امروز: پنجشنبه، ۲۱ خرداد ۱۴۰۵

نحوه نصب اپلیکیشن‌های گوگل پلی از روی لپ تاپ وقتی که از روی گوشی نصب نمی‌شود.

۲۶ تیر ۱۳۹۷
0 دیدگاه

دوستانی پیام داده‌اند که نحوه نصب اپلیکیشن‌های گوگل پلی از روی لپ تاپ وقتی که از روی گوشی نصب نمی‌شود را توضیح دهیم. در اینم موارد پیامی مبتنی بر اینکه این اپلیکیشن در ایران محدودیت استفاده دارد به کاربر داده می‌شود. در اینجا به روشی ساده و در طی چند مرحله به شما می‌آموزیم که چگونه این وضعیت را برای تمامی اپلیکیشن‌های مورد نیاز دور بزنید. این کار این مزیت را دارد که نرم افزاری درستکاری نشده را استفاده خواهید کرد.ابتدامطمئن باشید که هم گوشی و هم لپ تاپ هر دو به اینترنت وصل هستند، سپس بر روی گوشی و هم بر روی لپ تاپ فیلتر شکن را فعال کنید.حالا مطابق مراحل توضیح داده شده در عکس‌ها عمل کنید.۱- وارد سایت گوگل پلی (از طریق لپ تاپ) شوید. آدرس: https://play.google.com ۲٫ اپلیکیشن مورد نظر را جستجو کنید.   ۳٫ بر روی آیکون اپلیکیشن کلیک کنید. وقتی وارد صفحع بعد شد روی install کلیک کنید. (در اینجا من به عنوان نمونه اپلیکیشنی را انتخاب کرده‌ام که بر روی گوشی من نصب نباشد تا تمام مراحل را آموزش دهم) ۴٫ در این مرحله مطابق شکل ای‌میل و پسورد خود را وارد کنید. کدام پسورد؟ همانی که روز اول راه اندازی گوشی آن را وارد اندروید کرده‌اید. فراموش کرده‌ام از کجا بدانم؟ کافیست روی گوگل پلی گوشی کلیک کرده و از نوار ابزار سمت راست ای میل را بیابید. ۵٫ سپس دستگاهی که میخواهید اپلیکیشن را روی آن نصب کنید انتخاب کنید و در مرحله بعد روی install کلیک کنید. در نهایت باید روی OKکلیک کنید.  ۶٫ کار شما تمام شده است و حالا می‌توانید  به گوشی خود مراجعه کنید. البته باید کمی صبر کنید! همانطور که مشاهده خواهید کرد اپلیکیشن شروع به دانلود و نصب خواهد کرد. در صورت هر گونه سؤال یا پیشنهاد لطفاً از طریق فرم تماس با ما، ما را در میان بگذارید.   Photo by David Švihovec on Unsplash

ادامه مطلب

اگر کتاب نخوانیم چه می‌شود؟

۲۶ تیر ۱۳۹۷
0 دیدگاه

در مورد فواید کتاب‌خوانی صحبت‌های زیادی شده است. (به عنوان مثال اینجا) ولی تا حالا کسی راجع به مضرات کتاب نخواندن صحبتی نکرده است. در اینجا ۱۲ پاسخ متفاوت به پرسش اگر کتاب نخوانیم چه می‌شود داده‌ام. آیا شما هم می‌توانید مورد یا موردهای دیگری به این لیست اضافه کنید؟ حتماً جواب خود را در قسمت کامنت‌ها بنویسید. نظر شما در این مورد چیست؟ در همین زمینه، این نوشته‌ها را هم توصیه می‌کنم:

