امروز: شنبه، ۲۳ خرداد ۱۴۰۵

نگاهی به کتاب ۵۵ داستان کوتاه از بهزاد فراهانی

۵ تیر ۱۴۰۴
0 دیدگاه

مرور کتاب ۵۵ داستان کوتاه اگر این کتاب را کسی غیر از بهزاد فراهانی نوشته بود هیچ ناشری حاضر نبود آن را چاپ کند و اگر هم به هر دلیلی ناشری در گوشه‌ای از مملکت آن را چاپ می‌کرد، کسی حاضر نبود آن را بخواند! چه برسد به اینکه این کتاب به چاپ سوم برسد و از کاغذ حمایتی وزارت ارشاد هم برای چاپ آن مایه بگذارند. روی جلد کتاب فقط نوشته شده است «پنجاه و پنج داستان کوتاه» و کتاب هیچ عنوان فرعی و اصلی دیگری ندارد. از اسم بی‌مسما و فوق‌العاده معمولی کتاب که بگذریم. اصل ماجرا این است که ۵۵ چیزی که در کتاب خواهید خواند داستان کوتاه نیستند و در واقع مشتی خاطره پراکنده معمولی از مردی هستند که نگاه رمانتیک و نثری شلخته دارد. من بارها و بارها گفته‌ام که دورۀ «هر چیزی را در قالب کتاب چاپ کردن» گذشته است. «وبلاگ» به عنوان یکی از ابتکارات قرن جدید، ابزار فرهنگی خوبی در دستان ماست تا به طور رایگان حرف‌هایی که لازم نیست حتماً به صورت کتاب چاپ شود را در آن منتشر کنیم. شبیه همین خاطرات و بلکه خیلی منسجم‌تر، بامحتواتر، با در و پیکرتر و با نثری به مراتب تمیز‌تر را روزانه افراد زیادی در فیسبوک یا وبلاگ خود منتشر می‌کنند ولی چون نام آشنا نیستند، شانس این را ندارند که آن‌ها را در قالب یک کتاب روانۀ بازار کنند.  

ادامه مطلب

معرفی رمان داستان دو شهر اثر چارلز دیکنز

۲۱ خرداد ۱۴۰۳
0 دیدگاه

دربارۀ نویسنده داستان دو شهر چارلز دیکنز ( ۷۰-۱۸۱۲) یکی از شناخته‌شده‌ترین مشاهیر ادبیات انگلیس است. قدرت تخیل، ظرافت طبع، تسلط بر زبان و تنوع آثار نو و خلاقش او را در زمرۀ افراد معدودی قرار داده است که به حق شایستۀ عنوان نابغه‌اند. دیکنز در سال ۱۸۳۶ با انتشار مجموعۀ پیک ویک (Pickwick paper) خیلی زود به شهرت و ثروتی که همیشه آرزویش را داشت رسید. از آن به بعد کتاب‌هایش یکی بعد از دیگری و با سرعتی باورنکردنی چاپ شدند. داستان دو شهر برای اولین بار در سال ۱۸۵۹ چاپ شد. این رمان از بسیاری جهات با سایر رمان‌های دیکنز متفاوت است: با این حال مثل تمام آثار دیکنز از خفقان و خشونتی که زیر پوست جامعه جریان دارد مایه می‌گیرد. زندگی دیکنز در حال تغییر بود. او در سال ۱۸۵۸ کمی پیش از آن که این رمان به صورت پاورقی در مجلۀ سرتاسر سال (all the year round)منتشر شود از همسرش جدا شد. هم زمان با این اتفاق ناشر کتاب‌هایش را هم عوض کرد. انقلاب و تحول بزرگی که تمام شخصیت‌های کتاب را دربرگرفته در واقع بازتاب دگرگونی زندگی شخصی دیکنز است. به نظر برخی از منتقدان وجود دو قهرمان مرد – دارنی و کارتن – حکایت از دو روی تاریک و روشن شخصیت نویسنده دارد. جالب این که شخصیت کارتن بسیار به یاد ماندنی‌تر است و جملاتی که در پایان کتاب می‌گوید از معروف‌ترین نوشته‌های زبان انگلیسی هستند.

