امروز: شنبه، ۳۰ خرداد ۱۴۰۵

عادت‌ها ما را مدیریت می‌کنند

۱۱ بهمن ۱۳۹۸
0 دیدگاه

آیا ما زمان را مدیریت می‌کنیم؟ آیا ما پول را مدیریت می‌کنیم؟ واقعیت این است که ما نه زمان و نه پول و نه هیچ چیز دیگری را مدیریت نمی‌کنیم. ما فقط و فقط عادت‌های خودمان را مدیریت می‌کنیم. تا زمانی که فکر کنیم پول و زمان و … را باید مدیریت کنیم راه را به اشتباه رفته‌ایم. چون در نهایت این عادت‌های ما هستند که تمام تدبیرهای ما در راه مدیریت مالی و مدیریت زمان را نقش بر آب خواهد کرد. ما عادت‌های خود را مدیریت می‌کنیم. یا بهتر است بگوییم عادت‌ها ما را مدیریت می‌کنند. باید برای هر تغییری ابتدا سراغ عادت‌هایی برویم که مانع ایجاد آن تغییر هستند. وقتی عادت‌های جدیدی را با عادت‌های قبلی جایگزین کردیم، درست مثل این می‌ماند که ماشینی ساخته‌ایم که آرزوهای ما را برایمان برآورده می‌کند. نوشته‌های مرتبط: بی‌خوابی شبانه ناشی از اینترنت به تعویق انداختن کارها را با این دو روش ساده درمان کنید اعتیاد به موبایل از زبان آمار چرا قانون راز کار نمی‌کند؟ من و سگم بهش خندیدم، ما و شبکه‌های اجتماعی باشه بعداً انجام می‌دم و هیچ وقت انجام نمی‌دم.  بعداً وجود نداره، بعداً آدم پیر می‌شه اهمالکاری Health vector created by slidesgo – www.freepik.com

ادامه مطلب

چگونه به هدف‌های بزرگ خود در زندگی برسیم؟

۱۰ بهمن ۱۳۹۸
3 دیدگاه

چگونه به هدف‌های بزرگ خود در زندگی برسیم؟ سؤالی است که همواره از خود می‌پرسیم. در این زمینه کتاب‌های زیادی نوشته شده است. هر ساله فیلم‌ها، سخنرانی‌ها و پادکست‌های زیادی در این زمینه منتشر می‌شود. هر کدام از این‌ها البته به چیزهایی می‌پردازند که در جای خود بسیار هم با اهمیت هستند. اما در نهایت با مطالعه زندگی افراد موفق، آن‌هایی که رؤیاهای واقعاً بزرگ را محقق کرده‌اند، در می‌یابیم که بزرگترین نکته و ریشه‌ای‌ترین عامل در این زمینه چیزی نیست مگر سماجت در رسیدن به هدف! در بخش بعدی داستان شکار کودو در قبیله سان روایت می‌شود. آن را با دقت بخوانید. داستان شکار کودو در قبیله سان دانشمندان سال‌ها به دنبال پاسخی برای مسئله محوری تکامل انسان بوده‌اند: «انسان‌های اولیه چگونه غذا پیدا می‌کرده‌اند؟». بیشتر زیست‌شناسانی که به نظریه تکامل اعتقاد دارند بر این باورند که مصرف پروتئین حیوانی مرحله‌ی مهمی بوده است که منجر به بهبود تغذیه و در نتیجه بزرگتر شدن مغز انسان شده است. اما جزئیات تاکتیکی شکار همچنان در هاله‌ای از ابهام است. می‌دانیم که نیاکانمان از نیزه و پیکان دست ساخته‌ی خود برای شکار استفاده می‌کرده‌اند. اما شواهد نشان می‌دهد که عمر این اختراع‌ها کمتر از ۵۰۰ هزار سال است؛ در حالی که ما بیش از دو میلیون سال است که گوش می خوریم. پس در ۷۵ درصد درصد اول موجودیت‌مان چگونه شکار می‌کرده‌ایم؟ طبق گفته‌های دنیل لیبرمن، زیست‌شناس تکاملی دانشگاه‌ هاروارد، انسان غذایش را با تعقیب و گریز به دست می‌آورده است. انسان اولیه با استفاده از فن‌هایی که به «شکار مقاومتی» معروفند حیوانات را می‌کشته است. روشی که هنوز در میان جوامع معدودی که اقتصادشان در دوره‌ی پیشاکشاورزی قرار دارد رایج است. یکی از این گروه‌ها قبایل سان در جنوب آفریقا هستند که کودو شکار می‌کنند. کودو حیوان بزرگی شبیه گوزن است. به نظر لیبرمن انسان‌ها در بخش اعظم تاریخ به روشی مشابه روش مردمان این قبیله شکار می‌کرده‌اند. در آفریقا تعقیب و گریز وقتی شروع می‌شود که گروهی از سان‌های شکارچی یکی از کودوهای نر بزرگ را از گله جدا می‌کند. شاخ‌های سنگین حیوان سرعتش را کم می‌کند و باعث می‌شود نتواند پا به پای کودوی ماده بدود. وقتی حیوان از دسته دور افتاد، یکی از شکارچیان کار را شروع می‌کند: حیوان از ترس جست و خیز می‌کند و شکارچی با سرعت یکنواختی او را تعقیب می‌کند. ابتدا به نظر می‌رسد که شکارچی هرگز به جانور گریزپا نخواهد رسید. گاهی حتی شکارچی فقط سعی می‌کند حیوان از نظرش محو نشود، اما شکارچی می‌داند که می‌تواند از ضعف‌های حیوان به نفع خودش بهره ببرد. حیوان قدرتمند در گام‌های اول بسیار سریع‌تر است. اما پوست کودو پوشیده از پشم است و نمی‌تواند به خوبی پوست شکارچی گرما را از بدن دفع کند. طبق گفته‌ی لیبرمن چهارپایان نمی‌توانند هم‌زمان بتازند و نفس بگیرند. لذا در شرایطی که کودو باید بایستد تا نفس تازه کند شکارچی به کودو نزدیک می‌شود نه برای گرفتنش بلکه برای دواندن و خسته کردنش. حیوان بعد از هشت ساعت فرار در زیر گرمای سوزان آفریقا، بالاخره آماده‌ی تسلیم است و تقریباً بدون هیچ تقلایی زمین‌گیر می‌شود. شکارچی لاغر ۴۰ …

