امروز: شنبه، ۲۳ خرداد ۱۴۰۵

غاده السمان: زنی عاشق زیر باران

۲۶ بهمن ۱۳۹۷
0 دیدگاه

غاده السمان شاعر و نویسنده شهیر سوری در سال ۱۹۴۲ در دمشق به دنیا آمد. مطابق آنچه ویکی پدیا (عربی – انگلیسی) نگاشته است او تحصیلات خود را ابتدا در دانشگاه دمشق، سپس در دانشگاه آمریکایی بیروت و بعد از آن دانشگاه قاهره به سرانجام رسانده است. او در سال ۲۰۰۷ از همسر خود بشیر الدائوق جدا شد. وی از بشیر یک فرزند به نام حازم دارد. مدتی در دانشگاه دمشق به تدریس پرداخت. در همان زمان با نشریه‌ی الحوادث همکاری می‌کرده است. وی سپس مؤسسه‌ی انتشاراتی غاده السمان را تأسیس کرد. او اولین مجموعه شعرش را در سال ۱۹۶۳ با نام «چشمانت سرنوشت من است» منتشر کرد. وی پس از حوادث ناگوار بیروت در آن سال‌ها به فرانسه مهاجرت کرد و هنوز در پاریس زندگی می‌کند. غاده السمان را در ایران با فروغ فرخزاد مقایسه می‌کنند. آثار او به بیشتر زبان‌های دنیا از جمله فارسی ترجمه شده است. بعضی از مهم‌ترین آثار وی را می‌توان مطابق زیر لیست کرد: چشمانت سرنوشت من است – ۱۹۶۲ دریایی در بیروت نیست – ۱۹۶۳ عشق – ۱۹۷۳ بی‌پرده با تو از عشق گفتم – ۱۹۷۶ پرسه در زخم – ۱۹۸۸ نامه‌های غسان کنفان به غاده السمان – ۱۹۹۲ محبوب مجازی – ۲۰۰۵ قلب برهنه عاشق است – ۲۰۰۹ غاده السمان: زنی عاشق زیر باران زنی عاشق زیر باران نام مجموعه‌ای از شعرهای این شاعر عرب است که به همت ستار جلیل‌زاده انتخاب و ترجمه شده است. این کتاب در ۲۱۰ صفحه و توسط نشر ثالث به چاپ رسیده است. لینک تهیه در زیر چند شعر را از این کتاب انتخاب کرده‌ام. امیدوارم از خواندن آن‌ها لذت ببرید. یک) از روزی که تو را شناختم، ماهی‌ها در هوا پرواز می‌کنند؛ گنجشک‌ها زیر آب شنا؛ و خروس نیمه‌شب بانگ برمی‌زند؛ غنچه‌ها، شاخه‌های زمستان را غافلگیر می‌کنند؛ و لاک‌پشت‌ها مثل خرگوش می‌جهند؛ گرگ سرخوش با لیلی در جنگل می‌رقصد، و مرگ خودکشی می‌کند و نمی‌میرد. از روزی که تو را شناختم، همزمان می‌خندم و می‌گریم؛ نیمی از عشقت نور است و باقی ظلمت؛ تابستان و زمستان یکی است؛ شاید برای همین، هنوز هم دوستت دارم… دو) ذهنم را سرگرم کردی تا از تو و درباره‌ی تو بنویسم تا تو را احضار کنم مثل ساحری اندوهگین از اقبالش که سر بریده‌ی محبوبش را از جیبش بیرون می‌آورد. با تو آن چاه عمیق و تاریکی را ترک کردم که در آن ساکن بودم تو اما بال‌هایم باش تا دوباره پرواز کنم به سوی آفتاب و شوق … و سینه‌ات آرامشی باشد تا من زنده شوم فقط برای این که توان آن را داشته باشم تا دوستت بدارم و جای تأسف دارد که گاه مردنم این عشق را به تمامی ترک می‌کنم *** روزهای با تو بودنم را به خاطر می‌آورم چونان کسی که اشیاء را از پشت پنجره‌ی قطاری سریع تماشا می‌کند دور و زیبا، و دست یافتن بر آن ناممکن. *** گاه‌گاهی برمی‌گردیم به کودکی و بی‌هیچ غروری دروغین غمگین می‌شویم. *** روزی که واپسین نفس‌هایم را می‌کشم به آن لحظه‌ی درخشانی خواهم اندیشید که در تاریکی بر بالکن ایستادیم و تو با کینه به من …

ادامه مطلب

این باران بیهوده نمی‌بارد آقای عزیز نسین!