ادامه مطلب

خلاصۀ کتاب «چرا پیر می‌شویم؟» اثر دیوید ای. سینکلر

۳۰ اردیبهشت ۱۴۰۳
0 دیدگاه

دیوید ای. سینکلر که از این به بعد برای راحتی کار فقط او را دیوید می‌نامیم در استرالیا و در میان یک خانوادۀ مهاجر مجارستانی رشد کرده است. از سویی طبع شادباش مادربزرگش و از سوی دیگر طبیعت خاص و پر رمزوراز استرالیا روی شکل‌گیری شخصیت تأثیر به سزایی داشته‌اند. دیوید به درستی معتقد است که اندیشیدن به مرگ شهامت زیادی می‌خواهد. به زعم خود او نخستین کسی که شعلۀ این شهامت را در وی برمی‌افروزد رابین ویلیامیز کمدین فقید آمریکایی بوده است که در فیلم «انجمن شاعران مرده» نقش جان کیتینگ را بازی کرده است. او در این فیم نقش یک معلم را دارد که از دانش‌اموزان خود می‌خواهد به تصاویری محو از چهرۀ پسرانی که مدتی از مرگشان گذشته است بنگرند و به این ترتیب آن‌ها را به چالش می‌کشد. جان کیتینگ به دانش‌آموزانش می‌گوید: «آن‌ها آن‌قدرها هم با شما تفاوت ندارند. مگر نه؟ آن‌ها نامیرا به نظر می‌رسند، درست همان‌طور که شما خودتان را نامیرا تصور می‌کنید… چشمانشان پر از امید است … اما آقایان، این پسرها اکنون به کودی برای رویش گل‌های نرگس بدل شده‌اند». جانم کیتینگ از دانش‌آموزانش می‌خواهد برای شنیدن پیامی که از درون گور آن‌ها ساطع می‌شود گوش‌هایشان را به سنگ قبر بچسپانند و سپس خودش با صدایی آرام نجوا می‌کند: «در لحظه زندگی کنید، امروزتان را غنیمت بشمرید بچه‌ها. رنگی خارق‌العاده به زندگی‌تان بزنید». این صحنه از فیلم و همچنین پس‌زمینۀ کودکی او آن چنان بر روی او تأثیر می‌گذارد که مسیر آیندۀ زندگی او را شکل می‌دهد. او اکنون استاد گروه ژنتیک و یکی از مدیران مرکز پُل اِف. گِلِن در دانشگاه هاروارد است. این مرکز به مطالعۀ سازوکارهای پیری مشغول است.

