امروز: شنبه، ۲۳ خرداد ۱۴۰۵

چالشی برای جلوگیری از گفتن حرف‌های کلیشه‌ای

۲۴ آبان ۱۳۹۷
0 دیدگاه

حرف‌های کلیشه‌ای درصد زیادی از صحبت‌های روزانۀ ما را تشکیل می‌دهند. باور کنید یا نه، اگر به صورت آگاهانه از گفتن حرف‌های کلیشه‌ای و الگوهای فکری تکراری جلوگیری کنیم، خواهیم دید که تقریباً خیلی از حرف‌هایمان را نمی‌توانیم بگوییم مگر اینکه فکر کنیم و دلیل منطقی بیاوریم! حرف‌های کلیشه‌ای و بازی مافیا افسونگر یک نقش مافیایی در بازی مافیا است. کار او بین تمام نقش‌هایی که در بازی مافیا وجود دارد جالب‌تر است. راوی او را بیدار می‌کند و او بازیکنی را به راوی نشان می‌دهد، سپس عبارتی، جمله‌ای یا کلمه‌ای را روی کاغذ می‌نویسد. فردا اگر آن بازیکنی که توسط افسونگر انتخاب شده است آن عبارت یا جمله یا کلمه را بر زبان بیاورد بلافاصله از بازی خارج می‌شود! به طور مثال، افسونگر آقا یا خانم الف را انتخاب می‌کند و مثلاً عبارت «من شک ندارم…» را برای آن بازی کن تعیین می‌کند. آقا یا خانم الف به محضی که عبارت «من شک ندارم…» را بر زبان جاری کنید از بازی خارج می‌شود. چرا برای من بین تمام نقش‌های شهروندی و مافیایی این نقش از همه جالب‌تر است؟ چون که اگر از آن اقتباس بگیریم و در زندگی روزمرۀ خود هم آن را پیاده کنیم، یک چالش بزرگ پیش روی ذهن خود قرار داده‌ایم تا از حرف‌های کلیشه‌ای و الگوهای تکراری حرف زدن و تبیین کردن موضوعات دوری کنیم. توضیحات نقش افسونگر را در سایت گلونی بخوانید چالش افسونگر در زندگی واقعی در جلسۀ اخیر انجمن داستان برای یکی از اعضا این چالش را قرار دادم که راجع به هر موضوعی که دوست دارد صحبت کند به شرط اینکه از کلمه‌ها، عبارت‌ها و جمله‌های زیر استفاده نکند: بوکوفسکی، من آدم بدبینی هستم، زندگی گُه شده است، این حکومت کاری کرده است که …، مقصر جامعه است که … برای یکی دیگر از اعضا هم این چالش را قرار دادم که از هر چه دوست دارد صحبت کند به شرط اینکه از عبارتِ «من می‌ترسم بنویسم چون…» در ابتدای هیچ‌کدام از جملاتش استفاده نکند. دیروز با دوست عزیزی صحبت می‌کردم که برای آزمون آیلتس آماده می‌شوند، موضوع افسونگر و باقی ماجرا را برای ایشان هم توضیح دادم و چالشی که برای ایشان تعیین کردم این بود که هر وقت خواستند راجع به آزمون آیلتس و یا به طور کلی زبان انگلیسی صحبت کنند، از هر عبارتی که در آن کلمۀ ترس باشد خودداری کنند. فکر می‌کنم به همین قیاس باید از دوستان لینکداین بخواهیم که راجع به هر چه دوست دارند بنویسند ولی از کلیشه‌های زیر استفاده نکنند: لینکداین اینستاگرام نیست. نظرسنجی در مورد هر چیزی! زن‌ها در جامعۀ ما فلان و بیسار مردها در ایران فلان و بیسار مهاجرت برنامه‌نویس سینیور و جونیور غر زدن راجع به مدیر ایرانی / کارمند ایرانی خاطرات مصاحبه دادن / مصاحبه گرفتن تا حالا فکر کرده‌اید که برای حرف‌های کلیشه‌ای خودتان هم این چالش را تعریف کنید؟ حرف‌های تکراری و کلیشه‌ای خود را در قسمت کامنت‌ها بنویسید. خواندن این مطالب را هم توصیه می‌کنم حتی اگر هزار بار مریض شوی باز هم دکتر نمی‌شوی سن بهانه است اگر دوست دارید همیشه اولین نفری …

