اهمالکاری چیست؟ انواع، علل و راه‌های درمان آن

۲۳ اسفند ۱۳۹۷
5 دیدگاه

اهمالکاری یا به تعویق انداختن کارها چیزی نیست مگر همان امروز و فردا کردن در انجام کارها. این امروز و فردا کردن‌ها معمولاً با گفتن جملاتی مانند «باشه بعداً انجام می‌دم»، «از شنبه شروع می‌کنم»، «حالا باشه بعداً انجام می‌دهم» و … همراه است. قبل از اینکه به تعریف دقیق این کلمه بپردازم و بگویم چه باید کرد، می‌خواهم چند نکته را برشمرم تا یادمان باشد که همۀ ما باید به درمان اهمالکاری بپردازیم: اهمالکاری تقریباً اصلی‌ترین دلایل «هرگز به موفقیت نرسیدن» خیلی از ماست. ما فکر می‌کنیم اهمالکاری باعث می‌شود کاری را یک هفته یا نهایت یکی دو ماه به تعویق بیندازیم، در صورتی که خیلی از کارهایی که قرار بوده انجام دهیم الان چند سال که به تعویق انداخته‌ایم. تجربه به تعویق انداختن کارها چیز غریبی نیست. همۀ دچار آن هستیم. همه می‌دانیم که اگر دچار اهمالکاری نباشیم، در زندگی موفقیت‌های زیادی به دست می‌آوریم. اما چرا با وجود اینکه می‌دانیم تعلل کردن در کارها ضررهای زیادی برای ما دارد نمی‌توانیم بر آن فائق آییم؟ وقتی می‌خواهیم کاری را از شنبه شروع کنیم، آن را هرگز شروع نمی‌کنیم. در ادامۀ مقاله به انواع تعلل، ریشه‌های آن و همچنین راه‌های درمان آن می‌پردازم. اهمالکاری، تعلل یا به تعویق انداختن، کدام درست است و تعریف آن چیست؟ اهمالکاری ترجمه‎ی کلمه‌ی انگلیسی procrastination است. وقتی به فرهنگ لغت‌های انگلیسی و یا سایتی مانند ویکی‌پدیا نگاه می‌اندازیم، چیزی مانند این به عنوان تعریف اهمالکاری ارائه شده است: Procrastination is the avoidance of doing a task that needs to be accomplished by a certain deadline. ترجمه دقیق و کلمه به کلمه این تعریف علمی اینگونه می‌شود: Procrastination ممانعت از انجام عملی است که لازم است قبل از یک مهلت زمانی دقیق کامل شود. در فرهنگ لغت کمبریج تعریف کمی متفاوت است: Procrastination: to keep delaying something that must be done, often because it is unpleasant or boring Procrastination ممانعت از انجام عملی است که لازم است انجام شود به این دلیل که خسته‌کننده یا ناخوشایند است. هر سه کلمه‌ی اهمالکاری، به تعویق انداختن و تعلل در فرهنگ فارسی امروز مترادف محسوب می‌شوند، اما من به شخصه به تعویق انداختن را خیلی بهتر و رساتر می‌دانم. پس تعریفی که من در اینجا ارائه می‌دهم این است: به تعویق انداختن کارها یعنی ممانعت از انجام عملی مهم و دارای مهلت زمانی به این دلیل که خسته‌کننده یا ناخوشایند است. حالا اینگونه به قضیه نگاه می‌کنیم: چرا باید عملی برای ما ناخوشایند باشد؟ اگر جواب این سؤال را بیابیم، ریشه‌های اهمالکاری را یافته‌ایم. شناسایی الگوی حاکم بر به تعویق انداختن کارها اگر به فعالیت‌هایی که در طی مثلاً یک سال گذشته داشته‌ایم، نظری بیافکنیم، خواهیم دید ما همه آن‌ها را به تعویق نینداخته‌ایم. بلکه بعضی از فعالیت‌ها را به تعویق می‌اندازیم و بعضی را با اشتیاق انجام می‌دهیم. اگر به دستاوردهای مثبت زندگی خود توجه داشته باشیم، خواهیم دید کارهایی که به نتیجه رسانده‌ایم و از آنها نتایج خوبی گرفته‌ایم هیچ کدام از آن‌ها را هیچ روز شنبه‌ای شروع نکرده‌ایم. بلکه حتی آن‌ها را هیچ روز خاص دیگری هم شروع نکرده‌ایم. موفقیت‌های ما در زندگی نتیجه‌ی فعالیت‌هایی …

ادامه مطلب