همۀ ما قفل ذهنی را تجربه کردهایم. کاغذی که روبهروی ماست یا صفحۀ سفید هر نرمافزاری که با آن تایپ میکنیم، گاهی وقتها میتواند ترسناک باشد. برای غلبه بر این مشکل راهحلهای زیادی ارائه شده است. یکی از بهترین راهحلها ادامه دادن یک نوشتۀ ناتمام است. این نوشتۀ ناتمام میتواند تمرینی باشد که مخصوص همین کار تهیه شده است یا میتواند چند خط یا چند پاراگراف اول از یک داستان باشد. بنابراین نیازی نیست حتماً دنبال منبعی از این نوع نوشتهها باشید. داستان یا رمانی که دوست دارید را بردارید، چند پاراگراف اول آن را انتخاب کنید و در جایی بنویسید یا تایپ کنید و بعد داستان یا رمان را کنار بگذارید و شروع کنید به نوشتن. تمرین خیلی خوبی خواهد بود. چند سالی دبیر انجمن ادبیات داستانی ایده بودم که بنا به دلایلی درش را تخته کردم و عطایش را به لقایش بخشیدم. داستان آن را بعداً در فرصت مناسبی خواهم نوشت. اما در این پست میخواهم یکی از تمرینهایی که برای اعضای انجمن در نظر گرفته بودم را با شما در میان بگذارم. به جز این تمرین، چندتایی تمرین دیگر هم هست که در فرصت مناسب آنها را هم در همین وبلاگ منتشر خواهم کرد.
اسماعیل اصلانی دیرانلو | هر چیزی از یک ایده شروع میشود، ایدۀ تو چیست؟