امروز: جمعه، ۲۹ خرداد ۱۴۰۵

نویسندگی خلاق: اعتراف گرفتن از یک قاتل

۲۴ مرداد ۱۴۰۰
0 دیدگاه

نویسندگی خلاق کلمه‌ای است که این روزها زیاد آن را اینجا و آنجا می‌بینیم. بنابراین در این نوشته راجع به «نویسندگی خلاق» صحبت می‌کنم. این نوشته هم بر مبنای تجربه من از نوشتن است و هم بر مبنای مطالعاتی است که در این سال‌ها داشته‌ام. ممکن است افرادی احساس کنند که تجربه و روش آن‌ها با این نوع نوشتن فرق داشته باشد. من هیچ ادعایی در این زمینه ندارم که روشی که در انتهای این نوشته توضیح می‌دهم یک روش اثبات شده علمی است. به هر حال نویسندگی با ذوق و خلاقیت سر و کار دارد و طبیعتاً تنوع روش‌ها و افکار در آن زیاد است. اگر از آن دسته افراد هستید که به شکلی وسواسی می‌نویسید و تقریباً هیچ نوشته کامل و رضایت بخشی ندارید این نوشته برای شما مفید خواهد بود. نگاهی به تعریف نویسندگی خلاق نویسندگی خلاق هر گونه نوشته‌ای است که خارج از مرزبندی‌های متداول در نوشته‌های تخصصی باشد. این نوع نویسندگی، به طور معمول با ویژگی‌هایی مانند روایی بودن، خلق شخصیت و پرورش آن، استفاده از استعاره‌ها و یا داشتن مایه‌های شعری همراه است. البته باید این نکته را هم مد نظر داشت که نویسندگی خلاق لزوماً به خلق آثار ادبی سرشار از «شاهکارهای زبانی» مملو از استعاره‌ها نمی‌پردازد. بلکه انواع مختلف نوشته‌های ژورنالیستی، داستانی و غیر داستانی، شعر و … نیر می‌توانند در این دسته جای بگیرند. در این جا این سؤال پیش می‌آید که با توجه به این تعریف، نویسندگی خلاق را چگونه می‌توان از دیگر گونه‌های نوشتن جدا کرد؟ باید گفت که برخلاف همتای آکادمیک خود، نویسندگی خلاق به جای اینکه تمرکزی ماشینی روی قوانین زبان داشته باشد، بیشتر به «خودابرازگری» می‌پردازد. هر نوع نوشته‌ای که روح خودابرازگری در آن مستتر باشد و همچنین دارای عناصری مانند روایی بودن، طرح و پرورش شخصیت و … باشد را می‌توان یک زیر مجموعه از نویسندگی خلاق دانست. طبق آنچه تا الان در متون انگلیسی خوانده‌ام، امروزه در غرب، نویسندگی خلاق به نوعی معادل با «ادبیات» قلمداد می‌شود. با این تفاوت که در نویسندگی خلاق به تکنیک‌های مختلف نوشتن پرداخته می‌شود. در ادامه توضیح بیشتری در این خصوص خواهم داد. به دیگر سخن، زمانی نوشته به نوع «ادبی» و «علمی» تقسیم می‌شد و امروز به دو نوع «نوشتن خلاق» و «نوشتن علمی» تقسیم می‌شود. در نوع نوشتن علمی، آمار و اطلاعات مهم هستند. و اینکه طبق یک ساختار از پیش تعریف شده، هر نوشته از بخش‌های عنوان، چکیده، کلید واژگان، مقدمه، بدنه نوشته، نتیجه گیری و منابع تشکیل شده است. ولی در نویسندگی خلاق، خودابرازگری مهم‌ترین عنصر است. به یک بیان، در نوشته‌های علمی، ما سراغ موضوعات علمی می‌رویم و برای ما عنوان کردن موضوعات و مفاهیم و آمار مربوط به آن‌ها مهم است. ولی وقتی صحبت از نویسندگی خلاق به میان می‌آید، خیلی از اوقات ما سراغ انسان می‌رویم. در این حالت از چیزهایی می‌نویسیم که به نوعی دغدغه عمومی ما به عنوان انسان است. حرف‌هایی که گفتن‌شان ممکن است از خیلی‌ها برنیاید، ولی فهمیدن‌شان کاری سخت نیست. چرا که از جنس حرف‌هایی است که وقتی می‌خوانیم یا می‌شنویم می‌گویم: «اگر می‌خواستم بنویسم چنین …

