در تروما و سوگواری متوقف نشوید

در شرایطی که همه در تروما و استیصال به سر می‌بریم، داشتن مهارت مراقبت از خود، مهم‌ترین مهارتی است که باید به آن مجهز باشیم.

اولین و مهم‌ترین نکته اینکه شما تنها نیستید. این درد عمیقی که تجربه می‌کنید و روی شانه‌های شما آنقدر سنگینی می‌کند که انگار هر لحظه ممکن است کمر زیر آن خم کنید، چیزی است که دیگران همانند شما از آن رنج می‌برند. خیلی مهم است که بدانید دیگران هم احساسات مشابه شما را تجربه می‌کنند. 

نکتۀ بعدی اینکه خودتان را از زیر بار خبرها خارج کنید. خبر به معنایی که ما امروز با آن سروکار داریم یک اختراع قرون جدید است و از اساس ساخته شده است تا ذهن مخاطب را دستکاری کند. هیچ خبری بی‌طرف نیست. هیچ خبری از هیچ بنگاه خبرپراکنی‌ای به هدف دادن آگاهی به شما منتشر نمی‌شود. الان وقت این نیست که خود را زیر فشار این همه خبر جهت‌دار و تحریف شده قرار دهید. 

از اینستاگرام هیچ آبی برای ما گرم نمی‌شود از دنیای مجازی بیرون بیایید و برای قدم زدن یا حرف زدن با آدم‌ها به صورت حضوری وقت بگذارید. 

دیگر اینکه باید به طور جدی از انزوا دوری کنید. از جمع گریزان بودن به ذهن و جسم شما ضربه خواهد زد. سلامت روانی و سلامت جسمانی ما به چندین عامل وابسته است که از این میان، داشتن ارتباط با دیگر افراد نقش خیلی مهمی در ارتقای سطح سلامت ما دارد. 

مسألۀ مهم‌تر اینکه از احساساتی شدن و بحث کردن با دیگران دوری کنید. در چنین شرایطی با بحث کردن با افرادی که آنها هم مانند شما اطلاعات خیلی کمی از مسائل دارند، به آگاهی نخواهید رسید، بلکه فقط فاصله خودتان را با آدم‌ها بیشتر می‌کنید. 

توجه داشته باشید که ذهنی بافی و قضاوت کردن یک بیماری ذهنی است که برای فردی که با آن دچار است، ابتدا لذت بخش است، اما در دراز مدت او را منزوی و افسرده خواهد کرد. 

سعی نکنید مسائل را در ذهن خود حل و فصل کنید! خیلی از مسائل پیچیده هستند و داده‌های خیلی زیادی را در دل خود دارند، بنابراین هیچ وقت نمی‌شود با حجم محدودی داده آن‌ها را در ذهن حل کرد. ذهنی کردن مسائل فقط یک نتیجه دارد: تولید تصورات غیر واقعی راجع به امور پیچیده. 

از همۀ این‌ها مهمتر، لازم است که راجع به دیگران هیچ قضاوتی نکنید. روی یک سری مسائل کم اهمیت یا واکنش‌هایی که هر فرد دچار تروما از خود نشان خواهد داد، آدم‌ها را از خود دور نکنید. هر قضاوتی راجع به دیگران دارید کنار بگذارید. بهترین راه برای شناخت آدم‌ها حضوری صحبت کردن و با آنها نشست و برخاست داشتن است، آن هم در دراز مدت. 

البته این را هم بگویم که لازم نیست برای هر ارتباط اجتماعی ساده‌ای، شناخت خیلی دقیقی از آدم‌ها داشته باشیم. همین که ارتباط اجتماعی سالمی با دیگر افراد داریم برای ما کافی است. 

روی هیچ و پوچ، خیال‌بافی و توهم و از روی تصورات من‌درآوردی راجع به آدم‌ها قضاوت نکنید. 

مسئله خیلی خیلی مهمی که این روزها بسیار مشاهده می‌شود استفاده از برچسب‌هایی‌ست که رسانه‌ها توی دهان مردم انداخته‌اند. به دیگران برچسب نزنید. بین خودتان و آدم‌ها خط کشی نکنید. روی یک سری تصورات غلط و بچه‌گانه، آدم‌ها را گروه‌بندی نکنید. دوست و دشمن کردن آدم‌های اطرافتان، فقط شما را منزوی‌تر، عصبی‌تر و خسته‌تر خواهد کرد. 

آنچه که ما بیش از هر چیز به آن نیاز داریم، پایان دادن به وضعیت استیصال ذهنی و ابتذال حاکم بر فضای اندیشه در ایران است. فردی که دچار استیصال شده نمی‌تواند تصمیمات درست بگیرد. 

