امروز: شنبه، ۲۳ خرداد ۱۴۰۵

اگر نمی‌ترسیدی چه می‌کردی؟

۳۱ تیر ۱۴۰۰
4 دیدگاه

اگر نمی‌ترسیدی چه می‌کردی؟ فرض کن که ترسی در تو وجود نداشت، در این صورت چه کارهایی را انجام می‌دادی؟ برای تو ترس مانع انجام دادن چه کارهایی هست؟ ترس یعنی چه؟ قبلش بگذارید که من یک مفهوم را روشن کنم. ترس یعنی چه؟ ترس را خیلی ساده به دو نوع ترس زیستی و ترس روانی تقسیم می‌کنیم. ترس زیستی همین که از پلنگ و مار می‌ترسیم. از پریدن از ارتفاع می‌ترسیم. یا از خودن یک مادۀ ناشناس می‌ترسیم. چون پس همۀ این ترس‌ها یک نگرانی واقعی وجود دارد و اگر به هشدار مغز توجه نکنیم ممکن است حیات ما واقعاً به خطر بیفتد. اما ترس‌هایی مانند ترس از سر قرار رفتن، ترس از شروع یک شغل جدید، ترس از سفر به یک شهر دیگر، ترس از وام گرفتن از بانک و چیزهایی مانند این ترس‌های روانی هستند. به این خاطر که دلایل روانی باعث به وجود آمدن چنین ترس‌هایی است و نه خطرات واقعی! در این نوشته از ترس‌های روانی که گاهی تبدیل به فوبیا می‌شوند صحبت می‌کنیم. ترس بیشتر از آنچه فکرش را بکنید بر ما و رفتارهای ما مسلط است. ترس مانند یک ابر غلیظ و سیاه جلو خورشید خلاقیت و نوآوری را گرفته و بر تمام دیگر بخش‌های ذهن ما سایۀ سیاه خود را گسترده است. اما ما به دلیل اینکه خورشید را بدون ابر ندیده‌ایم و از کودکی با نهادینه شدن ترس تربیت شده‌ایم به این وضعیت خود آگاهی نداریم. این عدم آگاهی تا جایی است که حتی وقتی با کسی در مورد ترس صحبت می‌کنیم ممکن است به درستی موضوع را درک نکند! چند سال پیش وقتی در یک مؤسسۀ زبان مسئولیت یکی از جلسات گفتگوی آزاد (Panel Discussion)  به من سپرده شد، موضوع ترس را برای گفتگو انتخاب کردم. با اینکه یک برگه توضیحات درمورد موضوع آماده کرده بودم و به اعضای شرکت کننده داده بودم، اما باور نمی‌کنید که همه از ترس از سوسک و ترس از مار صحبت می‌کردند. بعدها این تجربه بارها و بارها برای من رخ داد. اگر نمی‌ترسیدی چه می‌کردی؟ ترس علت اصلی تمام بدبختی‌های نوع بشر هست: ما خیلی روابط را شروع نمی‌کنیم، چون از جدایی بعدش می‌ترسیم. ما گاهی به کارمندی می‌چسپیم و ایده‌های خود را دنبال نمی‌کنیم چون از شکست مالی بعدش می‌ترسیم. خیلی کارها را نمی‌کنیم چون از حرف مردم و قضاوتی که در مورد ما انجام می‌دهند می‌ترسیم. ترس یک ترمز درونی هست که توسط تربیت غلط و تجربه‌هایی بد در ما نهادینه شده است. شناخت ترس‌ها و از بین بردن آن‌ها، کمک زیادی به ما می‌کند تا به موفقیت‌های بزرگی در زندگی برسیم. ترس‌های درونی خود را می‌شناسی؟ اگر نمی‌ترسیدی چه می‌کردی؟ ترسو بازنده است نه شکست‌خورده بعضی‌ها فکر می‌کنند برای اینکه شکست نخورند، بهتر است در جنگ شرکت نکنند! این گروه فکر می‌کنند یک جا نشستن و هیچ‌کاری نکردن بهتر از به دست نیاوردن یا حتی بهتر از از دست دادن است. از نظر آن‌ها اسم این وضعیت شکست نخوردن است. در صورتی که اسم این وضعیت بازنده بودن است. شکست خوردن خصیصۀ آدم‌های برنده است. ویژگی کسانی است که چیزی …

