کتابخوانی در رختخواب: دیروز مطلبی در لینکدین و ویرگول منتشر کردم که در آن عادت خودم در مورد کتابخواندن در رختخواب را توضیح داده بودم. بعضی از دوستان صحبتهایی کردند که مرا به فکر وا داشت. نتیجۀ آن این شد که این مطلب را نوشتم. مهمترین پیام این نوشته این است که عادتها وجود ندارند بلکه ساخته میشوند. کمی میخواهم راجع به همین موضوع صحبت کنم. یک) مغز دستگاه شرطی شدن است مغز انجام کارهایی که برای ما تبدیل به عادت نشده باشد را دوست ندارد. چون دوست دارد کمترین انرژی ممکن را مصرف کند. بنابراین در یک روند آهسته آهسته، انجام کارهای مختلف در ما تبدیل به عادت میشوند. فقط کافیست مدتی آنها را انجام دهیم. چه بخواهیم چه نخواهیم، ما همیشه در حال عادتسازی هستیم؛ یا به بیانی ما همیشه در حال «عادت کردن» هستیم. دو) انسان با عادتهایش تعریف میشود بنابراین میتوان گفت هر انسان را باید با عادتهایش تعریف کرد. اگر دوست دارید تصویر روشنی از خود داشته باشید، ببینید چه عادتهایی دارید. مجموعۀ عادتهای شما، شما را تعریف میکنند. به بیانی اگر میخواهید برای خود و آیندۀ خود کاری کنید، باید بر روی عادتهای خود کار کنید. تا عادتهای شما عوض نشوند، تغییر «مثبتی» در آیندۀ شما رخ نمیدهد. مثال عادتهای وقت گذراندن عادتهای مطالعه عادتهای خواب، ورزش، تغذیه عادتهای استفاده از اینترنت و بسیاری عادت ریز و درشت دیگر که روی سرنوشت ما تأثیر میگذارند. سه) عادتها وجود ندارند، آنها ساخته میشوند در این قسمت میخواهم مهمترین حرف این نوشتۀ کوتاه را بزنم و آن اینکه عادتها ساخته میشوند. برای ایجاد یک عادت باید هدفی داشته باشید. اول برای خود مشخص کنید که چه هدف یا هدفهای مهمی در زندگی دارید، با توجه به پاسخی که میدهید مشخص میشود که باید چه عادتهایی را در خود نهادینه کنید. به این نکته هم توجه کنید که من فقط یک تجربه را شما در میان میگذارم، شما میتوانید از روش من الگوبرداری کنید، اما به چشم یک توصیهنامه که حتماً از آن تبعیت کنید، به آن نگاه نکنید. چند نکتۀ خیلی مهم در عادتسازی خیلی مهم است که چند نکتۀ زیر را رعایت کنیم. این نکات برای ایجاد هر عادتی کمک کننده هستند: برای ایجاد عادتها، هر بار روی یک عادت کار کنید، نمیتوان به طور انقلابی به یکباره تمام عادتها و رفتارهای نهادینه شدهای که در طی چند سال شکل گرفتهاند را تغییر داد. پس هر بار روی یک عادت کار کنید. برای کار روی هر عادت، از گامهای کوچک شروع کنید. گامهای کوچک بردارید. گام بزرگ مانند سنگ بزرگ نشانۀ نزدن است. تکرار، تکرار و باز هم تکرار. اگر خواندن چند صفحه کتاب در روزهای اول، بازدهی ندارد، دلیلی ندارد هر بار برگردید و از اول آن صفحات را بخوانید. یا دلیل ندارد که فکر کنید این روش جواب نمیدهد و باید آن را رها کنید. این روند را تکرار کنید. زمان مشخص و مکان مشخص کلید اصلی شرطی شدن هستند. اگر هر روز در زمان مشخصی و در مکانی مشخصی کاری را انجام دهید، ذهن خیلی زود نسبت به آن مکان و زمان …
اسماعیل اصلانی دیرانلو | هر چیزی از یک ایده شروع میشود، ایدۀ تو چیست؟