ادامه مطلب

نگاهی به رمان «جاهای تاریک» اثر گیلیان فلین

۲۰ اردیبهشت ۱۴۰۳
0 دیدگاه

رمان جاهای تاریک اثری از گیلیان فلین در ژانر جنایی است که در سال ۲۰۰۹ منتشر شد. جاهای تاریک در سال ۲۰۰۹ در لیست پرفروش‌های نیویورک تایمز قرار گرفت و نشریۀ شیکاگو تریبون (Chicago Tribune) آن را به عنوان یکی از بهترین داستان‌های سال ۲۰۰۹ برگزید. در سال ۲۰۱۵ نیز اقتباسی سینمایی از این رمان با بازی شارلیز ترون ساخته شد و روی پردۀ سینماها رفت. این اثر در ایران توسط مهدی فیاضی‌کیا ترجمه شده و انتشارات چترنگ آن را به بازار نشر روانه کرده است. پی‌رنگ رمان جاهای تاریک لیبی دخترک کوچکی است (۷ ساله) که شبی از فرط سرمای اتاق، از خواب بیدار می‌شود؛ اما متوجه صداهایی شبیه کوبیدن تبر بر چیزی می‌شود. او فریادهای مادرش را می‌شنود و صدای گریه و فریادهای خواهر دیگرش را. در حالی که یکی از خواهرانش کنار او روی تخت خوابیده است از رختخواب بیرون می‌خزد و توی کمد قایم می‌شود. بر او مسجل شده است که مادرش و خواهرش توسط فردی که صدای چکمه‌هایش را روی زمین می‌شنود دارند سلاخی می‌شوند. قاتل چکمه‌پوش گویا همدستی هم دارد! لیبی خودش را به اتاق خواب مادرش می‌رساند و از لای نرده‌های از هم باز شده فرار می‌کند. روی زمین برفی با پای برهنه فرار می‌کند و خود را به میان بوته‌هایی در آن حوالی می‌رساند. چند دقیقه بعد صدای برادرش را می‌شنود که چراغ قوه به دست به آن اطراف نور می‌اندازد و با صدای بلند می‌گوید «هرجا هستی همان جا بمان عزیزم!» فردای آن روز لیبی به خود می‌آید و خود را به خانه می‌رساند؛ در حالی که از فرط سرما تا مرز مرگ رفته است، مادرش و خواهرش را کف آشپزخانه می‌بیند که سلاخی شده‌اند. قسمتی از پیشانی مادرش به شکل مثلثی بریده شده است. تمام خانه بوی خون می‌دهد. همه جا خون پاشیده شده است. به اتاق خواب می‌رود و خواهر دیگرش را آنجا خفه شده روی تخت می‌بیند، در حالی که هنوز عروسکش در دستانش است و دمپایی به پا دارد. روی دیوار ستاره‌ شیطان‌پرستی را با خون مقتولان نقاشی کرده‌اند. لیبی را به بیمارستان منتقل می‌کنند و چند تا از انگشت‌های دست و پای او که در اثر سرما فاسد شده‌اند را خارج می‌کنند. پلیس روی این پرونده خیلی زود به نتیجه می‌رسد و بن برادر لیبی را قاتل تشخیص می‌دهد. بن خودش هیچ مقاومتی در مقابل شواهدی که در دادگاه علیه او ارائه می‌شود نشان نمی‌دهد. لیبی هم علیه او شهادت می‌دهد و او به زندان می‌افتد. حالا ۲۵ سال از آن روزها گذشته است و چند نفری تحت عنوان «باشگاه کشتار» پیدا شده‌اند که با مطالعهٔ پرونده تناقض‌هایی را در آن یافته‌اند. آنها پرسش‌هایی جدی در خصوص روند حل مسئله توسط پلیس مطرح می‌کنند و معتقدند شواهد به اندازه کافی بررسی نشده‌اند و خیلی از مسائلی که توی پرونده وجود دارند بی‌پاسخ رها شده‌اند: این گروه معتقدند شواهد به اندازه کافی گویای بی‌گناهی بن هستند و شهادت لیبی بر مبنای تلقین‌های ادارۀ پلیس بوده است.

ادامه مطلب

نگاهی به کتاب زنگ آهنگین و شبی که مرد

۲۲ آذر ۱۴۰۲
2 دیدگاه

دیشب خواندن کتاب «زنگ آهنگین و شبی که مرد» از آیزاک آسیموف را تمام کردم. این کتاب را تا حالا نخوانده بودم. کتاب شامل دو داستان کوتاه به نام‌های «زنگ آهنگین» و «شبی که مرد» است. کتاب را هم خیلی راحت نام‌گذاری کرده‌اند: زنگ آهنگین و شبی که مرد. این کتاب را خانم مینا لزگی ترجمه کرده و نشر ققنوس آن را به عنوان شمارۀ هجدهم مجموعۀ پانوراما به چاپ رسانده است. (لینک کتاب در سایت نشر ققنوس) ترجمۀ اثر چنگی به دل نمی‌زند. نثر کتاب گاهی خیلی نامفهوم و اکثر اوقات غیرسلیس و رباتیک است. به این خط توجه کنید: «هیچ چیز بیشتر از موفقیت در عدم ارائه اسناد لازم برای اثبات حضور نداشتن در محل جرم، برای بی‌گناه به نظر رسیدن سودمند نیست.» در مجموع کتاب به یک بار خواندنش می‌ارزد. با توجه به حجم کتاب، خواندن آن یک روزی بیشتر وقت نمی‌گیرد و توصیه می‌کنم نگاهی به آن بیندازید. چقدر خوب می‌شد نشر ققنوس برای چاپ‌های بعدی، کتاب را یک بار دیگر ویراستاری می‌کردند.

