محمد حسین بهروزیان را من اولین بار در یکی از بحرانیترین شرایط زندگیام ملاقات کردم. ۱۸ سالم بود و پشت کنکور مانده بودم. نه اوضاع روحی من خوب بود و نه بقیه شرایط اطرافم. زیر فشارهای مختلف بودم و قدرت تمرکز نداشتم. او اما بدون چشمداشت مالی و با صبر و حوصلۀ زیاد، برای من وقت میگذاشت، به همۀ حرفهای من گوش میداد و توصیههای خیلی خوبی میداد. او که خودش فرد زحمتکشیدهای بود، خوب درک میکرد فردی در شرایط من، چه مسیر پر پیچوخمی را تا موفقیت در پیش دارد و اگر انتخابهای زیرکانه نداشته باشد و اگر به اندازۀ کافی صبور نباشد، نمیتواند در رسیدن به رؤیاهایش موفقیتی به دست آورد.
او برای من ابتدا، یک مشاور بود، بعد معلم زندگی من و در نهایت یکی از بهترین دوستان من شد. دوستی با مهربانی، صداقت و سخاوت زیاد.
از او خیلی چیزها نزد من به یادگار مانده است. محبتش، صداقتش، توصیههای دلسوزانه و کاربردیاش، لبخندش و صدای پر از مهرش که در گوشم طنینانداز است؛ و البته از همه مهمتر کتابی که به کمک همسرش نگاشته است و با امضای خودش به من هدیه داده است، همیشه مرا به یاد او خواهد انداخت. کتابش «روشهای نوین مطالعه و برنامهریزی» همیشه به خاطرم خواهد آورد که او هزاران دانشآموز اسفراینی را با شایستگی تمام راهنمایی کرد تا بهتر درس بخوانند و در مسیر دانشگاه و اشتغال گامهای درستی بردارند.
محمد حسین بهروزیان در ذهن همۀ ما اسفراینیها ماندگار خواهد بود.
برای خانواده و تمام بازماندگانش آرزوی تسلی خاطر و صبر دارم.
خدایش بیامرزاد.