ادامه مطلب

سن بهانه است

۲۴ مرداد ۱۴۰۰
0 دیدگاه

سن بهانه است سن بهانه است جنسیت بهانه است ملیت بهانه است رنگ پوست بهانه است قد بهانه است وزن بهانه است وضعیت جسمی بهانه است وضعیت ظاهری بهانه است موقعیت مالی بهانه است موقعیت خانوادگی بهانه است استعداد بهانه است شرایط بهانه است دوری از امکانات بهانه است فاصله طبقاتی بهانه است موقعیت اجتماعی بهانه است حرف‌های دیگران بهانه است. چشم نظر بهانه است قسمت نشد بهانه است نگذاشتند بهانه است وضعیت سیاسی بهانه است جغرافیا بهانه است تاریخ بهانه است اقتصاد بهانه است فلسفه بهانه است دین و شاید «خدا نخواست» هم گاهی، فقط یک بهانه است *** همه این‌ها بهانه است آنچه بهانه نیست و پشت همه این بهانه‌ها پنهان است تنبلی و بی‌عرضگی خود ماست. در همین زمینه شاید شما تنبل هستید، تنبلی یک عادت است نه صفت! انسان موجودی است که می‌نالد بگذار باران تو را هم تازه کند لیوان‌ها می‌آیند و می‌روند، قهوه را به خاطر بسپار حتی اگر هزار بار مریض شوی باز هم دکتر نمی‌شوی اگر دوست دارید همیشه اولین نفری باشید که از به روزرسانی‌های سایت مطلع می‌شوید، لطفاً ای‌میل خود را در قسمت زیر وارد کنید. [newsletter]

ادامه مطلب

چرا بعضی از ما علیرغم سخت‌کوشی به جایی نمی‌رسیم؟

۲۴ مرداد ۱۴۰۰
3 دیدگاه

آیا فقط با سخت‌کوشی می‌توان به نتیجه رسید؟ اگر اینطور باشد پس چرا بعضی از ما علیرغم سخت‌کوشی به جایی نمی‌رسیم؟ حتماً شما هم تجربه کرده‌اید که خیلی‌ها به سختی کار می‌کنند و همیشه در حال جنب و جوش هستند ولی نتایج زیادی در زندگی به دست نمی‌آورند. در مقابل گروهی هم هستند که به نظر می‌رسد همیشه وقت خالی برای انجام دادن کارهای دلخواه خود دارند و درآمدهای خوبی هم دارند! مشکل کار در کجاست؟ در جواب به این سؤال چرا بعضی از ما علیرغم سخت‌کوشی به جایی نمی‌رسیم؟ پاسخ‌های خیلی زیادی می‌توان داد. ولی در میان همۀ حالت‌های ممکن، تعدادی حالت از بقیه پرتکراتر هستند. در این نوشته می‌خواهم به یکی از پرتکرارترین حالت‌ها که افراد علیرغم سخت‌کوش بودن به نتیجه نمی‌رسند را به شما معرفی کنم. بعداً دیر می‌شه: استراتژی لاک‌پشتی در مقابل استراتژی خرگوشی این جمله برای همۀ ما آشناست. چه زمانی که کار مهمی را به تعویق می‌اندازیم و چه زمانی که برای انجام یک کار زمان‌بر عجله می‌کنیم، در هر دو حالت از این جمله استفاده می‌کنیم. گاهی برای انجام کار مهمی که مستقیماً به اهداف ما بستگی دارد، تعلل می‌کنیم و از این جمله استفاده می‌کنیم: باشه بعداً انجام می‌دم. و این باشه بعداً گفتن‌ها ممکن است مدت زمان خیلی زیادی انجام کاری را به عقب بیندازد. اما گاهی وقتی می‌خواهیم کاری که زمان‌بر است و نیاز به نظم و حوصله دارد را انجام دهیم با گفتن «بعداً دیر می‌شه» می‌خواهیم از زیر بار مسئولیتِ دیسیپلین شانه خالی کنیم. در چنین حالتی قصد ما این است که در مدت زمان کوتاهی کار را به سرانجام برسانیم. در این مقاله راجع به حالت دوم صحبت می‌کنیم. حالت اول را در مقاله‌های زیر مورد بررسی قرار داده‌ام. در همین زمینه شاید شما تنبل هستید، تنبلی یک عادت است نه صفت! اهمالکاری چیست؟ انواع، علل و راه‌های درمان آن در این حالت به جای پذیرش شرایط و حفظ آرامش و برنامه‌ریزی مبتنی بر واقعیت، سعی می‌کنیم به هر طریق شده میان‌بری پیدا کنیم که کار خود را زودتر به انجام برسانیم. شاید عاقلانه به نظر برسد که بخواهیم کارها را زودتر به نتیجه برسانیم اما در عمل نتیجۀ عکس خواهیم گرفت. خیلی از ما این تجربه را داشته‌ایم که کاری که نیاز به یک سال زمان داشته است را سعی کرده‌ایم با یک برنامه‌ریزی سه ماهه یا نهایت شش ماهه به اتمام برسانیم و نشده است. این رویکرد خصوصاً اگر با پرفکشنیسم آمیخته بشود بد از بدتر خواهد شد. به این طریق که فرد هم می‌خواهد در شش ماه کار را به نتیجه برساند و هم می‌خواهد کامل‌ترین و بهترین نتیجه را هم بگیرد! در مورد پرفکشنیسم یک مقالۀ جدا نوشته‌ام که توصیه می‌کنم بخوانید. در همین زمینه کمال‌طلبی یا پرفکشنیسم چیست؟ و چگونه آن را مداوا کنیم؟ وقتی می‌خواهید کاری را زودتر از زمان‌بندی پیش ببرید رویکرد شما این خواهد بود که از خود بیشتر کار بکشید و در طول روز زمان بیشتری برای آن کار اختصاص دهید. بعد از مدتی خسته می‌شوید و ناچار هستید که کار را رها کنید. به قول قدیمی‌ها تبی …