۲۶ بهمن ۱۳۹۷
0 دیدگاه

بیهوده می‌بارد این باران نام مجموعه‌ی گزیده‌ای از اشعار عزیز نسین، شاعر معاصر ترک است که توسط مژگان دولت‌آبادی ترجمه شده است. این کتاب با اجازه‌ی رسمی بنیاد عزیز نسین و در مجموعه‌ی شعر جهانِ نشر چشمه منتشر شده است. لینک کتاب در نشر چشمه کمی درباره‌ی عزیز نسین عزیز نسین Aziz Nesin برای خواننده فارسی نامی آشناست و از همین رو حتماً اطلاعاتی درباره‌ی زندگی وی جستجو کرده است. اما با این حال نگاهی خیلی خلاصه به زندگی وی می‌اندازیم. نام اصلی او محمد نصرت است. در ۲۰ دسامبر ۱۹۱۵ به دنیا آمده است. یکی از اولین آثاری که منتشر کرده است داستان کوتاهی است به نام چیزهای به جا مانده (۱۹۴۸). بعد از ۱۶ سال فعالیت بی‌وقفه در زمینه‌ی شعر، در سال ۱۹۵۵ اولین مجموعه شعر خود به نام ده دقیقه را منتشر می‌کند. منتقدان معتقد بودند که شعرهای او تحت تأثیر یحیی کمال و فاروق نافیذ و ناظم حکمت بوده است. عزیز نسین بعد از شنیدن این انتقادات هر ۱۵۰۰ نسخه‌ی آماده‌ی توزیع کتابش را در حیاط انتشارات می‌سوزاند. اما گویا یکی دو نسخه از این کتاب از این مهلکه جان سالم به در می‌برند. او را بیشتر به خاطر طنزهای تند و تیزش می‌شناسیم. او به دیوان‌سالاری، بی‌عدالتی و افکار خرافی می‌تازد و البته در جامعه ترکیه آن زمان عده‌ای وی را برنمی‌تافته‌اند. وی نویسنده و شاعری پرکار بوده است. آثار زیادی از وی به جای مانده است. در کارنامه‌ی وی می‌توان نام جوایز معتبر ادبی را یافت، از جمله: ۱۹۵۶، نخل طلا، جایزه‌ی مسابقه‌ی بین‌المللی طنز در ایتالیا برای داستان حمدی فیل. ۱۹۵۷، نخل طلا، جایزه‌ی مسابقه‌ی بین‌المللی طنز در ایتالیا برای داستان مراسم دیگ. ۱۹۶۶، خارپشت طلایی، جایزه‌ی مسابقه‌ی بین‌المللی طنز در بلغارستان. وی در ۶ ژوئیه ۱۹۵۵ چشم از این جهان فروبست. او تمام دارایی‌هایش به اضافه‌ی درآمد حاصل از انتشار کتاب‌هایش را وقف بنیاد عزیز نسین کرده است. این بنیاد به کودکان بی‌بضاعت یاری می‌رساند تا از تحصیل بازنمانند. منبع: ویکی‌پدیا فارسی و مقدمه‌ی کتاب بیهوده می‌بارد این باران شعرهایی از کتاب بیهوده می‌بارد این باران آخرین درخواست قرار باشد اگر گیاه شوم کاش سبزه‌ای در چمنزار باشم نه علفی هرز سنگ‌فرش اگر شوم کاش ماشین عروس از من بگذرد نه تانک‌های فولادین کودکان بر رویم بدوند نه سربازانی در تعقیب و گریز آجر اگر شوم برای مدرسه باشد نه زندان نفسی اگر باقی ماند آوای ترانه‌ای باشد نه سوت پلیس قلم سازند اگر از من، قلمی با نوک تیز شعر بنویسد نه فرمان مرگ پس از مرگ زندگی خواهم کرد در برگ درختان همیشه سبز نه در سلاحی هرگز. سکوت بسیارند که با سکوت خود بیان می‌کنند عشق را اما سکوت هیچ عاشقی چون سکوتِ من نیست. وقتی درد دیوارها را می‌شکافد خاک را نمی‌شکافد بذری که خود را نشکافد پندی به خود سر به راه شوی که چه شود مجنون بمان مبادا که بزرگ شوی کودک بمان دیوارنه‌وار دیوانه باش در اخرین فصل عشق که تن را غبار غبار می‌افشانی مرگ باید که غافلگیرت کند در واپسین دم هم عاشق بمان پیچک چنان تهی‌ام از خود که فرو می‌روم ذره‌ذره در گردابی مسموم پیرامونم چیزی پیدا نیست صدایت را بفرست …