ادامه مطلب

نگاهی به مجموعه داستان «آنی» از نقی سلیمانی

۲۴ تیر ۱۳۹۷
0 دیدگاه

مجموعه داستان «آنی»، منتخب داستان‌هایی از نقی سلیمانی است که قبل‌ترها در جاهای دیگری از وی به چاپ رسیده‌اند. ناشر مطابق آنچه خود در مقدمۀ کتاب می‌گوید معتقد است که: «هر ده یا بیست سال از آنچه نویسنده می‌نویسد، خوب است منتخبی فراهم شود و چه بهتر که این کار به دست خود داستان‌نویس باشد و صد البته با توجه به نظرات منتقدان، خوانندگان و صاحب‌نظران.» داستان‌های این مجموعه چند ویژگی مثبت دارند که خواننده را به شدت تحت تأثیر قرار می‌دهند: داستان‌ها نثر روانی دارند. آنقدر روی جملات کار شده است که حتی یک کلمه را نمی‌توان پس و پیش کرد. روایت یک‌دست و بدون تناقض داستان‌ها باعث باورپذیری بالا شده است. با اینکه داستان‌ها در ژانر نوجوانان نوشته شده است اما لایه‌های فکری عمیقی دارد. این لایه‌ها به آرامی توسط خواننده کشف می‌شوند و وی را به نقطه‌ای می‌رساند که اتفاق‌های زندگی روزمره را از زاویۀ دیگری ببیند. فهرست داستان‌های این مجموعه داستان‌هایی که در این مجموعه گرد هم آمده‌اند مطابق لیست زیر است: آنی «جناب سیب!» منتظر نیوتن بود پپه آدامس امپراتور گلدان پشت پنجره وقتی ماه ریفی از خربزه بود کفش‌هایی به رنگ پوست سنجد خل‌بازی‌های خلبان اتوبوس هوایی خاله زهرای نی‌نی علی ویلبر رایت پاشکسته ناشر: کتاب سیب (وابسته به انتشارات فرهنگ‌گستر) همیشه پای سروش نوجوان در میان است اولین تجربۀ من از خواندن داستان‌های آقای نقی سلیمانی جایی نبود مگر مجلۀ «سروش نوجوان». نقی سلیمانی داستان‌های روان و زیبایی دارد. هر چند که ژانر کاری او «داستان‌های نوجوانان» است ولی موضوعاتی که در داستان‌هایش مطرح می‌کند به جز نوجوانان برای همۀ اقشار جامعه جالب توجه است. درک عمیقی که او از جامعه و ارتباط آن را نوجوانان دارد باعث می‌شود خیلی زود با داستان‌ها و شخصیت‌های آن همراه شوی. گویی تو خود هستی که در داستان زندگی می‌کنی. چرا آدم بزرگ‌ها پای برنامۀ کودک می‌نشینند؟ نوشتن رمان و داستان کوتاه برای نوجوانان فقط این نیست که دنیای نوجوانی و کودکی آن‌ها را به خوبی به تصویر بکشی. هر چند که همین به تصویر کشیدن دغدغه‌های نوجوانان و دنیای فکری آنان برای یک بزرگسال خیلی هم راحت نیست، اما همین یک فاکتور نمی‌تواند یک اثر را به موفقیت برساند. فاکتور مهم دیگری هم هست که در خلق یک اثر ادبی برای نوجوانان باید آن را لحاظ کرد. آن هم این است که اثر باید افق دید وسیع‌تری به نوجوان بدهد. در عین حالی که اثر دنیای او را و دغدغه‌های او را به تصویر می‌کشد، در همان حال هم تلاش می‌کند تا افق دید وسیع‌تری به او بدهد. همین موضوع است که خیلی از آثار داستانی و سینمایی که برای نوجوانان خلق شده است را از بقیۀ آثار تولید شده، مجزا می‌کند. و این دقیقاً پاسخ به این سؤال می‌دهد که چرا بعضی از «آدم بزرگ‌ها» هم پای تماشای برنامه‌های کودک می‌نشینند؟ چون که بعضی از این آثار ادبی و سینمایی دو بعد مهم را به صورت هم‌زمان دارا هستند: ارائۀ تصویری روشن از دنیای کودکان که سرشار از دوستی و دوست داشتن است و دغدغه‌های تلخ و شیرین آن‌ها که از دل صاف و …