ادامه مطلب

چگونه دربارۀ موضوعات تکراری یک مقالۀ عالی برای وبلاگ خود بنویسیم؟

۲۴ آبان ۱۳۹۷
0 دیدگاه

به نظر شما چگونه دربارۀ موضوعات تکراری یک مقالۀ عالی برای وبلاگ خود بنویسیم؟ با برون سپاری یا با کپی کردن نوشته‌های دیگران؟ آیا اگر نوشته‌های ده نتیجۀ اول گوگل را در هم ادغام کنیم به نتیجۀ مطلوب می‌رسیم؟ به نظر من نه! در این نوشته می‌خواهم به این بپردازم که با چه شرطی می‌توان در مورد موضوعاتی که بارها و بارها دربارۀ آن‌ها مطلب نوشته شده است، یک مطلب جدید بنویسم که چه بسا از آن نوشته‌های قبلی موفق‌تر باشد. چگونه دربارۀ موضوعات تکراری یک مقالۀ عالی برای وبلاگ خود بنویسیم؟ در جایی این مسأله مطرح شده بود که آیا می‌توان در مورد موضوعات تکراری پایان‌نامه نوشت؟ جواب من به این سؤال مثبت بود و آن را با توضیحات لازم زیر همان مطلب نوشتم. به نظر من نه تنها در مورد پایان‌نامه این مطلب صدق می‌کند بلکه در هر زمینه‌ای که دارید می‌نویسید می‌توانید راجع به موضوعات تکراری بنویسید. اما به این شرط که مراحل سه‌گانه زیر یکی بعد از دیگری در نوشتۀ شما وجود داشته باشد: به چالش کشیدن دستاوردهای قبلی طرح مسألۀ جدید حل مسأله با رویکرد و راه‌حلی جدید. از بین این مراحل سه‌گانه حتی اگر گام سوم را نتوانید بردارید، صرف اینکه چیزی را به چالش بکشید و مسألۀ جدیدی طرح کنید، به خودی خود کار شایسته‌ای کرده‌اید و می‌توانید روی آن موضوع مقاله یا کتاب جدید بنویسید. حالا این حرف‌ها چه ربطی به این وبلاگ دارد؟ معمولاً دوستانی که دور از ماجرا هستند می‌گویند در وبلاگ خود چه بنویسیم؟ وقتی این همه وبلاگ وجود دارد که هر یک در نوع خود کلی موضوع را قبل از ما مطرح کرده و در گوگل رتبۀ خوبی کسب کرده‌اند دیگر چه فایده‌ای دارد که ما دوباره کاری کنیم و چیزی بنویسیم که قبلاً نوشته شده است. در همین زمینه در وبلاگ خود چه بنویسیم؟  دوستی دارم که دلیل موفق نشدنش را این می‌داند که در زمینه‌هایی که وارد می‌شود اولین نفر نبوده است. چون قبل از او افرادی بوده‌اند که وارد این حوزه شده‌اند و به عنوان فردی که اولین نفر در آن کار بوده از خلاء بازار نهایت استفاده را برده است، لذا دیگرانی که در پی خواهند امد آن شانس بکر را نخواهند داشت. تا زمانی که مثل این دوست من فکر کنید، هیچ گاه کار خاصی را نخواهید توانست به سرانجام درستی برسانید. چون همانطور که گفتم ویژگی دنیای متغیر ما همین است که همیشه هر چیزی هر چقدر هم که خوب باشد نیاز به نوآوری و بهینه‌سازی با توجه به شرایط روز را دارد. یک زمانی آب‌میوه داخل پاکت پلاستیکی فروخته می‌شد و خیلی هم عالی محسوب می‌شد. امروزه روز نه آن کیفیت از آب‌میوه و نه آن نوع بسته‌بندی، هیچ‌کدام جوابگو نیست. باشد که ساندیس برند پیش‌رو در این زمینه بود. دیدیم که خیلی بعداً برندهایی مانند سن‌ایچ آمدند و سهم زیادی از بازار را از ان خود کردند. فردی که تحلیل‌گر نیست و به چم و خم موضوعی آشنا نیست همیشه یک قضاوت سطحی و دم دستی برای هر چیزی ارائه می‌دهد. اما برای یک فرد خبره موضوع فرق می‌کند. برای …

