امروز: شنبه، ۲۳ خرداد ۱۴۰۵

ذهنیت قربانی و راهکار مقابله با آن

۲۹ اسفند ۱۳۹۸
4 دیدگاه

ذهنیت قربانی یکی از ذهنیت‌های بسیار شایع در افراد ناموفق است. وقتی از این ذهنیت صحبت می‌کنیم فکر ما معمولاً سمت کسی در اطراف خودمان می‌رود که دارای این جبهه‌ی فکری است. اما آیا خود ما هم ناخودآگاه دچار این ذهنیت نیستیم؟ ویژگی‌های ذهنیت قربانی ذهنیت قربانی به زبان ساده یعنی ذهنیتی که فرد در آن هر عاملی غیر از خودش را مقصر شکست‌های زندگی‌اش می‌داند و رویکرد او در این حالت این است که من ضعیف، نادان، ناآگاه، ضعیف، بی‌برنامه، بی‌اراده یا ناکارآمد و … نیستم، بلکه قربانی . مهم‌ترین نکته‌ی مستتر در ذهنیت قربانی هستیم این است که فرد قرار نیست کاری بکند، چون او یک قربانی است و دیگر هیچ‌کارش نمی‌شود کرد. نکته همین است: دیگه هیچ‌کارش نمی‌شود کرد. آن شکست‌ها، آن گند زدن‌ها همه و همه تقصیر دیگران بود و من دیگر کاری نمی‌توانم بکنم. فرد دارای ذهنیت قربانی دارای دو ویژگی مهم است: دیگران را مقصر می‌داند. اراده‌ای برای ساختن چیزی، به دست آوردن چیزی یا بازسازی وضعیتی ندارد. فردی با چنین ذهنیتی همیشه دیگران را سرزنش می‌کند. از نظر او همیشه مشکل از سمت دیگران است. مقصر سیستم است. مقصر جامعه است. مقصر پدر و مادر هستند. ولی من هیچ تقصیری ندارم، چون یک قربانی هستم و خوب! «تو از یه قربانی چه انتظاری داری؟» نمونه‌ی آن این شعر: این که زاده‌ی آسیایی رو می‌گن جبر جغرافیایی، این که لِنگ در هوایی و صبحونه‌ات شده سیگار و چایی، ای عرش کبریایی، چیه پس تو سرت؟ این فرد به خوبی می‌داند دقیقاً باید چه کسی یا چه چیزی را مورد سرزنش قرار دهد. تنها فردی که هیچ‌گاه مورد سرزنش قرار نخواهد گرفت خود اوست. این چنین فردی در تله‌ای به نام تله‌ی احساس قربانی بودن گیرافتاده است. وضعیت ذهنی یا به عبارتی Mindset این افراد از الگوی قربانی  تبعیت می‌کند. او تمام موقعیت‌هایی که در آن قرار می‌گیرد را بر همین مبنا که قربانی است تفسیر خواهند کرد. دلیل اینکه این افراد به این الگو ادامه می‌دهند خیلی ساده این است که آن‌ها از این نوع تفکر لذت می‌برند. سخت نیست اگر فردی شکست خورده را تصور کنیم که از مقصر دانستن دیگران دست کشیده است و با خود واقعی خود رو به رو شده است. او از اینکه خودش را مسئول زندگی بداند هراس دارد چون با واقعیتی هولناک از خود رو به رو خواهد شد. بنابراین همیشه این دیگران هستند که مقصرند. در همین زمینه: آیا ما خالق شرایط هستیم یا مخلوق آن؟ چرا این ذهنیت در جامعه رواج پیدا می‌کند؟ فردی با ذهنیت قربانی از گفتن جمله‌ی «من این مسئول این وضعیت هستم» به شدت هراس دارد. چرا که می‌ترسد مورد سرزنش یا قضاوت بد دیگران قرار بگیرد. وقتی در اطراف افراد سرزنش، تمسخر و تحقیر زیاد باشد ،آن‌ها برای فرار از بار سرزنشی دیگران ممکن است دچار این وضعیت ذهنی شود. گاهی این افراد از این جهت خود را قربانی می‌دانند خیلی ساده به این دلیل که توانایی مدیریت شرایط را ندارند. گاهی این افراد به دلیل ساده دچار این وضعیت ذهنی می‌شوند، چون که مهارت‌های لازم برای پیش‌بردن برنامه‌های خود …