ادامه مطلب

شاید شما تنبل هستید، تنبلی یک عادت است نه صفت!

۱۰ مرداد ۱۴۰۰
0 دیدگاه

تنبلی به عنوان یک صفت منفی در نظر گرفته می‌شود. به طوری که وقتی به فردی می‌گویید تنبل است، گویی به او فحش داده‌اید. در این مقاله تنبلی به عنوان یک «عادت» در نظر گرفته می‌شود و نه یک صفت یا کلمۀ توهین‌آمیز. عادت چه فرقی با صفت دارد؟ وقتی می‌گوییم چیزی تبدیل به عادت شده است، یعنی چیزی در طی زمان و با رفتارهای ما به وجود امده و در ما نهادینه شده است. بنابراین وقتی می‌گوییم «من تنبل هستم» یعنی من با انجام ندادن کارها یکی پس از دیگری، «انجام ندادن کارها» را تبدیل به یک عادت نهادینه شده در خودم کرده‌ام. این نگاه عمل‌گرایانه‌تر و محترمانه‌تر است. تا اینکه تنبلی را ارثی بدانیم یا آن را صفتی بدانیم که تغییرناپذیر است و به این طریق ابزاری برای تحقیر یا سرزنش کسی پیدا کنیم. تنبلی را با چه چیزهایی اشتباه می‌گیریم؟ افرادی که دچار پرفکشنیسم، اهمالکاری، انواع مختلف وسواس، استرس، اضطراب، افسردگی و چیزهایی مانند این هستند، عملکرد خیلی پایینی دارند. و به دلیل همین مشکلاتشان از انجام کارها سر باز می‌زنند. به همین دلیل معمولاً این اختلال‌ها را با عادت تنبلی اشتباه می‌گیریم. اهمالکاری خیلی شبیه به تنبلی است اما از اساس با آن متفاوت است. برای درک موضوع لطفاً به نکات زیر توجه کنید: اهمالکاری یک اختلال کوتاه مدت است. اگر درمان نشده و طولانی شود، در این صورت تبدیل به تنبلی می‌شود. اهمالکاری معمولاً نسبت به بعضی کارها اعمال می‌شود، فرد اهمالکار ممکن است بعضی کارها را به تعویق بیندازد ولی کلی فعالیت مثبت و سازندۀ دیگر در زندگی‌اش انجام دهد. در مقابل تنبلی شامل تمام فعالیت‌های فرد می‌شود و فرد تنبل تقریباً هیچ کار سازنده‌ای انجام نمی‌دهد. اهمالکاری با مشکلات زمینه‌ای همراه است، مانند ترس و اضطراب. فرد تنبل مشکل خاصی ندارد. افراد تنبل بیخیالی خاص خودشان را دارند. اگر فردی را دیدید که از انجام کارها سر باز می‌زند ولی آرامش هم ندارد، و علائم افسردگی، اضطراب یا چیزی مانند آن را بروز دهد در این صورت نباید او را تنبل بدانید. اختلال و تنبلی همزمان گاهی ممکن است فردی هم دچار اختلال‌هایی مانند اهمالکاری یا افسردگی باشد و هم عادت تنبلی در وی نهادینه شده باشد در این صورت چه باید کرد؟ اگر اختلالی که فرد به آن دچار است حالت حاد به خود گرفته است، در این صورت درمان اختلال اولویت ضروری و حیاتی است. اما اگر اختلال حالت حادی ندارد و زندگی فرد را به جایی نرسانده است که ارتباط او را با جهان بیرون قطع کند و او هنوز می‌تواند تصمیمات منطقی بگیرد و کارهایی را انجام دهد، در این صورت کافی است به او کمک کنیم که عادت تنبلی خود را مداوا کند. در همین زمینه توصیه می‌کنم این ۲ مقالۀ را با دقت مطالعه نمایید: اهمالکاری چیست؟ انواع، علل و راه‌های درمان آن کمال‌طلبی یا پرفکشنیسم چیست؟ و چگونه آن را مداوا کنیم؟ چرا هر چه رفتم به جایی نرسیدم؟ معمولاً به دلیل نگاه منفی به کلمۀ تنبلی و همچنین ناآگاهی به تفاوت ظریف بین تنبلی و اختلالاتی که نام بردم، فرد به جای مداوای عادت تنبلی …

