بی‌خوابی شبانه ناشی از اینترنت

بی‌خوابی شبانه ناشی از اینترنت

مقدمه بی‌خوابی شبانه ناشی از اینترنت امروزه خیلی متداول شده است. سابق بر این انواع دیگری از بی‌خوابی در جامعه رواج داشت. مانند بی‌خوابی‌هایی که ناشی از مشکلات روانی هستند. یا شرایط کاری فرد وی را بعد از مدتی دچار بی‌خوابی شبانه می‌کند. امروزه نوع جدیدی از بی‌خوابی که ناشی از استفاده بدون برنامه‌ریزی از اینترنت است هم به انواع قبلی افزوده شده است. بی‌خوابی یا همان اختلال خواب را می‌توان از یک جهت به دو نوع متفاوت تقسیم کرد: یک نوع بی‌خوابی اینگونه است که فرد اساساً خیلی دیر به خواب می‌رود و یا کل ساعات شبانه را بیدار است. نوع دوم حالتی است که فرد می‌خوابد اما بعد از مدتی از خواب می‌پرد. بعد از اینکه به خواب می‌رود، دوباره از خوب می‌پرد. این روند اختلال خواب ممکن است تا صبح طول بکشد. چند نکته مهم در خصوص این مقاله در این نوشته ما به بی‌خوابی شبانه ناشی

ادامۀ مطلب

کارکرد مغز مانند کارکرد عضلات است

کارکرد مغز مانند کارکرد عضلات است

کارکرد مغز مانند کارکرد عضلات است. یعنی زمانی که یک رشته ورزشی را شروع می‌کنید، در ایتدای کار عضلات شما درد می‌کند، نفس همراهی نمی‌کند و بعد از مدت کوتاهی هم احساس ضعف به شما دست می‌دهد. راه غلبه بر این مسأله این است در کار خود مداومت داشته باشید تا عضلات شما به اسید لاکتیک مقاوم شود. هر بار که مقداری درد بیشتری را تحمل می‌کنید، عضلات نسبت به میزان مشخصی از اسید لاکتیک مقاوم می‌شود. و برای بارهای بعدی تمرین، آن میزان اسید لاکتیک باعث درد عضلات شما نخواهد شد. یک روز فردی به باشگاهی مراجعه کرده و تقاضای ثبت نام می‌کند. مربی باشگاه که می‌خواسته وی را راهنمایی کند می‌گوید: – هفته اول باشگاه، عضلاتت درد زیادی رو تجربه می‌کنن. او هم در جواب می‌گوید: – پس من می‌رم و از هفته دوم میام باشگاه! هر چه آستانه تحمل عضلات خود را بالاتر ببرید، در تمرین‌های سخت‌تری،

ادامۀ مطلب

به تعویق انداختن کارها را با این دو روش ساده درمان کنید

به تعویق انداختن کارها

به تعویق انداختن کارها برای همه ما دردی بی درمان شده است. یکی از نشانه‌های به تعویق انداختن کارها این است که می‌خواهیم کاری را از شنبه شروع کنیم. به تعویق انداختن کارها می‌تواند دلایل مختلفی داشته باشد. در یک مقاله جداگانه به نام «اهمالکاری» به یک سری از مهم‌ترین دلایل آن پرداخته‌ام. در این نوشته می‌خواهم یکی از مهم‌ترین دلایل به تعویق انداختن کارها و راه نجاتی از آن بپردازم. با من همراه باشید. شنبه روزی که هرگز نخواهد آمد شنبه روز اول هفته است. شاید بشود گفت معروف‌ترین روز هفته هم هست. روزی است که ما همیشه شروع کارهای خود را به آن محول می‌کنیم. شنبه می‌آید و می‌رود و ما باز می‌مانیم با حجم زیادی کار انجام نشده که «از شنبه شروع می‌کنم». امروز یک شنبه دیگر است و شروع دیگری برای هفته‌ای دیگر. همین امروز در هر ساعتی و هر حالتی که هستی، فقط یک کار