ادامه مطلب

سفرنامه‌های عصر صفوی، روایتی روشن از جامعه ایران

۲۵ اسفند ۱۳۹۸
0 دیدگاه

سفرنامه‌های عصر صفوی جزو منابع مهم مطالعه تاریخ ایران محسوب می‌شوند. در این نوشته به معرفی اجمالی سفرنامه‌های عصر صفوی می‌پردازیم. مقدمه عصر صفوی در ایران، مصادف است با شروع آهسته دوره نوزایی در اروپا. اروپاییان کنجکاو، به سفر کردن به نقاط مختلف جهان تمایل نشان می‌دهند. از جمله کشورهایی که مورد توجه آنان بوده است، ایران را می‌توان نام برد. در این دوره، مناسبات ایران با کشورهای اروپایی گسترش می‌یابد و لذا سیاحان، تاجران و سیاسیون زیادی به ایران سفر می‌کنند. توجه اروپاییان به ایران را می‌توان از چند جهت حایز اهمیت دانست: عثمانی برای اروپا خطر محسوب می‌شود. آنان بی‌تمایل نیستند که سر این مار به دست ایران کوبیده شود. اروپاییان در پی گسترش مرزهای اقتصادی – فرهنگی خود هستند و ایران هم طبیعتاً یکی از گزینه‌های خوب برای تعامل با اروپای آن زمان است. سیاحان، تاجران و سیاسیونی که به ایران آن زمان سفر کرده‌اند، از خود سفرنامه‌هایی به جای گذاشته‌اند. سفرنامه‌های عصر صفوی از دو جهت جزو منابع مهم مطالعه تاریخ ایران محسوب می‌شوند. یک از این جهت که تصویر روشنی از اوضاع اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی و سیاسی آن دوران به ما ارائه می‌دهند. این سفرنامه‌ها به موضوعاتی پرداخته‌اند که معمولاً منابع تاریخی نوشته شده در آن دوران توجهی به آنان نشان نداده‌اند. در آن زمان نویسندگان منابع تاریخی به مسائل سیاسی و درباری اهمیت می‌داده‌اند. حال آنکه این سفرنامه‌ها به موضوعات اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی اهمیت بیشتری داده‌اند. اهمیت دیگری که این سفرنامه‌ها دارند این است که این توسط راویانی خارجی به رشته تحریر درآمده‌اند. این نویسندگان غیر ایرانی که از کشورهای مختلف به ایران سفر کرده‌اند، در زمان‌های مختلف وارد ایران شده و قسمت‌های مختلف ایران را مشاهده کرده‌اند. معرفی سفرنامه‌های عصر صفوی سفرنامه سِر ژان شاردن ژان شاردن یکی از جهانگردان فرانسوی بود که در ۱۰۷۶ میلادی به ایران آمد. او بعدتر و در زمان شاه عباس دوم، به عنوان تاجر و طراح رسمی جواهرات خاندان صفوی منصوب شد. چون او مدت زیادی در ایران اقامت داشت، آشنایی دقیق او با فرهنگ ایرانی و پرداختن به جنبه‌های مردم‌شناسی و جغرافیایی باعث شد تا نسبت به دیگر سفرنامه‌های عصر صفوی، سفرنامه او جامع‌تر و معتبرتر  شمرده شود. شاردن توانست در مدت اقامت خود در ایران مفصل‌ترین سفرنامه عصر صفوی را در ۱۰ جلد به رشته تحریر درآورد. نویسنده تمام مشاهدات خود را به صورت دقیق و با ذکر جزییات توصیف کرده است. این سفرنامه شامل شرح مفصل اصفهان و سفر او به شهرهای مختلف، حکومت، ارتش، قوانین، امور اقتصادی، اجتماعی، مسایل فرهنگی، باورها و اعتقادات دینی، عادات ایرانیان، به همراه تصاویری از بناها و مناطقی از سراسر ایران است. شاردن با نوشتن سفرنامه خود نقش بسیار مهمی در آشنایی اروپاییان با ایران داشت. این سفرنامه به دلیل ساده‌نویسی و پرهیز از اغراق‌های مثبت یا منفی مورد توجه بسیار قرار گرفت. این اثر با ترجمه محمد عباسی به وسیله مؤسسه مطبوعاتی امیرکبیر در ۱۳۳۵خورشیدی منتشر شد. سفرنامه توماس هربرت توماس هربرت در ۱۶۲۸ میلادی به همراه هیأتی انگلیسی به ایران آمد. او در سفرنامه خود به مسایل اجتماعی و اقتصادی ایران می‌پردازد. او در سفرنامه …