ادامه مطلب

نقد و بررسی رمان مغازۀ خودکشی

۲۲ آبان ۱۴۰۲
5 دیدگاه

رمان مغازۀ خودکشی (به فرانسوی: Le magasin des suicides) اثر رمان‌نویس، فیلم‌نامه‌نویس و کاریکاتوریست شهیر فرانسوی ژان تولی است. تلفظ درست‌تر این نام ژان توله (Jean Teulé) است که در فارسی ژان تولی هم گفته می‌شود. رمان مغازۀ خودکشی در سال ۲۰۰۶ نوشته شد، اولین بار در سال ۲۰۰۷ توسط انتشارات Julliard منتشر شد و بلافاصله توجهات زیادی را به خود جلب کرد. در سال ۲۰۱۲ از روی این رمان، فیلمی به همین نام ساخته شد. رمان مغازۀ خودکشی به صورت اپیزودی و در ۳۴ بخش نوشته شده است. هر کدام از این بخش‌ها برش متفاوتی از زندگی خانوادۀ آقای تواچ صاحب مغازۀ خودکشی است؛ به این ترتیب که هر بخش دقیقاً ادامۀ بخش قبلی نیست ولی از لحاظ زمانی، تمام بخش‌ها بر روی یک خط واحد قرار دارند. شخصیت‌های اصلی این رمان آقای میشیما تواچ (پدر خانواده)، لوکریس تواچ (مادر خانواده)، ونسان تواچ (پسر بزرگ)، مرلین تواچ (دختر خانواده) و آلن تواچ (پسر کوچکتر و فرزند آخر خانواده) هستند. وجه تسمیه شخصیت‌های رمان نیاز به توضیح خاصی ندارد، چون همانطور که می‌دانید این اسامی از نام شخصیت‌هایی مانند ونسان ونگوک، مرلین مونرو، آلن تورینگ و … اقتباس شده‌اند. رمان مغازۀ خودکشی نثری ساده، روان، به دور از صنایع ادبی و در عین حال پرمحتوایی دارد. هر جمله به این دلیل در متن قرار گرفته است که حرفی برای گفتن دارد. جمله‌نویسی برای پرحجم کردن کتاب الگوی ژان تولی نبوده است. به همین دلیل رمان مغازۀ خودکشی کم‌حجم اما پربار است. من این رمان را با ترجمۀ احسان کرم‌ویسی خواندم که نشر چشمه «زحمت» چاپ آن را کشیده است. ولی نشرهای دیگری هم هستند که این کتاب را به بازار عرضه کرده‌اند. با توجه به اینکه من این کتاب را از دوستی به امانت گرفتم، انتخابی در اینکه کتاب از چه نشر و چه مترجمی باشد نداشتم. اما اگر به هر دلیلی انتخاب با من بود ترجیح می‌دادم کتابی غیر از آنچه نشر چشمه بیرون داده است را انتحاب کنم. طرح جلد کتاب (دقیقاً مثل تمام طرح جلدهای نشر چشمه) خیلی پیش پا افتاده و زشت است. ناشرهای دیگر طرح جلدهای خیلی بهتری برای کتاب‌هایشان طراحی می‌کنند. و بالاخره شیونامۀ ویراستاری نشر چمشه که کمی عجیب و غریب است. در بعضی موارد کلماتی به صورت نیم‌فاصله نوشته شده‌اند که اصلاً نیم فاصله ندارند؛ و همچنین اصرار بر استفاده از «ی» چسبان در انتهای کلمات به جای «ـۀ» که موسوم به «سریاء» یا «ی کوچک» است، برای من خیلی آزاردهنده بود. (چون مقاله به اندازۀ کافی طولانی شده است، از ذکر مثال در این مورد پرهیر می‌کنم) این مقاله را ببینید: می‌خواهی بمیری؟ من رو ببوس صحنۀ آغازین رمان یک شروع تمام‌کننده است و به تنهایی تمام حرف‌هایی که نویسنده می‌خواسته بگوید را به ما می‌رساند. پیرزنی که داخل مغازۀ خودکشی است، کودک داخل کالسکه‌ای خاکستری رنگ را می‌بیند و متوجه می‌شود که کودک در حال خندیدن است: «آه داره می‌خنده!». و مادر کودک در جواب می‌گوید: «پسر من می‌خنده؟ نخیر خانم، فقط داره شکلک درمی‌آره. آخه چه دلیلی داره تو این دنیای نکبت لبخند بزنه؟» (ص۷)

