ادبیات هر آنچه می‌نویسیم نیست

نسل‌ها می‌آیند و می‌روند. هر نسلی از خود میلیون‌ها خط داستان و میلیون‌ها بیست شعر به جای می‌گذارد. اما من برآنم که بگویم به همه‌ی این‌ها نمی‌شود «ادبیات» گفت. ادبیات آن قسمتی از تلاش‌های ادبی ماست که مستقل از زمان و مکان، برای مدت‌های طولانی به جای می‌ماند. آن جایی که اثری آنچنان آیینه‌ای تمام قد از انسان می‌شود که هر خواننده‌ای گمان می‌کند با خواندن آن اثر دارد درباره‌ی خودش و مسائل خودش می‌خواند. همین است که می‌گویند ادبیات هر ملت بهترین معرفی‌نامه فرهنگ و تاریخ ان مردم است.

ادامۀ مطلب

تمرکز رمز پیروزی است

شرط‌هایی زیادی هست که برای پیروز شدن لازم است آن‌ها را رعایت کنیم: نظم، یادگیری همیشگی، انتخاب روش درست، استفاده از راهنمایی دیگران، داشتن مشاور متخصص و … هر کدام از این شرط‌ها در جای خود حایز اهمیت زیادی است. اما یک عامل هست که با بودن آن، همه‌ی عوامل دیگر کارآمدی زیادی خواهند داشت، و در نبود آن، هیچ یک از عوامل بالا به کار نخواهند آمد: تمرکز. باید روی یک هدف واحد تمرکز کرد و با سرعت به پیش رفت. نور به خودی خود جایی را سوراخ نمی‌کند. اما وقتی متمرکز می‌شود – لیزر – می‌تواند هرچیز سختی را آب کند. آیا می‌دانستید که نوعی برش در صنعت به کار می‌رود که به برش با آب معروف است؟ کمی تحقیق کنید و تصاویر مربوط به این نوع برش را بیاید. در این تکنولوژی با متمرکز کردن آب قدرت آن را چندبرابر کرده‌اند. برداشتن روزی یک قدم، اگر در

ادامۀ مطلب

۶ راهکار برای مدیریت زمان

مدیریت زمان

۱. مدیریت زمان با مدیریت عادت‌ها مدیریت زمان به این معنا نیست که ما همیشه سرمان شلوغ باشد. بلکه مدیریت زمان یعنی انجام کارهای مفید در مدت زمان مناسب. مدیریت زمان یعنی استرس کمتر، شادی بیشتر و موفقیت و آرامش بیشتر. قبل از هر چیز یک خاطره از کودکی‌ام را تعریف می‌کنم. زمانی که بچه بودم توی حیاط بزرگ خانه‌مان سبزی می‌کاشتیم. بعد از ظهرها هم آن‌ها را آب می‌دادیم. یادم نمی‌آید دقیقاً هر روز بود یا هر دو سه روز یک بار بود، ولی به هر حال هر وقت سبزی‌ها را آب می‌دادیم با وجد و شور آن دور و بر بودم. گاهی اتفاقی می‌افتاد که برای من خیلی هیجان انگیز بود. به طور ناگهانی از یک جای باغچه سوراخی باز می‌شد و تمام آب به آن حفره کشیده می‌شد. مثل یک سیاهچاله. تا این اتفاق می‌افتاد پدرم با بیل حجم زیادی از خاک آن اطراف را برمی‌داشت و

ادامۀ مطلب

درباره‌ی هکسره

درباره‌ی هکسره

هکسره در واقع یک اسم جدید برای یک روش نوشتاری اشتباه است. چنین چیزی در دستور زبان فارسی نداریم. وقتی می‌خواهیم بگوییم دستکم، قرار دادن هکسره در ترکیب و نوشتن آن به شکل دسته‌کم اشتباه است. در این مورد خاص دسته معنای دیگری دارد. مانند دسته‌ی بیل، دسته‌ی کتری. گاهی هم دسته دلالت بر معنای دیگری دارد مانند دسته چک. یک دسته پرنده و الخ. دستکم از دست + کم تشکیل شده است به معنای لااقل، حداقل. کلمه دست در این نوشته مانند وقتی است که می‌گوییم دست پایین بگیر. در این جا هم نمی‌شود گفت دسته پایین بگیر! هکسره بعد از گسترش استفاده از اینترنت و به طور همزمان گسترش استفاده از گوشی‌های هوشمند رواج یافت. آنجا که خیلی‌ها ترجیح دادند به جای نوشتار معیار، از شیوه‌ی شکسته‌نویسی تبعیت کنند. شکسته‌نویسی مانند اینکه به جای نوشتن جمله‌ی من از تهران به شهرستان رفتم بنویسید من از تهرون رفتم شهرستون