ادامه مطلب

چرا مردم از ما خرید می‌کنند؟

۹ بهمن ۱۳۹۸
0 دیدگاه

آیا تا حالا از خود پرسیده‌اید که چرا مردم از ما خرید می‌کنند؟ در این مقاله می‌خواهم به طور مختصر به نکته مهمی در این زمینه بپردازم. چرا مردم از ما خرید می‌کنند؟ تا حالا دیده‌اید که فرد معتادی به قاچاق فروشی که از او مواد می‌خرد بپرسد: آیا خودت از این مواد مصرف کرده‌ای؟ یا وقتی فردی به مغازه سوپری سر کوچه می‌رود از صاحب مغازه بپرسد آیا خودت از همین پنیر می‌خوری؟ از همین ماکارونی برای ناهار و شامت می‌پزی؟ از همین زیتون استفاده می‌کنی؟ اما هر گاه صحبت از کتابی یا روشی برای ارتقاء سطح فکر و زندگی می‌شود افرادی سریع می‌پرسند که آیا خودت از همین روش استفاده کرده‌ای؟ چرا در مورد اول کسی چنین شکاک نیست، ولی در مورد دوم این شکاکیت را چه بسا که زرنگی و باهوشی خود بنامد؟ در مورد مواد مخدر یا پنیر و ماکارونی کسی به تجربه فروشنده کاری ندارد چون به تجربه خودش فکر می‌کند و بها می‌دهد. وقتی زمانی به تجربه کردن چیزی فکر نکند چنین سؤالی از شما می‌پرسد: خودت این کتاب رو خوندی؟ زبان یادگرفتی؟ وقتی من می‌خواستم زبان انگلیسی یا فرانسه یاد بگیرم برای من مهم این بود که زودتر یاد بگیرم! برای من اصلاً مهم نبود که فروشنده کتاب‌های زبان چند کلاس سواد دارد. افرادی که در پی کیفیتی یا تجربه‌ای یا محصول خاصی نیستند را نمی‌توانید با تکرار مکرر اینکه خودم استفاده کرده‌ام و غیره قانع کنید. کسی دنبال سؤالی است می‌خواهد بداند آیا فلان محصول خاص می‌تواند پاسخی برای پرسش او باشد یا نه! و اصلاً به تجربه شما کاری ندارد. اما فردی که بیشتر به تجربه شما و دیگران کار دارد بیشتر از آنکه دنبال محصول باشد در پی سیراب کردن حس فضولی و ماجراجویی و ذهن منفی‌باف خود است. شاید این افراد روزی مشتری محصولات شما بشوند ولی آن روز قطعاً روزهای شروع کار شما نخواهد بود. آن‌ها روزی یا سیل جمعیتی که به سمت محصولات شما می‌آیند همراه خواهند شد و از شما خرید خواهند کرد. ولی همان روز هم احتمالاً به این خاطر که همه از این برند می‌خرند پس من هم عاقلانه است که از این برند بخرم به سمت شما خواهند آمد نه به خاطر پرسشها و نیازهای خود. آدم‌های مستقل و متفکر که قدرت انتخاب و تحلیل دارند شاید کم باشند اما مشتریان پرسودی برای شما خواهند بود. پیشنهاد ویژه برای مطالعه: ۶ روش شکرگزاری روزانه برای جذب شادی و ثروت Banner vector created by studiogstock – www.freepik.com