ادامه مطلب

ما نیاز به توجه و تایید دیگران نداریم

۲۵ اسفند ۱۳۹۸
0 دیدگاه

اگر کمبود توجه داشته باشیم روابط اجتماعی ما به سمت خوبی نمی‌رود. اولین ضربه‌ای که خواهیم خورد این است که به هر سمتی که به ما توجه بیشتری بشود متمایل خواهیم شد. خواه آن سمت از سر صدق این توجه را نشان دهد یا از سر هر چیز دیگری. یا اینکه ممکن است علیرغم توجه و تایید آن گروه، بودن و همراه شدن با آن‌ها با بعضی منافع دراز مدت ما منافات داشته باشد. آدم‌هایی را در نظر بگیرید که همیشه با جمع همراه می‌شوند و نیازمند تایید دیگران هستند. کی این‌ها خواهند توانست خودشان باشند؟ مهم‌ترین چیزی که یک فرد را رشد می‌دهد استانداردها و اصولی است که برای خود دارد. اگر قرار است برمبنای این اصول و استانداردها تصمیم بگیریم، در این صورت وقتی بر مبنای همان اصول و استانداردها، تکلیف خود را با کسی یا گروهی روشن کردیم، دیگر معنی ندارد که اگر اندک توجه و تاییدی هم از آن‌ها دریافت کردید، از موضع خود کوتاه بیاییم. اما وقتی اصولی برای خود نداریم، هر کس که دانه پاشید لاجرم ما را به دام خود خواهد کشید. Photo by Anna Dziubinska on Unsplash

ادامه مطلب

هر کس هر چه می‌گوید برای خودش می‌گوید

۲۵ اسفند ۱۳۹۸
0 دیدگاه

وقتی من وجود دارم، من تعیین کننده قوانین نوشتن برای خودم هستم. دیگرانی که آمدند و رفتند برای خود اصولی داشتند. آنها مطابق اصول خود نوشتند و امروز من هستم و مطابق اصول خودم می‌نویسم. یکی از چیزهایی چندش‌آوری که من در خیلی‌ها دیده‌ام این است که برای جمله به جمله‌ی صحبت‌های خود از دیگرانی که معروفیتی هم دارند سند می‌آورند. اینکه دیگرانی آمدند و حرف‌هایی زدند بحثی است. و اینکه صحبت‌های ما بشود رژه‌ای از جملات دیگران بحث دیگری است. تا نفهمیم که چه کسی چه چیزی را به چه دلیلی گفته است، معنی ندارد که جملات و دیدگاه‌های آن را نقل کنیم. ولی وقتی فهمیدم که دیگران چه گفته‌اند و در کجا به چه دلیلی چه موضعی داشته‌اند، برای هر چیز ناچیزی به آن‌ها ارجاع نخواهیم. ارجاع دادن به دیگران به چشم اینکه «فتوا» از دیگری نقل کنیم، کار آدم بی‌فکر است. آدم بی‌فکر. آدم بی‌خلاقیت. آدم بی‌تشخیص. آدم دنباله‌رو. آدمی که هیچ حرفی برای گفتن ندارد. آدمی که عوضی وارد دنیای نویسندگی شده است. از دیگران یادبگیریم اما در نهایت خودمان هستیم که معیار قوانین نوشتن خود هستیم.