ادامه مطلب

کمال‌طلبی یا پرفکشنیسم چیست؟ و چگونه آن را مداوا کنیم؟

۷ مرداد ۱۴۰۰
3 دیدگاه

کمال‌طلبی را هرگز یک صفت مثبت در نظر نگیرید. بنا بر گزارش سازمان جهانی بهداشت تعداد قابل توجهی از جوانان در سطح جهان از انواع اختلال‌های استرس، اضطراب و افسردگی رنج می‌برند. از سال‌های ۲۰۱۰ به این سو این رقم به طرز چشم‌گیری رو به افزایش بوده است. (متن کامل گزارش: PDF) این مسأله دلایل متفاوتی دارد. یکی از این دلایل که نقشی ریشه‌ای دارد مسألۀ کمال‌طلبی یا پرفکشنیسم است. مجلۀ هاروارد بیزنس ریویو در مقاله‌ای می‌گوید که بر پایۀ مطالعاتی که از سال ۱۹۸۹ تا سال ۲۰۱۶ بر روی ۴۰۰۰۰ دانشجو در کشورهای آمریکا، انگلستان و کانادا صورت گرفته است نشان می‌دهد که کمال‌طلبی یا پرفکشنیسم در بین جوانان در حال افزایش است. و ما بدون توجه به این مسأله فقط نگران افزایش اضطراب، استرس و افسردگی هستیم. همانطور که می‌بینید کامل بودن یک هدف سالم و مفید برای ما نیست. طبیعی است که ما نقاط ضعفی هم داریم و گاهی شکست می‌خوریم. نقص داشتن در کاری یا شکست خوردن نشانۀ ضعف ما نیست. باید برگردیم و دوباره آموزش‌هایی که به جوانان می‌دهیم، الگوهایی که پیش روی آن‌ها قرار می‌دهیم و خوراکی که در سنین رشد به ذهنشان می‌دهیم را مورد بررسی مجدد قرار دهیم. کامل بودن، بی‌تاب بودن و تمایل به به دست آوردن همه چیز در کمترین زمان، تمایل به دست آوردن همه چیز از ساده‌ترین راه، و داشتن همه چیز به صورت یک جا و کامل، آسیب‌های جدی به تعداد زیادی از جوانان زده است. در این مقاله به مسأله‌ای می‌پردازیم که به نظر من فقط تعداد کمی از آن رنج نمی‌برند. امیدوارم این مقاله برای شما مفید باشد. حتماً آن را با دوستان و عزیزان خود به اشتراک بگذارید. چه بسا که در این میان افرادی از اختلال کمال‌طلبی رهایی یابند و بتوانند از درجا زدن نجات یابند. ترجمۀ درست پرفکشنیسم کمال‌طلبی نیست یکی از مشکلات ما در ایران، ترجمه‌های غلط و پر از سوءتفاهم است. متن‌های زیادی از علوم انسانی توأم با سوءتفاهم ترجمه شده‌اند. از نظر من یکی از این سوءتفاهم‌ها ترجمۀ فارسی پرفکشنیسم است. کمال چیزی است و کامل چیزی دیگری است. کمال‌طلبی در اصل همان تعالی‌جویی است و ربطی به پرفکشنیسم ندارد. بهترین ترجمه برای کلمۀ پرفکشنیسم کامل‌طلبی یا کامل‌خواهی است: کامل‌طلبی، کامل‌گرایی یا کامل‌خواهی یعنی یا چیزی کاملِ کامل است و حتی یک عیب کوچک هم ندارد یا به تمامه مردود است. با این تعریف خیلی خوب درک خواهید کرد که کامل‌طلبی چقدر می‌تواند مضر باشد. چقدر می‌تواند قاتل خلاقیت و زمان ما باشد. یکی از سوءتفاهم‌های متداول در مورد کمال‌طلبی یا پرفکشنیسم این است که هر وقت از کمال‌گرایی صحبت می‌کنیم یک عده شنیده و نشنیده، حرف ما را قطع کرده و می‌گویند: … اما اینکه در پی تعالی و کمال باشی و بخواهی بهتر باشی خوب است پس کمال‌طلبی منفی و مثبت داریم…. این نوع اظهار نظر برآمده از همان سوءتفاهم ناشی از ترجم ۀغلط است که گفتم. اگر سرطان مثبت و منفی داشته باشیم، اگر اسکیزوفرنی مثبت و منفی داشته باشیم، در این صورت کمال‌طلبی مثبت و منفی هم داریم … با توجه به نکته‌ای که در …