ادامه مطلب

حتی اگر هزار بار مریض شوی باز هم دکتر نمی‌شوی

۲۴ تیر ۱۴۰۰
0 دیدگاه

به طور معمول آدم‌ها از همه چیز و همه کس می‌نالند. طبق چیزی که زیاد گفته شده است (که اصلاً به تحلیل چون و چرایی آن کاری ندارم) تنها کمتر از ده درصد انسان‌های روی کره زمین اختیار ثروت و قدرت و دانش و … را در دست دارند. یعنی بقیۀ ۹۰ درصد مردم برای این ده درصد کار می‌کنند. بهانه جور کردن برای شکست‌های روزی بالاخره تمام می‌شوند و شما حرف زیادی برای غرولند کردن نمی‌ماند. اینکه «آن‌ها» نمی‌گذارند، در «خانواده» بدی به دنیا آمده‌ام، تقصیر «جامعه» است، «حکومت» کوتاهی کرده و … همه و همه در نهایت قرار است چه نتیجه‌ای بدهد؟ من کاری ندارم که این حرفها درست است یا غلط. چون واقعاً بعضی آدمها در شرایط خانوادگی بدی به دنیا آمده‌اند، بعضی وقت‌ها حاکمان یک جامعه با تصمیمات خود عدۀ زیادی را به ورطه نابودی می‌برند. از آن طرف هم گاهی، بعضی افراد شکست خورده در وضعیت خوبی بوده‌اند ولی باز هم نتوانسته‌اند موفق بشوند. صحبت من این است که فرض بفرمایید همه این حرفهایی که می‌گویید درست. شما چه می‌خواهید بکنید؟ بعضی وقت‌ها ما مسأله‌ای را برای حل کردن مطرح می‌کنیم و گاهی مسأله‌ای را برای حل نکردن طرح می‌کنیم. ذهن همه افراد مثل هم کار نمی‌کند. بعضی دوست دارند مسائل را حل نکنند. ولی برعکس بعضی‌ها هم دوست دارند برای مسائل خود راه حل پیدا کنند. فرض بفرمایید، حکومت مقصر است، جامعه مقصر است، خانواده مقصر است و … خوب که چی؟ شما با خواسته‌ها، آرزوها و آینده خود چه می‌خواهید بکنید؟ آیا نمی‌خواهید به خواسته‌های خود برسید؟ در جواب این سؤال هر چقدر هم از خود رفع تکلیف کنید، یک روزی گیر می‌افتید و متوجه می‌شوید هر چقدر هم که دیگران را انگشت «ندامت» سرزنش کنید، هر چقدر هم که ژست روشنفکری بگیرید و حرف‌های شبه فلسفی بزنید. هر چقدر بیشتر و بیشتر مغالطه کنید، در واقع وقت خود را تلف می‌کنید. شما با کی بحث می‌کنید؟ بحث خواسته‌های شماست، زندگی شماست، آینده شماست. بحث کردن شما با دیگران برای چیست؟ شما قصد دارید چه کسی را قانع کنید؟ گیریم همه مردم روی کره زمین جمع شدند و به شما حق دادند. همه یک صدا گفتند که شما صد در صد درست می‌فرمایید. تمام نظریات شما در مورد اقتصاد، جامعه، حکومت، خانواده و … درست است. از لحظه بعد از این پیروزی بزرگ فکری، چه تغییری در زندگی شما رخ خواهد داد؟ آیا به صرف اینکه همه آدمهای روی کره زمین به شما حق بدهند، شما به خواسته‌های خود می‌رسید؟ حرف‌های شما، بهانه‌های شما، فرضیه‌های شما برای هیچ کسی، هیچ اهمیتی ندارد. هر چقدر هم که به همه عالم و آدم نقد کنید، کسی رفتارش را به خاطر غرغر کردن‌های شما عوض نمی‌کند. کسی در قبال آرزوهای شما هیچ مسئولیتی ندارد. تا زمانی که وارد عمل نشوید، چیزی عوض نمی‌شود. روزی که ممکن است دیر شده باشد متوجه همین موضوع می‌شوید که مشکل هیچ کدام از آن بهانه‌های مختلف و شبه فلسفی نبوده است. مشکل شما پول بوده است. البته منظور از پول، این نیست که یک میلیارد تومان پول به شما ارث …