ادامه مطلب

افسردگی و اینترنت: افراد افسرده چگونه از اینترنت استفاده می‌کنند؟

۹ بهمن ۱۳۹۸
2 دیدگاه

افسردگی و اینترنت چه ارتباطی با هم دارند؟ طبق مطالعه‌ای که برای یافتن پاسخ اینکه افراد افسرده چگونه از اینترنت استفاده می‌کنند؟ صورت گرفته است، نتایج زیر به دست آمده است. رابطه بین افسردگی و اینترنت مطالعه‌ای در دانشگاه علم و فناوری میزوری نشان داده است که استفاده از فناوری چگونه می‌تواند تسکین روانی ایجاد کند. در سال ۲۰۱۱ گروه ۲۱۶ نفره‌ای از دانشجویان داوطلب شدند که فعالیت اینترنتی‌شان به طور ناشناس ردیابی شود. پژوهشگران میزان استفاده‌ی این افراد از اینترنت و فعالیت‌های آنلاین آن‌ها را در طول آن سال تحصیلی اندازه گرفتند. پژوهشگران در پایان مطالعه داده‌های ناشناس دانشجویانی را که برای درمان علائم افسردگی به مرکز خدمات سلامت دانشگاه مراجعه کرده بودند را بررسی کردند. یکی از مولفان این پژوهش می‌گوید: «ما به چندین ویژگی استفاده از اینترنت پی‌بردیم که با افسردگی در ارتباط‌اند؛ مثلا افرادی که نشانه‌های افسردگی دارند معمولاً از ایمیل استفاده خیلی زیادی می‌کردند و برخی دیگر از مشخصه‌های رفتار افراد افسرده در استفاده از اینترنت عبارتند از: تماشای خیلی زیاد ویدئو میزان خیلی زیادی بازی آنلاین و همچنین گفتگوهای طولانی اینترنتی  این مطالعه نشان داده است افرادی که دچار افسردگی هستند خیلی بیشتر از اینترنت استفاده می کند. چرا؟ یک فرضیه این است که افسرده‌ها بیش از عموم مردم احساسات منفی را تجربه می‌کند و با روی آوردن به اینترنت به دنبال بهبود روحیه‌ی خود و یافتن تسکین هستند. مثلاً رفتارهای احساسی خود را در نظر بگیرید. در پاسخ به محرک‌های داخلی چه کار می‌کنید؟ خیلی از افراد وقتی حوصله‌شان سر می‌رود به دنبال هیجان به سراغ سرخط‌های خبری مهیج می‌روند. وقتی حس می‌کنیم استرس بر ما غالب شده است به دنبال آرامش می‌گردیم و شاید در سایت‌هایی مانند پینترست یا اینستاگرام بتوانیم قدری تسکین پیدا کنیم. وقتی احساس تنهایی می‌کنیم جاهایی مانند فیس‌بوک و توییتر ما را به سرعت وارد ارتباطات اجتماعی می‌کنند. این‌ها راه‌حل‌های همه کاره‌ای برای بسیاری از تلاطم‌های روزمره‌ی ماست: از کسب اطمینان از اهمیت‌مان یا حتی صرف موجودیت‌مان با بررسی اینکه آیا کسی به ما نیاز دارد یا اصلا به ما توجه می‌کند تا یافتن مفری از لحظات کم ارزش‌تر زندگی.  به این ترتیب وقتی عادتی شکل گرفت مانند قلابی ما را گیر می‌اندازد. برگرفته از کتاب: قلاب، نوشته‌ی نیر ایال، ترجمه سعید قدوسی نژاد. انتشارات آریانا قلم. دانلود رایگان صفحاتی از کتاب: قلاب مقاله‌های مرتبط: من و سگم بهش خندیدم، ما و شبکه‌های اجتماعی بی‌خوابی شبانه ناشی از اینترنت چرا آدم‌ها خودکشی می‌کنند؟ Photo: Unsplash.com