ادامه مطلب

قلاب: چگونه محصولی بسازیم که مخاطب را شبانه‌روز درگیر کند؟

۱۲ بهمن ۱۳۹۸
0 دیدگاه

در هفته‌ای که گذشت کتاب «قلاب: چگونه محصولی بسازیم که مخاطب را شبانه‌روز درگیر کند؟» را خواندم. مشخصات کتاب نام کتاب: قلاب: چگونه محصولی بسازیم که مخاطب را شبانه‌روز درگیر کند؟ نویسنده: نیر ایال یا همکاری رایان هوور مترجم: سعید قدوسی نژاد ناشر: انتشارات آریانا قلم – ۲۱۵ صفحه – ۳۹۰۰۰ تومان لینک تهیه کتاب: سایت انتشارات آریانا قلم دانلود رایگان PDF صفحاتی از کتاب (شامل فهرست) این کتاب را در هفته‌ای که گذشت خواندم. برای هفته‌ی آینده خلاصه‌ی مفصلی از آن را می‌نویسم. برای این کار لازم است که دوباره آن را، البته با دقت و یادداشت‌برداری مداوم، بخوانم. این کتاب برای بازاریاب‌ها و کسانی که به نوعی به کار فروش می‌پردازند نوشته شده است. این فروش می‌تواند کالای فیزیکی باشد، یا فروش محتوا. همچنین این فروش می‌تواند در یک دهنه مغازه انجام شود یا در بستر اینترنت. فرقی نمی‌کند که تولید کننده هستید یا فقط یک فروشنده؛ در هر صورت این کتاب برای شما مفید خواهد بود. اما من فکر می‌کنم علاوه بر این گروه، لازم است که تک تک افراد جامعه این کتاب را بخوانند. این کتاب راجع به این صحبت می‌کند که چگونه شرکت‌های بزرگ برای بالابردن سهم خود از بازار رقابتی امروز، سعی در ساختن محصولاتی دارند که به نوعی «معتاد کننده» است. یکی از این موارد، شبکه‌های اجتماعی هستند که افراد زیادی را در سراسر دنیا به خود معتاد کرده‌اند. در جایی از کتاب آورده شده است که محصولات گاهی در هیبت ویتامین ظاهر می‌شوند ولی بعد از مدتی تبدیل به مسکن می‌شوند. به این معنا که نیازی در زندگی روزمره ما هست که نیاز به یک تسهیل‌کننده دارد. کسی می‌آید و این تسهیل کننده را ارائه می‌کند. اما اینگونه نیست که آن محصول همیشه نقش تسهیل‌کننده را داشته باشد، بعد از مدتی ما به آن محصول وابسته می‌شویم؛ یا به اصطلاح این کتاب به آن محصول قلاب می‌شویم. و بعد از آن، محصول برای ما نقش ویتامین را ندارد. بلکه نقش مسکن را دارد. چیزهای زیادی در کتاب مطرح شده که بیشتر شرح چگونگی شرطی‌سازی انسان‌ها برای مصرف یک محصول است. از این جهت لازم است که هر شهروند دنیای امروز این کتاب را بخواند تا بداند چگونه به این همه محصول که گاهی واقعاً هم به دردش نمی‌خورند، قلاب شده است. بعد از اینکه آگاهی پیدا کردید که ماهیت اعتیاد چیست، خیلی راحت‌تر می‌تواند عادت‌های خود را مدیریت کنید. در همین زمینه: عادت‌ها ما را مدیریت می‌کنند اعتیاد به موبایل از زبان آمار دیگر برنامه‌های هفته در این هفته کتاب نون نوشتن اثر محمود دولت آبادی را خواهم خواند و نوشته‌ای هم راجع به آن منتشر خواهم کرد. ویرایش دوم کتاب راهنمای جامع یادگیری زبان انگلیسی را بر روی سایت قرار خواهم داد. کتاب گرامر به زبان ساده هم ویرایش خواهد شد. همچنین لازم است تمام مقاله‌های سایت پنگان ویرایش شوند. برای روز یکشنبه، مطابق معمول، نشست هفتگی انجمن ادبیات داستانی ایده را خواهیم داشت. در این جلسه به بررسی چند داستان کوتاهِ کوتاه خواهیم پرداخت. همچنین به دو داستان کوتاه هم خواهیم پرداخت. کتاب بانو آمالیا هم بین اعضا توزیع خواهد …