ادامۀ مطلب

تا می‌توانی زوائد را بزن

تا می‌توانی زوائد را بزن

تا می‌توانی زوائد را بزن. وقتی زوائد را زدی، باز هم زوائد دیگری را بزن. اینقدر این کار را ادامه بده تا برسی به ضروری‌ترین چیزهایی که لازم داری. برسی به جایی که حتی یک ذره از ذرات تشکیل دهنده‌ی چیزی که به دست آورده‌ای را نتوانی حذف کنی. اگر نوشته‌ای مقابل توست، آنقدر کلمات اضافه را حذف کن تا برسی به جایی که حتی حذف یک کلمه تمام معنا را از هم بپاشد. اگر با مدیریت زمان طرفی، آنقدر کارهای زائد را از برنامه‌ی روزانه‌ات حذف کن تا برسی به نقطه‌ای که فقط کارهایی را در طول روز انجام بدهی که مستقیماً به اهداف بزرگ زندگی‌ات ربط دارند، یا به سلامتی و آرامشت ربط دارند. اگر هم با یک تاک طرفی آنقدر شاخه‌های اضافه را بزن تا به سبک‌ترین حالت ممکن برسی. در این صورت امسال بهترین انگورهای ممکن را برداشت خواهی کرد. تا می‌توانی زوائد را بزن Photo

ادامۀ مطلب

تو کافی نیستی!

این جمله را دست کم نگیرید. جملۀ تو کافی نیستی این پیام را در دل خود مستتر دارد که برای کافی بودن نیازی به مکملی در دنیای بیرون داری. هم جمله‌ی تو کافی نیستی و هم جمله‌ی «نیاز به مکملی در دنیای بیرون داری» هر دو در ضمیر ناخودآگاه ما نهادینه شده‌اند. ولی یک تفاوت ظریف بین این دو هست و آن اینکه اولی خیلی روتر و دومی خیلی نهان‌تر نهادینه شده است. به این معنا که ما می‌دانیم که حس ناکافی بودن داریم، اما خیلی از اوقات دلیل خیلی از رفتارهای خود را نمی‌دانیم. رفتارها و انتخاب‌هایی که واکنشی به این حس ناکافی بودن است. این نکته‌ی ظریف را اولین بار در وبلاگ علی سخاوتی خواندم. این مطلب به قدری برایم جالب بود که از همان زمانی که خواندمش تا الان که دارم این یادداشت را می‌نویسم به آن فکر می‌کنم. قبل از اینکه به این نکته ظریف فکر

ادامۀ مطلب

بی‌خوابی شبانه ناشی از اینترنت

بی‌خوابی شبانه ناشی از اینترنت

مقدمه بی‌خوابی شبانه ناشی از اینترنت امروزه خیلی متداول شده است. سابق بر این انواع دیگری از بی‌خوابی در جامعه رواج داشت. مانند بی‌خوابی‌هایی که ناشی از مشکلات روانی هستند. یا شرایط کاری فرد وی را بعد از مدتی دچار بی‌خوابی شبانه می‌کند. امروزه نوع جدیدی از بی‌خوابی که ناشی از استفاده بدون برنامه‌ریزی از اینترنت است هم به انواع قبلی افزوده شده است. بی‌خوابی یا همان اختلال خواب را می‌توان از یک جهت به دو نوع متفاوت تقسیم کرد: یک نوع بی‌خوابی اینگونه است که فرد اساساً خیلی دیر به خواب می‌رود و یا کل ساعات شبانه را بیدار است. نوع دوم حالتی است که فرد می‌خوابد اما بعد از مدتی از خواب می‌پرد. بعد از اینکه به خواب می‌رود، دوباره از خوب می‌پرد. این روند اختلال خواب ممکن است تا صبح طول بکشد. چند نکته مهم در خصوص این مقاله در این نوشته ما به بی‌خوابی شبانه ناشی

