امروز: پنجشنبه، ۲۱ خرداد ۱۴۰۵

قانون ۱۵ دقیقه برای مدیریت زمان

۲ اسفند ۱۳۹۸
0 دیدگاه

قانون ۱۵ دقیقه برای مدیریت زمان یکی از بهترین راه‌ها برای بهینه‌سازی استفاده از زمان است. حتماً شما هم تجربه کرده‌اید که هر گاه می‌خواهید تغییری در زندگی خود بدهید، یا چیز جدیدی بیاموزید، یا بازم است که از زمان روزانه خود به طور بهینه برنامه‌ریزی کنید، به روشی تکراری و کلیشه‌ای، برای تمام روز برنامه‌ریزی می‌کنید. یعنی یک کاغذ برداشته و برای هر ساعت از روز فعالیتی را در نظر می‌گیرید. این نوع برنامه‌ریزی کردن به دلیل اینکه دست به تغییر یکباره عادت‌های روزمره می‌زند، نمی‌تواند موفقیت آمیز باشد. قبلاً درباره مدیریت زمان نوشته‌ام. گفته‌ام که باید یک جدول دارای چهارستون داشته باشیم که در آن فعالیت‌های هر روز خود را می‌نویسیم. بدون هیچ‌گونه سانسور و فقط برای خودمان تمام فعالیت‌های خود را در ان یادداشت می‌کنیم. بعد از مدت زمانی حدود ۴ یا ۵ هفته به بررسی دقیق آن می‌پردازیم. در این مرحله برای ما روشن می‌شود که چه فعالیت‌هایی را در طول روز انجام می‌دهیم که هیچ ربطی به هدف و پیشرفت ما در زندگی ندارند. فقط کافیست تعدادی از این فعالیت‌هایی که فقط وقت ما را هدر می‌دهند را از برنامه روزانه خود حذف کرده و به جای آن یک یا چند فعالیت مفید قرار دهیم. قانون ۱۵ دقیقه برای مدیریت زمان در این مرحله به کمک ما می‌آید و مشکل را حل می‌کند. ابتدا، بر روی یک کاغذ بنویسید که دقیقاً چه فعالیت‌هایی باید به برنامه‌ی روزانه شما وارد شوند. مانند شروع یادگیری زبان فرانسه یا زبان انگلیسی. یا مثلاً شروع یادگیری یک زبان برنامه‌نویسی، یا شروع یادگیری یک نرم‌افزار تخصصی که در فعالیت شغلی به ما کمک خواهد کرد. یا حتی این فعالیت می‌تواند یک فعالیت ورزشی باشد. یا شروع یک فعالیت اقتصادی در کنار شغل اول. شروع انجام دادن هر کدام از این فعالیت‌ها می‌تواند تغییر زیادی در زندگی ما ایجاد کنند. اما ما معمولاً وقت نداریم! سپس همان جدولی که گفتیم را برداشته و برای مدت ۴ تا ۵ هفته فعالیت‌های روزانه خود را در آن یادداشت نمایید. بعد از تحلیل این جدول‌ها می‌توانید به طور کامل مطمئن شوید که یک یا چند فعالیت حذف شدنی در برنامه‌ی روزانه شما وجود دارد. در مرحله بعد از قانون ۱۵ دقیقه برای مدیریت زمان استفاده می‌کنید. قانون ۱۵ دقیقه برای مدیریت زمان چگونه کار می‌کند؟ قانون ۱۵ دقیقه به زبان ساده می‌گوید که در طور روز فقط ۱۵ دقیقه برای فعالیت مطلوب خود وقت بگذارید. همین! فقط ۱۵ دقیقه در روز را به فعالیتی که باید به برنامه‌ی خود اضافه کنید، اختصاص دهید. چند نکته در اینجا هست که باید آن را مد نظر داشته باشید: تغییر عادت همیشه مشکل است. خصوصاً اگر بخواهید کل عادت‌های ۲۴ ساعت خود را عوض کنید. اگر کاری تبدیل به عادت شود، انجام آن برای ما خیلی راحت‌تر خواهد بود. پس ما مطابق آنچه در این سه مرحله انجام می‌دهیم و با استفاده از قانون ۱۵ دقیقه برای مدیریت زمان، فقط یک عادت ۱۵ دقیقه‌ای به برنامه‌ی روزانه‌ی خود می‌افزاییم و به بقیه‌ی فعالیت‌های روزمره‌ی خود کاری نداریم! بعد از مدتی ۱۵ دقیقه انجام آن فعالیت خاص خیلی …

