یادگیری زبان در محیط آری یا خیر؟

یادگیری زبان در محیط

یادگیری زبان در محیط، موافقان و مخالفان موافقان یادگیری زبان در محیط موضوعی است که خیلی‌ها به طور جدی آن را قبول دارند. این عده معتقدند هر زبان خارجی را فقط می‌توان در محیط بومی همان زبان یادگرفت و در غیر اینصورت، شناخت و یادگیری ما از آن زبان همیشه سطحی و مقدماتی خواهد ماند. چه بسا خیلی چیزها را اشتباه آموخته باشیم و لذا نمی‌شود روی یادگیری زبان در جایی غیر از محیط اصلی آن زبان حساب باز کرد. مخالفان در مقابل گروهی به عکس معتقدند که این استدلال اشتباه است چرا که افراد زیادی را می‌شناسند که سال‌ها خارج از کشور بوده‌اند و مثلاً در بریتانیا، فرانسه یا ایالات متحده کار و زندگی داشته‌اند ولی سطح زبان آن‌ها بسیار پایین است. مثال بارز آن مهاجران آمریکای جنوبی هستند که بعد از سال‌های سال هنوز نمی‌توانند به زبان انگلیسی صحبت کنند. تعداد افرادی که اسپانیولی صحبت می‌کنند ولی انگلیسی

ادامۀ مطلب

کارهای ناتمام را رها کنید و به کارهای مفیدتر بپردازید

کارهای ناتمام

کارهایی که ناتمام مانده‌اند و مدتی است انجام دادن آن‌ها به عقب افتاده است بی‌دلیل ناتمام نمانده‌اند. به جای آنکه وسواس انجام دادن تمام کارهای عقب‌مانده را داشته باشید بنشینید و با خودتان دو دو تا چهار کنید که اصلاً چرا باید این همه کار عقب‌افتاده و ناتمام داشته باشید؟ بگذارید اینجوری بگویم: چرا کاری ناتمام می‌ماند و ما نمی‌توانیم آن را به راحتی تمام کنیم؟ من این دلایل را برمی‌شمرم، اگر شما دلایل دیگری دارید در کامنت‌ها ذکر کنید: چند کار / فعالیت / پروژه را به طور موازی پیش می‌برید. کارهایی را انجام می‌دهید که خیلی مورد علاقۀ شما نیست لذا آن‌ها را نیمه تمام رها می‌کنید و به سراغ فعالیت‌های دیگری می‌روید. اولویت‌بندی شما غلط است و بین کارهای ضروری و غیرضروری تشخیص درستی ندارید. نگاه بلندمدت و کوتاه‌مدت ندارید و معمولاً اولویت‌های بلندمدت و کوتاه‌مدت را با هم اشتباه می‌گیرید. در هر صورت هر کدام از

ادامۀ مطلب

To do list را کنار بگذارید

To do list

شما تجربه کرده‌اید، من هم تجربه کرده‌ام: To do list یا همان لیست کردن کارهایی که باید انجام دهیم و نوشتن آن‌ها روی کاغذ هیچ وقت به نتیجۀ مطلوب نمی‌رسد. حتی ممکن است هیچ‌کدام از کارهایی که در آن لیست نوشته‌اید انجام نشوند. اما چرا To do list جواب نمی‌دهد؟ رویکرد خط‌کشی کردن کاغذ و برنامه‌ریزی کردن برای ثانیه به ثانیۀ روز، نوشتن ۱۰ تا یا شاید ۲۰ تا کاری که باید فردا انجام دهید، و نوشتن لیست چندین کاری که اولویت کاری شما در هفته‌ها و ماه‌های آینده است، یک رویکرد شکست خورده است. برای من مهم نیست چرا، مهم این است که جواب نمی‌دهد. خصوصاً برای افرادی که حجم کارهای عقب‌ماندۀ زیادی دارند، یا افرادی که پروژه‌های بزرگی برای به سرانجام رساندن دارند و برای این منظور کلی کار ریز و درشت دیگر هم هست که باید انجام دهند، این روش جواب نمی‌دهد. چه باید کرد؟ من این