ادامه مطلب

مسیر رسیدن به موفقیت مسیر تنهایی است

۲۱ اسفند ۱۳۹۸
0 دیدگاه

مسیر رسیدن به موفقیت می‌تواند خیلی سخت باشد. لازم است این راه را تنهایی طی کنید. این مسیر، مسیر هر کسی نیست. آن‌هایی که از دیگران و کلیشه‌های جامعه تبعیت می‌کنند هیچ‌وقت نخواهند فهمید که واقعاً که هستند. آن‌ها هویت فردی مستحکمی ندارند و لذا هیچ‌گاه در مسیر رسیدن به موفقیت قرار نخواهند گرفت. فقط آن‌هایی که از روش‌های خاص خود تبعیت می‌کنند پتانسیل‌های واقعی خود را کشف خواهند کرد. پرندگانی که بال‌های قوی‌تری دارند تنهایی پرواز می‌کنند. آن‌هایی هم که تنهایی در مسیری گام برمی‌دارند اراده‌ی قوی‌تری دارند. بقیه‌ی مردم دنیا نیاز دارند تا برای نجات خود از دیگران تبعیت کنند. این گروه از مردم همیشه نیاز به تأیید و توجه دیگران دارند. فردی که اراده‌ی قوی و هدفی روشن دارد کسی است که هویت فردی مستحکمی دارد. چنین در خلوت و تنهایی آرامش بیشتری دارد. البته این گفته به این معنا نیست که فقط آن‌هایی که آدم‌های ضعیفی هستند نیاز به کمک و حمایت دیگران دارند. همچنین به این معنا هم نیست که حتماً باید مسیر رسیدن به موفقیت را بدون کمک دیگران طی کرد. در این‌جا صحبت از زمانی است که در نقطه‌ای از مسیر زندگی خود احساس می‌کنید وارد حیطه‌ای شده‌اید که برای شما ناشناخته است. در چنین جایی باید بتوانید تنهایی راه رسیدن به موفقیت را طی کنید. توقف نکنید. فکر نکنید چون تنها هستید لزوماً گم شده‌اید. شاید چون تنها هستید یعنی اینکه راه اصلی خودتان را پیدا کرده‌اید. زمانی می‌رسد که به خوبی متوجه می‌شوید که از اینجا به بعد را نمی‌توانید روی دیگران هیچ حسابی باز کنید. اگر بخواهید همچنان همراهی و همدلی جمع را داشته باشید، باید از مسیر منصرف شوید. و در مقابل، اگر می‌خواهید موفقیت بزرگ‌تری در زندگی به دست آورید، لاجرم تنهایی را بپذیرید. آدم‌های موفق قدم در راه‌های نرفته می‌گذارند. مسیر رسیدن به موفقیت، مسیر تنهایی است. این مسیر متعلق به افرادی است که به خودشان ایمان دارند. در این مسیر شما به کسانی که شما را باور نداشته باشند، نیاز ندارید: کسانی که حتی خودشان را باور ندارند و از چالش‌ها و مبارزه‌های زندگی دوری می‌کنند تا توجه و تأیید جمع را از دست ندهند. ما نیاز به توجه و تایید دیگران نداریم اگر کمبود توجه داشته باشیم روابط اجتماعی ما به سمت خوبی نمی‌رود. اولین ضربه‌ای که خواهیم خورد این است که به هر سمتی که به ما توجه بیشتری بشود متمایل خواهیم شد. خواه آن سمت از سر صدق این توجه را نشان دهد یا از سر هر چیز دیگری. یا اینکه ممکن است علیرغم توجه و تایید آن گروه، بودن و همراه شدن با آن‌ها با بعضی منافع دراز مدت ما منافات داشته باشد. آدم‌هایی را در نظر بگیرید که همیشه با جمع همراه می‌شوند و نیازمند تایید دیگران هستند. کی این‌ها خواهند توانست خودشان باشند؟ مهم‌ترین چیزی که یک فرد را رشد می‌دهد استانداردها و اصولی است که برای خود دارد. اگر قرار است برمبنای این اصول و استانداردها تصمیم بگیریم، در این صورت وقتی بر مبنای همان اصول و استانداردها، تکلیف خود را با کسی یا گروهی روشن کردیم، دیگر معنی …