ادامۀ مطلب

۶ روش شکرگزاری روزانه برای جذب شادی و ثروت

6 روش شکرگزاری روزانه

۶ روش شکرگزاری روزانه که شادی و برکت بیشتری به زندگی شما وارد می‌کند. دیروز خیلی اتفاقی به این ویدئو از جک کانفیلد برخوردم. در بین تمام ویدئوها و کتاب‌هایش تاکنون به این یکی برنخورده بودم. برایم خیلی جالب بود. چندبار ویدئو رو تماشا کردم. از آن یادداشت‌برداری کردم و در نهایت تصمیم گرفتم آن را در این جا با دیگرانی هم که ممکن از دیدن این ۶ روش شکرگزاری روزانه مثل من از آن بهره ببرند. ۶ روش شکرگزاری: هر روز صبح ۷ دقیقه را به نوشتن لیستی از چیزهایی که در زندگی دارید اختصاص دهید. از همه چیزهایی که دارید سپاسگزار باشید. هر روز سه نفر را تحسین کنید. یا از سه نفر تشکر کنید. این کار می‌تواند شفاهی باشد یا کتبی. بازی شکرگزاری را انجام دهید. بابت همه چیزهایی که در طول روز با آنها رو به رو می‌شوید شکرگزاری کنید. یک نشان کوچک و فیزیکی شکرگزاری

ادامۀ مطلب

چگونه در زندگی به آرامش برسیم؟

چگونه در زندگی به آرامش برسیم؟

چگونه در زندگی به آرامش برسیم؟ سؤالی است که تقریباً هر کسی از خودش پرسیده است. قبل از اینکه درباره این سؤال حرف بزنم، دوست دارم داستانی برای شما تعریف کنم. وقتی دانش‌آموز مدرسه ابتدایی بودم، کتابی از نمایشگاهی که در مدرسه برگزار شده بود خریدم. این کتاب داستانی داشت که می‌خواهم آن را در اینجا با شما در میان بگذارم. البته من آن کتاب را چند سال است که گم کرده‌ام و آنچه را در اینجا می‌خوانید نقل به مضمون است. الان نه یادم می‌آید نام کتاب چه بود، و نه یادم می‌آید که نویسنده یا مترجم که بود. فقط یادم می‌آید که از انتشارات کانون فکری بود. همچنین تصاویر کتاب، رنگ‌بندی و بوی کاغذ آن کاملاً برایم زنده است. اگر شما می‌دانید که نام کتاب چیست، لطفاً نام آن را در قسمت نظرات بنویسید. پیشاپیش از شما متشکرم.   و اما داستان «روزگاری دور در سرزمینی، مردی به

ادامۀ مطلب

بهترین جا برای کتاب خواندن

بهترین جا برای کتاب خواندن

بهترین جا برای کتاب خواندن کجاست؟ بعضی‌ها  این اخلاق را دارند که در اتاقی که در آن بسته است و سکوت مطلق جریان دارد، مطالعه کنند. بعضی‌ها در مقابل که شاید شما هم جزو آن دسته باشید، فکر می‌کنند در جایی مثل مترو می‌شود کتاب خواند. یا در حین سفر با اتوبوس و هواپیما و … در این مقاله می‌خواهیم به این بپردازیم که بهترین جا برای کتاب خواندن کجاست. ولی قبل از اینکه راجع به بهترین جای مطالعه صحبت کنیم، راجع به خود کتاب خواندن صحبت می‌کنیم. چرا کتاب خواندن برای ما امر خاصی است و در عین حال خیلی کم کتاب می‌خوانیم؟   کمال‌گرایی آفت کتاب خواندن اغلب ما عادت داریم کارها را خیلی بزرگ کنیم. وقتی کاری را بزرگ جلوه می‌دهید، یعنی دارید برای انجام ندادنش برنامه ریزی می‌کنید. اگر این تصور در شما هست که برای موفقیت در یک زمینه، باید روزی لااقل ۵ ساعت با

