امروز: دوشنبه، ۱۸ خرداد ۱۴۰۵

چرا حافظ حافظۀ ماست؟

۲ خرداد ۱۴۰۵
2 دیدگاه

مطلب قبلی راجع به حافظ بود و احتمالاً برای دوستانی که من را از نزدیک می‌شناسند (به خاطر دیدگاه‌هایی که راجع به حافظ دارم) کمی عجیب بوده که به حافظ پرداخته باشم. هر چند که به نظر خودم اصلاً عجیب نبوده که چنین کاری کرده‌ام! اول اینکه ناخودآگاه دوباره یاد خیام افتادم و حرف از او و اشعار نغزش به میان آوردم و دیگر اینکه تمام زندگی حافظ در همان پیام خلاصه می‌شود که البته حرف دل من هم هست. علیرغم دیدگاه‌هایی که راجع به دیوان او دارم، اما در این زمینه که ریاکاری، دروغگویی، ظاهربینی و ظاهرسازی بلاهای خانمان‌سوز یک جامعه هستند با اون هم‌نظرم. اما من چه دیدگاه‌هایی راجع به دیوان حافظ دارم که ممکن است برای عده‌ای عجیب باشد که من از حافظ بنویسم؟ من سه دیدگاه راجع به حافظ دارم که معمولاً به مزاق خیلی‌ها خوش نمی‌آید. از بیان دوتای آن‌ها صرف نظر می‌کنم و فقط به یک مورد از آن‌ها می‌پردازم. این حرف من البته صحبتی نیست که من برای اولین بار مطرح کرده باشم، بلکه دیدگاهی است که من از مقالاتی که در مجلۀ بخارا خوانده‌ام کسب کرده‌ام. طبق تحقیقاتی که صورت گرفته است، آنچه امروزه روز به عنوان دیوان حافظ در دسترس ماست، در واقع یک نسخه از اشعار اوست که در طی زمان مرتب اصلاح شده است و هر کسی که از راه رسیده، اصلاحاتی در ابیات، اوزان و واژگان دیوان به عمل آورده تا اینکه شده است این مجموعه اشعار نغز و صیقل‌خورده که مو لای درزش نمی‌رود. اگر اشعار حافظ به همان شکلی که خود او سروه بود به دست ما می‌رسید چه بسا این همه زیبایی را در آن‌ها نمی‌دیدیم. بنابراین وقتی بهاءالدین خرمشاهی می‌گوید حافظ حافظۀ ماست فقط این نیست که اشعار حافظ، حافظۀ جمعی و تاریخی ما در مواجهه با بی‌اخلاقی‌های افراد و حاکمان را منعکس کند، بلکه، از نظر من، می‌توان این جمله را به این معنا هم گرفت که هر نسلی از ایرانیان میراث واژگانی و سلیقۀ شعری خود را لابه‌لای ابیات حافظ به یادگار گذاشته‌اند.

ادامه مطلب

رند، پاکباز، زاهد و واعظ در دیوان حافظ

۲ خرداد ۱۴۰۵
0 دیدگاه

در دیوان حافظ شخصیت‌های «پاکباز» و «رند» جایگاه ویژه‌ای دارند. رند، پاکباز یا حتی گاهی رندِ پاکباز، کسی است که ظاهری معمولی دارد و چه بسا که افراد ظاهرساز و ظاهربین او را به خاطر همین ظاهر ساده‌اش مورد تمسخر قرار دهند. ولی او درونی پاک دارد. حرفی که پاکباز بر زبان می‌آورد همانی نیتی است که در دل دارد؛ و آنچه که او انجام می‌دهد، همان چیزی است که در ذهن به  آن اعتقاد دارد. نه دروغ می‌گوید و نه ریا می‌ورزد. «زاهد» و «واعظ» شخصیت‌هایی هستند که مقابل رند و پاکباز قرار می‌گیرند. زاهد و واعظ ظاهربین و ظاهرساز هستند. این دو آدم‌های ریاکار، دروغگو و دورویی هستند و در حالی که از ریز و درشت رفتارهای دیگران ایراد می‌گیرند و مرتب در حال عیب‌جویی و سرزنش دیگران هستند، خودشان چون به خلوت می‌روند آن کار دیگر می‌کنند.   هر چند که زاهد و واعظ زیاد حرف می‌زنند و مرتب از ارزش‌های اخلاقی و انسانی دم می‌زنند، ولی عمل آنچنانی به گفته‌های خود ندارند. آن‌ها با ظالم و فاسق مرزبندی ندارند و چه بسا که از طریق همین ارتباطات ارتزاق می‌کنند. از همین روی، لقمه‌ای که بر سر سفره می‌آورند شبهه‌ناک و گاهی آشکارا ناپاک است. در عوض، رند و پاکباز در مورد رزق و روزی خود حساس هستند و خیلی مراقبت می‌کنند که فاصلۀ خود را با آدم ظالم و فاسق حفظ کنند.

