امروز: جمعه، ۲۹ خرداد ۱۴۰۵

کتاب‌خوانی: عادت‌ها وجود ندارند، آن‌ها ساخته می‌شوند

۲۱ مهر ۱۴۰۰
0 دیدگاه

کتاب‌خوانی در رختخواب: دیروز مطلبی در لینکدین و ویرگول منتشر کردم که در آن عادت خودم در مورد کتاب‌خواندن در رختخواب را توضیح داده بودم. بعضی از دوستان صحبت‌هایی کردند که مرا به فکر وا داشت. نتیجۀ آن این شد که این مطلب را نوشتم. مهم‌ترین پیام این نوشته این است که عادت‌ها وجود ندارند بلکه ساخته می‌شوند. کمی می‌خواهم راجع به همین موضوع صحبت کنم. یک) مغز دستگاه شرطی شدن است مغز انجام کارهایی که برای ما تبدیل به عادت نشده باشد را دوست ندارد. چون دوست دارد کمترین انرژی ممکن را مصرف کند. بنابراین در یک روند آهسته آهسته، انجام کارهای مختلف در ما تبدیل به عادت می‌شوند. فقط کافیست مدتی آن‌ها را انجام دهیم. چه بخواهیم چه نخواهیم، ما همیشه در حال عادت‌سازی هستیم؛ یا به بیانی ما همیشه در حال «عادت کردن» هستیم. دو) انسان با عادت‌هایش تعریف می‌شود بنابراین می‌توان گفت هر انسان را باید با عادت‌هایش تعریف کرد. اگر دوست دارید تصویر روشنی از خود داشته باشید، ببینید چه عادت‌هایی دارید. مجموعۀ عادت‌های شما، شما را تعریف می‌کنند. به بیانی اگر می‌خواهید برای خود و آیندۀ خود کاری کنید، باید بر روی عادت‌های خود کار کنید. تا عادت‌های شما عوض نشوند، تغییر «مثبتی» در آیندۀ شما رخ نمی‌دهد. مثال عادت‌های وقت گذراندن عادت‌های مطالعه عادت‌های خواب، ورزش، تغذیه عادت‌های استفاده از اینترنت و بسیاری عادت ریز و درشت دیگر که روی سرنوشت ما تأثیر می‌گذارند. سه) عادت‌ها وجود ندارند، آن‌ها ساخته می‌شوند در این قسمت می‌خواهم مهم‌ترین حرف این نوشتۀ کوتاه را بزنم و آن اینکه عادت‌ها ساخته می‌شوند. برای ایجاد یک عادت باید هدفی داشته باشید. اول برای خود مشخص کنید که چه هدف یا هدف‌های مهمی در زندگی دارید، با توجه به پاسخی که می‌دهید مشخص می‌شود که باید چه عادت‌هایی را در خود نهادینه کنید. به این نکته هم توجه کنید که من فقط یک تجربه را شما در میان می‌گذارم، شما می‌توانید از روش من الگوبرداری کنید، اما به چشم یک توصیه‌نامه که حتماً از آن تبعیت کنید، به آن نگاه نکنید. چند نکتۀ خیلی مهم در عادت‌سازی خیلی مهم است که چند نکتۀ زیر را رعایت کنیم. این نکات برای ایجاد هر عادتی کمک کننده هستند: برای ایجاد عادت‌ها، هر بار روی یک عادت کار کنید، نمی‌توان به طور انقلابی به یک‌باره تمام عادت‌ها و رفتارهای نهادینه شده‌ای که در طی چند سال شکل گرفته‌اند را تغییر داد. پس هر بار روی یک عادت کار کنید. برای کار روی هر عادت، از گام‌های کوچک شروع کنید. گام‌های کوچک بردارید. گام بزرگ مانند سنگ بزرگ نشانۀ نزدن است. تکرار، تکرار و باز هم تکرار. اگر خواندن چند صفحه کتاب در روزهای اول، بازدهی ندارد، دلیلی ندارد هر بار برگردید و از اول آن صفحات را بخوانید. یا دلیل ندارد که فکر کنید این روش جواب نمی‌دهد و باید آن را رها کنید. این روند را تکرار کنید. زمان مشخص و مکان مشخص کلید اصلی شرطی شدن هستند. اگر هر روز در زمان مشخصی و در مکانی مشخصی کاری را انجام دهید، ذهن خیلی زود نسبت به آن مکان و زمان …