ادامه مطلب

خلاقیت در نوشتن با یک جا نشستن به دست نمی‌آید

۲۴ آبان ۱۳۹۷
0 دیدگاه

خلاقیت در نوشتن با یک جا نشستن به دست نمی‌آید به این جمله توجه کنید: مردم خلاق زمان لازم دارند تا کناری بنشینند و کاری نکنند. به نظر شما این جمله یعنی چه؟ من این جمله را در گروه تلگرامی انجمن ادبیات داستانی ایده مطرح کردم و نظرات مختلفی دریافت کردم. نظراتی که در مورد چنین جملاتی داده می‌شود حول دو گزارۀ زیر می‌چرخند: الف) استراحت لازمۀ حفظ کیفیت در کار است. ب) اگر من کاری نمی‌کنم یعنی اینکه در جستجوی خلاقیت هستم. (توجیه تنبلی و بی‌خاصیتی) اینجا چند مسأله هست که باید به طور کامل روشن شود:   یک نوشتن یک «عمل» مفید و مهم در راه رسیدن به خلاقیت است. یعنی بدون نوشتن مداوم، طبیعتاً چیزی به نام خلاقیت وجود نخواهد داشت. دو نوشتن خشک و خالی معنی ندارد. یعنی باید در کنار نوشتن، خواندن داستان‌های متنوع و قوی، خواندن کتاب‌های آموزشی، نشر دادن نوشته‌ها و شرکت در جلسات گفتگو و تبادل نظر هم تبدیل به برنامۀ منظم شود. سه انجام هر فعالیتی از طبیعت سینوسی بدن انسان تبعیت می‌کند. یعنی مانند نمودار تابع سینوسی یک روز در اوج آمادگی هستیم و روزی هم در حضیض به سر می‌بریم. نوشتن هم از این قاعده مستثنی نیست. دو روز که مرتب بنویسی، روز سوم حس نوشتن نداری. و این طبیعی است. سؤال اینجاست حس نوشتن نداری، حس خواندن چه؟ حس گفتگو چه؟ حس دیدن یک فیلم خوب چه؟ چهار در این جمله گفته شده است «مردم خلاق». این عبارت می‌تواند معنای دو پهلو داشته باشد. یک پهلوی آن این است که اگر مدام و بی‌توقف کار کنی، ممکن است کیفیت کارت پایین بیاید. که حرف درستی است. اما پهلوی دیگه این حرف، رو به افرادی است که مدت‌های طولانی هست که چیزی ننوشته‌اند و کاری نکرده‌اند. و در عین حال معتقدند که باید صبر کرد تا اثر خلاق در ذهن شکل بگیرد و سپس آن را بر روی کاغذ آورد. اگر منتظر هستید تا ابتدا شاهکار به ذهن بیاید، بعد آن را روی کاغذ بیاورید، در این صورت شما هم یک نفر دیگر مانند خیل عظیمی از کسانی که ادای نوشتن را خوب در میاورند ولی در یک سال گذشته حتی یک پاراگراف روی کاغذ نیاورده‌اند. اگر نگاه پرفکشنیستی ندارید و صرفاً دارید کمی به خودتان استراحت می‌دهید و به محض اینکه چیزی به ذهن خطور کرد آن را می‌نویسید، در این صورت بله این جمله توصیۀ درستی هست. پنج و در نهایت مهم‌ترین نکته: نوشتن می‌تواند راجع به هر چیزی باشد. مثلاً همین جمله باعث شد من این متن را بنویسم. دیدن یک فیلم، خواندن یک کتاب، حرف زدن با یک نفر در جایی مثل کافه یا صف نانوایی، حرف‌های پدر و مادر و هزاران چیز دیگر، بهانه‌هایی برای نوشتن و روی کاغذ آوردن ایده‌ها وافکار ما هستند. آن قدر این کار را می‌کنیم و در کنارش داستان‌های خوب و کتاب‌های آموزشی مفید می‌خوانیم، نوشته‌های خود را به اشتراک می‌گذاریم، گفتگو می‌کنیم و چه و چه تا ذره ذره ایده‌های خلاق در ذهن ما شکل بگیرند و نوشته‌های خوب روی کاغذ بیایند و ما یک اثر خوب خلق …

ادامه مطلب
سبد خرید
  • سبد خریدتان خالی است.
ورود به سایت
تلگرام