امروز: پنجشنبه، ۲۱ خرداد ۱۴۰۵

جامعه‌شناسی خشونت

۲۳ مهر ۱۴۰۰
0 دیدگاه

خشونت از دیدگاه آیدین جواهریان جامعه‌شناسی خشونت نوشته‌ای از آیدین جواهریان است که به دلیل جذاب بودن و آموزنده بودن نوشته با اجازۀ خود نگارنده در این وبلاگ بازنشر داده شده است. آیدین جواهریان وبلاگ‌نویسی را مثل خیلی از هم نسلی‌های من از بلاگفا شروع کرده است. (البته من خودم این کار را از بلاگر شروع کردم. بعدتر به دلیل فیلتر شدن بلاگر در ایران کارم را با پرشین‌بلاگ ادامه دادم. بعد از افت و خیزهای فراوان الان با این وبسایت در خدمت شما هستم) نخستین فعالیت‌های او محدود به انتشار اشعارش بر روی وبلاگش بوده است. همانگونه که همه‌ی ما می‌دانیم بلاگفا نویسان بعد از رخدادن مسائلی، یا وبلاگ‌نویسی را ترک گفته‌اند یا در سرویس‌های دیگر مشغول به کار شده‌اند. آیدین جواهریان نیز از این قاعده مستثنی نیست. او از ایران مهاجرت کرده و اکنون در محیط جدید دنیای ذهن او و تجربه زیستی او رنگ‌های متنوع‌تری به خود گرفته است، وبلاگ‌نویسی را از سر گرفته و این بار به مسائلی می‌پردازد که دغدغه‌ی روزانه بیشماری ایرانی دغدغه‌مند است. مقاله‌هایی که او می‌نویسد با قلمی روان و منطقی قوی همراه است. سعی او بر این است که تصویری دقیق از موضوع ارائه دهد. نمی‌خواهد قضاوت خود را در قالب کلام به شما بفروشد. می‌خواهد شما خود ببینی که چه می‌شود و چه خواهد شد. نوشته‌های او همیشه آدم را به فکر وامی‌دارد. در زیر مقاله‌ای از وبلاگ او انتخاب شده است خواندنی است و تأمل برانگیز. امید که مفید فایده واقع شود. جامعه‌شناسی خشونت موسسه نظرسنجی گالوپ اخیرا در خصوص میزان خشم و اضطراب و نگرانی در بین مردم جهان، آماری منتشر کرده است که ایران از بین یکصد و چهل کشور موجود در لیست مقام پنجم را به خود اختصاص داده. این آمار به این معنی است که میزان خشم و اضطراب در بین ایرانیان بسیار بیشتر از اکثر ملتهاست. روزانه بسیاری از این دست آمارها را در اخبار میشنویم بدون آنکه در آن دقیق شویم و یا اساسا فکر کنیم متدولوژی یا روش شناسی آن چگونه است به عنوان مثال بر اساس داده های آماری چطور تشخیص میدهند که مثلا در نیجریه سطح خشونت بالاتر از ایران است یا بلعکس اساس این نظرسنجی بر مبنای پرسش و مصاحبه از دهها هزار شهروندان کشور های موجود در لیست استوار است. پرسشهایی که عموما در خصوص تجربه احساسی شهروندان درست در روز ماقبل پرسش است و از پرسش شنونده میخواهند تا در پاسخ به پرسشها به ترتیب از عدد یک تا ده را انتخاب کنند. به عنوان مثال: آیا دیروز به اندازه کافی استراحت کرده اید ؟ آیا دیروز با شما محترمانه رفتار شد ؟ آیا دیروز خیلی لبخند زدید یا خندید؟ آیا دیروز کار جالبی انجام دادید یا کار جالبی یاد گرفتید؟ آیا دیروز از زندگی لذت بردید؟ آیا دیروز درد فیزیکی داشتید؟ آیا دیروز نگران بودید یا استرس داشتید؟ آیا دیروز غمگین یا خشمگین بودید؟ بگذریم که بعضی از از آیتم های مورد پرسش، آیتمهایی هستند که در فرهنگهای مختلف میتواند متفاوت باشد. به عنوان مثال در فرهنگ ایرانیان لبخند زدن روزانه در خیابان احتمالا جایی ندارد …

