جمعه ۲۹ آذر ۱۳۹۸

یادداشت روزانه اسماعیل اصلانی دیرانلو

هفته‌ای که گذشت هفته‌ای که گذشت کاملاً به بطالت بود. وقت خیلی زیادی صرف کارهایی شد که خودم به اشتباه آن‌ها را عهده‌دار شده‌ام. تنها حرکت‌های مثبت این هفته یکی جلسه پربار داستان‌خوانی روز یک‌شنبه و یکی هم جلسه شورای استانی ادبیات داستانی روز چهارشنبه بود. در ضمن یک اقدام مثبت هم این بود که تلگرامم را چند لحظه پیش حذف کردم. زمانی که اینترنت برای یک هفته قطع بود فاصله من از شبکه‌های اجتماعی به قدری زیاد شد که الان راحت می‌توانم ببندم و بروم رد کارم. برای فیسبوک و اینستا و توییتر، حتی اگر به طور کامل هم نبندم ولی آنقدر خلوتش می‌کنم که به قدر داشتن چندتا دوست خوب و ارزشمند محدود شود. برای کارهایی هم که مرتب عهده دار می‌شوم، تصمیم گرفتم که برای همیشه دست از این اخلاق خود بردارم. باید دور و بر خودم را به قدری خلوت کنم که فقط روی پروژه خودم

ادامۀ مطلب

پنج‌شنبه ۲۸ آذر ۱۳۹۸

یادداشت روزانه اسماعیل اصلانی دیرانلو

انقلاب علیه خود همانطور که قبلاً هم گفتم به زودی تلگرام را حذف می‌کنم. فیسبوک را هم تا حد زیادی خلوت کرده‌ام. شاید فیسبوک را حذف نکنم ولی آنقدر آن را خلوت می‌کنم که فقط تعداد دوست ارزشمند در آن باقی بمانند. داستان من و فیسبوک کمی پیچیده و طولانی است. اما من انتظار دیگری از فیسبوک داشتم. فکر می‌کردم جنس آدم‌های آن باید کمی متفاوت باشد. ولی روزی می‌آیی و می‌بینی که کسی دی‌اکتیو کرده و رفته است. دیگر هم برنمی‌گردد. آن هم خاطره و نوشته و حس مشترک مانند بغض در گلوی بعد از مرگ عزیزان می‌شود. شاید من این‌جوری هستم. شاید ما این‌جوری هستیم. ما که کودکی نکردیم. نوجوانی نکردیم. ما که راحت نخندیدم. ما که شاد نبودیم. ما که رفیق بازی نکردیم. ما که سفر نکردیم. ما که هیچ وقت عاشقی نکردیم. ما که همیشه جای آدم‌های باحال و خوب در زندگی ما کم بوده است.

ادامۀ مطلب

سرزنش‌گر، تحقیر کننده، گربه نره و روباه مکار

سرزنش‌گر تحقیر کننده گربه نره و روباه مکار

سرزنش‌گر با شما کاری می‌کند که به طور کامل احساس بی‌ارزش بودن و شکست‌خورده بودن بکنید. نقطۀ ضعف او یک چیز طبیعی است اما مشکلات طبیعی که ممکن است در مسیر شما هم رخ بدهد از بی‌عرضگی شماست. شکست‌خورده بودن و هیچی نبودن خودش، خنگ بودن و بی‌استعدادی مطلقش به چشم نمی‌آید ولی لغزیدن پای شما روی سنگ‌فرش خیس خیابان نشانۀ بی‌عرضگی مطلق شماست! سرزنش‌گر ۲۴ ساعته در حال رصد کردن شماست تا مطمئن شود نقطۀ خوبی برای سرزنش شما پیدا کرده است. اگر گوشتان به سرزنش‌های سرزنش‌گر بدهکار باشد، کارتان به جایی می‌رسد که در خواب و بیداری و در هر لحظه‌ای از زندگی‌تان صدای او را در حالی که مدام شما را سرزنش می‌کند توی گوشتان می‌شنوید. حتی بدون حضور فیزیکی او، سرزنش‌ها، تمسخرها و تحقیر کردن‌هایش با شما هست. رفته رفته به یک درماندۀ تمام عیار تبدیل می‌شوید: چیزی که او از شما می‌خواهد بسازد. وقتی به