ادامه مطلب

بدون ترس بنویس، بدون رحم ویرایش کن

۲۶ بهمن ۱۳۹۸
0 دیدگاه

بعد از اینکه نوشته‌ای را تمام کردیم بهتر است که بلافاصله به ویرایش آن نپردازیم و بگذاریم مدتی را بخوابد. بعد از مدتی به آن برمی‌گردیم و آن را ویرایش می‌کنیم. تا اثری ویرایش نشود کامل نمی‌شود.

ادامه مطلب

سادگی نهایت کمال است

۲۶ بهمن ۱۳۹۸
0 دیدگاه

simplicity is the ultimate sophistication سادگی نهایت کمال است. این جمله از لئوناردو داوینچی نقل می‌شود. تجربه زیاد می‌گوید چه چیزهایی زائد است.

ادامه مطلب

در هیچ سطل زباله‌ای را باز نکن

۲۶ بهمن ۱۳۹۸
0 دیدگاه

ما در هر سطل آشغالی که می‌بینیم را باز نمی‌کنیم. اما وارد دنیای هر آدمی که از کنار آن می‌گذریم می‌شویم. خیلی از جمع‌هایی هم که وارد آن‎‌ها می‌شویم همینطور است. خیلی اتفاقی با جمعی آشنا شده‌ایم و وارد آن شده‌ایم. راجع به آدم‌هایی که در «دنیای ما» وجود دارند فکر کنید. چند نفر از آن‌ها از روی فکر و تدبیر انتخاب شده‌اند؟ چند نفر از صدها نفری که در زندگی ما «دوست ما» بوده‌اند، برای ما مفید بوده‌اند؟ و در مقابل چند نفرشان عوضی بوده‌اند؟ آیا شده است که تا حالا از کسی که در شهر دیگری زندگی می‌کند و حتی نام شما را نمی‌داند ضربه خورده باشید؟ اما از کسی که او را دوست خود فرض می‌کرده‌اید ضربه خورده‌اید. یک راز خیلی ساده در انتخاب‌های ما وجود دارد که اگر آن را ندانیم در چرخه‌ی آسیب خوردن از دوستان و نزدیکان گیر خواهیم افتاد. البته این نکته‌ای که شرح خواهم داد فقط در مورد دوست و دوست‌یابی نیست. اما کاربرد خوبی هم در این دارد که در روابط اجتماعی خود تجدید نظر کنیم. یکی از خطاهای شناختی به زبان ساده این است: ما همیشه نسبت به اولین اطلاعاتی که راجع به چیزی دریافت می‌کنیم متعصبیم. همیشه اولین نفری که در جمع غریبه‌ها با ما صحبت کند برای ما مورد اعتمادتر است و قس علیهذا. فرض کنید که راجع به چیزی هیچ اطلاعاتی ندارید. هیچ اطلاعاتی. از منبعی نسبتاً آشنا مثلاً دوست خود یا سایت مورد اعتماد یا چیزی شبیه آن اطلاعاتی دریافت می‌کنید. به احتمال خیلی زیاد شما برمبنای این اطلاعات که درستی و نادرستی آن برای شما خیلی روشن نیست، هم تصمیم بگیرید و هم با خیلی‌ها بحث هم بکنید. برای ذهن ما عبور از این «اولین اطلاعات» دریافتی کمی سخت است. ولی همین که بدانیم چنین خطایی وجود دارد، برای ما عبور از این مرحله آسان خواهد بود. خیلی از دوستی‌های ما خیلی اتفاقی شکل گرفته‌اند. با کسی دوست می‌شویم به صرف اینکه خیلی ساده روز اول مدرسه اولین نفری بوده که با هم صحبت کرده‌ایم. مگر فرق او با بقیه بچه‌های مدرسه چیست؟ و یا خیلی روابط اجتماعی دیگری که داریم صرفاً به این خاطر بوده فرد طرف مقابل ما «اولین» فردی بوده که با ما صحبت کرده است یا کنار دست ما نشسته بوده است و … اما آیا خیلی از این دوستی‌ها به معنای واقعی کلمه یک دوستی است؟ Photo by zibik on Unsplash