ادامه مطلب

من ملاله هستم؛ نگاهی به کتاب و زندگی ملاله یوسف زی

۲۴ تیر ۱۳۹۷
0 دیدگاه

ملاله یوسف زی برندۀ جایزۀ نوبل صلح سال ۲۰۱۴ است. او زمانی که این جایزه را برنده شد تنها ۱۷ سال سن داشت. اطلاعات بیشتر در ویکی‌پدیا فارسی زمانی که او ۱۱ سال بیشتر سن نداشت، به خاطر تحرکات طالبان علیه آزادی‌های اجتماعی و سیاسی از جمله حق تحصیل زنان در پاکستان، صحبت‌هایی کرد و رفته رفته پای صحبت‌هایش به محافل خبری جدی‌تر هم باز شد. از جمله بی‌بی‌سی پشتو، روزنامۀ نیویورک‌تایمز و تلویزیون پاکستان. او در آن زمان با نام مستعار گل مکئی می‌نوشت. پدر او صاحب یک مدرسۀ غیرانتفاعی در پاکستان بود و ملاله خود در همان مدرسه درس می‌خواند. رهبر قبلی طالبان حکیم‌الله محسود در سال ۲۰۱۳ در اثر حملۀ هوایی کشته شد و ملافضل‌الله به رهبری طالبان پاکستان رسید. اطلاعات بیشتر در العربیه فارسی او رادیویی غیرقانونی راه‌اندازی کرده بود و در آن سخنرانی می‌کرد. صحبت‌های او در ابتدا حالت وعظ و نصیحت داشته است ولی رفته‌رفته کار به ارائۀ دستورات می‌رسد از جمله اینکه تحصیل برای دختران ممنوع است. سرانجام او در رادیوی خود لیست مخالفان و دشمنانش را اعلام می‌کند. افرادی که نام آن‌ها در این لیست آورده می‌شده، کمی بعدتر کشته می‌شده‌اند. لذا برای مردم گوش دادن به این رادیو امری مهم بوده است. در یکی از این برنامه‌ها نام پدر ملاله هم آورده می‌شود. مدرسۀ او رسماً مورد تهدید قرار می‌گیرد. دامنۀ کار طالبان به رهبری ملافضل‌الله گسترده‌تر و گسترده‌تر می‌شد و تهدیدهای خود را جدی‌تر مطرح می‌کردند. هر چه دامنۀ عملیات نظامی و روانی طالبان در منطقۀ سوات بالامی‌گیرد، رعب و وحشت هم منطقه را بیشتر و بیشتر در خود می‌بلعد. ارتش به کمک مردم می‌آید اما کمک آن‌ها و عقب‌راندن طالبان و قرارداد صلحی که می‌بندند یک التیام موقتی بر روی زخم عمیق تروریسم و افراطی‌گری در پاکستان بوده است. کلیدی‌ترین جملۀ این کتاب یک اخطار به تمام گروه‌های تمامیت‌خواه و تروریست است: سعی کردند مرا ساکت کنند اما همۀ دنیا صدایم را شنیدند. نگاهی به بخش‌های مختلف کتاب من ملاله هستم دنیای یک دختر نوجوان در پاکستان این کتاب توسط یک دختر نوجوان نگاشته شده است تا ما به دنیای کودکی برویم که از تمام جامعۀ اطراف خود فقط یک حق ساده به نام حق تحصیل را طلب می‌کند. در این کتاب به خوبی با فضای جامعۀ پاکستان و وضعیت زنان در آن جامعه آشنا می‌شوید: من هیچ وقت کمک خوبی برای کارهای خانه نبودم و همیشه از زیر سبزی خورد کردن و شستن ظرف‌ها درمی‌رفتم و به همین خاطر زیاد بین زن‌ها نبودم، اما همیشه فکر می‌کردم که زندگی مخفی مثل آن‌ها چه حسی دارد. زندگی کردن زیر این نقاب‌ها ناعادلانه و سخت بود و من همیشه از کودکی به پدر و مادرم می‌گفتم که هر دختری هم قبول کند، من حاضر نیستم صورتم را بپوشانم و می‌گفتم صورتم هویت من است. مادرم که مذهبی و سنتی بود شوکه می‌شد و اقوام‌مان هم مرا دختری بی‌پروا می‌دانستند و تنها پدرم معتقد بود که می‌توانم طوری که دوست دارم رفتار کنم و به همه می‌گفت: «ملاله مثل پرنده آزاد است». برخلاف نظر پدرم، من می‌دانستم که من و صفینه …