ادامه مطلب

تأثیرات خاطره نویسی بر روی ذهن

۲۳ مهر ۱۴۰۰
0 دیدگاه

خیلی‌ها خاطره نویسی را کاری عبث و بیهوده می‌دانند، همان طور که خیلی‌ها برای وبلاگ‌نویسی هم ارزشی قائل نیستند. اما تحقیق جدیدی که انجام شده است، نشان می‌دهد که اگر اقدامی برای ثبت خاطرات، ایده‌‌ها و اندیشه‌های خود نکنید، این فشار فکری و انبار کردن اسرار یا اطلاعات، با ایجاد جدالی درونی در دو ناحیه مغز، باعث کاهش عملکرد شناختی شما می‌شوند. مطلبی که در ادامه می‌خوانید از سایت http://www.1pezeshk.com انتخاب شده است. هرچند که تاریخ نوشته مربوط به سال ۲۰۱۴ می‌باشد، اما همچنان محتوای تازه و مفیدی دارد. امید که برای شما هم مفید باشد. نگاه علمی به خاطره نویسی دیوید ایگلمن، دانشمند علوم اعصاب کالج پزشکی بایلور است، او به تازگی تحقیقاتی در مورد آثار مخرب حفظ کردن اسرار روی مغز، انجام داده است. تئوری ایگلمن خیلی ساده بود: یک قسمت از مغز می‌خواهد که افشاگری و فاش‌گویی کند و از این طریق استرس درونی را کاهش بدهد و قسمت دیگر می‌خواهد که رازها را در ناخودآگاه و اعماق ذهن، انبار کند. این دو قسمت با هم جدال دارند و سرانجام یکی پیروز خواهد شد، اما در این فاصله، مغز و عملکردش آسیب می‌بیند. روانشناس دیگری به نام کلایتون کریچر از دانشگاه کالیفرانیا هم بر این عقیده است که حفظ اسرار، به مانند یک فرایند خودتنظیمی است، به عبارت دیگر همان طور که ما در جریان رژیم گرفتن به خود فشار می‌آوریم و از خوردن یک غذای پرکالری و آماده، پرهیز می‌کنیم، برای حفظ اسرار هم این سختی و مرارت را باید بکشیم. در پژوهشی که نتایج آن در مجله Experimental Psychology منتشر شده است، کریچر و همکارانش نسان داده‌اند که انرژی لازم برای حفظ اسرار، توانایی شناختی ذهن ما را کاهش می‌دهند. آنها در یک مطالعه شبیه‌سازی نشان دادند که چنانچه افرادی، چیزی مثل ترجیح جنسیتی خود را مخفی کنند، در آزمون‌های فیزیکی و نیز در تعاملات اجتماعی ضعیف‌تر خواهند بود. به عبارت دیگر اگر ما همواره مواظب چیزی باشیم که می‌خواهیم بیان کنیم، مبادا که سری را فاش کنیم، توانایی‌مان در عرصه‌هایی مثل واکنش‌های احساسی، کاهش پیدا خواهد کرد. در مطالعه دیگری نشان داده شد که نگهداری اسرار، سطح هورمون کورتیزول را که در مواقع مواجهه با استرس بالا می‌رود، افزایش می‌دهد. چیز دیگری که معلوم شد، این بود که حفظ سر می‌تواند باعث ایجاد سردرد، تهوع، سردرد و احتمال بیشتر ابتلا به افسردگی و اضطراب شود. اما چطور خاطره‌نویسی پادزهر این مشکلات می‌شود؟ مسلماً فاش کردن اسرار، کل مشکلات را از بین می‌برد. اما خب، نمی‌شود پیش هر کسی رفت و اسرار را برملا کرد. اینجاست که خاطره‌نویسی به کار می‌آید. هم مطالعات امواج مغزی و هم MRI عملکردی نشان داده‌اند که خاطره‌نویسی، میزان ارتباط بین نیمکره راست و چپ مغز را افزایش می‌دهد. سایر آثار مثبت خاطره‌نویسی اینها هستند: افزایش علکرد سیستم ایمنی افزایش سلول‌های T در بیماران مبتلا به ایدز کاهش ویزیت‌های پزشکی ناشی از بیماری‌های مرتبط با استرس افزایش سطح حافظه افزایش قابلیت مدیریت موقعیت‌های استرس‌زا کاهش اشتباهات شغلی خاطره نویسی و وبلاگ نویسی، دو عمل مشابه همیشه وقتی صحبت از خاطره نویسی می‌شود، همانطور که در متن هم چندبار اشاره شد، …

