقل توی شیش ماه اول به هیچ کس اعتماد نکنین.» نظر من در پاسخ به ریل زیرآب زنی «من نمی‌دونم این محیط کاری که ازش صحبت می‌کنید در ایران بوده یا نه و آیا در محیط فارسی زبانان خارج از کشور بوده یا نه، ولی در مورد خاطره‌ای که …

ادامه مطلب

۶ + ۲ دلیل اینکه چرا تنبل هستیم

۲۳ شهریور ۱۴۰۳
2 دیدگاه

معمولاً در جواب به این سؤال که چرا تنبل هستیم ۶ دلیل زیر را برمی‌شمرند: اما در کنار دلایل بالا که درست هستند، من معتقدم ۲ دلیل زیر هم می‌توانند دلایل مهمی برای تنبلی باشند که خیلی کمتر به آن‌ها اشاره می‌شود: توجه داشته باشید که تنبلی یک عادت است. یعنی وقتی چندین و چند بار کاری را انجام ندهیم، بعد از مدتی همین «انجام ندادن کارها» تبدیل یه یک عادت می‌شود. ما به این عادت تمایل به انجام ندادن کار و تمایل به فکر نکردن و زحمت نکشیدن و انرژی خرج نکردن می‌گوییم تنبلی. دو نکتۀ مهم دربارۀ اهمال‌کاری و تنبلی ابتدا لازم است به دو نکتۀ زیر توجه کنیم: اول اینکه: اهمال‌کاری شاید ترجمۀ خوبی برای procrastination نباشد. چون اهمال‌کاری یعنی انجام کارها توأم با اهمال و بی‌دقتی در حالی که procrastination به معنی به تعویق انداختن، پشت گوش انداختن و امروز و فردا کردن کارهاست. ما در این نوشته سعی می‌کنیم هر دو کلمه را استفاده کنیم چون موتور جستجوی گوگل بر مبنای عادت‌های زبانی مردم هر کشور نتایج را رتبه‌بندی کرده و نمایش می‌دهد. و دوم اینکه: تنبلی با به تعویق انداختن کارها (اهمال‌کاری) فرق دارد. دقت کنید که این دو را به جای یکدیگر به کار نبرید. فردی که دچار به تعویق انداختن کارها (اهمال‌کاری) است، در مورد بعضی کارها این اخلاق را دارد و در بقیۀ موارد زندگی خود فعال و کوشاست. ولی فرد تنبل از هر گونه تلاشی مطلقاً فراری است. برای فرد تنبل فرقی نمی‌کند که بخواهد چه کاری را انجام دهد، خواه نظافت شخصی و نظم اتاق کار باشد، یا یادگیری یک موضوع مهم، او از انجام فعالیت‌ها به طرز افراطی فراری است. به عبارتی فرد اهمال‌کار لزوماً تنبل نیست و فقط بعضی کارهای خود را تعویق می‌اندازد؛ ولی فرد تنبل همۀ کارهای خود را به تعویق می‌اندازد و بنابراین هر تنبلی اهمال‌کار است ولی فرد اهمال‌کار نمی‌توان تنبل نامید. در این نوشته به صورت خلاصه به هر کدام از این موارد می‌پردازیم و در انتهای هر بخش یک مقالۀ مفصل و کامل معرفی می‌کنیم. در همین زمینه: کمال‌طلبی (کامل‌طلبی) کمال‌طلبی را ترجمۀ کلمۀ perfectionism گرفته‌ایم که خود یک ترجمۀ غلط است. از آنجایی که perfect یعنی کامل، نمی‌دانم چه شد که perfectionism به کامل‌طلبی ترجمه نشد و به جای آن یک کلمۀ متفاوت که زیبا و شاعرانه بود قرار داده شد: کمال‌طلبی. کامل‌طلبی و کمال‌طلبی دو چیز کاملاً متفاوت هستند. کامل‌طلب فردی است که نمی‌تواند یک شروع معمولی داشته باشد. او یا چیزی را کامل و بی‌نقص می‌خواهد یا اصلاً آن را نمی‌خواهد.  فردی که دچار این مشکل باشد، در هر فعالیتی که ایراداتی داشته باشد یا از بعضی افراد هم‌ردۀ خود عقب‌تر باشد رنج می‌کشد و به همین دلیل ممکن است آن فعالیت را انجام ندهد. مثال ۱. یک پرفکشنیست اگر نویسنده شود فکر می‌کند از اولین خطی که نوشت باید شاهکار ادبی خلق کند، از نظر او یا نباید نوشت، یا اگر دست به نوشتن بزند فکر می‌کند باید شاهکار ادبی خلق کند. مثال ۲. اگر یک پرفکشنیست بخواهد درس بخواند فکر می‌کند که یا باید به دانشگاه …