ادامه مطلب

لیوان‌ها می‌آیند و می‌روند، قهوه را به خاطر بسپار

۲۴ شهریور ۱۴۰۰
0 دیدگاه

شاید یکی از اصلی‌ترین ویژگی‌های خیلی از ما که باعث می‌شود تا از لحظات زندگی نهایت بهره را نبریم این باشد که به جای اصل موضوع هر چیزی به حاشیه و فرعیات آن توجه می‌کنیم. در هر چیزی اصلی‌ترین بخش‌هایی هست که شاکله و فلسفه‌ی وجودی آن چیز را شکل می‌دهد. به طوری که در نبود آن وجودی‌ترین و محوری‌ترین عنصرها، دیگر آن چیز اصلاً وجود ندارد. وقتی چیزی وجود ندارد، چه اهمیتی دارد که حواشی موضوع چیست؟ یکی از ضرب‌المثل‌هایی که از کرمانجی خراسان شمالی به یاد دارم به این مضمون است: هنوز گاو نزائیده و گوساله به دنیا نیامده به فکر شاخ‌بند هستی؟ این ضرب‌المثل اشاره به همین مسأله دارد که تا گوساله‌ای نباشد شاخ‌بند به چه کار می‌آید؟ توجه داشته باشید که در مقایسه با اهمیت گوساله برای مزرعه‌دار، شاخ‌بند خیلی معمولی و تقریباً بی‌ارزش است. بنابراین سرمایه‌گذاری فکری و زمانی و حتی پولی روی چیزی که فرعی‌ترین عنصر یک مجموعه است باعث به انحراف رفتن کل برنامه‌ریزی می‌شود. من ترجیح می‌دهم به جای توجه (بیش از حد و غیرعادی) به بشقاب، از خود غذا لذت ببرم. من ترجیح می‌دهم به جای توجه به قیافه و قد و لباس آدم‌ها و به جای ایراد گرفتن از لهجه‌ی آن‌ها، شخصیت آن‌ها توجه نشان بدهم. من ترجیح می‌دهم به جای فکر کردن به اینکه چه می‌شود و چه نمی‌شود از رایحه و طعم قهوه لذت ببرم. اصلاً همین گذر از وسواس است که به انسان این آزادی خاطر و قدرت لذت بردن از تفاوت‌ها را می‌دهد. این همه وسواس برای چیزهای بی‌اهمیت ما را از لذت گذرا بودن و متنوع بودن زندگی غافل می‌کند. لیوان‌ها می‌آیند و می‌روند، قهوه را به خاطر بسپار. در همین زمینه خوشا خشم و ناراحتی. خوشا کم‌طاقتی. خوشا تنهایی. بعداً وجود نداره، بعداً آدم پیر می‌شه ساکت باش، بخوان، بنویس و منتشر کن! بگذار باران تو را هم تازه کند از این موسیقی لذت ببرید. ریتم آنرا ریتم زندگی خود کنید. از حواشی بپرهیزید و با سرعت به سمت خواسته‌ها و هدف‌هایتان حرکت کنید. اگر دوست دارید همیشه اولین نفری باشید که از به روزرسانی‌های سایت مطلع می‌شوید، لطفاً ای‌میل خود را در قسمت زیر وارد کنید. [newsletter] Photo by Toa Heftiba on Unsplash