ادامه مطلب

گزارش یک آدم ربایی

۲۳ مهر ۱۴۰۰
0 دیدگاه

مقدمه مروری بر کتاب گزارش یک آدم ربایی.‏ نوشته‌ی گابریل گارسیا مارکز، ترجمه‌ی کیومرث پارسای. نام مارکز با نام رمان صد سال تنهایی عجین است. شاهکاری ادبی با ساختاری خارق‌العاده و داستانی تأمل برانگیز. به همین خاطر عموماً فکر می‌کنند که هر آنچه که مارکز نوشته لزوماً دیرفهم و پیچیده است. اگر شما هم اینگونه فکر می‌کنید حتماً ‏کتاب «گزارش یک آدم ربایی» را بخوانید. علت نگارش این رمان چیست؟ این کتاب همانگونه که از نامش پیداست، ‏با ذهنیت ما در مورد رمان کمی متفاوت است. یک گروگان‌گیری واقعی رخ می‌دهد و ده خانواده را مستقیم و کل کشور را غیرمستقیم و به مدت زمان تقریباً ۶ ماه درگیر خویش می‌کند. از جمله‌ی این ده خانواده گروهی از دوستان مارکز هستند که از وی می‌خواهند حتماً در این زمینه چیزی بنویسد. و این اثر در نتیجه‌ی قولی که مارکز به دوستان خود می‌دهد خلق می‌شود: «ماروخا پاچون و شوهرش آلبرتو وی یامیزار در اکتبر ۱۹۹۳ ‏به من پیشنهاد کردند درباره‌یِ شش ماه ربایش ماروخا و تلاشهایِ سرسختانه‌ی آلبرتو برای آزادی او، کتاب بنویسم». ‏همانگونه که مارکز خود در مقدمه‌ی کتاب می‌گوید هدفش از نگاشتن این رمان، انعکاس تمام وجوه یک عملیات گروگان‌گیری ‏است که تظاهراتی بیرونی از مفاسد و مشکلات سیستماتیک مهم‌تری است که علیرغم مبتلا بودن جامعه به آن، همه از آن ‏غافلند: «طرح نخست، به پایان رسیده بود که فهمیدیم این آدم ربایی را نمی‌توان جدا از نُه مورد آدم ربایی دیگری که ‏هم‌زمان در کشور رخ داده بود، مورد بررسی قرار داد. زیرا در واقع آنگونه که در نگاه نخست تصور می کردیم، ده آدم ‏‏ربایی متفاوت در کار نبود. بلکه یک آدم ربایی جمعی به حساب می‌آمد که یک گروه دارای هدف مشخص، ده نفر را ‏با دقت برگزیده و به اجرا گذاشته بود». ساختار رمان مارکز برای شروع کار خود، با همه‌ی قربانی‌های آزاد شده و خانواده‌ی آن‌هایی که کشته شده‌اند، صحبت کرده و همه آن چه را شنیده، نوشته است. سپس به صورت بریده بریده، همانگونه که ‏برای یک رمان چند-راوی مناسب است، همه آن ها را کنار هم آورده است. تا اینجای کار، به نظر نمی رسد مارکز کار شاقی ‏کرده باشد! هنر مارکز در نحوه‌ی کنار هم چیدن و روایت کردن ماجرا از زبان افراد مختلف و انتخاب برش‌های مناسب خود را نشان داده است.  مارکز موفق شده است به خوبی به مقصود خود که همانا چهره نمایی از علتی که گروگان گیری معلول آن است، نیل یابد. قلم وی آن قدر قوی است و آن قدر زیبا کلمات را به خدمت می‌گیرد که حتی از گذر یک ترجمه عجولانه و ‏چاپ عجولانه‌تر و پر از اغلاط تایپی، باز هم زیبایی‌های خود را نشان می‌دهد. توصیف‌ها، شخصیت‌پردازی‌ها، ارائه‌ی ذره ‏ذره اطلاعات، از جایی به جای دیگر رفتن، مطلب را در جایی رها کردن و خواننده را به جای دیگری بردن و سپس بعد ‏از چند بار تغییر راوی دوباره به جای اول برگشتن، همه و همه آن قدر جذاب و زیبا انجام شده است که نمی توانید برای ‏لحظه‌ای حتی، کتاب را واگذارید. همچنین منطق محکم و انسانی حاکم بر نثر وی …