ادامه مطلب

تقویت خلاقیت در نویسندگی

۱ اردیبهشت ۱۴۰۵
4 دیدگاه

تعریف خلاقیت خلاقیت از هیچ به وجود نمی‌آید. خلاقیت روند آهسته و مداوم بهتر کردن چیزهاست. خلاقیت را می‌توان به روش‌های مختلف تعریف کرد، مثلاً: بسیاری از ما تصور می‌کنیم که خلاقیت نعمتی ذاتی و طبیعی است که برخی آن را دارند و برخی دیگر از آن محرومند. در صورتی که به گفتۀ باربارا کر، استاد روانشناسی، تنها ۲۲% از واریانس خلاقیت ما به ژن‌هایمان برمی‌گردند. همچنین تحقیقات نشان می‌دهد که هم خود خلاقیت اکتسابی است و هم از دست دادن آن؛ یعنی ما از دست دادن خلاقیت را هم در طول زمان می‌آموزیم. به عبارتی اگر در زمینه‌ای تمرین و مطالعه داشته باشیم، خلاقیت ما در آن زمینه رشد می‌کند و اگر کار خاصی انجام ندهیم، به مرور خلاقیت خود را از دست می‌دهیم. البته شکی نیست که در ابتدای کار برخی خلاق‌تر از دیگران هستند، اما باید بدانید که همۀ ما با سطح خاصی از مهارت‌های خلاقانه متولد می‌شویم، فقط اینکه اگر به اندازۀ کافی تلاش کنیم می‌توانیم از دیگر افراد فعال در آن حوزۀ کاری (مثلاً نویسندگی) خلاق‌تر شویم. خبر خوب این است که بیشتر توانایی‌های مربوط به تفکر خلاق یادگرفتنی هستند. پس یادگیری و تمرین را به طور مداوم در برنامۀ هفتگی خود داشته باشید.

ادامه مطلب

«مقایسه کردن» یک انرژی‌خوار است

۳۰ فروردین ۱۴۰۵
0 دیدگاه

خودتان را با فردی که سال‌ها از شما جلوتر است مقایسه نکنید؛ زیرا با این کار احساس ناکافی بودن و خسران خواهید کرد. احساس می‌کنید زمان طلایی برای همیشه از دست رفته است و دیگر هیچ فایده‌ای ندارد که انجام کاری را شروع کنید. مقایسه کردن یک انرژی‌خوار است و ته ماندۀ انرژی و انگیزه شما را نابود می‌کند. در عوض خودتان را با مثلاً ۳ سال پیش خود مقایسه کنید که همان زمان هم قصد داشتید باشگاه، یادگیری زبان، کسب و کار خودتان و یا فعالیت دیگری مانند این‌ها را شروع کنید، ولی دست روی دست گذاشتید و سه سال گذشت. حالا به این فکر کنید که اگر همان ۳ سال پیش شروع می‌کردید و با یک روند آهسته ولی مداوم پیش می‌آمدید، به نظرتان الان چقدر از امروز خود جلوتر بودید؟ قدرت شروع ناقص را دست کم نگیرید. منتظر نباشید لحظۀ طلایی که در آن همۀ شرایط ایده‌آل باشد فرا برسد؛ چون هیچ وقت چنین لحظه‌ای پیش نخواهد آمد. برای بهتر شدن همیشه وقت هست ولی برای شروع کردن گاهی فرصت برای همیشه از دست می‌رود. بنابراین عجله نکنید، از نتایج کم و گاهی توأم با اشتباه نترسید، برای شروع به هیچ وجه امروز و فردا نکنید و در یک روند آهسته ولی مداوم، فعالیت خود را پیش ببرید. در همین زمینه

