امروز: چهارشنبه، ۲۷ خرداد ۱۴۰۵

معرفی هفته سوم آذر – ۱۶ تا ۲۲ آذر ۹۸

۲۵ اسفند ۱۳۹۹
0 دیدگاه

معرفی وبلاگ هفته: در این هفته با دو وبلاگ آشنا شدم که در عین اینکه وبلاگ‌های پرباری هستند، خیلی ساده طراحی شده‌اند. چیزی که من بارها تأکید کرده‌ام این است که ظاهر پیچیده و پر رنگ و لعاب وبلاگ هیچ کمکی به موفقیت آن نمی‌کند. ساده‌ترین قالب که مطالب را به آسان‌ترین شکل ممکن به مخاطب بشناساند بهترین قالب ممکن است. مهم‌ترین فاکتوری که به موفقیت یک وبلاگ کمک می‌کند محتوای پربار آن است. اما این دو وبلاگ: وبلاگ علی کریمی می‌دونم که می‌شه (محمدرضا زمانی) معرفی پادکست هفته این روزها باب پادکست و پادکست‌بازی حسابی داغ است. از این جهت خوشحالم که هر چند با تأخیری چند ساله، ولی بالاخره این نوع از تولید محتوا هم در ایران باب شد. اگر وبلاگ‌ها را روزنامه‌های یک نفره بدانیم، پادکست‌ها هم رادیوهای یک نفره هستند. بنابراین همانقدر که تولید محتوای متنی می‌تواند مهم و تأثیرگذار باشد، تولید محتوای صوتی هم می‌تواند در بین مخاطبانش به سرعت نفوذ کند. اگرچه من معتقدم پادکست، نوشته، فیلم، عکس (تصویر، نمودار، اینفوگرافیک و …) و فیلم همگی در کنار هم می‌توانند یک «محتوا» کامل را خلق کنند، ولی صرف تولید پادکست هم خود قدم بزرگی است. پادکستی که این هفته با آن آشنا شدم: رادیو مرز از رادیو مرز یک قسمت ویژه‌اش را به شما توصیه می‌کنم: ارمنی‌ها. من راجع به ارمنی‌ها زیاد فکر می‌کنم. از این جهت که در گوشه و کنار مدام نام آن‌ها را به عنوان افراد موفق می‌شنویم. ارمنی‌ها جزو آن دسته از اقوام ایرانی هستند که فکر می‌کنم باید بیشتر از این‌ها سپاسگزار آن‌ها باشیم. ویژگی‌های مثبت زیادی دارند و همیشه نام آن‌ها عجین با موفقیت است. کتاب هفته در این هفته با کتاب خورده عادت‌ها آشنا شدم. این کتاب اثر جیمز کلیر است که در ایران با ترجمه‌های مختلفی ارائه شده است. چون هنوز هیچ کدام از این ترجمه‌ها را ندیده‌ام دقیقاً نمی‌دانم که کدام بهتر است. اما می‌دانم که نسخه‌ای که توسط نشر نوین ارائه شده است با همان نام اصلی «عادات اتمی» و با اجازه رسمی از نویسنده منتشر شده است. مقاله هفته برای این هفته مقاله‌ای را معرفی می‌کنم که هم مخاطب خاص دارد و هم مخاطب عام. مقاله‌ای از علی بندی به نامِ «پادکست را کجا منتشر کنیم؟». این مقاله هم برای تولیدکنندگان پادکست و هم برای شنوندگان پادکست جالب توجه خواهد بود. من قسمت ابتدای این مقاله را به طور ویژه می‌پسندم: من یک سال در نوشتن این پست تعلل کردم و طبق معمول این تعلل نه باعث شد اطلاعات بیشتری جمع کنم نه کیفیت نوشته را بهتر کرد. تنها کاری که کرد این بود که مجبور شدم همین حرفها را جدا جدا برای چند نفر تکرار کنم و آخرش هم مطمئن نباشم همه چیزهایی را که می‌خواستم گفته‌ام. برای همین تصمیم گرفتم همین‌هایی را که الان در ذهن دارم بنویسم و هر وقت بیشتر یاد گرفتم تکمیلش کنم. این جملات خلاصه زندگی تمام آدم‌های ایده‌آلیست است. باید دست به عمل شد و نوشت. باید دست به عمل شد و کاری کرد. هر کاری که مد نظر داری را همین الان شروع کن و …