ادامه مطلب

کلیشه‌های فکری غلط دربارۀ ریاضی و تاثیر آن بر یادگیری

۲۶ دی ۱۳۹۸
1 دیدگاه

کلیشه‌های فکری غلط دربارۀ ریاضی کم نیست و هر کدام از این کلیشه‌ها تأثیر منفی خاص خود را دارد. در این مقاله به ۶ کلیشۀ فکری پرتکرار می‌پردازیم. انتخاب این موارد به دو دلیل زیر صورت گرفته است:  این ۶ مورد مطابق لیست زیر هستند که در ادامۀ مقاله هر کدام را به صورت جداگانه بررسی می‌کنیم:  این مقاله با دو مقالۀ زیر ارتباط محتوایی زیادی دارد. توصیه می‌کنم بعد از خواندن این مقاله، آن‌ها را هم بخوانید: کلیشه‌های فکری غلط دربارۀ ریاضی و تاثیر آن بر یادگیری یک) یادگیری ریاضی سخت است! یکی از کلیشه‌های فکری غلط دربارۀ ریاضی همین است که همه فکر می‌کنند یادگیری ریاضی سخت است. البته منظور من این نیست که یادگیری ریاضی آسان است اما باید این سؤال را پرسید که یادگیری چه چیزی آسان است؟ یادگیری زبان‌های خارجی، فیزیک، شیمی، زیست‌شناسی، نویسندگی، ورزش حرفه‌ای، رشته‌های مختلف هنری و … توأم با سختی‌های زیادی است و نیاز به مداومت و نظم دارد. اگر وارد هر زمینۀ دلخواهی در علم، هنر، ورزش و … شوید آنقدر حرف‌ها گفته شده و آنقدر اثر خلق شده و رکوردهای عجیب و غریب به ثبت رسیده است که شما جز با سخت‌کوشی، مطالعه، تمرین، تمرکز روی هدف و مداومت چندین ساله به جایی نخواهد رسید. بنابراین ابتدا به ساکن از خود بپرسید که آیا یادگیری همه چیز ساده است و فقط یادگیری ریاضی سخت است؟ جواب این سؤال که روشن است. سؤال بعدی این است که اگر یادگیری ریاضی هم به همان اندازه سخت است که یادگیری بقیۀ مهارت‌ها و دانش‌ها، بنابراین روش درست یادگیری ریاضیات چیست؟ این تفکر نادرست دربارۀ ریاضی ریشه در شیوۀ غلط تدریس معلم‌های دبستان و دبیرستان دارد. آموزش ریاضیات پیچ‌وخم‌های خاص خودش را دارد و به صرف اینکه کسی گچی بردارد و تخته سیاه را پر از اتحاد و مشتق و مثلثات کند معلم ریاضی نخواهد بود. دو) ریاضیات هیچ کاربردی در زندگی روزمره ندارد! یکی دیگر از کلیشه‌های فکری غلط دربارۀ ریاضی این است که می‌گویند ریاضیات هیچ کاربردی در زندگی روزمره ندارد. دربارۀ ریاضیات و کاربردهایش حرف‌های زیادی گفته شده است. همان طور که شما هم به خوبی می‌دانید عدۀ زیادی از دانشمندان و اندیشمندان مدافع ریاضیات و تأثیر مثبت آن بر روی فرهنگ و تمدن بشری هستند. اما افرادی هم هستند که ریاضیات را علمی بی‌فایده و بدون کاربرد می‌دانند. افرادی که این حرف را می‌زنند با لحن و حالت چهره‌ای صحبت می‌کنند که انگار به بزرگترین کشف بشری نائل شده‌اند و شما را از پیگیری خرافات و خیالات برحذر می‌دارند. گفتن این جمله که این درس‌ها بیرون از دانشگاه و مدرسه به درد ما نمی‌خورد بیشتر یک سفسطه از سوی افرادی است که یا تن به کار نمی‌دهند یا واقعاً در این زمینه آگاهی کافی را ندارند. از نظر آن‌ها منطقی است که بپرسیم روابط مثلثاتی یا فرمول‌های انتگرال‌گیری در کجای زندگی روزمره به کار ما می‌آید؟ خیلی‌ها هم هستند که هرچند این حرف را با صدای بلند نمی‌گویند ولی در دل به آن اعتقاد دارند. اولین سؤالی که از این افراد می‌پرسیم این است که مگر اشعاری که در مدرسه حفظ …