ادامه مطلب

۴ دلیل که چرا از نوشتن می‌هراسیم؟

۲۰ فروردین ۱۴۰۵
2 دیدگاه

یک) ذهن انسان آشفته است و نظم دادن به آن سخت است روی کاغذ آوردن جمله به جملۀ افکار روندی است که به صبر و نظم قابل توجهی نیاز دارد. در نهایت بعد از صرف زمان نسبتاً زیادی، نتیجۀ کار اغلب یک نوشتۀ پریشان است که مطالب گاهی پس و پیش بیان شده است. نوشته چفت و بست لازم را ندارد، قانع ‌کننده نیست و همۀ آنچه که در ذهن ما بوده را به خوبی منتقل نکرده است. گاهی ممکن است حرف‌های زیادی در ذهن داشته باشیم ولی به محض اینکه شروع به نوشتن می‌کنیم، همه چیز از ذهن‌مان برود. نوشتن یک مهارت است و برای اینکه خوب و راحت بنویسیم، لازم است هم برای یادگیری آن و هم برای تمرین کردنش وقت بگذاریم و برای داشتن یک ذهن منظم و به صورت مستدل و ساختارمند نوشتن، لازم است که صبور باشیم. در همین زمینه این ۳ نوشته را بخوانید: دو) ما از روبه‌رو شدن با خود شرم داریم وقتی شروع به روی کاغذ آوردن افکار و تصورات خود می‌کنیم، در واقع داریم بر لایه‌های فرو رفته در تاریکی ذهن نور می‌افکنیم و جنبه‌هایی از خود را می‌بینیم که ممکن است برای ما خوشایند نباشد. ما اغلب از روبه‌رو شدن با خودمان شرم داریم و به خاطر همین شرم، از نوشتن هراس داریم.

ادامه مطلب

آنچه باعث نابودی می‌شود نادانی نیست، غفلت است!

۱۸ فروردین ۱۴۰۵
0 دیدگاه

نادانی لزوماً باعث نابودی نخواهد شد. نادان کسی است که نمی‌داند! و چه بسا وقتی در معرض منابع اطلاعاتی باشد یا مورد نقد قرار بگیرد به دانایی برسد. آنچه قطعاً باعث نابودی خواهد شد غفلت است. فرد غافل نادان نیست، بدتر از آن، بی‌توجه است. او به صحبت‌های دیگران و منابع اطلاعاتی اطراف بی‌توجه است و به دیگران گوش نمی‌دهد. بنابراین در مسیر اشتباه خواهد ماند. نادان نمی‌داند ولی لزوماً در مقابل دانستن و فهمیدن مقاومت نمی‌کند. او فقط نمی‌داند اما بی‌توجه نیست. غافل چه بداند چه نداند، در هر صورت، در مقابل دانستن و فهمیدن عایق‌بندی شده است چون بی‌توجه است و دریچه‌های ذهنش را به روی دنیای اطراف بسته است. نادان ممکن است مرتب در حال سؤال پرسیدن باشد. ممکن است مرتب در حال جستجو باشد. ممکن است گاهی خودش را زیر سؤال ببرد و از خودش بپرسد چرا من در فلان زمینه‌ها دچار خسران و شکست شده‌ام؟ این پرس‌وجو به هر حال او را به جایی خواهد رساند. ولی فرد غافل چشم و گوشش را به روی محیط بسته است. غفلت وقتی با غرور در هم آمیخته می‌شود زمینۀ تراژدی را به وجود می‌آورد. مطابق افسانه‌ها یونانی، غفلت و غرور ریشۀ همۀ تراژدی‌های بشری هستند. همۀ جنگ‌ها، نسل‌کشی‌ها و تباهی‌های گسترده‌ای که جان انسان‌های زیادی را به خطر انداخته است ریشه در غرور و غفلت دارد. در همین زمینه