ادامه مطلب

چه زمانی وبلاگ‌نویسی به موفقیت ختم می‌شود؟

۲۴ شهریور ۱۴۰۰
0 دیدگاه

افراد زیادی اقدام به راه‌اندازی وبلاگ می‌کنند و در ابتدای کار ممکن است تلاش زیادی هم از خود نشان دهند، ولی مطمئنم که شما هم دیده‌اید که عده‌ی خیلی زیادی از این افراد بعد از مدت خیلی کوتاهی کار را رها می‌کنند. این کار دلایل زیادی دارد که می‌تواند موضوع یک نوشته مفصل و تکنیکی باشد. در این نوشته می‌خواهم راجع به چیزی صحبت کنم که اساساً باید قبل از بحث‌ها به آن فکر کرد. چه زمانی وبلاگ‌نویسی به موفقیت ختم می‌شود؟ بحث خود را با این سؤال شروع می‌کنم: فرض کنید که هیچ اینترنتی در دنیا وجود ندارد. بنابراین چیزی به نام وبلاگ یا یوتیوب یا شبکه‌ی اجتماعی و غیره و ذالک وجود ندارد. با این فرض به من بگویید که تخصص خاص شما چیست که می‌خواهید در آن موفق بشوید؟ جواب این سؤال خیلی مهم‌تر از آن چیزی است که فکر می‌کنید. چون جوابی که به این سؤال می‌دهید نشان می‌دهد که آیا می‌توانید در وبلاگ‌نویسی موفق باشید یا نه! اگر جواب شما به این سؤال این است که: بله من متخصص آموزش زبان‌های خارجی هستم و در این زمینه چند سالی کار کرده‌ام. حالا می‌خواهم موفقیت بیشتری در این زمینه به دست آورم. تصمیم دارم آموزشگاه خودم را دایر کنم و دیگر برای دیگران تدریس نکنم یا ممکن است بگویید که: من چندین سال برای دیگران آشپزی کرده‌ام حالا می‌خواهم رستوران خودم را داشته باشم. در واقع این پاسخ‌ها دو چیز را روشن می‌کند: شما دارای یک تخصص مشخص هستید که در آن زمینه تجربه هم دارید. شما دارای یک هویت شغلی و اجتماعی هستید که می‌توانید به آن تکیه کنید. اگر کسی این دو شرط را داشته باشد، برای وی وبلاگ‌نویسی فقط یک ابزار است که دامنه‌ی اطلاع رسانی به مخاطبان خود را گسترش دهد. نکته از همین جا شروع می‌شود که افرادی هستند که در دنیای بیرون از اینترنت دقیقاً یک «هیچ» به تمام معنا هستند ولی فکر می‌کند با شروع فعالیت در اینترنت، در هر بستری، می‌توانند یک زندگی جدید کسب کنند و در هر زمینه‌ای که فکر می‌کنند برای کسب درآمد و جذب مخاطب عالی است فعالیت کنند حتی اگر در آن زمینه هیچ تخصص و تجربه‌ای ندارند. همچنین این عده فکر می‌کنند که می‌توانند یک هویت جدید برای خود بسازند و پشت یک صفحه اینترنتی قایم شوند. اما باید بگویم اصلاً اینطور نیست. اینترنت صحنه رقابت میلیاردها آدم بر سر کسب موقعیت‌های بهتر شغلی و اجتماعی است. در اینصورت متوسط بودن هیچ جایی ندارد. حتی تخصص خشک و خالی هم راه به جایی نمی‌برد. باید تجربه هم داشته باشید. علاوه بر تجربه، تخصص و هویت شغلی و اجتماعی، باید وبلاگ‌نویسی هم کرده باشید. یا لااقل با چیزهایی زیادی آشنایی داشته باشید. اکثر افراد فکر می‌کنند که دوره وب گذشته است و همه فعالیت خود را محدود به شبکه‌های اجتماعی می‌کنند. در این زمینه الان نمی‌خواهم بحثی داشته باشم. هر پلتفرمی که انتخاب می‌کنید مهم نیست. می‌خواهد اینستاگرام باشد، فیسبوک باشد، یوتیوب باشد یا یک وبلاگ. در هر صورت باید بدانید که برای مدت زمانی بین یک سال و نیم تا ۲ سال …