ادامه مطلب

۱۲ پرسش کلیدی برای برنامه‌ریزی موفق در سال جدید

۲۸ اسفند ۱۴۰۲
6 دیدگاه

هر بار که به این موقع از سال می‌رسیم برای یک بار هم که شده به گذر سریع عمر فکر می‌کنیم و برای دقایقی برنامه‌ها و هدف‌های سالانۀ خود را مرور می‌کنیم. احتمالاً خیلی از ما نمرۀ قابل قبولی در عملی کردن برنامه‌ها و رسیدن به خواسته‌ها و هدف‌های خود نداشته باشیم. هر بار که صدای قدم‌های سال جدید به ما نزدیک و نزدیک‌تر می‌شود، دوست داریم سالی که می‌آید برای ما یک شروع تازه باشد تا این بار، برخلاف سال‌های گذشته، به خواسته‌هایمان برسیم. و یا اگر تمام و کمال هدف‌هایمان را عملی نمی‌کنیم، حداقل قدم‌های بزرگی برای رسیدن آن‌ها برداریم. اینجاست که باید از خودمان بپرسیم که چرا قول و قرارهای ابتدای سال به نتیجۀ خاصی در انتهای سال منتهی نمی‌شود؟ یا به قول تئاترهای تلویزیونی که دهۀ ۷۰ پخش می‌شدند: «به راستی ما را چه می‌شود؟» در این نوشته به کمک ۱۲ پرسش کلیدی روش درست برنامه‌ریزی را یاد می‌گیریم و سپس می‌آموزیم که چطور با رعایت فقط یک نکته قدم‌های خوبی برای رسیدن به خواسته‌هایمان برداریم. ۱۲ پرسش کلیدی برای برنامه‌ریزی موفق در سال جدید هر برنامه‌ریزی موفقی از نگاه دقیق به گذشته شروع می‌شود. وقتی نگاهی آماری به یک دورۀ زمانی در گذشته داشته باشیم، به پاسخ سه سؤال مهم می‌رسیم: پاسخ این سه سؤال به طور خودکار ما را به برنامه‌ریزی سال بعد هم رهنمون می‌کند! به این منظور در این نوشته ۱۲ پرسش کلیدی به شما ارائه می‌شود که امیدوارم با پاسخ دادن به آن‌ها بتوانید برنامه‌ریزی بهتری برای سال جدید داشته باشید. سؤالات زیر را از خود بپرسید و پاسخ‌های هر سؤال را به طور مفصل روی کاغذ بیاورید:

ادامه مطلب

چرا بعضی از ما علیرغم سخت‌کوشی به جایی نمی‌رسیم؟

۲۴ مرداد ۱۴۰۰
3 دیدگاه

آیا فقط با سخت‌کوشی می‌توان به نتیجه رسید؟ اگر اینطور باشد پس چرا بعضی از ما علیرغم سخت‌کوشی به جایی نمی‌رسیم؟ حتماً شما هم تجربه کرده‌اید که خیلی‌ها به سختی کار می‌کنند و همیشه در حال جنب و جوش هستند ولی نتایج زیادی در زندگی به دست نمی‌آورند. در مقابل گروهی هم هستند که به نظر می‌رسد همیشه وقت خالی برای انجام دادن کارهای دلخواه خود دارند و درآمدهای خوبی هم دارند! مشکل کار در کجاست؟ در جواب به این سؤال چرا بعضی از ما علیرغم سخت‌کوشی به جایی نمی‌رسیم؟ پاسخ‌های خیلی زیادی می‌توان داد. ولی در میان همۀ حالت‌های ممکن، تعدادی حالت از بقیه پرتکراتر هستند. در این نوشته می‌خواهم به یکی از پرتکرارترین حالت‌ها که افراد علیرغم سخت‌کوش بودن به نتیجه نمی‌رسند را به شما معرفی کنم. بعداً دیر می‌شه: استراتژی لاک‌پشتی در مقابل استراتژی خرگوشی این جمله برای همۀ ما آشناست. چه زمانی که کار مهمی را به تعویق می‌اندازیم و چه زمانی که برای انجام یک کار زمان‌بر عجله می‌کنیم، در هر دو حالت از این جمله استفاده می‌کنیم. گاهی برای انجام کار مهمی که مستقیماً به اهداف ما بستگی دارد، تعلل می‌کنیم و از این جمله استفاده می‌کنیم: باشه بعداً انجام می‌دم. و این باشه بعداً گفتن‌ها ممکن است مدت زمان خیلی زیادی انجام کاری را به عقب بیندازد. اما گاهی وقتی می‌خواهیم کاری که زمان‌بر است و نیاز به نظم و حوصله دارد را انجام دهیم با گفتن «بعداً دیر می‌شه» می‌خواهیم از زیر بار مسئولیتِ دیسیپلین شانه خالی کنیم. در چنین حالتی قصد ما این است که در مدت زمان کوتاهی کار را به سرانجام برسانیم. در این مقاله راجع به حالت دوم صحبت می‌کنیم. حالت اول را در مقاله‌های زیر مورد بررسی قرار داده‌ام. در همین زمینه شاید شما تنبل هستید، تنبلی یک عادت است نه صفت! اهمالکاری چیست؟ انواع، علل و راه‌های درمان آن در این حالت به جای پذیرش شرایط و حفظ آرامش و برنامه‌ریزی مبتنی بر واقعیت، سعی می‌کنیم به هر طریق شده میان‌بری پیدا کنیم که کار خود را زودتر به انجام برسانیم. شاید عاقلانه به نظر برسد که بخواهیم کارها را زودتر به نتیجه برسانیم اما در عمل نتیجۀ عکس خواهیم گرفت. خیلی از ما این تجربه را داشته‌ایم که کاری که نیاز به یک سال زمان داشته است را سعی کرده‌ایم با یک برنامه‌ریزی سه ماهه یا نهایت شش ماهه به اتمام برسانیم و نشده است. این رویکرد خصوصاً اگر با پرفکشنیسم آمیخته بشود بد از بدتر خواهد شد. به این طریق که فرد هم می‌خواهد در شش ماه کار را به نتیجه برساند و هم می‌خواهد کامل‌ترین و بهترین نتیجه را هم بگیرد! در مورد پرفکشنیسم یک مقالۀ جدا نوشته‌ام که توصیه می‌کنم بخوانید. در همین زمینه کمال‌طلبی یا پرفکشنیسم چیست؟ و چگونه آن را مداوا کنیم؟ وقتی می‌خواهید کاری را زودتر از زمان‌بندی پیش ببرید رویکرد شما این خواهد بود که از خود بیشتر کار بکشید و در طول روز زمان بیشتری برای آن کار اختصاص دهید. بعد از مدتی خسته می‌شوید و ناچار هستید که کار را رها کنید. به قول قدیمی‌ها تبی …

ادامه مطلب

شاید شما تنبل هستید، تنبلی یک عادت است نه صفت!