ادامه مطلب

نگاهی به کتاب شما هم می‌توانید در درس ریاضی خود موفق باشید اثر پرویز شهریاری

۵ فروردین ۱۳۹۸
0 دیدگاه

نگاهی به داستان من و این کتاب این کتاب را وقتی دوم دبیرستان بودم خریدم. قیمت کتاب ۱۰۰۰ تومان بود که البته آن سال‌ها ۱۰۰۰ تومان مبلغ خیلی زیادی بود. من مدت زمان نسبتاً طولانی پولی که به عنوان کرایه تاکسی برای رفت و آمد بین مدرسه و خونه از خانواده می‌گرفتم را توی جیبم گذاشتم و در عوض، پیاده رفتم و آمدم تا بتوانم پول خرید این کتاب را جمع آوری کنم.  خواندن این کتاب یک تابستان کامل وقت مرا گرفت. با توجه به حوصلۀ یک پسر نوجوان دبیرستانی و با توجه به حال و هوای روزهای تابستانی که ماندن در خانه را برای آدم سخت می‌کند و همچنین با توجه به تنوع مطالبی که در کتاب مطرح شده است و از همه مهم‌تر قطر کتاب، یک تابستان طول کشید تا من این کتاب را بخوانم. البته اگر اشتباه نکنم قسمت‌های کمی از کتاب ناخوانده باقی ماند که در طی سال تحصیلی آن را تمام کردم.  خواندن کتاب خیلی کند پیش می‌رفت و بارها و بارها من سررشته امور را گم می‌کردم. طبیعتاً در سال‌هایی که دانش‌آموز دبیرستان بودم تصور من این بود که مشکل از عدم تمرکز من است. تمام تلاشم این بود که کتاب را با تمرکز بیشتری مطالعه کنم. اما چندین سال بعد وقتی در گیرودار همه‌گیری کرونا بودیم، یک بار دیگر به این کتاب بازگشتم تا از فرصت حاصل از قرنطینه سراسری استفاده کنم و این کتاب را دوباره بخوانم و خلاصه آن را بر روی سایت قرار دهم. وقتی ۱۰ صفحه یا ۱۵ صفحه اول کتاب را مطالعه کردم متوجه شدم که آن زمان مشکل از من نبوده است که نمی‌توانستم کتاب را با تمرکز لازم و با سرعت کافی پیش ببرم. به خاطر اینکه کتاب اساساً با نثری آشفته نوشته شده است و مرتب از موضوعی به موضوع دیگر می‌پرد. مطرح کردن هر موضوع هم در حد اشاره است.  خیلی از مباحثی که در این کتاب مطرح شده اساساً ربطی به موضوع یادگیری ریاضیات یا موفقیت در درس ریاضیات ندارد. بیشتر شبیه دیدگاه‌های فردی‌است که دوست دارد حرف دلش را بزند و به ناچار دچار پراکنده‌گویی شده است. صحبت‌هایی که از جنس حرف‌های فلسفی، سیاسی یا حتی اجتماعی است تا آموزش ریاضیات.  چندین و چند بار به این نکته اشاره کرده‌ام و باز هم با آن می‌پردازم: صرف اینکه چیزی بر روی کاغذ چاپ شود و به صورت کتاب به بازار عرضه شود به این معنا نیست که یک کالای مقدس و غیر قابل نقد تولید شده است. خواندن هر کتابی نمی‌تواند مفید باشد بلکه برعکس می‌تواند مضر هم باشد. این خود عمل کتاب خواندن نیست که ارزشمند است، یا حتی زیاد کتاب خواندن هم به خودی خود ارزشمند نیست، بلکه انتخاب کتاب درست و به شیوۀ درست، آن کتاب را خواندن، از ما فردی آگاه و اندیشمند خواهد ساخت. با توجه به مسائل مختلف، در کشور ما نثر فارسی ضعیف شده است. کتاب‌های خیلی زیادی با نثری شلخته و متنی پر از پراکنده‌گویی به بازار نشر عرضه می‌شوند؛ بدون اینکه کسی به خود زحمت بدهد و نثر کتاب را سر و سامان …

ادامه مطلب
سبد خرید
  • سبد خریدتان خالی است.
ورود به سایت
تلگرام