ادامه مطلب

۱۲ نکته حیاتی سئو ۲۰۲۰ برای تازه‌کارها

۲۴ شهریور ۱۴۰۰
0 دیدگاه

سئو ۲۰۲۰ چه فرقی با روند سئو در سال‌های قبل دارد؟ من تازه سایتم را راه‌اندازی کرده‌ام و می‌خواهم رشد آن را افزایش دهم. اما با مراجعه به خیلی سایت‌ها بیشتر از اینکه راهنمایی درستی دریافت کنم، غرق تعداد زیادی کلمه و اصطلاح تخصصی می‌شوم! چه باید کرد؟ بهترین نقطه برای شروع کار کجاست؟ پاسخ این پرسشها در این مقاله داده شده است. از شما می‌خواهم که تا انتهای مقاله با من همراه باشید. فرض کنید که سایت خود را تازه راه‌اندازی کرده‌اید و بازدیدکنندگان سایت شما خیلی کم هستند. در این صورت ممکن است دچار ترس، ناامیدی یا شاید هم عجله شده و بخواهید هر چه سریع‌تر نتیجه کار خود را به نقطه مطلوب برسانید. برای این کار لازم است روندی که در زیر توضیح داده شده است را به طور کامل و دقیق بر روی سایت خود پیاده‌سازی کنید. سئو یعنی چه؟ سئو مخفف عبارت Search engine optimization (SEO) است؛ و عبارت از پروسه‌ای است که به شما کمک می‌کند تا کمیت و کیفیت بازدیدکنندگان سایت خود را بالا ببرید. به این طریق که به شما کمک می‌کند تا سایت خود را به نحوی برای موتورها جستجو بهینه‌سازی کنید که موتور جستجو مقاله‌های شما را به مرتبط‌ترین کلمات کلیدی جستجوی کاربران خود نشان دهد. تا اینجا کار قضیه ساده به نظر می‌آید. سئو ۲۰۲۰ چه فرقی با فاکتورهای آن در سال‌های گذشته دارد؟ از سال ۲۰۱۹ به این سو تغییراتی در الگوریتم‌های موتور جستجوی گوگل رخ داده است که باید آن‌ها را دانست. ممکن است اقدامی که در سال‌های قبل باعث ارتقاء رتبه سایت شما می‌شده است در الگوریتم‌های جدید باعث جریمه شدن سایت شما شود. مثال واضح این مسأله «بک لینک» است. بک لینک یعنی همان لینک‌هایی که دیگران به سایت شما می‌دهند. سابق بر این عده‌ای با پرداخت پول، لینک سایت خود را در تعداد بسیار زیادی وبلاگ و وب‌سایت که معمولاً هم برای همین کار طراحی شده بودند قرار می‌دادند و باعث می‌شدند رتبه سایت‌شان ارتقاء پیدا کند. (راجع به بک لینک و مزرعه لینک در گوگل تحقیق کنید) با گذر زمان تیم گوگل به این نتیجه رسید که باید شیوه‌ی ارتقاء رتبه‌ی یک سایت بر مبنای بک لینک تغییر کند. اکنون تعداد زیاد لینک در مدت کوتاه به سایت شما اصلاً نشانه خوبی نیست. بنابراین یکی از تفاوت‌ها همین است که در سال ۲۰۲۰ دیگر نباید به فکر خریدن بک لینک باشید. بلکه باید صبر کنید تا دیگران بر مبنای کیفیت مطالب شما، به شما لینک بدهند و خوانندگان خود را با شما آشنا کنند. البته این که هیچ بک لینکی هم به سایت شما داده نشود به این معنا نیست که شما هرگز به صفحه اول نخواهید آمد! بنابراین بعد از این مثال به این نتیجه می‌رسیم که به عنوان یک تازه‌کار، باید روندی را پیش بگیریم که تضمین خوبی برای رشد سایت باشد. در کوتاه مدت همین روند تضمین شده را پیش می‌گیریم تا بعد از یک دوره ۶ یا ۹ ماهه چیزهایی زیادی یاد بگیریم و سپس آمادگی گذراندن یک دوره تخصصی و پیشرفته را داشته باشیم. آیا ما می‌دانیم در ذهن …

ادامه مطلب

تنهایی اعداد اول: اعداد اول تنها نیستند، آن‌ها اول هستند.