ادامه مطلب

آلاتورکا، گزیدۀ شعر کوتاه مدرن ترکیه

۲۴ تیر ۱۳۹۷
0 دیدگاه

آلاتورکا نام گزیدۀ شعرهای کوتاه مدرن ترکیه است که توسط میراندا میناس و آیدین روشن ترجمه شده است. این کتاب که توسط نشر ثالث به چاپ رسیده است حاوی اشعاری از ۶۵ شاعر شناخته شدۀ ترک، از جمله عزیز نسین، ناظم حکمت، اوکتای رفعت، جمال ثریا، حبیب بکتاش و … است. با اینکه این لیست ۶۵ نفری از شاعران، کتاب را یک لیست کامل از شاعران موفق معاصر ترکیه به نظر می‌آورد، اما در مقدمه کتاب چنین می‌خوانیم: «خورخه لوئیس بورخس در جایی می‌نویسد: خطر تهیه کردن هر فهرستی این است که افتادگی‌های آن به چشم می‌آید. ما گردآورندگان و مترجمان این آنتولوژی ادعا نداریم که بهترین شعرهای کوتاه ترک را گردآورده‌ایم، اما اگر نگاهی به مشهورترین آنتولوژی‌های شعر مدرن ترک بیندازیم، بی‌گمان بیش از هفتاد درصد شعرهای کوتاه موجود در این کتاب، در آن‌ها دیده خواهد شد. ذکر این نکته نیز ضروری است که تعداد محدودی از شعرهایی که در این کتاب آمده‌اند، به خصوص اشعار شاعران پست‌مدرن، مستقلاً شعر کوتاه نبوده و بعضاً قسمتی از اشعار بلندی‌اند که به دلیل استقلال ]معنایی[ جدا درخشیده و به عنوان شعر کوتاه وارد برخی آنتولوژی‌ها شده‌اند.» خواندن این مجموعه شعر را به شما توصیه می‌کنم. در ادامه چند شعر از این مجموعه برگزیده‌ایم که امیدوارم لذت ببرید. گزیده‌ای از اشعار کتاب آلاتورکا ادیب جان سئور (۱۹۲۸، استانبول – ۱۹۸۶، استانبول) فراموش فراموش شد زمستان دیگر صدای پای هیچ‌کسی شبیه هم نیست. گریز از خاطرات گاهی می‌خواهی بروی بدون نگاه کردن به پشت سرت نیازی نیست همه‌چیز را رها کنی خاطرات را جا بگذاری کافی است! تنهایی پرنده باشد یا انسان، تنهایی اختراع آن‌هایی است که دوست داشتن نیاموختند. از آن تو چیزی است از ان تو چشمان من! اوکتای رفعت (۱۹۱۴، ترابزون – ۱۹۸۸، استانبول) دوباره تنهایی از همان راهی که تو رفته‌ای باز می‌گردد. بولنت اجویت (۱۹۲۵، استانبول – ۲۰۰۶، آنکارا) نگرانی می‌لرزد قلبم. نکند یک روز آنچه در تو دیده‌ام را دیگران نیز ببینند! گلتن آکین (۱۹۳۳، یوزگات – ۲۰۱۵، استانبول) مرگ ترک خورده‌اند چوبه‌های دار مرگ به پشت در خانه‌هامان رسیده است. ندایم را پاسخ گو! اگر سکوت کنی، یا از مردگانی یا هم‌دست مرگ. در همین زمینه این باران بیهوده نمی‌بارد آقای عزیز نسین! صد نامۀ عاشقانه اثر نزار قبانی غاده السمان: زنی عاشق زیر باران اگر دوست دارید همیشه اولین نفری باشید که از به روزرسانی‌های سایت مطلع می‌شوید، لطفاً ای‌میل خود را در قسمت زیر وارد کنید. [newsletter]