ادامه مطلب

بگذار باران تو را هم تازه کند

۲۳ مهر ۱۴۰۰
0 دیدگاه

وقتی باران باریدن گرفت پاشو از خانه بیرون برو و در خیابان‌هایی که خیس نو شدن شده‌اند قدم بزن. بگذار باران تو را هم تازه کند. مثل همین گل‌ها و برگ‌ها. مثل همه گنجشک‌ها تو هم در باران غرق شو و بگذار همه‌ی آنچه مال دیروز است در همان دیروز بماند. امروز را دریاب و رویش دوباره جوانه‌های بعد از باران را. خاک خیس می‌خورد و ذره ذره تازه می‌شود. همین که خاک باران را جرعه جرعه نوشید، عطشش فرو می‌نشیند. خاک پیام روئیدن می‌دهد تو هم به روئیدن فکر کن. به جوانه‌های فکری که هر چقدر کوچکند و نادیده انگاشته می‌شوند اما روزی بزرگ می‌شوند. هر درخت بزرگ روزی جوانه‌ی کوچکی بوده که بعد از روزی بارانی با امیدواری زیاد پوسته‌ی زمین را شکافته و بیرون آمده است. همان روزی که خیلی‌ها از باران و خیس و شل آن می‌نالیده‌اند درختی متولد شده است که امروز چنار بزرگی شده است. ببین که دست‌های خودش را از این سر تا آن سر باز کرده و به تمام پرنده‌ها پناه داده است. تو هم به جوانه‌های کوچکی که در تو می‌رویند امید داشته باش، آن‌ها روزی چنان بزرگ می‌شوند که همه‌ی ایده‌های کوچک‌تر را زیر سایه‌ی خود می‌گیرند. وقتی باران باریدن گرفت پاشو از خانه بیرون برو و در خیابان‌هایی که خیس نو شده شده‌اند قدم بزن. بگذار باران تو را هم تازه کند.  رنگین کمان را آنهایی می‌بینند که از خانه بیرون بیایند و باران را لمس کنند. در همین زمینه خوشا خشم و ناراحتی. خوشا کم‌طاقتی. خوشا تنهایی. بعداً وجود نداره، بعداً آدم پیر می‌شه لیوان‌ها می‌آیند و می‌روند، قهوه را به خاطر بسپار ساکت باش، بخوان، بنویس و منتشر کن! در پایان امیدوارم از این قطعه‌ی زیبا از موتزارت لذت ببرید: اگر دوست دارید همیشه اولین نفری باشید که از به روزرسانی‌های سایت مطلع می‌شوید، لطفاً ای‌میل خود را در قسمت زیر وارد کنید. [newsletter] Photo by Paul Beesley on Unsplash