ادامه مطلب

صد نامۀ عاشقانه اثر نزار قبانی

۲۵ دی ۱۳۹۷
0 دیدگاه

صد نامۀ عاشقانه اثری متفاوت از نزار قبانی شاعر و دیپلمات شهیر سوری است. او هدف خود از انتشار این صد نامۀ عاشقانه را در مقدمه‌ی کتاب اینگونه شرح می‌دهد: «این صد نامه که آن‌ها را منتشر می‌کنم یادمانده‌ای‌ست از عشق‌ها و محبوب‌های من، که نمی‌خواستم آنها را منتشر کنم؛ مبادا به کسی خیانت و ظلم کرده باشم. من شاعری هستم که مانند همه‌ی مردان برایم یادگارهایی از عشق به جا مانده است که از آن‌ها شرمگین نیستم. این یادگارها مجموعه‌ای از نامه‌ها است که شجاعت لازم برای سوزاندن آنها را ندارم.  انکار نمی‌کنم که به سوزاندن آنها اندیشیده بودم. سوزاندن آنها مانند انتشارشان مرا از نگهداری یادگارهای ارزشمند، یعنی نامه‌هایی که باید از آنها نگهداری می‌کردم، رها می‌ساخت. هر کدام از این دو کار، یعنی سوزاندن و انتشار، محبوبه‌هایم را نیز که با نگهداری نامه‌ها در نزد من زندانی بودند، آزاد می‌ساخت. آن‌گاه که محتوای این نامه‌ها را وارسی کردم، پاره‌ای از آنها را بسیار شبیه به شعر و پاره‌ای دیگر را حقیقتاً شعر یافتم. این ویژگی نامه‌ها، مرا از سوزاندن آنها منصرف ساخت. آن‌گاه از بین انبوه نامه‌ها، صد نامه یا قسمت‌هایی از یک نامه را که در آن نظام شعری و عاطفه انسانی وجود داشت، برگزیدم. گرچه معتقدم مرزی که مردم بین زندگی خصوصی و حیات اجتماعی هنرمند قائلند مرزی ساختگی است، ولی بر این باورم که نویسنده جز در نامه‌های خصوصی‌اش در نهایت و اوج آزادی قرار ندارد» صد نامۀ عاشقانه را آقای ابولقاسم قوام و خانم زهرا یزدان‌نژاد به طور مشترک ترجمه کرده‌اند. این کتاب به همت نشر نیماژ منتشر شده است. لینک کتاب صد نامۀ عاشقانه در سایت نشر نیماژ درباره‌ی نزار قبانی در ویکی‌پدیا مدخل نزار قبانی می‌خوانیم که او یک دیپلمات سوری بود که همسر اولش را در حادثه‌ی بمب‌گذاری مقابل سفارت عراق در بیروت از دست داد (سال ۱۹۸۱). این حادثه روی او اثر شگرفی داشت. به طوری که او بارها در مورد وی شعرهایی سروه است. علاوه بر این حادثه‌ی تلخ، خودکشی خواهرش در اثر یک ازدواج تحمیلی در سال ۱۹۳۸ و مرگ پسر نوجوانش در اثر بیماری قبلی، دو حادثه‌ی مهم دیگر در زندگی فردی و همچنین شعری وی می‌باشند. در جایی گفته است که می‌خواهد دنیای عرب را تغییر دهد. او می‌خواست این تغییر را از راه شعر محقق کند تا جهان عرب برخورد بهتری با زنان داشته باشد. هر چند که نزار قبانی شاعر زن و عشق است، اما او بعدها در اثر حوادث سیاسی مرتبط با فلسطین و جهان عرب، زمانی که سفیر کشورش در چین بود، بعد از بیست سال کار دیپلماتیک، استفعا داد و اعلام کرد که از این پس به صورت تمام وقت به شعر خواهد پرداخت. از این پس او به شعر سیاسی و شعر مقاومت روی آورد. زندگی‌نامه‌ی نزار قبانی در ویکی‌پدیا فارسی بریده‌هایی از کتاب صد نامه‌ی عاشقانه کتاب صد نامۀ عاشقانه به خوبی نشان‌دهندۀ روح لطیف و شاعرانه‌ی او می‌باشد. در این نوشته بریده‌هایی را به عنوان نمونه ذکر کرده‌ام. اما این بریده‌ها جای کتاب اصلی را نخواهند گرفت. اگر این شعرها را مطابق طبع خود یافتید، مطمئن باشید …