ادامه مطلب

مروری بر بهترین منابع حساب دیفرانسیل و انتگرال

۱۴ اسفند ۱۳۹۸
2 دیدگاه

۱. سیلورمن خاص نام کتاب: حساب دیفرانسیل و انتگرال و هندسه‌ی تحلیلی جدید تالیف: ریچارد سیلورمن ترجمه: علی‌اکبر عالم‌زاده این کتاب همانگونه که در بین اهل فن به سیلورمن خاص معروف است برای دانشجویان و فارغ‌التحصیلان ریاضی محض نوشته شده است. نویسنده در مقدمه کتاب فلسفه نگاشتن کتاب را دو چیز مهم می‌داند: الف) مطرح کردن همه‌ی مفاهیم حساب دیفرانسیل و انتگرال هم از بعد فیزیکی و هم از بعد ریاضی ب) اثبات تمام قضایایی که در حساب دیفرانسیل و انتگرال مطرح می‌شوند. از این منظر این کتاب برای دانشجویان ریاضی محض منبع مناسبی است. در این کتاب مفاهیم حسابان به شکل گسترده و عمیق مطرح شده است. همچنین اثبات قضایا نیز ارائه شده است. این کتاب برای سه گروه مخاطب عالی به نظر می‌رسد: گروه اول: دانشجوی ریاضی که می‌خواهد برای گذراندن درس‌های محض مانند آنالیز حقیقی آماده شود. در این صورت دانشجو می‌تواند با چیزی که در ریاضیات معاصر اثبات نامیده می‌شود بیشتر آشنا شود. تقویت مهارت‌های مربوط به اثبات قضایا و همچنین درک عمیق مفاهیم حساب دیفرانسیل و انتگرال برای پیشرفت در ترم‌های بالاتر لازم است. گروه دوم: دانشجویی که فارغ‌التحصیل شده یا در ترم‌های بالاتر تحصیل می‌کند و هر گاه منبعی در آنالیز ریاضی مطالعه می‌کند حس می‌کند که بنیه‌ی لازم برای درک مفاهیم آنالیز و همچنین مهارت‌های اثبات را ندارد. در این صورت دانشجو دچار خستگی و یا زدگی می‌شود. بین درس‌هایی که با فضای محاسباتی و درس‌هایی که با فضای اثباتی ارائه می‌شوند باید کتاب‌هایی باشند که فاصله را پر کنند. برای چنین دانشجویی حساب دیفرانسیل و انتگرال و هندسه‌ی تحلیلی جدید اثر سیلورمن یک منبع خوب برای تعمیق آموخته‌های قبلی و همچنین تمرین اثبات قضایا است. گروه سوم: این کتاب برای مدرسان ریاضی هم خیلی مفید است. کسی که ریاضی درس می‌دهد لازم است تا بر مفاهیم حسابان مسلط باشد. این کتاب در ۳ جلد تالیف شده است. مترجم فارسی آن جناب آقای دکتر علی‌اکبر عالم‌زاده مطابق همه‌ی کارهای دیگرشان این کتاب را به طور کامل ترجمه و بدون حذفیات ترجمه کرده‌اند. لذا هیچ مبحثی که لازم باشد یک ریاضیدان بداند در این کتاب غایب نیست. لینک خرید کتاب: سایت باهوک در همین خصوص این مقاله‌ها هم می‌توانند مفید باشند: آیا واقعاً انتگرال سخت است؟ منابع هندسه و توپولوژی اگر تمایل دارید همیشه اولین نفری باشید که از مقاله‌های جدید این سایت مطلع می‌شوید، لطفاً ای‌میل خود را در خبرنامه ما وارد نمایید. یادتان نرود که نظر و دیدگاه خود را در قسمت کامنت‌ها وارد نمایید. پیشاپیش از شما متشکرم. [newsletter]