ادامه مطلب

۳ دلیل برای اینکه نوشتن برای انسان مدرن یک ضرورت است؟

۱۶ فروردین ۱۴۰۵
0 دیدگاه

نوشتن برای انسان مدرن یک ضرورت است. به عبارتی انسانی که نمی‌نویسد در تمام ابعاد مدرن نشده است. درست است که همۀ افراد یک جامعه مهارت نوشتن را یادنگرفته‌اند و لازم هم نیست که یادبگیرند. اما هر چه تعداد افرادی که در یک جامعه به نوشتن روی می‌آورند بیشتر باشد، آن جامعه رشد و بالندگی بیشتر و سریع‌تری را تجربه خواهد کرد. شاید این که «چطور بنویسیم؟» سؤال مهمی باشد ولی این که «چرا بنویسیم؟» سؤال خیلی مهم‌تری است. چون که اگر چرایی نوشتن را یافته باشیم، چگونگی آن را خواهیم آموخت.   در اینجا چند دلیل برای نوشتن ذکر می‌کنم و امیدوارم به شما کمک کند چرایی نوشتن را بیابید. یک) نوشتن راهی برای رشد مهارت‌های فردی و داشتن یک ذهن شفاف مهارت‌های مانند بیان موضوعات پیچیده به زبان ساده، یا خلاصه کردن یک مطلب طولانی به طوری که نکات اصلی آن از قلم نیفتاده باشد، یا مهارت استدلال کردن و شفاف فکر کردن و به همان قیاس شفاف و مستدل صحبت کردن یک شبه به دست نمی‌آیند. برای رسیدن به حد بالای این مهارت‌ها باید تمرین کرد و صبور بود. بهترین تمرین برای تقویت این مهارت‌ها نوشتن است. هر چه بیشتر بنویسیم و سعی کنیم آنچه در ذهن‌مان می‌گذرد را به روی کاغذ بیاوریم به همان نسبت مهارت بیشتری در فکر کردن و بیان کردن موضوعات به شکل شفاف و مستدل پیدا می‌کنیم. افرادی که در کنار خواندن، به طور منظم می‌نویسند، حتی اگر شده در یک دفتر و فقط برای دل خود، درک بهتری از مسائل فردی و اجتماعی دارند و برای مسائل راه‌حل بهتری ارائه می‌دهند.

ادامه مطلب

۱۱ یار اوشن، ۱۲ یار اوشن، ۱۳ یار اوشن؛ آبکی، بچه‌گانه، بی‌محتوا

۲۸ اسفند ۱۴۰۴
2 دیدگاه

برای فرار از بیکاری این روزها، به فیلم دیدن پناه آورده‌ام. در سه شب گذشته به ترتیب فیلم‌های ۱۱ یار اوشن، ۱۲ یار اوشن و ۱۳ یار اوشن را دیدم. اطلاعات بیشتر در ویکی‌پدیا این بار دومی است که این فیلم‌ها می‌بینم. البته بعد از حدود ۱۷ سال. عجیب است که تمام این مدت فکر می‌کردم فیلم‌های خوبی هستند! این موضوع لااقل این را نشان می‌دهد که در این سال‌ها خیلی عاقل‌تر و دقیق‌تر شده‌ام. فیلم‌ها نه داستان قوی دارند، نه بازی قوی. کوچکترین سطحی از باورپذیری در فیلم‌ها دیده نمی‌شود. موضوع فیلم‌ها چیست؟ نقشه کشیدن گروهی از شارلاتان‌ها برای فریب و سرقت اموال یک شارلاتان دیگر.   چطور است که ۱۱ یار اوشن با نمرۀ بالای ۸ در لیست ۲۵۰ فیلم برتر IMDB قرار دارد؟ البته کم نیستند فیلم‌هایی که امتیاز بالایی دارند اما هیچ محتوایی ندارند.

ادامه مطلب

صابر راستی‌کردار را من، بابهانه و بی‌بهانه، همیشه یاد می‌کنم.

۲۰ اسفند ۱۴۰۴
2 دیدگاه

چند روزی است که خبر خاموش شدن سرویس بلاگ بیان توسط آقای قدیری روی وبلاگشان اعلام شده است و طبیعتاً همۀ اعضای این سرویس احساس می‌کنند در حال بی‌خانمان شدن هستند. هر کس به نوعی ناراحت است. من دلایل متعددی دارم که از شنیدن این خبر اصلاً خوشحال نیستم. علاقه‌ای که وبلاگ‌نویسی دارم و بیان را برای وبلاگ‌نویسی انتخاب کرده بودم. دیگر اینکه از خاموش شدن سرویس‌های اینچنینی که فضای گفتگوی جمعی و همچنین اقتصاد دیجیتال را تقویت می‌کنند اصلاً خوشحال نمی‌شوم. و چندی دلیل دیگر که الان نمی‌خواهم در مورد یک به یک آن‌ها صحبت کنم. اما یک دلیل خاص هم هست که شاید فقط برای من مهم باشد. آن هم اینکه بیان یکی از دو یادگاری است که از صابر راستی‌کردار بر فضای وب داریم. دو قالبی که برای بیان طراحی کرده است و وبلاگ او که در دسترس است و هر وقت دلمان برای صابر تنگ می‌شد می‌رفتیم و مطالب و کامنت‌ها را می‌خواندیم. یادگار دوم هم می‌دانید فونت‌هایی است که او طراحی کرده و در جاهای مختلف از جمله گیت‌هاب در دسترس است. من به دو دلیل صابر را خیلی دوست داشتم.

ادامه مطلب
سبد خرید
  • سبد خریدتان خالی است.
ورود به سایت
تلگرام