۱۰ مرداد ۱۴۰۰
0 دیدگاه

تنبلی به عنوان یک صفت منفی در نظر گرفته می‌شود. به طوری که وقتی به فردی می‌گویید تنبل است، گویی به او فحش داده‌اید. در این مقاله تنبلی به عنوان یک «عادت» در نظر گرفته می‌شود و نه یک صفت یا کلمۀ توهین‌آمیز. عادت چه فرقی با صفت دارد؟ وقتی می‌گوییم چیزی تبدیل به عادت شده است، یعنی چیزی در طی زمان و با رفتارهای ما به وجود امده و در ما نهادینه شده است. بنابراین وقتی می‌گوییم «من تنبل هستم» یعنی من با انجام ندادن کارها یکی پس از دیگری، «انجام ندادن کارها» را تبدیل به یک عادت نهادینه شده در خودم کرده‌ام. این نگاه عمل‌گرایانه‌تر و محترمانه‌تر است. تا اینکه تنبلی را ارثی بدانیم یا آن را صفتی بدانیم که تغییرناپذیر است و به این طریق ابزاری برای تحقیر یا سرزنش کسی پیدا کنیم. تنبلی را با چه چیزهایی اشتباه می‌گیریم؟ افرادی که دچار پرفکشنیسم، اهمالکاری، انواع مختلف وسواس، استرس، اضطراب، افسردگی و چیزهایی مانند این هستند، عملکرد خیلی پایینی دارند. و به دلیل همین مشکلاتشان از انجام کارها سر باز می‌زنند. به همین دلیل معمولاً این اختلال‌ها را با عادت تنبلی اشتباه می‌گیریم. اهمالکاری خیلی شبیه به تنبلی است اما از اساس با آن متفاوت است. برای درک موضوع لطفاً به نکات زیر توجه کنید: اهمالکاری یک اختلال کوتاه مدت است. اگر درمان نشده و طولانی شود، در این صورت تبدیل به تنبلی می‌شود. اهمالکاری معمولاً نسبت به بعضی کارها اعمال می‌شود، فرد اهمالکار ممکن است بعضی کارها را به تعویق بیندازد ولی کلی فعالیت مثبت و سازندۀ دیگر در زندگی‌اش انجام دهد. در مقابل تنبلی شامل تمام فعالیت‌های فرد می‌شود و فرد تنبل تقریباً هیچ کار سازنده‌ای انجام نمی‌دهد. اهمالکاری با مشکلات زمینه‌ای همراه است، مانند ترس و اضطراب. فرد تنبل مشکل خاصی ندارد. افراد تنبل بیخیالی خاص خودشان را دارند. اگر فردی را دیدید که از انجام کارها سر باز می‌زند ولی آرامش هم ندارد، و علائم افسردگی، اضطراب یا چیزی مانند آن را بروز دهد در این صورت نباید او را تنبل بدانید. اختلال و تنبلی همزمان گاهی ممکن است فردی هم دچار اختلال‌هایی مانند اهمالکاری یا افسردگی باشد و هم عادت تنبلی در وی نهادینه شده باشد در این صورت چه باید کرد؟ اگر اختلالی که فرد به آن دچار است حالت حاد به خود گرفته است، در این صورت درمان اختلال اولویت ضروری و حیاتی است. اما اگر اختلال حالت حادی ندارد و زندگی فرد را به جایی نرسانده است که ارتباط او را با جهان بیرون قطع کند و او هنوز می‌تواند تصمیمات منطقی بگیرد و کارهایی را انجام دهد، در این صورت کافی است به او کمک کنیم که عادت تنبلی خود را مداوا کند. در همین زمینه توصیه می‌کنم این ۲ مقالۀ را با دقت مطالعه نمایید: اهمالکاری چیست؟ انواع، علل و راه‌های درمان آن کمال‌طلبی یا پرفکشنیسم چیست؟ و چگونه آن را مداوا کنیم؟ چرا هر چه رفتم به جایی نرسیدم؟ معمولاً به دلیل نگاه منفی به کلمۀ تنبلی و همچنین ناآگاهی به تفاوت ظریف بین تنبلی و اختلالاتی که نام بردم، فرد به جای مداوای عادت تنبلی …