ادامه مطلب

تقدیم به بهترین خط‌خطی دنیا

۲۴ تیر ۱۳۹۷
0 دیدگاه

۱ این که می‌گویند «کتاب بهترین هدیه است»، حرف درستی است. من به شخصه هر وقت خواسته‌ام برای کسی هدیه‌ای بخرم، نخستین چیزی که به ذهنم آمده است این بوده که: «چه کتابی برای او مناسب و جذاب خواهد بود؟». این «او»ها در محدوده‌های سنی متفاوتی قرار دارند. از خواهرزادۀ ۴ -۳ ساله گرفته تا استادی ۶۰ – ۵۰ ساله و یا معشوقه‌ای هر چند ساله! گفتن هم ندارد که این «او»ها، از لحاظ فکری و روحی هم، از طیف‌های مختلفی هستند. بنابراین نمی‌شود همانطور که چای و یا قهوه‌ات را جرعه جرعه می‌نوشی، به طور هم‌زمان، به لیست کتاب‌ها، نویسنده‌ها و مترجم‌های مورد علاقۀ خودت رجوع کنی و از میان آن‌ها کتابی را برگزینی. لازم می‌آید که بروی و گشتی توی کتاب‌فروشی‌ها بزنی. بارها شده است که از خود فروشنده کمک خواسته‌ام و فروشنده مرا با دست به سمت قفسه‌ای هدایت کرده: –           اونجا، تو اون قفسه، یه سری کتاب داریم که معمولاً مشتری‌ها برای هدیه از اون‌ها می‌برن. با اولین ورق زدن، چیزهایی خود را لو می‌دهند. این که این کتاب‌ها دسته دوم هستند! اما دسته دومی که حتی ورق نخورده‌اند و هنوز می‌توانی بوی کاغذی که لای برگه‌های کتاب حبس شده است را حس کنی؛ و برچسب قیمت، که خود را خیلی زود نشان می‌دهد: –           آقا! کاغذ به روز داره گرون میشه. این کتاب چاپ یک سال و نیم پیشه! می‌دونی اکه همین الان این کتاب از چاپ دربیاد قیمتش چنده؟ تازه من کم زدم روش. ۲ چیز دیگری هم هست که این کتاب‌ها را منحصر به فرد می‌کند. کافیست جلد را باز کنی و متوجه یک سری نوشته شوی که با خودکار آن‌ها را خراب کرده‌اند. «خط‌خطی‌ها»! این خط‌خطی‌ها یعنی چه؟ –           تقدیم به بهترین همسرِ خط‌خطی –           به مناسبت خط‌خطی –           تو که خط‌خطی –           کلاً خط‌خطی یعنی قبلاً بهترین خط‌خطی‌های همدیگر بوده‌اند ولی حالا نه از «تاک» نشان مانده و نه از «تاک‌نشان»؟ یا این که هنوز با هم هستند ولی خط‌خطی بودن دیگر برایشان رنگی ندارد؟ مگر می‌شود که دو نفر خط‌خطی همدیگر باقی بمانند و هدیه‌های هم را بفروشند؟ یا شاید هم اوضاع کتاب خط‌خطی‌تر از این حرف‌هاست. ۳ مثل روز روشن است که من «صد سال تنهایی» را به کسی هدیه نمی‌دهم. صحبت از صد سال تنهایی است! مگر می‌شود صد سال تنهایی‌ات را به کسی هدیه بدهی و او هم، روزی که دیر یا زود می‌آید، آن را خط‌خطی کند و بسپاردش به قفسۀ کتاب‌های دسته دوم یک کتاب‌فروشی؛ تا عده‌ای که تازه خط‌خطی بودنشان گل کرده با بی‌مبالاتی تمام بیایند و صد سال تنهاییِ بر باد رفته‌ات را کادوپیچ کنند و بدهندش دست کسی که سه ماه بعد نه از او نشان است و نه از تاک نشانش؟! از این به بعد هر وقت برای کسی کتاب خریدم، با تواضع و فروتنیِ تمام، چیزی رویش نمی‌نویسم تا هر زمان که از من در زندگی او نشانی نبود، نشوم بهترین خط‌خطی زندگی‌اش. خودخواهی و تمایل به دیده شدن و ابدی بودن را در خودم فرومی‌خورم و ترجیح می‌دهم سکوت کنم. آن که در کنار من بماند با خط‌خطی یا …

