در یادداشت روز قبل گفتم که استمرار در انجام کار عامل مهمی در رسیدن به اهداف است. امروز راجع به حذف زوائد صحبت میکنم که مکمل گام دیروز است. برای همۀ ما این یک تجربۀ بسیار آشناست که هر بار برنامهریزی میکنیم، برنامۀ خود را به گامهای کوچک تقسیم میکنیم و شروع به انجام گامهای کوچک و روزانۀ میکنیم. اما بعد از یکی دو هفتهبه خود میآییم و میبینیم که مانند یک آدم گمشده داریم دور خود میچرخیم و باز برنامههای خود را رها کردهایم. ریشۀ این مشکل کجاست؟ تا میتوانید زوائد را حذف کنید اغلب ما روی این موضوع تمرکز داریم که «چه کارهایی را انجام دهیم» تا به موفقیت برسیم. ولی باید روی این که «چه کارهایی را نباید انجام دهیم» هم تمرکز کنیم. حذف زوائد کمک زیادی به ما میکند تا هم زمان را به خوبی مدیریت کنیم و هم عادتهای مفید را با عادتهای مضر جایگزین کنیم. به این فکر کنید که چه کارهایی انجام میدهید، چه فیلمهای میبینید، چه مقدار در شبکههای اجتماعی وقت میگذرانید، چه فعالیتهای جنبی در کنار کار اصلی خود انجام میدهید، چه چیزهایی میخوانید، با چه دوستانی وقت میگذارنید و چه و چه که باعث میشود شما در انجام فعالیتهای اصلی همراستا با هدف خود دچار مشکل شوید. تا جایی که میتوانید زوائد را حذف کنید. بعد از اینکه زوائد را حذف کردید، باز زوائد بیشتری را حذف کنید. آن قدر زوائد را حذف کنید تا جایی که وقت و انرژی کافی برای انجام فعالیتهای اصلی زندگی خود داشته باشید. در میدان خودت بجنگ کاری را بکنید که واقعاً به شما در رسیدن به اهداف بزرگ کمک میکند. خیلی از کارهایی که انجام میدهیم ارتباطی به اهداف بزرگ ما ندارند و بلکه نقطۀ مقابل آن هستند. به طور مثال من فراوان دیدهام افرادی که میخواهند زبان انگلیسی یادبگیرند، اما همزمان کلاس موسیقی و شنا میروند و برای آنها هزینه و زمان زیادی صرف میکنند. آخر هفتهها هم به طور کامل تعطیل میکنند و به فعالیتی مانند کوهنوردی میپردازند. در طی روزهای هفته هم به جز کار اصلی که برای کسب درآمد انجام میدهند هم، یکی دو مسئولیت دیگر هم قبول کردهاند. از هیچکدام از دورهمیها و خرج و مخارج آنچنانی خود هم کم نمیکنند. وقتی از من میپرسند چه کنیم، میگویم بعضی از فعالیتهای خود را فعلاً کنسل کنید و کار دوم و مسئولیتهای دیگر را متوقف کنید. میگویند آخر خرج و مخارج و قسطهای زیادی داریم. این سبک زندگی از بالا تا پایین با یادگیری زبان انگلیسی و چیزی مانند آن تناقض دارد. وقتی میخواهید زبان انگلیسی یادبگیرید، خصوصاً وقتی سن شما از ۲۲ عبور کرده است، وقت خیلی کمی در روز دارید که برای یادگیری صرف کنید. همچنین فرصتهای زندگی مانند تحصیل در مقطع دکترا، راهاندازی یک شغل، مهاجرت و … خیلی زود از کف میروند. در چنین شرایطی باید یک زمانبندی دقیق داشته باشید و مثلاً یک سال را برای یادگیری زبان انگلیسی در نظر بگیرید. در این یک سال تا میتوانید از خرجهای خود کم کنید، کلاسها و فعالیتهای غیرمهم را کنسل کنید تا در طول روز …
اسماعیل اصلانی دیرانلو | هر چیزی از یک ایده شروع میشود، ایدۀ تو چیست؟