ادامه مطلب

وقتی باد می‌وزید

۲۴ تیر ۱۴۰۰
0 دیدگاه

وقتی باد می‌وزید… پاییز پاورچین پاورچین آمد و خودش را جزیی از ما کرد. هوا امروز ابری است و باد ملایمی می‌وزد. دسته‌های کبوتر این همسایه‌ی ما در آسمان پرواز می‌کنند. پسرک مثل رهبر کنسرتی آنها را از راه دور هدایت می‌کند. باد به پوستم می‌خورد و مرا یاد بهترین روزهای خیالی‌ام می‌برد. یک موش توی حیاط خانه بی‌حال و رو به احتضار افتاده است. با خاک انداز آن را برمی‌دارم و به کوچه می‌برم که به محوطه به جا مانده از یک باغ قدیمی بیندازم. سگ‌های ولگردی که آن اطراف هستند به سمتم می‌آیم. موش را می‌اندازم و می‌آیم. سگ‌ها به سمت موش می‌دوند. من به آسمان نگاه می‌کنم. باد مرا نوازش می‌کند. من با نوازش این باد اغوا شده‌ام. می‌روم با نوازش‌های او همراه شوم.‌  و فقط وقتی که باد می‌وزید … و حرف آخر اینکه در انتها امیدوارم از شنیدن این موزیک لذت ببری. مطالب مرتبط بگذار باران تو را هم تازه کند لیوان‌ها می‌آیند و می‌روند، قهوه را به خاطر بسپار دم غنیمت دان که دنیا یک دم است اگر دوست دارید همیشه اولین نفری باشید که از به روزرسانی‌های سایت مطلع می‌شوید، لطفاً ای‌میل خود را در قسمت زیر وارد کنید. Photo by Khamkéo Vilaysing on Unsplash

ادامه مطلب

پربازدیدترین مطالب تابستان ۹۸

۲۴ تیر ۱۴۰۰
0 دیدگاه

با سلام خدمت همه دوستان عزیز، امیدوارم در هر حالی که این مطلب رو می‌خونید، خوش و سلامت باشید. پیشاپیش از توجه شما به مطالب سایت «در جستجوی زمان از دست رفته» نهایت تشکر رو دارم. در زیر لیستی از پربازدیدترین مطالب تابستان ۹۸ رو برای شما قرار دادیم، امیدوارم که موضوع مورد علاقه شما هم در بین این مقالات باشه و از خوندن مقاله یا مقاله‌های مورد نظرتون لذت ببرید. خیلی خوشحالم می‌شم اگر بعد از پایان مطالعه، از طریق قسمت کامنت‌ها نظرات خودتون رو با من در میون بگذارید. لیست پربازدیدترین مطالب تابستان ۹۸ اهمالکاری ۲۰ نکته وبلاگ‌نویسی (که اگر رعایت نکنید در کار خود شکست می‌خورید) داستان‌نویسی سپیدسرایی نیست تنهایی اعداد اول: اعداد اول تنها نیستند، آنها اول هستند (بررسی رمان معروف تنهایی اعداد اول) گزارش یک آدم‌ربایی (بررسی رمان معروف گزارش یک آدم ربایی، اثر گابریل گارسیا مارکز) دزد کتاب (بررسی مقاله خانم زهرا ملوکی در خصوص پدیده کتاب دزدی) لیوان‌ها می‌آیند و می‌روند، قهوه را به خاطر بسپار بگذار باران تو را هم تازه کند تأثیرات خاطره‌نویسی بر روی ذهن جامعه شناسی خشونت (بررسی مقاله‌ای از آقای آیدین جواهریان و معرفی وبلاگ ایشان ) داستان کوتاه چقدر کوتاه است (بررسی نوع داستانی sudden fiction و کتاب بهترین بچه عالم ترجمه اسدالله امرایی) بررسی انیمیشن کوتاه آخر هفته‌ها (Weekends) کنجکاوی خواندن و کلیشه‌های فکری چرا تمرکز نداریم؟ می‌روم قدم بزنم، اولین نفری که به من لبخند زد خودم را نمی‌کشم. شکلات ارزان نخرید (پدیده کودکان کار از نگاه ست گوردن) و بالاخره پربازدید‌ترین مقاله ما که آن را در آخر لیست آورده‌ایم: بعداً وجود نداره، بعداً چای سرد می‌شه، بعداً آدم پیر می‌شه، بعداً زندگی تموم می‌شه. اگر دوست داری همیشه اولین نفری باشی که از مطالب این وبلاگ مطلع می‌شی، لطفاً ای‌میل خودت رو اینجا وارد کن: [newsletter]

ادامه مطلب
سبد خرید
  • سبد خریدتان خالی است.
ورود به سایت
تلگرام