ادامه مطلب

آلاتورکا، گزیدۀ شعر کوتاه مدرن ترکیه

۲۴ تیر ۱۳۹۷
0 دیدگاه

آلاتورکا نام گزیدۀ شعرهای کوتاه مدرن ترکیه است که توسط میراندا میناس و آیدین روشن ترجمه شده است. این کتاب که توسط نشر ثالث به چاپ رسیده است حاوی اشعاری از ۶۵ شاعر شناخته شدۀ ترک، از جمله عزیز نسین، ناظم حکمت، اوکتای رفعت، جمال ثریا، حبیب بکتاش و … است. با اینکه این لیست ۶۵ نفری از شاعران، کتاب را یک لیست کامل از شاعران موفق معاصر ترکیه به نظر می‌آورد، اما در مقدمه کتاب چنین می‌خوانیم: «خورخه لوئیس بورخس در جایی می‌نویسد: خطر تهیه کردن هر فهرستی این است که افتادگی‌های آن به چشم می‌آید. ما گردآورندگان و مترجمان این آنتولوژی ادعا نداریم که بهترین شعرهای کوتاه ترک را گردآورده‌ایم، اما اگر نگاهی به مشهورترین آنتولوژی‌های شعر مدرن ترک بیندازیم، بی‌گمان بیش از هفتاد درصد شعرهای کوتاه موجود در این کتاب، در آن‌ها دیده خواهد شد. ذکر این نکته نیز ضروری است که تعداد محدودی از شعرهایی که در این کتاب آمده‌اند، به خصوص اشعار شاعران پست‌مدرن، مستقلاً شعر کوتاه نبوده و بعضاً قسمتی از اشعار بلندی‌اند که به دلیل استقلال ]معنایی[ جدا درخشیده و به عنوان شعر کوتاه وارد برخی آنتولوژی‌ها شده‌اند.» خواندن این مجموعه شعر را به شما توصیه می‌کنم. در ادامه چند شعر از این مجموعه برگزیده‌ایم که امیدوارم لذت ببرید. گزیده‌ای از اشعار کتاب آلاتورکا ادیب جان سئور (۱۹۲۸، استانبول – ۱۹۸۶، استانبول) فراموش فراموش شد زمستان دیگر صدای پای هیچ‌کسی شبیه هم نیست. گریز از خاطرات گاهی می‌خواهی بروی بدون نگاه کردن به پشت سرت نیازی نیست همه‌چیز را رها کنی خاطرات را جا بگذاری کافی است! تنهایی پرنده باشد یا انسان، تنهایی اختراع آن‌هایی است که دوست داشتن نیاموختند. از آن تو چیزی است از ان تو چشمان من! اوکتای رفعت (۱۹۱۴، ترابزون – ۱۹۸۸، استانبول) دوباره تنهایی از همان راهی که تو رفته‌ای باز می‌گردد. بولنت اجویت (۱۹۲۵، استانبول – ۲۰۰۶، آنکارا) نگرانی می‌لرزد قلبم. نکند یک روز آنچه در تو دیده‌ام را دیگران نیز ببینند! گلتن آکین (۱۹۳۳، یوزگات – ۲۰۱۵، استانبول) مرگ ترک خورده‌اند چوبه‌های دار مرگ به پشت در خانه‌هامان رسیده است. ندایم را پاسخ گو! اگر سکوت کنی، یا از مردگانی یا هم‌دست مرگ. در همین زمینه این باران بیهوده نمی‌بارد آقای عزیز نسین! صد نامۀ عاشقانه اثر نزار قبانی غاده السمان: زنی عاشق زیر باران اگر دوست دارید همیشه اولین نفری باشید که از به روزرسانی‌های سایت مطلع می‌شوید، لطفاً ای‌میل خود را در قسمت زیر وارد کنید. [newsletter]

ادامه مطلب
سبد خرید
  • سبد خریدتان خالی است.
ورود به سایت
تلگرام