۲۴ مرداد ۱۴۰۰
0 دیدگاه

تنهایی اعداد اول: مشخصات نام رمان: تنهایی اعداداول نویسنده: پائولوجوردانو (ایتالیا)‏ مترجم: بهاره مهرنژاد ناشر:افراز | چاپ اول ۱۳۹۲ | ۱۱۶ صفحه مقدمه «تنهایی اعداد اول». شاید برای شما نام کتاب عجیب باشد. اما برای من که ریاضیات خوانده‌ام نام کتاب جذاب و روح‌دار است. همین مسأله علتی شد که کتاب را بخرم. با شروع خواندنش، دیگر نه توانستم و نه خواستم که آن را زمین بگذارم. از این جهت از انتخاب خودم خوشحالم. بارها شده که کتابی را شروع کرده‌ام ولی از چند ده صفحه‌ی اول نگذشته، دچار پشیمانی شده‌ام. طوری که گاهی دعا می‌کنم که ای کاش بعضی قلم بر زمین بگذارند و از این راه به ادبیات خدمت کنند. این بار اما، از خواندن این کتاب لذت فراوان بردم و از این جهت هم به نویسنده، هم به مترجم و هم به ناشر، بابت این موفقیت، تبریک می گویم. تنهایی اعداد اول: مروری بر داستان رمان تنهایی اعداد اول حول اتفاقات زندگی دو شخصیت به نام های آلیس دلاورکا و ماتیا بالوسینو آفریده شده است. این دو نفر در یک شهر زندگی می‌کنند. با هم هیچ ارتباطی ندارند. از جایی به بعد با هم روبه‌رو می‌شوند. مدتی از هم جدا شده و سرانجام به سمت هم باز می‌گردند. اما این تمام ماجرا نیست. تنهایی اعداد اول: نقد داستان توصیف‌هایی بدون پیچیدگی دارد. نویسنده از خلق یک نثر فنی پرهیز کرده است. صحنه‌پردازی‌ها، فضاسازی‌ها و شخصیت‌پردازی‌های راز گونه و دیرفهم در داستان جایی ندارند. با این همه اما، داستان در هر پاراگراف خود حرفی برای گفتن دارد. هر صفحه از کتاب تو را با حادثه‌ای جدید رو‌به‌رو می‌سازد. موقعیت‌ها به دور تخیل غلیظی هستند که ماجرا را باورناپذیر سازند. نویسنده آنقدر حرف برای گفتن دارد که به راحتی خواننده را با روایت واقعیت‌های در جریان با خود همراه می‌سازد. آنقدر خلال زندگیِ شخصیت‌های اصلی داستان، اتفاق‌های مختلفی رخ داده است که نویسنده لزومی نمی‌بیند برای پنهان‌سازی خلاء ماجرا و اتفاقات داستانی، دست به ایجاد گره‌های داستانی مصنوعی بزند. خلق درگیری کاذب خواننده با معماهای غیرموجه و طولانی کردن روند زمانی رخدادها به کمک توصیف‌های طولانی، فضاسازی‌های بی مورد، اغراق در احساسات و قطره چکانی اطلاعات دادن برای زمانی است که داستان خلاء واقعیت دارد. می‌توان گفت این رمان نمونه‌ای از یک متن سهل ممتنع است. اتفاقات، همه و همه، رخ می‌دهند و ما را پیش می‌برند. می‌شود که رخدادها عصبانی‌ات کنند ولی گاهی هم در خوشحالی شخصیت‌ها شریک می‌شوی. بعضاً ناامیدت می‌کنند و گاهی هم امیدوارت می‌سازند. نه با آرمان گرایی محض طرفیم و نه یک متن ادبی سیاه پیش روی ماست. نویسنده حتی در پایان‌بندی هم، از تکنیک «پایان خوش» استفاده نکرده است. او ما را با مهارت تمام به یک دنیای واقعی می‌برد. دنیایی که در آن، انسان‌ها، از چند مساله به ظاهر کم اهمیت رنج می برند. و تمام زندگی آن‌ها، از تاثیرگیری از همین به ظاهر بی‌اهمیت‌ها مسیر می‌گیرد. دوست دارند موفقیت فرزندانشان را ببینند حتی اگر شده به این قیمت که با حالتی دیکتاتورمابانه چیزی را به وی تحمیل کنند (پدر آلیس). از چیزهایی رنج می‌برند اما مهارت لازم را ندارند تا راجع …