ادامه مطلب

تا انجام ندهیم به جایی نمی‌رسیم

۲۰ بهمن ۱۳۹۸
0 دیدگاه

تا انجام ندهیم به هیچ جایی نمی‌رسیم: صرف خواندن کتاب خرده عادت‌ها یا همان عادت‌های اتمی و قورباغه‌ات رو قورت بده زندگی چند نفر را متحول کرده است؟

ادامه مطلب

به من نگو چه کار کنم، به من بگو چگونه آن را انجام دهم!

۱۹ بهمن ۱۳۹۸
1 دیدگاه

وقتی صحبت از «فروش» می‌شود، خیل عظیمی از افرادی که متخصص فروش هستند دور و بر شما را خواهند گرفت. شاید برای کسی که کار فروش نکرده باشد، این نظریات – خواه در قالب کتاب، خواه در قالب سخنرانی یا هر قالب دیگری – جالب و امیدوار کننده به نظر برسند. اما وقتی وارد پروسه فروش می‌شوی دیگر اینکه چه نظریه‌ای چه چیز حیرت‌انگیزی می‌گوید. یا کدام آزمایش روانشناسی چه نتیجه تعجب‌برانگیزی داشته، به هیچ وجه رضایت بخش نیست. مهم این است که در عمل بشود هر نظریه را مطابق یک پروسه الگوریتمی پیاده کرد. کلی گویی را همه بلد هستند. اختراع اصطلاح را هر کسی می‌تواند انجام بدهد. حرف‌های شاعرانه و داستان‌سرایی هم در همین صف قرار می‌گیرد.   به من نگو چه کار کنم، به من بگو چگونه آن را انجام دهم! اینکه «باید اعتماد مشتریان را جلب کنی» حرف بسیار بی‌معنی و مسخره‌ای خواهد بود اگر بعد از آن نتوان یک پروسه تعریف کرد که باید ابتدا گام الف را برداری، بعد گام ب و ج و سپس باید اقدام د را انجام دهی و … در پس هر نظریه دنبال یک مدل رفتاری هم باشید. اگر نظریه‌ها رفتار ما را عوض نکنند، با ماده مخدر هیچ فرقی ندارند. چون هر دو فقط به ما یک لذت بی‌نتیجه و چه بسا مخرب می‌دهند. برای همین است که می‌گویم «چه» همیشه مهم نیست، بلکه «چگونه» خیلی مهم‌تر است. هیچ «چه»ای بدون «چگونه»اش به کار نخواهد آمد. چه‌ها باید چگونه خود را هم ارائه دهند. در غیر اینصورت فقط کلی‌گویی و شعرسرایی است و لاغیر. بنابراین لازم نیست به من بگویی چه کار کنم، به من بگو چگونه آن را انجام دهم! در همین زمینه: قلاب: چگونه محصولی بسازیم که مخاطب را شبانه‌روز درگیر کند؟ Photo: Background vector created by freepik – www.freepik.com