ادامه مطلب

سرزمین غریب ارنست همینگوی

۲۴ تیر ۱۳۹۷
0 دیدگاه

سرزمین غریب رمانی است که ارنست همینگوی نوشتن آن را شروع کرد ولی هرگز به پایان نرساند. مشخصات کتاب نام کتاب: سرزمین غریب نویسنده: ارنست همینگوی مترجم: رامتین ابراهیمی ناشر: نشر ققنوس – پانوراما (۷) خرید کتاب: سایت نشر ققنوس زندگی‌نامه‌ای از ارنست همینگوی مانند اغلب آثار همینگوی، این رمان هم قسمتی از زندگی او را حجابی نازک از داستان‌پردازی روایت می‌کند. داستان رابطۀ او با مارتا گلهورن را در حالی به تصویر می‌کشد که از همان ابتدا به خوبی دیده می‌شود که شکاف‌ها اندک اندک خود را نشان می‌دهند. صفحۀ مارتا گلهورن در ویکی‌پدیا فارسی صفحۀ ارنست همینگوی در ویکی‌پدیا فارسی به محض اینکه شروع به خواندن رمان می‌کنید دیگر نمی‌توانید آن را زمین بگذارید. سرزمین غریب تعلیق کِشنده‌ای دارد و در سراسر رمان جریان دارد. از لحظۀ اولی که رمان شروع می‌شود این تعلیق را حس می‌کنید و در نهایت در بندهای پایانی رمان هم هنوز در تعلیق به سر می‌برید. نام رمان یعنی سرزمین غریب خود القاء کنندۀ این حس تعلیق هست. پایان‌بندی رمان به نحوی است که تا ساعت‌ها بعد از کنار گذاشتن کتاب هنوز داستان در ذهن شما در جریان است. رمانی خواندنی، جذاب و البته آموزنده برای کسانی که دستی در نوشتن دارند. اگر از جملۀ کسانی هستید که با نوشتن مشکل دارید این رمان را با دقت بخوانید. ارنست همینگوی در این رمان چه کرده است که شما نمی‌توانید انجام دهید؟ آیا نام‌گذاری شخصیت‌های داستان خیلی عجیب و غریب است؟ آیا شخصیت‌ها انتزاعی، منفعل و شعارگونه هستند؟ آیا ماجرای خیلی خاصی رخ داده است که رمان حول آن می‌چرخد؟ آیا نثر رمان فنی و پیچیده است؟ آیا با یک اثر گنگ و غیرقابل فهم رو‌به‌رو هستیم؟ جواب همۀ این سؤال‌ها منفی است. ولی با این همه باز هم با یک رمان جذاب و پرطرفدار رو‌به‌رو هستیم. نگاهی به بخش‌های مختلف سرزمین غریب ۱ رابرت و هلنا از این سوی کشور، میامی، به آن سوی کشور، کالیفرنیا، سفر می‌کنند. شروع رمان زمانی است که آن‌ها در میامی هستند. آنها فقط تا زمانی که برای خرید ماشین و دریافت حواله پول لازم است در میامی می‌مانند. میامی گرم و مرطوب بود و بادی که از خاک اِوِرگلیدز می‌وزید دم صبحی هم پشه‌ها را با خود می‌آورد. راجر گفت: «به محض این‌که بشه از این‌جا می‌ریم. فقط باید یه‌کم پول جور کنم. چیزی از ماشین سر درمی‌آری؟» «نه خیلی.» «می‌تونی یه نگاه بندازی ببینی تو آگهی‌های روزنامه چیزی هست یا نه؟ منم از وسترن یونیون یه‌خرده پول می‌گیرم.» «به همین سادگی می‌تونی پول جور کنی؟» «اگه سر وقت زنگ بزنم وکیلم می‌تونه بفرسته.» در طبقهٔ سیزدهم هتلی در بولوار بیسکین بودند و پادوی هتل تازه رفته بود پایین تا روزنامه بیاورد و چند قلم خرید کند. دو اتاق بود رو به خلیج، پارک و ترافیکی که در بولوار جریان داشت. اتاق‌ها را به اسم خودشان گرفته بودند. وقت رسیدن راجر گفته بود: «اتاق اون گوشه رو تو بردار، شاید بادی چیزی بیاد. من اونی رو که تلفن داره برمی‌دارم.» «چه کمکی می‌تونم بکنم؟» «اگه بخوای می‌تونی آگهی‌های ماشین‌های فروشی یکی از روزنامه‌ها رو ببینی؛ منم اون …

ادامه مطلب
سبد خرید
  • سبد خریدتان خالی است.
ورود به سایت
تلگرام