ادامه مطلب

بازگشت اسرا به ایران از عراق در سال ۶۹

۲۴ مرداد ۱۴۰۰
0 دیدگاه

بازگشت اسرا به ایران یکی از تجربه‌هایی است که هر از گاهی مثل یک فیلم جلو چشمم به نمایش در می‌آید. روزی که اسرای جنگ ۸ ساله به شهرمان برگشتند، برای من هیچ گاه فراموش نخواهد شد. اعلام کرده بودند که فردای روزی اسرا به شهر وارد می‌شوند. از قضا خانه‌ی ما نزدیک همان میدانی بود که اسرا وارد شهر می‌شدند. همه از ۵ صبح بلند شدیم و به میدان رفتیم. میدان بزرگی که پر از کاج بود. مردم از همه روستاها و اطراف و اکناف شهر آمده بودند و آنجا روی چمن‌ها نشسته بودند. ساعت ۶ نشده بود که دیگر جای سوزن انداختن در شعاع یک کیلومتری میدان نبود. تا ۵ بعد از ظهر همه آنجا بودیم. از کسی صدا در نمی‌آمد. همه نفس‌ها را در سینه حبس کرده بودند. نه صبحانه و نه ناهار و نه هیچی. روز نمی‌گذشت. به سختی می‌گذشت. ثانیه‌ها خیلی کند و سنگین می‌گذشتند. ساعت ۵ بعد از ظهر شد و اتوبوس‌ها از دور پیدا شدند. مردمی که نفس خود را حبس کرده بودند همه گریه سر دادند. اتوبوس‌ها به دریای جمعیت که رسیدند از حرکت بازماندند. اسرا با لباس‌های خاکی، با سر و روی خاکی از پنجره سر بیرون کشیده بودند. مانند پیچک به بیرون پیچ و تاب می‌خورند و در میان آغوش مردم جای می‌گرفتند. هیچ کس در حال عادی نبود. مردانی با سر تراشیده که غبار جاده بر سر و روی‌شان نشسته بود. اتوبوس‌ها خاکی. لباس‌ها خاکی. چهره‌ها خاکی.مردم هم خاکی و صاف و ساده. تا پاسی از شب مردم اسرا را در آغوش می‌گرفتند و گریه می‌کردند.نام آن میدان از آن پس «میدان آزادی» شد. این گروه سال ۶۹ وارد شهر شدند. سالی که هنوز شش سالم بود. تقریباً کسی در شهر نبود که آن روز آنجا نباشد.دل همه به نوعی شاد شد، اما چه کسی می‌داند در آن مادر که آن روز هم فرزندش را ندید چه گذشت.اسرا آمدند. اما این گروه شامل همه ایرانیانی که به جنگ رفته بودند، نبود. دیگر منابع در اینجا می‌توانید یک فیلم یک دقیقه‌ای از بازگشت اسرا به ایران ببینید: لحظات بازگشت آزادگان ایرانی از عراق شاید این عکس‌ها هم برای شما جالب باشند: تصاویری دیده نشده از اسارت سربازان عراقی در ایران در این مقاله هم مطالب جالبی خواهید خواند: جزییاتی کمتر شنیده‌شده درباره بازگشت اسرا به ایران سال‌ها از بازگشت اسرا به ایران می‌گذرد و من از خودم می‌پرسم آن همه مهربانی و برادری کجا رفت؟چه شد که اینقدر بدجنس و نامرد و خودخواه شده‌ایم؟ در انتها در مطلبی کتاب نون نوشتن اثر محمود دولت‌آبادی را بررسی کرده‌ام. اگر به تاریخ جنگ علاقه دارید به این نوشته هم نگاهی بیندازید. چرا که این کتاب یادداشت‌های محمود دولت‌آبادی خلال سال‌های جنگ ایران و عراق است. کتاب نون نوشتن، نگاهی دوباره به محمود دولت‌آبادی اگر دوست دارید همیشه اولین نفری باشید که از به روزرسانی‌های سایت مطلع می‌شوید، لطفاً ای‌میل خود را در قسمت زیر وارد کنید. [newsletter]