ادامه مطلب

قلاب: چگونه محصولی بسازیم که مخاطب را شبانه‌روز درگیر کند؟

۱۲ بهمن ۱۳۹۸
0 دیدگاه

در هفته‌ای که گذشت کتاب «قلاب: چگونه محصولی بسازیم که مخاطب را شبانه‌روز درگیر کند؟» را خواندم. مشخصات کتاب نام کتاب: قلاب: چگونه محصولی بسازیم که مخاطب را شبانه‌روز درگیر کند؟ نویسنده: نیر ایال یا همکاری رایان هوور مترجم: سعید قدوسی نژاد ناشر: انتشارات آریانا قلم – ۲۱۵ صفحه – ۳۹۰۰۰ تومان لینک تهیه کتاب: سایت انتشارات آریانا قلم دانلود رایگان PDF صفحاتی از کتاب (شامل فهرست) این کتاب را در هفته‌ای که گذشت خواندم. برای هفته‌ی آینده خلاصه‌ی مفصلی از آن را می‌نویسم. برای این کار لازم است که دوباره آن را، البته با دقت و یادداشت‌برداری مداوم، بخوانم. این کتاب برای بازاریاب‌ها و کسانی که به نوعی به کار فروش می‌پردازند نوشته شده است. این فروش می‌تواند کالای فیزیکی باشد، یا فروش محتوا. همچنین این فروش می‌تواند در یک دهنه مغازه انجام شود یا در بستر اینترنت. فرقی نمی‌کند که تولید کننده هستید یا فقط یک فروشنده؛ در هر صورت این کتاب برای شما مفید خواهد بود. اما من فکر می‌کنم علاوه بر این گروه، لازم است که تک تک افراد جامعه این کتاب را بخوانند. این کتاب راجع به این صحبت می‌کند که چگونه شرکت‌های بزرگ برای بالابردن سهم خود از بازار رقابتی امروز، سعی در ساختن محصولاتی دارند که به نوعی «معتاد کننده» است. یکی از این موارد، شبکه‌های اجتماعی هستند که افراد زیادی را در سراسر دنیا به خود معتاد کرده‌اند. در جایی از کتاب آورده شده است که محصولات گاهی در هیبت ویتامین ظاهر می‌شوند ولی بعد از مدتی تبدیل به مسکن می‌شوند. به این معنا که نیازی در زندگی روزمره ما هست که نیاز به یک تسهیل‌کننده دارد. کسی می‌آید و این تسهیل کننده را ارائه می‌کند. اما اینگونه نیست که آن محصول همیشه نقش تسهیل‌کننده را داشته باشد، بعد از مدتی ما به آن محصول وابسته می‌شویم؛ یا به اصطلاح این کتاب به آن محصول قلاب می‌شویم. و بعد از آن، محصول برای ما نقش ویتامین را ندارد. بلکه نقش مسکن را دارد. چیزهای زیادی در کتاب مطرح شده که بیشتر شرح چگونگی شرطی‌سازی انسان‌ها برای مصرف یک محصول است. از این جهت لازم است که هر شهروند دنیای امروز این کتاب را بخواند تا بداند چگونه به این همه محصول که گاهی واقعاً هم به دردش نمی‌خورند، قلاب شده است. بعد از اینکه آگاهی پیدا کردید که ماهیت اعتیاد چیست، خیلی راحت‌تر می‌تواند عادت‌های خود را مدیریت کنید. در همین زمینه: عادت‌ها ما را مدیریت می‌کنند اعتیاد به موبایل از زبان آمار دیگر برنامه‌های هفته در این هفته کتاب نون نوشتن اثر محمود دولت آبادی را خواهم خواند و نوشته‌ای هم راجع به آن منتشر خواهم کرد. ویرایش دوم کتاب راهنمای جامع یادگیری زبان انگلیسی را بر روی سایت قرار خواهم داد. کتاب گرامر به زبان ساده هم ویرایش خواهد شد. همچنین لازم است تمام مقاله‌های سایت پنگان ویرایش شوند. برای روز یکشنبه، مطابق معمول، نشست هفتگی انجمن ادبیات داستانی ایده را خواهیم داشت. در این جلسه به بررسی چند داستان کوتاهِ کوتاه خواهیم پرداخت. همچنین به دو داستان کوتاه هم خواهیم پرداخت. کتاب بانو آمالیا هم بین اعضا توزیع خواهد …

ادامه مطلب
سبد خرید
  • سبد خریدتان خالی است.
ورود به سایت
تلگرام