ادامه مطلب

خلق را تقلیدشان بر باد داد

۲۵ دی ۱۳۹۸
0 دیدگاه

همراه جمع شدن ایده‌ای است که من خیلی با آن موافق نیستم. یعنی چه دنبال دیگران راه افتادن؟ فرد دنباله رو جمع می‌شود برای آنکه جرأت متفاوت بودن ندارد: شاید یک ضمانت خوب به نظر برسد که چون بقیه انجام می‌دهند لابد روش درستی را انتخاب کرده‌اند. موفقیت در داشتن جرأت متفاوت بودن است. اما متفاوت بودن چگونه؟ Background photo created by freepik – www.freepik.com

ادامه مطلب

ادبیات هر آنچه می‌نویسیم نیست

۲۵ دی ۱۳۹۸
0 دیدگاه

نسل‌ها می‌آیند و می‌روند. هر نسلی از خود میلیون‌ها خط داستان و میلیون‌ها بیست شعر به جای می‌گذارد. اما من برآنم که بگویم به همه‌ی این‌ها نمی‌شود «ادبیات» گفت. ادبیات آن قسمتی از تلاش‌های ادبی ماست که مستقل از زمان و مکان، برای مدت‌های طولانی به جای می‌ماند. آن جایی که اثری آنچنان آیینه‌ای تمام قد از انسان می‌شود که هر خواننده‌ای گمان می‌کند با خواندن آن اثر دارد درباره‌ی خودش و مسائل خودش می‌خواند. همین است که می‌گویند ادبیات هر ملت بهترین معرفی‌نامه فرهنگ و تاریخ ان مردم است.

ادامه مطلب

تمرکز رمز پیروزی است

۲۵ دی ۱۳۹۸
0 دیدگاه

شرط‌هایی زیادی هست که برای پیروز شدن لازم است آن‌ها را رعایت کنیم: نظم، یادگیری همیشگی، انتخاب روش درست، استفاده از راهنمایی دیگران، داشتن مشاور متخصص و … هر کدام از این شرط‌ها در جای خود حایز اهمیت زیادی است. اما یک عامل هست که با بودن آن، همه‌ی عوامل دیگر کارآمدی زیادی خواهند داشت، و در نبود آن، هیچ یک از عوامل بالا به کار نخواهند آمد: تمرکز. باید روی یک هدف واحد تمرکز کرد و با سرعت به پیش رفت. نور به خودی خود جایی را سوراخ نمی‌کند. اما وقتی متمرکز می‌شود – لیزر – می‌تواند هرچیز سختی را آب کند. آیا می‌دانستید که نوعی برش در صنعت به کار می‌رود که به برش با آب معروف است؟ کمی تحقیق کنید و تصاویر مربوط به این نوع برش را بیاید. در این تکنولوژی با متمرکز کردن آب قدرت آن را چندبرابر کرده‌اند. برداشتن روزی یک قدم، اگر در راستای یک هدف مشخص باشد، ما را به هدف می‌رساند. ولی روزانه کیلومترها دویدن، اگر قرار باشد که هر بار به سمتی بدویم، ما را به جایی نخواهند رساند. Light vector created by freepik – www.freepik.com