ادامۀ مطلب

خود را به خاطر گذشته‌تان تنبیه نکنید

خود را به خاطر گذشته‌تان تنبیه نکنید

شاید عجیب به نظر برسد اما این مورد از موارد شایع در میان افرادی است که عملکرد بسیار پایینی دارند. گاهی خود این افراد هم به درستی متوجه این موضوع نیستند و وقتی به آن‌ها می‌گویید که: خود را به خاطر گذشته‌تان تنبیه نکنید، بلافاصله موضع‌گیری می‌کنند که نخیر اصلاً هم اینطور نیست. و جملاتی مانند اینکه من خودم را دوست دارم، تو شرایط مرا درک نمی‌کنی و غیره و غیره را تحویل می‌دهند. دانلود PDF مقاله با یک کلیک چرا خود را به خاطر گذشته‌مان تنبیه می‌کنیم؟ دلیل اول: من مقصر همه چیز هستم. اولین دلیلش این است که خود را در قبال اتفاقاتی که بر ما گذشته است مقصر می‌دانیم. این مورد در بین افراد که اعتماد به نفس پایینی دارند رخ می‌دهد. یا افرادی که دچار درماندگی آموخته شده هستند. همچنین دیگرانی که مرتب ما را سرزنش و تحقیر می‌کنند ما را رفته رفته به این سمت

ادامۀ مطلب

تغییر عادت‌ها؛ از همان جایی که هستید شروع کنید

تغییر عادت‌ها

چرا تغییر عادت‌ها سخت است؟ خیلی از هدف‌های بزرگ زندگی با اقدامات کوچک دست‌یافتنی هستند ولی خیلی از ما نتوانسته‌ایم به هدف‌های خود برسیم. ریشۀ این نتوانستن در عادت‌های ماست. ما می‌دانیم که عادت‌های ما بر سرنوشت ما حاکم هستند، این را هم می‌دانیم که کدام عادت‌ها مضر هستند و باید با چه عادت‌های مفید جایگزین شوند ولی باز هم در تغییر عادت‌ها توفیقی حاصل نمی‌کنیم. برای چنین مشکلی راه‌حل‌های مختلفی ارائه شده است. هر کس از زاویۀ دید خودش به این موضوع نگریسته است. در این جا من یک راه حل خیلی ساده را بر مبنای تجربۀ خودم ارائه می‌دهم. امیدوارم همانطور که این دیدگاه برای من مفید بوده است برای شما هم مفید باشد. چند نکتۀ اولیه در مورد تغییر عادت‌ها عادت‌ها ما را مدیریت می‌کنند وقتی صحبت از چیزهایی مانند مدیریت زمان یا مدیریت مالی به میان می‌آید من همیشه چنین سؤالاتی را مطرح می‌کنم: آیا ما

ادامۀ مطلب

چهارشنبه ۲۷ آذر ۱۳۹۸

یادداشت روزانه اسماعیل اصلانی دیرانلو

جلسه شورای استانی ادبیات داستانی امروز به همراه آقای ارغیانی رئیس اداره ارشاد شهرستان به مرکز استان رفتیم تا در شورای ادبیات داستانی شرکت کنیم. از معاونت استان این بله را گرفتیم که کتابخانه تخصصی داستان راه اندازی کنیم. یک مقدار هم کتاب جدید خواهیم خرید. این کتاب‌ها به تعداد اعضا خریداری خواهند شد و هر هفته یکی از آن‌ها در اختیار آن‌ها قرار خواهند گرفت تا آن را خوانده و در هفته بعد بررسی‌اش کنیم. همچنین توانستیم فضای مثبتی از کارهایی که در اسفراین انجام داده‌ایم ترسیم کنیم. در مجموع به این نتیجه رسیدم که در هر جایی که جریانی از کار می‌افتد احتمالاً عده‌ای خودخواه و کوتوله مانع راه دیگران شده‌اند. تا جایی که فرصت دارم برای راه‌اندازی جریان داستان استان تلاش می‌کنم. سایت انجمن داستان ایده هم در مراحل آخر آماده‌سازی خود است.