ادامه مطلب

مثبت‌اندیشی خوب است یا بد؟ سخنرانی انگیزشی مفید است یا مضر؟

۳ مرداد ۱۴۰۰
2 دیدگاه

مقدمه چیزی که امروزه در جامعۀ ما با نام‌های مثبت‌اندیشی، تفکر مثبت، قانون راز، انرژی کائنات و … رواج یافته است، نه یک پدیدۀ نوظهور است و نه فقط در ایران این نوع محتوا خریدار دارد. همیشۀ تاریخ افرادی بوده‌اند که به دلایلی ارتباط درستی با واقعیت نداشته‌اند و درگیر توهمات و ذهنی‌بافی‌ها بوده‌اند. همچنین در هر کشوری اعم از ایالات متحده یا ایران یا هر کشور دیگری افرادی هستند که در پی این نوع حرف‌ها می‌روند. بنابراین باید در مورد این موضوع دقیق‌تر صحبت کرد. به نظر من نباید از کنار چنین موضوع مهمی به سادگی عبور کرد. چرا که ممکن است فرد ناآگاهی به دلیل سکوت جامعه، این نوع محتوا را موجه و قابل قبول بداند و سال‌هایی از عمر خود را هدر بدهد. در این نوشته، ابعاد این موضوع را از هم شکافته‌ام. امیدوارم برای شما مفید باشد. این سه اشتباه را مرتکب نشوید! معمولاً تفکر مثبت یا همان مثبت‌اندیشی را با روانشناسی مثبت‌گرا یکی می‌گیرند که اشتباه است. دیگر اینکه محتوای انگیزشی را گاهی روانشناسی می‌نامند و گاهی آن را توسعۀ فردی می‌دانند که باز هم اشتباه است. اول اینکه روانشناسی یک علم است با تعریف دقیق و مشخص و با موضوعات، نظریه‌ها، چارچوب‌ها و گفتمان‌های خاص خودش. مانند روانشناسی شخصیت، روانشناسی رشد، روانشناسی تجربی، نظریه‌های مشاوره، نظریه‌های روانکاوی و … توسعۀ مهارت‌های فردی که به اختصار توسعۀ فردی هم گفته می‌شود مجموعه‌ای است از روش‌ها و مهارت‌هایی که هر فرد با پیاده کردن آن‌ها می‌تواند سطح عملکرد خود را بالا ببرد. توسعۀ فردی علم نیست اما ارتباط تنگاتنگی با علومی مانند روانشناسی، جامعه‌شناسی، مدیریت، اقتصاد و حتی منطق دارد. مهارت‌هایی مانند مدیریت زمان، مهارت‌های حل مسأله، مهارت‌های مالی و پولی، مهارت کنترل خشم، مهارت‌های کارآفرینی و … همه در این حیطه قرار دارند و هر فرد با توجه به نیاز خود به یادگیری آن‌ها مبادرت می‌کند. و بالاخره چیزی داریم به نام صنعت تولید محتوای انگیزشی. محتوای انگیزشی گاهی به اشتباه روانشناسی نامیده می‌شود که اشتباه است. مثلاً یک کتاب انگیزشی را کتاب روانشناسی می‌نامند. گاهی هم محتوای انگیزشی را توسعۀ فردی می‌دانند که باز هم اشتباه است. در نهایت یک اشتباه دیگر هم هست که بعضی محتوای انگیزشی را با مثبت‌اندیشی یکی می‌گیرند. که این هم همیشه درست نیست! پس سه اشتباه متداول داریم که نباید آن را مرتکب شویم: مثبت‌اندیشی با روانشناسی مثبت‌گرا فرق دارد. هر دوی این‌ها با محتوای انگیزشی فرق دارند. روانشناسی یک علم است و مطالعۀ منابع آن جدیت و ممارست می‌خواهد. نتیجۀ آموختن این علم کسب دانش و مهارت لازم برای تحلیل رفتارها و حالات روانی انسانی است. توسعۀ مهارت‌های فردی با محتوای انگیزشی و هم با روانشناسی و هم با مثبت‌اندیشی فرق دارد. توسعۀ فردی مجموعۀ مهارت‌ها و روش‌هایی است که با پیاده کردن آن‌ها فرد در فعالیت‌هایی مانند سخنرانی، تدریس، جستجو و جمع‌آوری اطلاعات، مدیریت زمان و … ماهر می‌شود. محتوای انگیزشی نه تنها همیشه مثبت‌اندیشی نیست، که گاهی نقطۀ مقابل آن است و خیلی هم مضر است. محتوای انگیزشی، محتوایی است که سعی دارد با ارائۀ تصاویر مثبت در فرد انرژی و امید ایجاد کند. صنعت …