ادامۀ مطلب

انسان موجودی است که می‌نالد

انسان موجودی است که می‌نالد

انسان موجودی است که می‌نالد. این جمله را امروز مرتب توی ذهنم بالا و پایین می‌کنم. این جمله ته مانده نوشته‌های این چند روز اخیر من است. آیا اینکه انسان موجودی است که می‌نالد، بد است؟ یعنی باید نالیدن انسان را مذمت کرد؟   نالیدن یعنی چه؟ منظور من از نالیدن هر نوع صحبتی است که به نوعی داستانی از سرگذشت هر کدام از ماست. ما آدمها دوست داریم همیشه از خودمان صحبت کنیم: «من این کار رو کردم. این بلا سر من اومد. اون موفقیت رو به دست آوردم. چنین شد، چنان شد و من فلان کردم. من … من … من…» بعضی از این ناله‌ها روایت‌های ساده‌ای هستند که در زندگی روزمره رخ می‌دهند. بعضی اما، تلخی‌های پیچیده‌ای هستند که در گذشته ما رخ داده است و ممکن است ما آن‌ها را فقط با عده خیلی کمی در میان بگذاریم. گاهی این ناله‌ها برآمده از یک ذهن کج‌اندیش

ادامۀ مطلب

کتاب خواندن برای آگاهی یا برای روشنفکری؟

کتاب خواندن برای آگاهی

کتاب خواندن برای آگاهی یافتن انجام می‌شود یا برای روشنفکر شدن؟ شاید شما هم تعجب کنید و بپرسید: مگر فرقی هم بین این‌ها هست؟ یکی از اشتباهات متداول ما در مواجه با هر واژه این است که آن را قسمت به قسمت معنی می‌کنیم. و طبیعتاً فکر می‌کنیم با این روش می‌توان به کنه معنایی هر ترکیب یا اصطلاح تخصصی دست یافت. باید بگویم که خیر اینگونه نیست. به طور مثال کلمه فیسبوک به معنای کتاب چهره نیست. و اصلاً ربطی به ایده اولیه خود ندارد. زاکربرگ با اقتباسی از کتاب فارغ‌التحصیلان هاروارد این نام را برای سایت خود انتخاب کرد. ولی وقتی از سایت فیسبوک حرف می‌زنیم از یک کتاب چهره به سبک کتاب فارغ‌التحصیلان هاروارد حرف نمی‌زنیم. بلکه از یک سایت با کارکرد شبکه‌ اجتماعی صحبت می‌کنیم که خوبی‌ها و بدی‌هایی دارد. حالا اگر بخواهیم به نقد فیسبوک بپردازیم، کسی می‌تواند با رجوع به کلمه ظاهری فیسبوک و

ادامۀ مطلب

چرا قانون جذب کار نمی‌کند؟

چرا قانون راز کار نمی‌کند؟

چرا قانون جذب کار نمی‌کند؟ همه ما در مورد قانون جذب چیزهای زیادی شنیده‌ایم. آنقدر در این مورد صحبت شده است که فکر می‌کنم این موضوع تا مرز اشباع هم پیش رفته باشد. ابتدای کار زمانی که تازه این بحث مطرح شده بود، تعداد افرادی که به این قانون بی‌اعتماد بودند و فکر می‌کردند که این قانون کلاً یک خوش‌خیالی خام است و  عده‌ای می‌خواهند خود را پشت آن قایم کنند، خیلی زیاد نبود. رفته رفته افرادی پیدا شدند که گفتند: ما امتحان کردیم جواب نداد! و امروز عده‌ی زیادی هستند که معتقدند این قانون کار نمی‌کند. و کلاً یک داستان بافی بیش نیست. آنها معتقدند که این حرف‌ها فقط مشتی شعار است که برای دلخوش کردن خوب هستند: «عوامل زیادی هستند که ما کنترل آن‌ها را در اختیار نداریم، این عوامل روی زندگی ما تأثیر می‌گذارند. به طوری که ما ممکن است به خیلی از آرزوهای خود نرسیم». عده‌ای