ادامۀ مطلب

کارکرد مغز مانند کارکرد عضلات است

کارکرد مغز مانند کارکرد عضلات است

کارکرد مغز مانند کارکرد عضلات است. یعنی زمانی که یک رشته ورزشی را شروع می‌کنید، در ایتدای کار عضلات شما درد می‌کند، نفس همراهی نمی‌کند و بعد از مدت کوتاهی هم احساس ضعف به شما دست می‌دهد. راه غلبه بر این مسأله این است در کار خود مداومت داشته باشید تا عضلات شما به اسید لاکتیک مقاوم شود. هر بار که مقداری درد بیشتری را تحمل می‌کنید، عضلات نسبت به میزان مشخصی از اسید لاکتیک مقاوم می‌شود. و برای بارهای بعدی تمرین، آن میزان اسید لاکتیک باعث درد عضلات شما نخواهد شد. یک روز فردی به باشگاهی مراجعه کرده و تقاضای ثبت نام می‌کند. مربی باشگاه که می‌خواسته وی را راهنمایی کند می‌گوید: – هفته اول باشگاه، عضلاتت درد زیادی رو تجربه می‌کنن. او هم در جواب می‌گوید: – پس من می‌رم و از هفته دوم میام باشگاه! هر چه آستانه تحمل عضلات خود را بالاتر ببرید، در تمرین‌های سخت‌تری،

ادامۀ مطلب

به تعویق انداختن کارها را با این دو روش ساده درمان کنید

به تعویق انداختن کارها

به تعویق انداختن کارها برای همه ما دردی بی درمان شده است. یکی از نشانه‌های به تعویق انداختن کارها این است که می‌خواهیم کاری را از شنبه شروع کنیم. به تعویق انداختن کارها می‌تواند دلایل مختلفی داشته باشد. در یک مقاله جداگانه به نام «اهمالکاری» به یک سری از مهم‌ترین دلایل آن پرداخته‌ام. در این نوشته می‌خواهم یکی از مهم‌ترین دلایل به تعویق انداختن کارها و راه نجاتی از آن بپردازم. با من همراه باشید. شنبه روزی که هرگز نخواهد آمد شنبه روز اول هفته است. شاید بشود گفت معروف‌ترین روز هفته هم هست. روزی است که ما همیشه شروع کارهای خود را به آن محول می‌کنیم. شنبه می‌آید و می‌رود و ما باز می‌مانیم با حجم زیادی کار انجام نشده که «از شنبه شروع می‌کنم». امروز یک شنبه دیگر است و شروع دیگری برای هفته‌ای دیگر. همین امروز در هر ساعتی و هر حالتی که هستی، فقط یک کار

ادامۀ مطلب

حرف مفت هزینه دارد

حرف‌های فضا پرکن، حرف‌هایی هستند که فقط فضای سفید کاغذ را پر می‌کنند. این حرف‌ها هیچ معنایی را دربرندارند، بیشتر شبیه شعر هستند تا یک سخت مستدل که دارای مقدمه، بدنه و نتیجه‌گیری باشد. صحبت منطقی و اصولی این ویژگی را دارد که بعد از خواندن آن از نقطه‌ی A به نقطه‌ی B می‌رسی. اما صحبت فضاپرکن تکرار مشتی حرف شاعرانه و پراز شعار است که تو را به هیچ جا نمی‌رساند. مانند سوار چرخ و فلک شدن، هر چقدر هم که در حرکت باشی باز هم در نقطه‌ی آغاز پیاده خواهی شد. Background vector created by dooder – www.freepik.com

ادامۀ مطلب

۳۰ سال بعد این موقع چه چیزی برایت مهم است؟

سال بعد این موقع چه

۳۰ سال بعد این موقع چه چیزی از امروز را به یاد خواهی آورد چه خواهد بود؟ ۵ سال بعد این موقع چه چیزی از امروز برایت مهم‌ترین چیز خواهد بود؟ یک سال بعد چطور؟ هفته‌ی بعد چطور؟ حالا فردا را تصور کن. مهم‌ترین چیزی که فردا از امروز به یاد خواهی آورد چه خواهد بود؟ هرچه از امروز دورتر شویم مسائلی که برای ما مهم‌تر هستند، کلی‌تر و اساسی‌تر هستند. هر چه به زمان‌های کوتاه‌تر فکر کنیم، همیشه مسائل کم‌اهمیت‌تر و حاشیه‌ای‌تر برای ما مهم خواهند بود. شاید لازم باشد برای داشتن یک برنامه‌ی موفق، از آخر شروع کنیم. دوست داریم سی سال بعد که باشیم و کجا باشیم؟ برای «من» سی سال بعد خود، چه چیزی را مهم‌ترین چیز و اساسی‌ترین فاکتور می‌دانیم؟ بهتر است همیشه روی همان‌ها تمرکز کنیم و مسائل حاشیه‌ای را کنار بگذاریم. این نوشته برگرفته از نوشته امروزی است که ست گودین در وبلاگ

ادامۀ مطلب