ادامه مطلب

اگر نمی‌ترسیدی چه می‌کردی؟

۳۱ تیر ۱۴۰۰
4 دیدگاه

اگر نمی‌ترسیدی چه می‌کردی؟ فرض کن که ترسی در تو وجود نداشت، در این صورت چه کارهایی را انجام می‌دادی؟ برای تو ترس مانع انجام دادن چه کارهایی هست؟ ترس یعنی چه؟ قبلش بگذارید که من یک مفهوم را روشن کنم. ترس یعنی چه؟ ترس را خیلی ساده به دو نوع ترس زیستی و ترس روانی تقسیم می‌کنیم. ترس زیستی همین که از پلنگ و مار می‌ترسیم. از پریدن از ارتفاع می‌ترسیم. یا از خودن یک مادۀ ناشناس می‌ترسیم. چون پس همۀ این ترس‌ها یک نگرانی واقعی وجود دارد و اگر به هشدار مغز توجه نکنیم ممکن است حیات ما واقعاً به خطر بیفتد. اما ترس‌هایی مانند ترس از سر قرار رفتن، ترس از شروع یک شغل جدید، ترس از سفر به یک شهر دیگر، ترس از وام گرفتن از بانک و چیزهایی مانند این ترس‌های روانی هستند. به این خاطر که دلایل روانی باعث به وجود آمدن چنین ترس‌هایی است و نه خطرات واقعی! در این نوشته از ترس‌های روانی که گاهی تبدیل به فوبیا می‌شوند صحبت می‌کنیم. ترس بیشتر از آنچه فکرش را بکنید بر ما و رفتارهای ما مسلط است. ترس مانند یک ابر غلیظ و سیاه جلو خورشید خلاقیت و نوآوری را گرفته و بر تمام دیگر بخش‌های ذهن ما سایۀ سیاه خود را گسترده است. اما ما به دلیل اینکه خورشید را بدون ابر ندیده‌ایم و از کودکی با نهادینه شدن ترس تربیت شده‌ایم به این وضعیت خود آگاهی نداریم. این عدم آگاهی تا جایی است که حتی وقتی با کسی در مورد ترس صحبت می‌کنیم ممکن است به درستی موضوع را درک نکند! چند سال پیش وقتی در یک مؤسسۀ زبان مسئولیت یکی از جلسات گفتگوی آزاد (Panel Discussion)  به من سپرده شد، موضوع ترس را برای گفتگو انتخاب کردم. با اینکه یک برگه توضیحات درمورد موضوع آماده کرده بودم و به اعضای شرکت کننده داده بودم، اما باور نمی‌کنید که همه از ترس از سوسک و ترس از مار صحبت می‌کردند. بعدها این تجربه بارها و بارها برای من رخ داد. اگر نمی‌ترسیدی چه می‌کردی؟ ترس علت اصلی تمام بدبختی‌های نوع بشر هست: ما خیلی روابط را شروع نمی‌کنیم، چون از جدایی بعدش می‌ترسیم. ما گاهی به کارمندی می‌چسپیم و ایده‌های خود را دنبال نمی‌کنیم چون از شکست مالی بعدش می‌ترسیم. خیلی کارها را نمی‌کنیم چون از حرف مردم و قضاوتی که در مورد ما انجام می‌دهند می‌ترسیم. ترس یک ترمز درونی هست که توسط تربیت غلط و تجربه‌هایی بد در ما نهادینه شده است. شناخت ترس‌ها و از بین بردن آن‌ها، کمک زیادی به ما می‌کند تا به موفقیت‌های بزرگی در زندگی برسیم. ترس‌های درونی خود را می‌شناسی؟ اگر نمی‌ترسیدی چه می‌کردی؟ ترسو بازنده است نه شکست‌خورده بعضی‌ها فکر می‌کنند برای اینکه شکست نخورند، بهتر است در جنگ شرکت نکنند! این گروه فکر می‌کنند یک جا نشستن و هیچ‌کاری نکردن بهتر از به دست نیاوردن یا حتی بهتر از از دست دادن است. از نظر آن‌ها اسم این وضعیت شکست نخوردن است. در صورتی که اسم این وضعیت بازنده بودن است. شکست خوردن خصیصۀ آدم‌های برنده است. ویژگی کسانی است که چیزی …

