امروز: شنبه، ۲۳ خرداد ۱۴۰۵

قیمت‌گذاری محصولات و خدمات آموزشی آنلاین و غیرآنلاین

۳۰ تیر ۱۳۹۹
0 دیدگاه

قیمت‌گذاری محصولات و خدمات آموزشی سیاست‌گذاری خاص خودش را دارد. این نوع ارزش‌گذاری با ارزش‌گذاری کالای فیزیکی یا خدمات غیرآموزشی متفاوت است. من از سال ۸۳ ریاضیات درس داده‌ام. در طی این سال‌ها تجربیاتی در مورد قیمت‌گذاری محصولات و خدمات آموزشی کسب کرده‌ام که در اینجا آن‌ها را با شما به اشتراک می‌گذارم. در خصوص واژه‌ی «قیمت‌گذاری» هم باید بگویم که منظور من از این واژه هم ارزش‌گذاری ریالی و هم ارزش‌گذاری غیرریالی را شامل می‎‌شود.   انواع استراتژی قیمت‌گذاری خدمات و کالاها استراتژی‌های متفاوتی را برای قیمت‌گذاری محصولات و خدمات مختلف برشمرده‌اند. از آن میان می‌توان به این موارد اشاره کرد: قیمت‌گذاری بر مبنای هزینه‌ی صرف شده و سود. قیمت‌گذاری بر مبنای ارزشی که آن کالا و خدمات برای مصرف کننده دارد. خواه این ارزش واقعی باشد یا ذهنی! قیمت‌گذاری بالا در ابتدای ورود یک محصول به بازار و پایین آوردن آن به مرور زمان. قیمت‌گذاری رقابتی. در این روش شما برمبنای آنچه در بازار رواج داد، قیمتی را که در مقایسه با رقبای شما ارزش رقابتی دارد، انتخاب می‌کنید. قیمت‌گذاری پایین. به طوری که مشتری شما اصلاً فکر نکند و خرید را انجام دهد.   از نظر من، از بین این استراتژی‌ها، تنها استراتژی ۲ است که برای قیمت‌گذاری محصولات و خدمات آموزشی مناسب است. بقیه‌ی موارد را به فراخور شرایط، برای کالا و خدمات فیزیکی و غیرآموزشی می‌توان استفاده کرد. قبل از اینکه به تفصیل به استراتژی شماره دو بپردازم. دوست دارم چند اشتباه متداول در ارزش‌گذاری خدمات آموزشی را برشمرم. اشتباهات متداول در قیمت‌گذاری محصولات و خدمات آموزشی یک) هرگز فکر نکنید که لازم است برای جلب اعتماد دانش‌آموزان، به آن‌ها چند جلسه تدریس خصوصی رایگان ارائه دهید. این کار به چند دلیل اشتباه است. یکم اینکه از شما چهره یک فرد نیازمند را نشان می‌دهد. دوم اینکه خیلی‌ها با زیرکی فصلی از کتاب را که بلد نیستند پیش روی شما می‌گذارند و بعد از اتمام آن فصل، کلاس هم تمام می‌شود. حالت سومی که خیلی بیشتر روی می‌دهد، این است که افرادی بدون داشتن اراده کافی برای یادگیری، در کلاس حاضر می‌شوند. در کنار آن برچسپ تدریس رایگانی که شما بر روی کلاس خود چسپانده‌اید هم، به آن‌ها این اجازه را می‌دهد که خود را «ناظر» بر تدریس شما بدانند. طبیعتاً در چنین فضایی انتظار تواضع و دقت از دانش‌آموزان نداشته باشید. دو) هرگز فکر نکنید دستمزد پایین شما، کمک به دانش‌آموزی است که تمکن مالی ندارد. این تصور هم از بیخ و بن اشتباه است. دستمزد کلاس خصوصی خود را بالا در نظر بگیرید. تدریس خصوصی یعنی اینکه شما وقت، دانش و تجربه‌ی خود را به طور خصوصی در اختیار یک یا چند نفر محدود قرار دهید. تدریس خصوصی از نظر من یک اصطلاح نادرست است. آنطور که در ادبیات انگلیسی رواج دارد باید گفت: private tutoring. این اصطلاح بیشتر به معنای کار کردن با یک دانش‌آموز، مانند آنچه یک مربی ورزشی انجام می‌دهد است. طبیعتاً بنا به این تعریف، تدریس خصوصی، به خاطر مسئولیت و کیفیتی که دارد، نمی‌تواند ارزان قیمت باشد. در اینجای بحث همیشه این سؤال از من پرسیده می‌شود که …