ادامۀ مطلب

یک‌شنبه ۱ دی ماه ۹۸

یادداشت روزانه اسماعیل اصلانی دیرانلو

روز اول زمستان امروز اولین روز زمستان ۹۸ است. این زمستان بهترین زمستانی خواهد بود که تاکنون تجربه کرده‌ام. برنامه‌های ۹۰ روزه خود را فردا به طور کامل خواهم نوشت. جلسه انجمن ادبیات داستانی ایده امروز یکی دیگر از جلسات انجمن ادبیات داستانی ایده را برگزار کردیم. به داستان «در آمریکا نویسنده را چگونه پرورش می‎دهند؟» پرداختیم. این داستان اثری از خانم مژگان قاضی‌راد است. نسخه PDF آن را در این‌جا قرار داده‌ام. البته داستان نامیدن این نوشته کار من است و معتقدم نمونه یک داستان خوب است. چیزی که اکثراً یادمان می‌رود. دوستان اعضای انجمن از این داستان خیلی استقبال کردند. برای جلسه بعد داستان «من از چهارده‌سالگی می‌ترسم» را بررسی خواهیم کرد. این داستان اثر حسن محمودی است.

ادامۀ مطلب

برنامه هفته چهارم آذر ۹۸ –  ۳۰ آذر تا ۶ دی

اسماعیل اصلانی دیرانلو

چی می‌خونم؟ کتاب‌های زیر برای مطالعه در این هفته روی میز من است: کارنامه سپنج – محمود دولت‌آبادی بازاریابی عصبی – ژان بقوسیان مدرس مرجع – ژان بقوسیان قلاب – نیر ایال – ترجمه سعید قدوسی‌نژاد چی می‌نویسم؟ ویرایش اول کتاب راهنمای جامع انگلیسی آماده سازی کتاب مکالمه فرانسه برای عرضه در این هفته ویرایش دوم و اساسی کتاب گرامر انگلیسی به زبان ساده

ادامۀ مطلب

خودسرزنش‌گری، کمال‌طلبی منفی، ترس از آینده

خودسرزنش‌گری

خودسرزنش‌گری ریشۀ رنج پنهانی است که خیلی از ما در زندگی داریم. در خیلی از موارد ممکن است ما نتوانیم ریشۀ آن را تشخصی دهیم. از دیدگاه‌های مختلف می‌توان یه چنین موضوعی پرداخت و ریشه‌های متعددی برای رنج‌های پنهان هر فرد یافت. رنج پنهان رنجی است که نمی‌دانیم هست و نمی‌دانیم چرا هست، ولی احساس می‌کنیم هر کاری می‌کنیم باز هم شاد و خرسند نیستیم! به این نوع رنج که شادی و احساس از خود خرسند بودن ما را از ما می‌رباید، رنج پنهان می‌گوییم. در این نوشته به سه ریشۀ مهم برای این رنج پنهان می‌پردازیم: خودسرزنش‌گری، کمال‌طلبی منفی، ترس از آینده. در نهایت خودسرزنش‌گری عاملی است که مقدمۀ آن دوی دیگری است: کمال‌طلبی منفی و ترس از آینده مقالۀ مفصلی در این خصوص را در این‌جا بخوانید کمال‌طلبی یا پرفکشنیسم چیست؟ و چگونه آن را مداوا کنیم؟ خودسرزنش‌گری، کمال‌طلبی منفی، ترس از آینده گذشته‌ات را بپذیر ممکن است

ادامۀ مطلب

نگاهی به زندگی پرفسور محسن هشترودی

نگاهی به زندگی پرفسور محسن هشترودی

محسن هشترودی سال ۱۲۸۶ (۱) به دنیا آمد. تحصیلات ابتدایی را در شهر محل تولد خود گذراند و سپس به دلیل کوچ پدر به تهران، دیپلم خود را در مدرسه دارلفنون به سرانجام رساند. در سال ۱۳۱۴ لیسانس و در سال ۱۳۱۶ دکترای ریاضی خود را از دانشگاه سوربن دریافت کرد. استاد راهنمای وی الی کارتان از متخصصان بنام هندسۀ دیفرانسیل بوده است (شجرنامۀ ریاضی). ایشان در طول عمر پربار خود خدمات علمی و فرهنگی زیادی به جامعۀ ایران کرد که شایستۀ تقدیر بسیار است. از آنجایی که بعضی از مطالبی که در مورد استاد طی سال‌های پیش در وب فارسی منتشر شده است اکنون به آرشیو اینترنت پیوسته است (سایت www.mo-ha.com)، لازم دیدم جهت ادای دین به پرفسور هشترودی این مطلب را بر روی سایت قرار دهم. اولین بار که نام محسن هشترودی را شنیدم دقیق یادم نمی‌آید که نام ایشان را اولین بار کجا دیده، شنیده یا خوانده‌ام.

ادامۀ مطلب