ادامه مطلب

حتی اگر هزار بار مریض شوی باز هم دکتر نمی‌شوی

۲۴ تیر ۱۴۰۰
0 دیدگاه

به طور معمول آدم‌ها از همه چیز و همه کس می‌نالند. طبق چیزی که زیاد گفته شده است (که اصلاً به تحلیل چون و چرایی آن کاری ندارم) تنها کمتر از ده درصد انسان‌های روی کره زمین اختیار ثروت و قدرت و دانش و … را در دست دارند. یعنی بقیۀ ۹۰ درصد مردم برای این ده درصد کار می‌کنند. بهانه جور کردن برای شکست‌های روزی بالاخره تمام می‌شوند و شما حرف زیادی برای غرولند کردن نمی‌ماند. اینکه «آن‌ها» نمی‌گذارند، در «خانواده» بدی به دنیا آمده‌ام، تقصیر «جامعه» است، «حکومت» کوتاهی کرده و … همه و همه در نهایت قرار است چه نتیجه‌ای بدهد؟ من کاری ندارم که این حرفها درست است یا غلط. چون واقعاً بعضی آدمها در شرایط خانوادگی بدی به دنیا آمده‌اند، بعضی وقت‌ها حاکمان یک جامعه با تصمیمات خود عدۀ زیادی را به ورطه نابودی می‌برند. از آن طرف هم گاهی، بعضی افراد شکست خورده در وضعیت خوبی بوده‌اند ولی باز هم نتوانسته‌اند موفق بشوند. صحبت من این است که فرض بفرمایید همه این حرفهایی که می‌گویید درست. شما چه می‌خواهید بکنید؟ بعضی وقت‌ها ما مسأله‌ای را برای حل کردن مطرح می‌کنیم و گاهی مسأله‌ای را برای حل نکردن طرح می‌کنیم. ذهن همه افراد مثل هم کار نمی‌کند. بعضی دوست دارند مسائل را حل نکنند. ولی برعکس بعضی‌ها هم دوست دارند برای مسائل خود راه حل پیدا کنند. فرض بفرمایید، حکومت مقصر است، جامعه مقصر است، خانواده مقصر است و … خوب که چی؟ شما با خواسته‌ها، آرزوها و آینده خود چه می‌خواهید بکنید؟ آیا نمی‌خواهید به خواسته‌های خود برسید؟ در جواب این سؤال هر چقدر هم از خود رفع تکلیف کنید، یک روزی گیر می‌افتید و متوجه می‌شوید هر چقدر هم که دیگران را انگشت «ندامت» سرزنش کنید، هر چقدر هم که ژست روشنفکری بگیرید و حرف‌های شبه فلسفی بزنید. هر چقدر بیشتر و بیشتر مغالطه کنید، در واقع وقت خود را تلف می‌کنید. شما با کی بحث می‌کنید؟ بحث خواسته‌های شماست، زندگی شماست، آینده شماست. بحث کردن شما با دیگران برای چیست؟ شما قصد دارید چه کسی را قانع کنید؟ گیریم همه مردم روی کره زمین جمع شدند و به شما حق دادند. همه یک صدا گفتند که شما صد در صد درست می‌فرمایید. تمام نظریات شما در مورد اقتصاد، جامعه، حکومت، خانواده و … درست است. از لحظه بعد از این پیروزی بزرگ فکری، چه تغییری در زندگی شما رخ خواهد داد؟ آیا به صرف اینکه همه آدمهای روی کره زمین به شما حق بدهند، شما به خواسته‌های خود می‌رسید؟ حرف‌های شما، بهانه‌های شما، فرضیه‌های شما برای هیچ کسی، هیچ اهمیتی ندارد. هر چقدر هم که به همه عالم و آدم نقد کنید، کسی رفتارش را به خاطر غرغر کردن‌های شما عوض نمی‌کند. کسی در قبال آرزوهای شما هیچ مسئولیتی ندارد. تا زمانی که وارد عمل نشوید، چیزی عوض نمی‌شود. روزی که ممکن است دیر شده باشد متوجه همین موضوع می‌شوید که مشکل هیچ کدام از آن بهانه‌های مختلف و شبه فلسفی نبوده است. مشکل شما پول بوده است. البته منظور از پول، این نیست که یک میلیارد تومان پول به شما ارث …

ادامه مطلب

وقتی باد می‌وزید

۲۴ تیر ۱۴۰۰
0 دیدگاه

وقتی باد می‌وزید… پاییز پاورچین پاورچین آمد و خودش را جزیی از ما کرد. هوا امروز ابری است و باد ملایمی می‌وزد. دسته‌های کبوتر این همسایه‌ی ما در آسمان پرواز می‌کنند. پسرک مثل رهبر کنسرتی آنها را از راه دور هدایت می‌کند. باد به پوستم می‌خورد و مرا یاد بهترین روزهای خیالی‌ام می‌برد. یک موش توی حیاط خانه بی‌حال و رو به احتضار افتاده است. با خاک انداز آن را برمی‌دارم و به کوچه می‌برم که به محوطه به جا مانده از یک باغ قدیمی بیندازم. سگ‌های ولگردی که آن اطراف هستند به سمتم می‌آیم. موش را می‌اندازم و می‌آیم. سگ‌ها به سمت موش می‌دوند. من به آسمان نگاه می‌کنم. باد مرا نوازش می‌کند. من با نوازش این باد اغوا شده‌ام. می‌روم با نوازش‌های او همراه شوم.‌  و فقط وقتی که باد می‌وزید … و حرف آخر اینکه در انتها امیدوارم از شنیدن این موزیک لذت ببری. مطالب مرتبط بگذار باران تو را هم تازه کند لیوان‌ها می‌آیند و می‌روند، قهوه را به خاطر بسپار دم غنیمت دان که دنیا یک دم است اگر دوست دارید همیشه اولین نفری باشید که از به روزرسانی‌های سایت مطلع می‌شوید، لطفاً ای‌میل خود را در قسمت زیر وارد کنید. Photo by Khamkéo Vilaysing on Unsplash

ادامه مطلب
سبد خرید
  • سبد خریدتان خالی است.
ورود به سایت
تلگرام