ادامه مطلب

یکشنبه ۸ دی‌ماه ۱۳۹۸

۲۵ تیر ۱۳۹۹
0 دیدگاه

انجمن ادبیات داستانی ایده امروز داستان «از چهارده سالگی می‌ترسم» حسن محمودی را بررسی کردیم. نظرات دوستان خیلی جالب بود. سعی می‌کنم در همین هفته نقد و بررسی این داستان را در وبلاگ خودم منتشر کنم. نادر ابراهیمی یکی از روزهایی که به کتابخانه‌ی عمومی شهرمان رفته بودم تا کتابی چند را به امانت بیاورم، خیلی اتفاقی با کتابی به نام «مجموعه‌ی اول داستان‌های کوتاه» اثر نادر ابراهیمی آشنا شدم. ابتدا مقدمه و سپس چند داستان از آن را خواندم. خیلی خوشایند و خواندنی بود. بعد سراغ «مجموعه‌ی دوم داستان‌های کوتاه» و «مجموعه‌ی سوم داستان‌های کوتاه» رفتم. مجموعه‌ی دوم این کتاب نسبت به اولی سنگین‌تر بود و من تصمیم گرفتم آن را پس بدهم. بعد از مدتی دوباره آن را امانت گرفتم و خواندم. مجموعه سوم را هم همچنین. سراغ دیگر کتاب‌های نادر ابراهیمی را گرفتم. یادم می‌آید چند چیز در آثار او بود که برای من جالب بود. قلم او من را به نوشتن واداشت. بعدها فهمیدم که برای خیلی از افراد اینگونه است. هر اثر او فضای نو داشت. در هر اثر شخصیت‌ها و داستان متفاوت است. مانند بسیاری داستان‌نویسان نبود که یک سری داستان و شخصیت را مرتب بازآفرینی کند. نویسنده‌هایی هستند که وقتی چند اثر از آنها بخوانی، کل آثار آن‌ها را پیشاپیش خوانده‌ای. برای نادر ابراهیمی اینگونه نیست. چند سال بعدش کتابی خواندن که درباره شبیخون فرهنگی و اینگونه موضوعات نوشته شده بود. در آن کتاب نام نادر ابراهیمی به عنوان «نویسنده فاسد» نام برده شده بود. چیزی که باعث تعجب بسیاری در من شد. در این یکی دو سال هم در فیسبوک بسیار خوانده‌ام که عده‌ای او را نویسنده‌ای حکومتی که با نظام سر و سری داشته، ذکر کرده‌اند. هر دو ابزار نظر برای من عجیب و بلکه مسخره است. من به اینگونه حواشی اصلاً علاقه‌ای ندارم. افرادی هستند که اساساً با حاشیه زنده‌اند. نادر ابراهیمی در ادبیات معاصر فارسی و به ویژه در ادبیات داستانی جایگاه ویژه خودش را دارد. فروغ فرخزاد طبق آنچه کاربران فارسی در فیسبوک می‌نویسند، گویا امروز تولد فروغ فرخزاد بوده است. در تاریخ ۵ اردیبهشت امسال درباره حاشیه‌پردازی در زندگی خصوصی هنرمندان و بیشتر ادبا یادداشتی را در وبلاگم – که در بیان بود – منتشر کردم. آن را اینجا و دوباره ذکر می‌کنم: «زندگی خصوصی شاملو و فروغ ادبیات نیست یکی از چیزهایی که به نظر من خیلی مسخره می‌آید توقف ذهنی ما به شکل وسواسی بر روی موضوعاتی متعلق به گذشته است. مسائلی که نه اهمیتی برای اندیشه‌ی ما دارند و نه دلیل تاریخی مهمی برای پرداختن به آن‌ها وجود دارد یکی از این توقف‌های وسواس‌گونه، پرداختن به حیطه‌ی شخصی نویسندگان و هنرمندانی است که اکنون در میان ما نیستند. اگر اهل ادبیات و هنر هستید، اگر اهل آفرینش ادبی هستید و اگر می‌خواهید بخوانید تا بیشتر بفهمید و دنیای ذهن خود را گسترش دهید، در این صورت به ما هیچ ربطی ندارد که کدام نویسنده عاشق کدام شاعر بوده است. به ما هیچ ربطی ندارد که کدام عکس در کدام سال گرفته شده و آن را از میان آلبوم عکس‌های شخصی فردی بیرون کشیده و …