ادامه مطلب

۶ راهکار برای مدیریت زمان

۱۱ دی ۱۳۹۸
11 دیدگاه

۱. مدیریت زمان با مدیریت عادت‌ها مدیریت زمان به این معنا نیست که ما همیشه سرمان شلوغ باشد. بلکه مدیریت زمان یعنی انجام کارهای مفید در مدت زمان مناسب. مدیریت زمان یعنی استرس کمتر، شادی بیشتر و موفقیت و آرامش بیشتر. قبل از هر چیز یک خاطره از کودکی‌ام را تعریف می‌کنم. زمانی که بچه بودم توی حیاط بزرگ خانه‌مان سبزی می‌کاشتیم. بعد از ظهرها هم آن‌ها را آب می‌دادیم. یادم نمی‌آید دقیقاً هر روز بود یا هر دو سه روز یک بار بود، ولی به هر حال هر وقت سبزی‌ها را آب می‌دادیم با وجد و شور آن دور و بر بودم. گاهی اتفاقی می‌افتاد که برای من خیلی هیجان انگیز بود. به طور ناگهانی از یک جای باغچه سوراخی باز می‌شد و تمام آب به آن حفره کشیده می‌شد. مثل یک سیاهچاله. تا این اتفاق می‌افتاد پدرم با بیل حجم زیادی از خاک آن اطراف را برمی‌داشت و کناری می‌انداخت بلکه موجودی با نام «آب‌دزدک» را دستگیر کرده باشد. گاهی در جمع‌های مختلف بین پدرها راه‌حل‌های مختلفی در مورد مقابله با آب‌دزدک مطرح می‌شد. هر چه بود اگر آب‌دزدک را از بین نمی‌بردی، تمام آب باغچه را فرو می‌بردند و کار باغچه و سبزی‌ها یکسره می‌شد. من گاهی فکر می‌کنم عادت‌های روزمره ما می‌توانند مانند آب‌دزدک همان بلا را بر سر زمان بیاورند. عادت‌های خود را باید تغییر دهیم. این اولین چیزی است که من فهمیده‌ام. تجربه سنگینی بوده است ولی ارزشمند است. من خیلی‌ها را دیده‌ام که همیشه یک سری کاغذ را خط‌کشی می‌کنند و سعی می‌کنند کارهای روزمره خود را با فاصله ۵ دقیقه یا حتی بی‌فاصله زمانی در آن جدول‌ها بچینند و بعد فردای آن روز همه آن کارها را انجام دهند. به گمان آن‌ها این کار یعنی مدیریت زمان. البته مشخص است که این چنین برنامه‌ای هیچ وقت پیاده نخواهد شد. مدیریت زمان می‌تواند انجام ندادن بعضی کارها باشد. یا حتی خیلی ساده رویاپردازی در مورد آینده باشد. ما زمان را مدیریت نمی‌کنیم بلکه خودمان را مدیریت می‌کنیم. با تغییر عادت‌های روزمره می‌توانیم از زمانی که در اختیار داریم به بهترین شکل ممکن بهره ببریم. نتیجه: این افراد بعد از مدتی خسته شده و برنامه‌ریزی را رها می‌کنند. و زمان مفید زندگی خود را از دست می‌دهند. چون از مسیر اشتباهی وارد می‌شوند. تا زمانی که در باغچه شما تعدادی آب دزدک هست، شما هیچ‌گاه با آبیاری بیشتر و بیشتر نخواهید توانست سبزی پرورش دهید. بلکه باید ابتدا عادت‌های غلط خود را بشناسید. ۲. هدف‌های خود را روی کاغذ بیاورید معجزه هدف. تا هدف بزرگ و مشخصی نداشته باشیم، مسیرهای سخت و مهم را در زندگی طی نخواهیم کرد. بدون هدف مشخص، فرق بین رفتار الف و رفتار ب هرگز مشخص نخواهد شد. مدیریت زمان هیچ معنایی ندارد، اگر که ندانید از زندگی چه می‌خواهید! زمان را برای چه مدیریت کنید؟ برای چه چیزی می‌خواهید نهایت بهره را از زمان روزانه خود ببرید؟ ابتدا باید برای خود مشخص کنید که از زندگی چه می‌خواهید. این هدف باید مشخص و واضح باشد. در مقاله «چرا قانون راز کار نمی‌کند؟» راجع به هدف مفصل صحبت کرده‌ام. …

ادامه مطلب
سبد خرید
  • سبد خریدتان خالی است.
ورود به سایت
تلگرام