ادامه مطلب

کتاب‌خوانی: عادت‌ها وجود ندارند، آن‌ها ساخته می‌شوند

۲۱ مهر ۱۴۰۰
0 دیدگاه

کتاب‌خوانی در رختخواب: دیروز مطلبی در لینکدین و ویرگول منتشر کردم که در آن عادت خودم در مورد کتاب‌خواندن در رختخواب را توضیح داده بودم. بعضی از دوستان صحبت‌هایی کردند که مرا به فکر وا داشت. نتیجۀ آن این شد که این مطلب را نوشتم. مهم‌ترین پیام این نوشته این است که عادت‌ها وجود ندارند بلکه ساخته می‌شوند. کمی می‌خواهم راجع به همین موضوع صحبت کنم. یک) مغز دستگاه شرطی شدن است مغز انجام کارهایی که برای ما تبدیل به عادت نشده باشد را دوست ندارد. چون دوست دارد کمترین انرژی ممکن را مصرف کند. بنابراین در یک روند آهسته آهسته، انجام کارهای مختلف در ما تبدیل به عادت می‌شوند. فقط کافیست مدتی آن‌ها را انجام دهیم. چه بخواهیم چه نخواهیم، ما همیشه در حال عادت‌سازی هستیم؛ یا به بیانی ما همیشه در حال «عادت کردن» هستیم. دو) انسان با عادت‌هایش تعریف می‌شود بنابراین می‌توان گفت هر انسان را باید با عادت‌هایش تعریف کرد. اگر دوست دارید تصویر روشنی از خود داشته باشید، ببینید چه عادت‌هایی دارید. مجموعۀ عادت‌های شما، شما را تعریف می‌کنند. به بیانی اگر می‌خواهید برای خود و آیندۀ خود کاری کنید، باید بر روی عادت‌های خود کار کنید. تا عادت‌های شما عوض نشوند، تغییر «مثبتی» در آیندۀ شما رخ نمی‌دهد. مثال عادت‌های وقت گذراندن عادت‌های مطالعه عادت‌های خواب، ورزش، تغذیه عادت‌های استفاده از اینترنت و بسیاری عادت ریز و درشت دیگر که روی سرنوشت ما تأثیر می‌گذارند. سه) عادت‌ها وجود ندارند، آن‌ها ساخته می‌شوند در این قسمت می‌خواهم مهم‌ترین حرف این نوشتۀ کوتاه را بزنم و آن اینکه عادت‌ها ساخته می‌شوند. برای ایجاد یک عادت باید هدفی داشته باشید. اول برای خود مشخص کنید که چه هدف یا هدف‌های مهمی در زندگی دارید، با توجه به پاسخی که می‌دهید مشخص می‌شود که باید چه عادت‌هایی را در خود نهادینه کنید. به این نکته هم توجه کنید که من فقط یک تجربه را شما در میان می‌گذارم، شما می‌توانید از روش من الگوبرداری کنید، اما به چشم یک توصیه‌نامه که حتماً از آن تبعیت کنید، به آن نگاه نکنید. چند نکتۀ خیلی مهم در عادت‌سازی خیلی مهم است که چند نکتۀ زیر را رعایت کنیم. این نکات برای ایجاد هر عادتی کمک کننده هستند: برای ایجاد عادت‌ها، هر بار روی یک عادت کار کنید، نمی‌توان به طور انقلابی به یک‌باره تمام عادت‌ها و رفتارهای نهادینه شده‌ای که در طی چند سال شکل گرفته‌اند را تغییر داد. پس هر بار روی یک عادت کار کنید. برای کار روی هر عادت، از گام‌های کوچک شروع کنید. گام‌های کوچک بردارید. گام بزرگ مانند سنگ بزرگ نشانۀ نزدن است. تکرار، تکرار و باز هم تکرار. اگر خواندن چند صفحه کتاب در روزهای اول، بازدهی ندارد، دلیلی ندارد هر بار برگردید و از اول آن صفحات را بخوانید. یا دلیل ندارد که فکر کنید این روش جواب نمی‌دهد و باید آن را رها کنید. این روند را تکرار کنید. زمان مشخص و مکان مشخص کلید اصلی شرطی شدن هستند. اگر هر روز در زمان مشخصی و در مکانی مشخصی کاری را انجام دهید، ذهن خیلی زود نسبت به آن مکان و زمان …

ادامه مطلب
سبد خرید
  • سبد خریدتان خالی است.
ورود به سایت
تلگرام