ادامه مطلب

چند نکته در مورد ایمیل مارکتینگ

۲۵ تیر ۱۳۹۹
0 دیدگاه

ایمیل مارکتینگ نامی آشنا برای همه ماست. اما در عین حال اینکه واقعا چه هست و به شکلی انجام می‌شود را به درستی آگاهی نداریم. تصور همه ما از ایمیل مارکتینگ این است که باید حجم زیادی ایمیل را به طور روزانه برای یک تعداد مخاطب ارسال کنیم. حتی بدتر از آن اینکه تعدادی ایمیل را از جایی پیدا کرده و بدون اینکه آن افراد تمایلی از خود نشان داده باشند، برایشان ایمیل ارسال کنیم. این نوع کار کردن هیچ ربطی به ایمیل مارکتینگ ندارد. در این نوشته می‌خواهم خیلی خلاصه به ایمیل مارکتینگ به عنوان یک ابزار تبلیغاتی بپردازم. همچنین آن را با بعضی ابزارهای متداول تبلیغات مقایسه خواهم کرد. هر ارسال ایمیلی ایمیل مارکتینگ نیست. ایمیل مارکتینگ بدون ۴ گام زیر هیچ معنایی ندارد. یک استراتژی خوب برای ایمیل مارکتینگ شامل قدم‌های اساسی زیر است: ایمیل‌ها را خود مخاطبان سایت به ما داده باشند. پروسه جمع‌آوری ایمیل باید صادقانه و توأم با احساس مسئولیت باشد. یعنی مثلاً اگر چیزی برای دانلود ارائه داده‌ایم، ارزش افزوده کافی را داشته باشد. یعنی از آن دانلود رایگان قرار است چیزی به مخاطب برسد. همچنین قرار نیست ما ایمیل مخاطبان را به فرد دیگری بفروشیم. ارسال ایمیل‌های اطلاع رسانی باید بر مبنای یک نظم منطقی باشد. مثلاً هفته‌ای یک بار. آن هم با هدفی روشن. فرض کنید که می‌خواهید هدیه‌ای به فردی بدهید که وی را خیلی خوشحال کند. ایمیلی که برای مشتریان و مخاطبان سایت خود می‌فرستید باید حاوی یک پیام ارزشمند باشد، به طوری که افراد همیشه با دیدن ایمیل شما مشتاق باشند آن را باز کنند. چون می‌دانند که همیشه مطلب مهم و باارزشی را با آن‌ها در میان خواهید گذاشت. ارسال ایمیل باید هوشمند باشد. مثلاً اگر فردی از شما محصول الف را خریداری کرده است، دوباره ایمیل حاوی تبلیغ محصول الف را برای وی نفرستید. در هر ایمیل لینک «لغو اشتراک» قرار داده شود و به محض اینکه فردی از دریافت خبرنامه انصراف داد، دوباره برای او ایمیل نفرستیم. این‌ها جنبه اخلاقی و حرفه‌ای ایمیل مارکتینگ هستند. البته که وقتی بخواهید راجع به تکنیک‌ها و روش‌های ایمیل مارکتینگ صحبت کنید، بحث چیز دیگری است (مثلاً این مقاله را ببینید: ایمیل مارکتینگ چیست؟). در واقع منظور من این است که ابتدا باید این گام‌ها لحاظ شود و سپس سراغ هر نوع آموزش و پیاده‌سازی آن‌ها رفت. هر نوع ارسال ایمیلی که از این ۴ گام خالی باشد به هیچ وجه استراتژی ایمیل مارکتینگ نیست. ایمیل مارکتینگ مزاحمت نیست در این بخش که اساسی‌ترین بخش نوشته من است می‌خواهم راجع به موضوعی صحبت کنم که معمولاً ناگفته رها می‌شود. به نوعی قصد دارم کمی گلایه کنم. هم از مخاطبان ایرانی و هم از صاحبان کسب و کارهای آنلاین. بگذارید از اینجا شروع کنیم: دیگر روش‌های تبلیغات. اس‌ام‌اس‌های تبلیغاتی. بنرهایی که سطح شهر نصب می‌شوند. تبلیغات در مترو و روی اتوبوس‌های خط واحد. تبلیغاتی که در قالب تراکت در سطح شهر پخش می‌شوند. تبلیغات در تلویزیون و بالاخره تبلیغاتی که در روزنامه‌ها و سایت‌ها عرضه می‌شوند. هر نوع تبلیغات دیگری به نوعی زیر مجموعه یکی از انواع تبلیغاتی خواهد شد …

ادامه مطلب

دوشنبه ۹ دی‌ماه ۱۳۹۸

۲۵ تیر ۱۳۹۹
0 دیدگاه

وابستگی من به شبکه‌های اجتماعی خصوصاً فیسبوک و اینستاگرام خیلی کم شده است. آمادگی دارم که همین‌ها را هم به سرنوشت تلگرام دچار کنم. البته چیزی در من هست که احساس می‌کنم باید یک یادداشت خداحافظی طولانی که حاوی حرف‌های نگفته زیادی هست رو ابتدا منتشر کنم و بعد خداحافظ همگی.

ادامه مطلب

جمعه ۱۳ دی‌ماه ۱۳۹۸

۲۵ تیر ۱۳۹۹
0 دیدگاه

۱ عاشق نمی‌تواند تماشاچی باشد. اگر عاشق هستی باید به روی صحنه بیایی و از اینکه نور صحنه چشمت را می آزارد و یا آنهایی که در تاریکی تو را به تماشا نشسته‌اند قضاوتت کنند، نهراسی. ۲ زندگی، قبل از هرچیز زندگی‌ست. گل می‌خواهد، موسیقی می‌خواهد، زیبایی می‌خواهد. زندگی حتی اگر یکسره جنگیدن هم باشد، خستگی در کردن می‌خواهد. عطر شمعدانی‌ها را بوییدن می‌خواهد. خشونت هست، قبول؛ اما خشونت اصل که نیست، زایده است، انگل است، مرض است. ما باید به اصلمان برگردیم. زخم را که مظهر خشونت است با زخم نمی‌بندند. با نوار نرم و پنبهٔ پاک می‌بندند، با محبت، با عشق. آتش بدون دود | نادر ابراهیمی

ادامه مطلب
سبد خرید
  • سبد خریدتان خالی است.
ورود به سایت
تلگرام