ادامه مطلب

جمعه ۲۲ آذر ۱۳۹۸

۲۵ اسفند ۱۳۹۹
0 دیدگاه

یک عذرخواهی به خودم بدهکارم خیلی اتفاقی در صفحه یکی از دوستان در اینستاگرام ویدئویی از امیرنظام صمدآبادی دیدم با عنوان «من یک عذرخواهی به خودم بدهکارم». متن این ویدئو این است: «کلاس دوم دبستان شیفت بعد از ظهر بودم باران تندی می بارید. یک چتر هفت رنگ دسته آبی سوت دار آن روز صبح خریده بودم. وقتی به مدرسه رفتم دلم می خواست با همان چتر زیبایم زیر باران بازی کنم اما زنگ خورد. هر عقل سالمی تشخیص می داد که کلاس درس واجب تر از بازی زیر باران است. یادم نیست آن روز چه درسی معلمم به من یاد داد اما دلم هنوز زیر همان باران توی حیاط مدرسه جا مانده… بعد از آن روز شاید هزار بار دیگر باران باریده باشد ومن صد بار دیگر چتر نو خریده باشم اما آن حال خوب هشت سالگی هرگز تکرار نمیشود! این اولین بدهکاری من به دلم بود که در خاطرم مانده بعد از آن هر روز به اندازه ی تک تک ساعت های عمرم به دلم بدهکار ماندم … به بهانه ی عقل و منطق از هزار و یک لذت چشم پوشیدم… از ترس آنکه مبادا آنچه دلم میخواهد پشیمانی به بار آورد خیلی وقت ها سکوت اختیار کردم… اما حالا بعضی شب ها فکر میکنم اگر قرار بر این شود که من آمدن صبح فردا را نبینم چقدر پشیمانم از انجام ندادن کارهایی که به بهانه ی منطق، حماقت نامیدمشان! من خیلی به خودم بدهکارم ….خیلی حالا می دانم هر حال خوبی، سن مخصوص به خودش را دارد … باید در لحظه زندگی کرد … ﻣﻦ ﯾﮏ ﻋﺬﺭﺧﻮﺍﻫﯽ ﺑﻪ “ﺧﻮﺩﻡ” ﺑﺪﻫﮑﺎﺭﻡ…   پ.ن: اولین بدهکاری شما به دلتون چی بود که تو خاطرتون مونده؟ با مهر و علاقه، #امیرنظام_صمدآبادی» شناسه اینستاگرام امیرنظام در اینستاگرام این است، روی آن کلیک کنید: @amirnezam.s لینک ویدئو هم این است: من یک عذرخواهی به خودم بدهکارم

ادامه مطلب

پنج‌شنبه ۲۱ آذر ۱۳۹۸

۲۵ اسفند ۱۳۹۹
0 دیدگاه

خودرو آب‌سوز چند سال پیش از دوستی خبری شنیدم مبنی بر اینکه فردی ایرانی توانسته است خودروی آب‌سوز اختراع نماید. ابتدا کمی سکوت کردم، به نظر زیادی رویایی می‌آمد. اما باز فکر کردم که در دنیایی زندگی می‌کنیم چیزی به نام نشدنی وجود ندارد. بنابراین از او آدرس منبعی را خواستم تا بتوانم در این خصوص مطمئن شوم. او هم آدرس کانال تلگرامی علاءالدین جاسمی زرگانی را به من داد. از آن زمان تا الان چهار سالی هست که من در این کانال تلگرام عضو هستم. و فقط یک یا دو بار نگاهی گذرا به خبرهای آن داشتم. چند روز پیش به فکر افتادم که نگاهی عمیق‌تر به خبرهای این کانال تلگرامی داشته باشم. چیز خاصی دستگیرم نشد. تصمیم گرفتم در گوگل جستجوی بزنم. عمده خبرهایی که در صفحه اول گوگل آمده بود ادعا کرده بودند که این آقا کلاهبرداری بیش نیست. از بین این نوشته‌ها این یکی خواندنی‌تر و دقیق‌تر است: شوخی مضحکی به نام خودروی آب‌سوز باید در عمل نتیجه این اختراع را دید. کنفرانس‌های خبری و کانال‌های تلگرامی فکر نمی‌کنم راه به جایی ببرد. اخبار و اطلاعات این چنینی را به ندرت دنبال می‌کنم. چون یک چیز در همه این‌ها مشترک است. نبود اطلاعات تخصصی و نظارت کارشناسی. همه کسانی که دو طرف قضیه ایستاده‌اند هیچ سواد تخصصی در این زمینه ندارند. بهتر است وارد این طناب‌کشی‌ها نشویم. ما و کانال‌ها و گروه‌های تلگرامی امروز بعد از اینکه نگاهی به کانال خودروی آب‌سوز داشتم، با خودم گفتم چرا کار امروز رو به فردا می‌افکنم؟ کاری که فکر کنم الان یک سال است به فردا افکنده شده است. این همه گروه و کانال تلگرامی که هیچ‌گاه مطالب آن‌ها را نمی‌خوانیم. چه اصراری است آخر؟ اصرار عجیب‌تر افرادی که تأکید دارند باید در تلگرام تولید محتوا کرد چون در جای دیگر دیده نمی‌شود. یا از آن بدتر افرادی که فقط مخاطب این نوع محتوا هستند. هم این کانال‌ها و گروه‌ها را ترک کردم و هم در قسمت تنظیمات گزینه «فقط مخاطبان» را انتخاب کردم تا کسی که در لیست شماره تلفن‌های من نیست نتواند مرا در گروه یا کانالی عضو کند. چهار روز به تلگرام سر نمی‌زنم می‌آیم که چندین و چند گروه و کانال مرا عضو کرده‌اند. عده‌ای سیاسی هستند و عده‌ای کانال‌ها و گروه‌های پیژامه فروشی. عده‌ای هم نوید رستگاری می‌دهند، رستگاری با دمنوش. به نظر من محتوایی که ارزش داشته باشد، سر و صدای خود را به بیرون از تلگرام خواهد رساند. به دیگر عبارت فردی که برای تولیدات فکری خود ارزش قائل باشد هم خواه نا خواه در جایی خواهد نشوت که به جای اینکه شبیه یک چاله باشد که نوشته‌هایت رو بریزی داخل آن، بیشتر شبیه یک گالری همیشه در معرض نمایش داشته باشد که افراد مختلف در دوره‌های زمانی مختلف بتوانند به آن سربزنند و آثار را ببینند. فردی که حاضر نیست محتوای خود را در قالب یک وبلاگ منتشر کند و این درجه از جدیت و حمیت را ندارد، بهتر است دنبال نکنیم. لیست کتاب انجمن داستان یک مطلب در فیسبوک و توییتر گذاشتم مبنی بر اینکه می‌خواهیم برای انجمن داستان ایده …

ادامه مطلب
سبد خرید
  • سبد خریدتان خالی است.
ورود به سایت
تلگرام