ادامۀ مطلب

معرفی هفته سوم آذر – ۱۶ تا ۲۲ آذر ۹۸

اسماعیل اصلانی دیرانلو

معرفی وبلاگ هفته: در این هفته با دو وبلاگ آشنا شدم که در عین اینکه وبلاگ‌های پرباری هستند، خیلی ساده طراحی شده‌اند. چیزی که من بارها تأکید کرده‌ام این است که ظاهر پیچیده و پر رنگ و لعاب وبلاگ هیچ کمکی به موفقیت آن نمی‌کند. ساده‌ترین قالب که مطالب را به آسان‌ترین شکل ممکن به مخاطب بشناساند بهترین قالب ممکن است. مهم‌ترین فاکتوری که به موفقیت یک وبلاگ کمک می‌کند محتوای پربار آن است. اما این دو وبلاگ: وبلاگ علی کریمی می‌دونم که می‌شه (محمدرضا زمانی) معرفی پادکست هفته این روزها باب پادکست و پادکست‌بازی حسابی داغ است. از این جهت خوشحالم که هر چند با تأخیری چند ساله، ولی بالاخره این نوع از تولید محتوا هم در ایران باب شد. اگر وبلاگ‌ها را روزنامه‌های یک نفره بدانیم، پادکست‌ها هم رادیوهای یک نفره هستند. بنابراین همانقدر که تولید محتوای متنی می‌تواند مهم و تأثیرگذار باشد، تولید محتوای صوتی هم می‌تواند

ادامۀ مطلب

جمعه ۲۲ آذر ۱۳۹۸

یادداشت روزانه اسماعیل اصلانی دیرانلو

یک عذرخواهی به خودم بدهکارم خیلی اتفاقی در صفحه یکی از دوستان در اینستاگرام ویدئویی از امیرنظام صمدآبادی دیدم با عنوان «من یک عذرخواهی به خودم بدهکارم». متن این ویدئو این است: «کلاس دوم دبستان شیفت بعد از ظهر بودم باران تندی می بارید. یک چتر هفت رنگ دسته آبی سوت دار آن روز صبح خریده بودم. وقتی به مدرسه رفتم دلم می خواست با همان چتر زیبایم زیر باران بازی کنم اما زنگ خورد. هر عقل سالمی تشخیص می داد که کلاس درس واجب تر از بازی زیر باران است. یادم نیست آن روز چه درسی معلمم به من یاد داد اما دلم هنوز زیر همان باران توی حیاط مدرسه جا مانده… بعد از آن روز شاید هزار بار دیگر باران باریده باشد ومن صد بار دیگر چتر نو خریده باشم اما آن حال خوب هشت سالگی هرگز تکرار نمیشود! این اولین بدهکاری من به دلم بود که در

ادامۀ مطلب

پنج‌شنبه ۲۱ آذر ۱۳۹۸

یادداشت روزانه اسماعیل اصلانی دیرانلو

خودرو آب‌سوز چند سال پیش از دوستی خبری شنیدم مبنی بر اینکه فردی ایرانی توانسته است خودروی آب‌سوز اختراع نماید. ابتدا کمی سکوت کردم، به نظر زیادی رویایی می‌آمد. اما باز فکر کردم که در دنیایی زندگی می‌کنیم چیزی به نام نشدنی وجود ندارد. بنابراین از او آدرس منبعی را خواستم تا بتوانم در این خصوص مطمئن شوم. او هم آدرس کانال تلگرامی علاءالدین جاسمی زرگانی را به من داد. از آن زمان تا الان چهار سالی هست که من در این کانال تلگرام عضو هستم. و فقط یک یا دو بار نگاهی گذرا به خبرهای آن داشتم. چند روز پیش به فکر افتادم که نگاهی عمیق‌تر به خبرهای این کانال تلگرامی داشته باشم. چیز خاصی دستگیرم نشد. تصمیم گرفتم در گوگل جستجوی بزنم. عمده خبرهایی که در صفحه اول گوگل آمده بود ادعا کرده بودند که این آقا کلاهبرداری بیش نیست. از بین این نوشته‌ها این یکی خواندنی‌تر و

ادامۀ مطلب