چند وقت پیش تصمیم گرفتم قید وبلاگنویسی را بزنم. من همیشه زندگیام بیشتر خشمگین بودهام تا ناامید. در واقع هیچوقت ناامید نمیشوم و هر چه میگذرد فقط خشمگینتر و خشمگینتر میشوم. هر وقت هم خشمم غلیان میکند، تمام تمرکزم را روی کیفیت کار و حجم بیشتر و بیشتر کار میگذارم. . این بار خشم زیادی داشتم و خودم را به انزوای مطلق رساندم؛ تصمیم گرفتم تمرکزم را فقط روی سایت آموزشیام بگذارم (از صفر تا بینهایت) و قید وبلاگنویسی فارسی را بزنم. از آن روز شاید یک سال و شاید بیشتر (دقیق نمیدانم) میگذرد و من تمام تمرکزم روی سایت آموزشی و البته وبلاگ انگلیسیام بوده است. در این مدت البته هیچ وقت احساس خوبی نداشتم از اینکه نمینویسم. از اینکه درِ وبلاگ فارسیام را تخته کردهام و همۀ حرفهایم را توی خودم میریزم. وبلاگی که از سال ۲۰۱۴ فعال بوده و این روزها باید منتظر این میبودم که دهمین
ادامۀ مطلببه شروع دوباره سلام کن
