پاسخ صریح در چند کلمه: دخالت بیش از حد پدر و مادرها! اما بگذارید توضیحاتی را به این پاسخ بیفزایم، چرا که میدانم برای همۀ شما مفید خواهد بود. در این سالهایی که من ریاضی درس دادهام بارها به چشم خود دیدهام که دخالت پدر و مادرها در کار دانشآموزها، بیشتر از هر عامل دیگری، جلوی پیشرفت آنها را گرفته است. جالب است که همه فکر میکنند با دخالت در تمام امور دانشآموز به پیشرفت او کمک میکنند، در صورتی که بزرگترین ضربه را خودشان به فرزند خود وارد میکنند. پدر و مادرها تحمل این را ندارند که بچهها کوچکترین اشتباهی را انجام بدهند، یا برای حل یک مسألۀ ریاضی زمان صرف کنند، در نتیجه عجولانه وارد کار میشوند و مرتب بچهها را تحت فشار میگذارند و گاهی جوابها را به دانشآموز دیکته میکنند. پدر و مادرهای زیادی را دیدهام که وقتی فرزندشان راه حل یک مسألۀ ریاضی را بلد نیست، او را سرزنش میکنند یا برای شرکت در کلاسهای مختلف تحت فشار قرار میدهند. یکی از هدفهای اصلی مدرسه رفتن این است که مغز انسانها توسعه پیدا کند. برای این کار لازم است که دانشآموزها قسمتهای زیادی از فرایند یادگیری را به تنهایی انجام بدهند. یعنی فکر کنند، انجام بدهند، اشتباه کنند و سپس خطای خود را اصلاح کنند. یکی دیگر از هدفهای مدرسه رفتن، رشد شخصیت فرد است، بنابراین اجازه دهید خودش تصمیم بگیرند که آیا به کتاب یا کلاس خاصی نیاز دارند یا خیر. اجازه بدهید خودشان تصمیم بگیرند که چه رشتهای را ادامه دهند و یا چه فعالیتی را جدای از درس و مدرسه انجام دهند. همۀ اینها را باید خود دانشآموز تصمیم بگیرد.
اسماعیل اصلانی دیرانلو | هر چیزی از یک ایده شروع میشود، ایدۀ تو چیست؟