ادامۀ مطلب

چرا آدم‌ها خودکشی می‌کنند؟

چرا آدم‌ها خودکشی می‌کنند

چرا آدم‌ها خودکشی می‌کنند؟ این سؤال همیشه در ذهن من بوده است. هر کس البته، از ظن خودش به این سؤال جواب می‌دهد. روانشناس‌ها چیزی می‌گویند و جامعه‌شناسان از زاویه دیگری به قضیه نگاه می‌کنند. به هر حال هر کس حرفی برای گفتن دارد. برای من، شنیدن خبر مرگ هر انسان، خاصه مرگی که نمادی از ناکامی یک فرد است مانند قتل، تصادف و خودکشی، همیشه توأم با درجه‌ای از رنج است. مثال آن چند سال پیش که در شهر محل زندگی من فردی در یک نزاع خیابانی کشته شد. آن فرد هیچ نقشی در آن نزاع خیابانی نداشت و فقط از بد حادثه از آن‌جا عبور می‌کرد. در میان انواع این نوع مرگ‌های توأم با خشونت، خودکشی همیشه جای بحث بیشتری دارد. گران‌بهاترین چیزی که هر فردی دارد، جان اوست. فرصت حیات، یگانه است و فقط یک بار به هر کدام از ما تعلق می‌گیرد. چگونه می‌شود که فردی

ادامۀ مطلب

دو ویژگی هر آدم شکست‌خورده که نباید داشته باشید

شکست‌خورده

شکست‌خورده کیست؟ اغلب فکر می‌کنیم که شکست‌خورده هر کسی غیر از ماست. شکست‌خورده فردی است که الان کنار خیابان مشغول گدایی است. اما آیا واقعاً فردی که کنار خیابان نشسته و به گدایی مشغول است واقعاً یک فرد شکست‌خورده است؟ یعنی غیر از این حالت دیگری متصور نیستید؟ خود ما چطور، آیا ما شکست‌خورده نیستیم؟ آنچه بر ما می‌رود نتیجه بلافصل رفتارهای ماست. ما در هر ثانیه از زندگی خود با رفتار خود دست به انتخابی می‌زنیم، و هر انتخاب نتیجه‌ای دارد. این انتخاب‌ها و نتایج آن و البته واکنشی که به نتیجه هر انتخاب نشان می‌دهیم، همه و همه آینده و سرنوشت ما را شکل می‌بخشد. بنابراین موفقیت و شکست، هیچ کدام اتفاقی نیستند. نه کسی مادرزاد موفق و ثروتمند به دنیا می‌آید و نه بخت کسی را با سیاهی و نکبت سرشته‌اند. طبیعتاً شکست و پیروزی، باید هر دو نتیجه رفتارهای خود ما باشند. اما چگونه؟ همه می‌گویند

ادامۀ مطلب

هنر کم کتاب خواندن بهترین روش کتابخوانی

هنر کم کتاب خواندن

هنر کم کتاب خواندن به معنی این نیست که فرد کم کاری باشیم. بلکه آنگونه که از قدیم گفته‌اند کم گوی و گزیده گوی چون در، تا ز اندک تو جهان شود پر. بنابراین هنر کم کتاب خواندن هم به این می‌پردازد که کم بخوانیم و گزیده، تا از همان مقدار کم دانش و مهارت خود را بسیار بیشتر ارتقاء دهیم. معمولاً زیاد کتاب خواندن و برشمردن تعداد زیادی کتاب خوانده، حسن و فضیلت شمرده می‌شود. اینکه کتاب‌های زیادی خوانده باشیم فقط در یک حالت خاص پسندیده و نشانه‌ی سواد است. در بقیه موارد، که اتفاقاً ۹۹درصد افراد کتاب‌خوان از آن دسته هستند، نه تنها کتاب خواندن زیاد و کتاب خریدن زیاد باعث سواد و آگاهی نمی‌شود که برعکس ممکن است خود راهی بر سر آگاهی و موفقیت باشد. در این مقاله می‌خواهم به این موضوع بپردازم که چه زمانی زیاد کتاب خواندن خوب است. و اینکه با چه روشی

ادامۀ مطلب