ادامه مطلب

نویسندگی خلاق: اعتراف گرفتن از یک قاتل

۲۴ مرداد ۱۴۰۰
0 دیدگاه

نویسندگی خلاق کلمه‌ای است که این روزها زیاد آن را اینجا و آنجا می‌بینیم. بنابراین در این نوشته راجع به «نویسندگی خلاق» صحبت می‌کنم. این نوشته هم بر مبنای تجربه من از نوشتن است و هم بر مبنای مطالعاتی است که در این سال‌ها داشته‌ام. ممکن است افرادی احساس کنند که تجربه و روش آن‌ها با این نوع نوشتن فرق داشته باشد. من هیچ ادعایی در این زمینه ندارم که روشی که در انتهای این نوشته توضیح می‌دهم یک روش اثبات شده علمی است. به هر حال نویسندگی با ذوق و خلاقیت سر و کار دارد و طبیعتاً تنوع روش‌ها و افکار در آن زیاد است. اگر از آن دسته افراد هستید که به شکلی وسواسی می‌نویسید و تقریباً هیچ نوشته کامل و رضایت بخشی ندارید این نوشته برای شما مفید خواهد بود. نگاهی به تعریف نویسندگی خلاق نویسندگی خلاق هر گونه نوشته‌ای است که خارج از مرزبندی‌های متداول در نوشته‌های تخصصی باشد. این نوع نویسندگی، به طور معمول با ویژگی‌هایی مانند روایی بودن، خلق شخصیت و پرورش آن، استفاده از استعاره‌ها و یا داشتن مایه‌های شعری همراه است. البته باید این نکته را هم مد نظر داشت که نویسندگی خلاق لزوماً به خلق آثار ادبی سرشار از «شاهکارهای زبانی» مملو از استعاره‌ها نمی‌پردازد. بلکه انواع مختلف نوشته‌های ژورنالیستی، داستانی و غیر داستانی، شعر و … نیر می‌توانند در این دسته جای بگیرند. در این جا این سؤال پیش می‌آید که با توجه به این تعریف، نویسندگی خلاق را چگونه می‌توان از دیگر گونه‌های نوشتن جدا کرد؟ باید گفت که برخلاف همتای آکادمیک خود، نویسندگی خلاق به جای اینکه تمرکزی ماشینی روی قوانین زبان داشته باشد، بیشتر به «خودابرازگری» می‌پردازد. هر نوع نوشته‌ای که روح خودابرازگری در آن مستتر باشد و همچنین دارای عناصری مانند روایی بودن، طرح و پرورش شخصیت و … باشد را می‌توان یک زیر مجموعه از نویسندگی خلاق دانست. طبق آنچه تا الان در متون انگلیسی خوانده‌ام، امروزه در غرب، نویسندگی خلاق به نوعی معادل با «ادبیات» قلمداد می‌شود. با این تفاوت که در نویسندگی خلاق به تکنیک‌های مختلف نوشتن پرداخته می‌شود. در ادامه توضیح بیشتری در این خصوص خواهم داد. به دیگر سخن، زمانی نوشته به نوع «ادبی» و «علمی» تقسیم می‌شد و امروز به دو نوع «نوشتن خلاق» و «نوشتن علمی» تقسیم می‌شود. در نوع نوشتن علمی، آمار و اطلاعات مهم هستند. و اینکه طبق یک ساختار از پیش تعریف شده، هر نوشته از بخش‌های عنوان، چکیده، کلید واژگان، مقدمه، بدنه نوشته، نتیجه گیری و منابع تشکیل شده است. ولی در نویسندگی خلاق، خودابرازگری مهم‌ترین عنصر است. به یک بیان، در نوشته‌های علمی، ما سراغ موضوعات علمی می‌رویم و برای ما عنوان کردن موضوعات و مفاهیم و آمار مربوط به آن‌ها مهم است. ولی وقتی صحبت از نویسندگی خلاق به میان می‌آید، خیلی از اوقات ما سراغ انسان می‌رویم. در این حالت از چیزهایی می‌نویسیم که به نوعی دغدغه عمومی ما به عنوان انسان است. حرف‌هایی که گفتن‌شان ممکن است از خیلی‌ها برنیاید، ولی فهمیدن‌شان کاری سخت نیست. چرا که از جنس حرف‌هایی است که وقتی می‌خوانیم یا می‌شنویم می‌گویم: «اگر می‌خواستم بنویسم چنین …

ادامه مطلب

سن بهانه است

۲۴ مرداد ۱۴۰۰
0 دیدگاه

سن بهانه است سن بهانه است جنسیت بهانه است ملیت بهانه است رنگ پوست بهانه است قد بهانه است وزن بهانه است وضعیت جسمی بهانه است وضعیت ظاهری بهانه است موقعیت مالی بهانه است موقعیت خانوادگی بهانه است استعداد بهانه است شرایط بهانه است دوری از امکانات بهانه است فاصله طبقاتی بهانه است موقعیت اجتماعی بهانه است حرف‌های دیگران بهانه است. چشم نظر بهانه است قسمت نشد بهانه است نگذاشتند بهانه است وضعیت سیاسی بهانه است جغرافیا بهانه است تاریخ بهانه است اقتصاد بهانه است فلسفه بهانه است دین و شاید «خدا نخواست» هم گاهی، فقط یک بهانه است *** همه این‌ها بهانه است آنچه بهانه نیست و پشت همه این بهانه‌ها پنهان است تنبلی و بی‌عرضگی خود ماست. در همین زمینه شاید شما تنبل هستید، تنبلی یک عادت است نه صفت! انسان موجودی است که می‌نالد بگذار باران تو را هم تازه کند لیوان‌ها می‌آیند و می‌روند، قهوه را به خاطر بسپار حتی اگر هزار بار مریض شوی باز هم دکتر نمی‌شوی اگر دوست دارید همیشه اولین نفری باشید که از به روزرسانی‌های سایت مطلع می‌شوید، لطفاً ای‌میل خود را در قسمت زیر وارد کنید. [newsletter]