این روزها مهم‌ترین چیز برای همه ما کنار یکدیگر بودن است. از خانه بیرون بروید و قدم بزنید. تلفن را بردارید و به کسانی که مدت‌هاست از آنها بی‌خبرید زنگ بزنید. با دوستان و آشنایان قرار بگذارید و با آنها وقت بگذرانید. حتی کسانی را که دورادور می‌شناسید هم می‌توانید در این فرصت به خود نزدیک کنید. صحبت کردن و در کنار هم وقت گذراندن یکی از سنت‌های قدیمی ما ایرانی‌هاست. 

مردم در قدیم چگونه وقت‌های خالی خود را پر می‌کردند؟ در عصری که اینترنت، تلویزیون و رادیو نبود، مردم چگونه از زمان فراغت خود استفاده می‌کردند؟ با کنار هم نشستن و صحبت کردن. 

در طول سفر، حین کار، شب‌ها هنگام استراحت و خیلی از اوقات دیگر، با صحبت کردن وقت می‌گذشت. این کنار هم بودن و با هم صحبت کردن یکی از ارکان مهم زندگی اجتماعی است. گاه پیش می‌آمد که دو نفری مسیری از شهری تا شهر دیگر را هم‌سفر می‌شدند و نتیجۀ این هم‌صحبتی یک دوستی دامنه‌دار و طولانی می‌شده است.

چرا ما امروز کم طاقت و بداخلاق شده‌ایم؟ آیا فقط ما در شرایط بدی هستیم؟ یا پیشینیان ما هم بارها و بارها در شرایط ترسناک و هولناکی قرار داشتند؟ آیا فقط به خاطر شرایط است که به اینجا رسیده‌ایم و خلق و خوی تنگی یافته‌ایم؟ من فکر می‌کنم جواب این سؤال همیشه بله نیست. مگر پیشینیان ما چقدر امکانات داشتند؟ مرگ و میر، بیماری و حوادث ناگوار همیشه در کمین آنها بوده است. آن هم در شرایطی که هیچ امکاناتی برای رفت و آمد، حمل و نقل و ارتباطات وجود نداشته است. 

درست است که به خاطر شرایط، زیر بار فشار زیادی هستیم، اما حال بد برآمده از شرایط بد فقط یک بعد قضیه است. بعد دیگر که مهم‌تر است، این است که شرایط ما مخلوق تصمیمات اشتباه ما در سال‌های گذشته بوده است. شاید لازم باشد که در خلق‌وخو، روحیات و طرز فکر خود تغییر اساسی ایجاد کنیم.

و بالاخره آخرین نکته، از افرادی که سوگواری و ذکر مصیبت را به یک روش زیستی تبدیل کرده‌اند، دوری کنید. کسانی که مرتب از سوگواری به خاطر شرایط موجود حرف می‌زنند، زخم‌های عمیق وجدان خود را التیام می‌بخشند. بیشتر این افراد یا ریاکار و دروغ هستند یا افرادی با توانایی‌های فکری و ذهنی پایین هستند. هرگز در سوگواری متوقف نشوید. انتخاب آدم‌های شجاع و باهوش، عبور از سوگواری و زندگی را ساختن است. 

من در زمینه مسائل سیاسی تجربه نسبتاً زیادی دارم، بنابراین این چند خط آخر این نوشته را با دقت بیشتری بخوانید. 

زندگی با ما یا بی ما پیش می‌رود. چه بخواهیم و چه نخواهیم، ۵ سال آینده خیلی زود از راه می‌رسد و چشم در چشم ما می‌دوزد. در این مدتی که شما در انزوای خود به مسائل ذهنی مشغول هستید، افرادی هستند که دیگران را به سوگواری و لج‌بازی با جامعه دعوت می‌کنند، اما در خفا مشغول ساختن آیندۀ خود هستند. کاری نکنید که در این میان شما به خاطر ذات ساده و بی‌غل و غش خود به یک بازنده تبدیل شوید. 

  1. در سوگواری متوقف نشوید.
  2. با دیگران ارتباط بگیرید.
  3. تنها یا با دیگران، برای پیاده‌روی و هر نوع فعالیت بدنی وقت بگذارید. 
  4. با دوستان و آشنایان قرار بگذارید و آن‌ها را ببینید.
  5. برنامه‌های دراز مدت خود را پیگیری کنید.
  6. از شبکه‌های اجتماعی و هر منبع خبرپراکنی دوری کنید.