ادامه مطلب

کمال‌طلبی یا پرفکشنیسم چیست؟ و چگونه آن را مداوا کنیم؟

۷ مرداد ۱۴۰۰
3 دیدگاه

کمال‌طلبی را هرگز یک صفت مثبت در نظر نگیرید. بنا بر گزارش سازمان جهانی بهداشت تعداد قابل توجهی از جوانان در سطح جهان از انواع اختلال‌های استرس، اضطراب و افسردگی رنج می‌برند. از سال‌های ۲۰۱۰ به این سو این رقم به طرز چشم‌گیری رو به افزایش بوده است. (متن کامل گزارش: PDF) این مسأله دلایل متفاوتی دارد. یکی از این دلایل که نقشی ریشه‌ای دارد مسألۀ کمال‌طلبی یا پرفکشنیسم است. مجلۀ هاروارد بیزنس ریویو در مقاله‌ای می‌گوید که بر پایۀ مطالعاتی که از سال ۱۹۸۹ تا سال ۲۰۱۶ بر روی ۴۰۰۰۰ دانشجو در کشورهای آمریکا، انگلستان و کانادا صورت گرفته است نشان می‌دهد که کمال‌طلبی یا پرفکشنیسم در بین جوانان در حال افزایش است. و ما بدون توجه به این مسأله فقط نگران افزایش اضطراب، استرس و افسردگی هستیم. همانطور که می‌بینید کامل بودن یک هدف سالم و مفید برای ما نیست. طبیعی است که ما نقاط ضعفی هم داریم و گاهی شکست می‌خوریم. نقص داشتن در کاری یا شکست خوردن نشانۀ ضعف ما نیست. باید برگردیم و دوباره آموزش‌هایی که به جوانان می‌دهیم، الگوهایی که پیش روی آن‌ها قرار می‌دهیم و خوراکی که در سنین رشد به ذهنشان می‌دهیم را مورد بررسی مجدد قرار دهیم. کامل بودن، بی‌تاب بودن و تمایل به به دست آوردن همه چیز در کمترین زمان، تمایل به دست آوردن همه چیز از ساده‌ترین راه، و داشتن همه چیز به صورت یک جا و کامل، آسیب‌های جدی به تعداد زیادی از جوانان زده است. در این مقاله به مسأله‌ای می‌پردازیم که به نظر من فقط تعداد کمی از آن رنج نمی‌برند. امیدوارم این مقاله برای شما مفید باشد. حتماً آن را با دوستان و عزیزان خود به اشتراک بگذارید. چه بسا که در این میان افرادی از اختلال کمال‌طلبی رهایی یابند و بتوانند از درجا زدن نجات یابند. ترجمۀ درست پرفکشنیسم کمال‌طلبی نیست یکی از مشکلات ما در ایران، ترجمه‌های غلط و پر از سوءتفاهم است. متن‌های زیادی از علوم انسانی توأم با سوءتفاهم ترجمه شده‌اند. از نظر من یکی از این سوءتفاهم‌ها ترجمۀ فارسی پرفکشنیسم است. کمال چیزی است و کامل چیزی دیگری است. کمال‌طلبی در اصل همان تعالی‌جویی است و ربطی به پرفکشنیسم ندارد. بهترین ترجمه برای کلمۀ پرفکشنیسم کامل‌طلبی یا کامل‌خواهی است: کامل‌طلبی، کامل‌گرایی یا کامل‌خواهی یعنی یا چیزی کاملِ کامل است و حتی یک عیب کوچک هم ندارد یا به تمامه مردود است. با این تعریف خیلی خوب درک خواهید کرد که کامل‌طلبی چقدر می‌تواند مضر باشد. چقدر می‌تواند قاتل خلاقیت و زمان ما باشد. یکی از سوءتفاهم‌های متداول در مورد کمال‌طلبی یا پرفکشنیسم این است که هر وقت از کمال‌گرایی صحبت می‌کنیم یک عده شنیده و نشنیده، حرف ما را قطع کرده و می‌گویند: … اما اینکه در پی تعالی و کمال باشی و بخواهی بهتر باشی خوب است پس کمال‌طلبی منفی و مثبت داریم…. این نوع اظهار نظر برآمده از همان سوءتفاهم ناشی از ترجم ۀغلط است که گفتم. اگر سرطان مثبت و منفی داشته باشیم، اگر اسکیزوفرنی مثبت و منفی داشته باشیم، در این صورت کمال‌طلبی مثبت و منفی هم داریم … با توجه به نکته‌ای که در …

ادامه مطلب
سبد خرید
  • سبد خریدتان خالی است.
ورود به سایت
تلگرام