ادامه مطلب

چرا بعضی از ما علیرغم سخت‌کوشی به جایی نمی‌رسیم؟

۲۴ مرداد ۱۴۰۰
3 دیدگاه

آیا فقط با سخت‌کوشی می‌توان به نتیجه رسید؟ اگر اینطور باشد پس چرا بعضی از ما علیرغم سخت‌کوشی به جایی نمی‌رسیم؟ حتماً شما هم تجربه کرده‌اید که خیلی‌ها به سختی کار می‌کنند و همیشه در حال جنب و جوش هستند ولی نتایج زیادی در زندگی به دست نمی‌آورند. در مقابل گروهی هم هستند که به نظر می‌رسد همیشه وقت خالی برای انجام دادن کارهای دلخواه خود دارند و درآمدهای خوبی هم دارند! مشکل کار در کجاست؟ در جواب به این سؤال چرا بعضی از ما علیرغم سخت‌کوشی به جایی نمی‌رسیم؟ پاسخ‌های خیلی زیادی می‌توان داد. ولی در میان همۀ حالت‌های ممکن، تعدادی حالت از بقیه پرتکراتر هستند. در این نوشته می‌خواهم به یکی از پرتکرارترین حالت‌ها که افراد علیرغم سخت‌کوش بودن به نتیجه نمی‌رسند را به شما معرفی کنم. بعداً دیر می‌شه: استراتژی لاک‌پشتی در مقابل استراتژی خرگوشی این جمله برای همۀ ما آشناست. چه زمانی که کار مهمی را به تعویق می‌اندازیم و چه زمانی که برای انجام یک کار زمان‌بر عجله می‌کنیم، در هر دو حالت از این جمله استفاده می‌کنیم. گاهی برای انجام کار مهمی که مستقیماً به اهداف ما بستگی دارد، تعلل می‌کنیم و از این جمله استفاده می‌کنیم: باشه بعداً انجام می‌دم. و این باشه بعداً گفتن‌ها ممکن است مدت زمان خیلی زیادی انجام کاری را به عقب بیندازد. اما گاهی وقتی می‌خواهیم کاری که زمان‌بر است و نیاز به نظم و حوصله دارد را انجام دهیم با گفتن «بعداً دیر می‌شه» می‌خواهیم از زیر بار مسئولیتِ دیسیپلین شانه خالی کنیم. در چنین حالتی قصد ما این است که در مدت زمان کوتاهی کار را به سرانجام برسانیم. در این مقاله راجع به حالت دوم صحبت می‌کنیم. حالت اول را در مقاله‌های زیر مورد بررسی قرار داده‌ام. در همین زمینه شاید شما تنبل هستید، تنبلی یک عادت است نه صفت! اهمالکاری چیست؟ انواع، علل و راه‌های درمان آن در این حالت به جای پذیرش شرایط و حفظ آرامش و برنامه‌ریزی مبتنی بر واقعیت، سعی می‌کنیم به هر طریق شده میان‌بری پیدا کنیم که کار خود را زودتر به انجام برسانیم. شاید عاقلانه به نظر برسد که بخواهیم کارها را زودتر به نتیجه برسانیم اما در عمل نتیجۀ عکس خواهیم گرفت. خیلی از ما این تجربه را داشته‌ایم که کاری که نیاز به یک سال زمان داشته است را سعی کرده‌ایم با یک برنامه‌ریزی سه ماهه یا نهایت شش ماهه به اتمام برسانیم و نشده است. این رویکرد خصوصاً اگر با پرفکشنیسم آمیخته بشود بد از بدتر خواهد شد. به این طریق که فرد هم می‌خواهد در شش ماه کار را به نتیجه برساند و هم می‌خواهد کامل‌ترین و بهترین نتیجه را هم بگیرد! در مورد پرفکشنیسم یک مقالۀ جدا نوشته‌ام که توصیه می‌کنم بخوانید. در همین زمینه کمال‌طلبی یا پرفکشنیسم چیست؟ و چگونه آن را مداوا کنیم؟ وقتی می‌خواهید کاری را زودتر از زمان‌بندی پیش ببرید رویکرد شما این خواهد بود که از خود بیشتر کار بکشید و در طول روز زمان بیشتری برای آن کار اختصاص دهید. بعد از مدتی خسته می‌شوید و ناچار هستید که کار را رها کنید. به قول قدیمی‌ها تبی …

ادامه مطلب
سبد خرید
  • سبد خریدتان خالی است.
ورود به سایت
تلگرام