ادامه مطلب

قانون ۱۵ دقیقه برای مدیریت زمان

۲ اسفند ۱۳۹۸
0 دیدگاه

قانون ۱۵ دقیقه برای مدیریت زمان یکی از بهترین راه‌ها برای بهینه‌سازی استفاده از زمان است. حتماً شما هم تجربه کرده‌اید که هر گاه می‌خواهید تغییری در زندگی خود بدهید، یا چیز جدیدی بیاموزید، یا بازم است که از زمان روزانه خود به طور بهینه برنامه‌ریزی کنید، به روشی تکراری و کلیشه‌ای، برای تمام روز برنامه‌ریزی می‌کنید. یعنی یک کاغذ برداشته و برای هر ساعت از روز فعالیتی را در نظر می‌گیرید. این نوع برنامه‌ریزی کردن به دلیل اینکه دست به تغییر یکباره عادت‌های روزمره می‌زند، نمی‌تواند موفقیت آمیز باشد. قبلاً درباره مدیریت زمان نوشته‌ام. گفته‌ام که باید یک جدول دارای چهارستون داشته باشیم که در آن فعالیت‌های هر روز خود را می‌نویسیم. بدون هیچ‌گونه سانسور و فقط برای خودمان تمام فعالیت‌های خود را در ان یادداشت می‌کنیم. بعد از مدت زمانی حدود ۴ یا ۵ هفته به بررسی دقیق آن می‌پردازیم. در این مرحله برای ما روشن می‌شود که چه فعالیت‌هایی را در طول روز انجام می‌دهیم که هیچ ربطی به هدف و پیشرفت ما در زندگی ندارند. فقط کافیست تعدادی از این فعالیت‌هایی که فقط وقت ما را هدر می‌دهند را از برنامه روزانه خود حذف کرده و به جای آن یک یا چند فعالیت مفید قرار دهیم. قانون ۱۵ دقیقه برای مدیریت زمان در این مرحله به کمک ما می‌آید و مشکل را حل می‌کند. ابتدا، بر روی یک کاغذ بنویسید که دقیقاً چه فعالیت‌هایی باید به برنامه‌ی روزانه شما وارد شوند. مانند شروع یادگیری زبان فرانسه یا زبان انگلیسی. یا مثلاً شروع یادگیری یک زبان برنامه‌نویسی، یا شروع یادگیری یک نرم‌افزار تخصصی که در فعالیت شغلی به ما کمک خواهد کرد. یا حتی این فعالیت می‌تواند یک فعالیت ورزشی باشد. یا شروع یک فعالیت اقتصادی در کنار شغل اول. شروع انجام دادن هر کدام از این فعالیت‌ها می‌تواند تغییر زیادی در زندگی ما ایجاد کنند. اما ما معمولاً وقت نداریم! سپس همان جدولی که گفتیم را برداشته و برای مدت ۴ تا ۵ هفته فعالیت‌های روزانه خود را در آن یادداشت نمایید. بعد از تحلیل این جدول‌ها می‌توانید به طور کامل مطمئن شوید که یک یا چند فعالیت حذف شدنی در برنامه‌ی روزانه شما وجود دارد. در مرحله بعد از قانون ۱۵ دقیقه برای مدیریت زمان استفاده می‌کنید. قانون ۱۵ دقیقه برای مدیریت زمان چگونه کار می‌کند؟ قانون ۱۵ دقیقه به زبان ساده می‌گوید که در طور روز فقط ۱۵ دقیقه برای فعالیت مطلوب خود وقت بگذارید. همین! فقط ۱۵ دقیقه در روز را به فعالیتی که باید به برنامه‌ی خود اضافه کنید، اختصاص دهید. چند نکته در اینجا هست که باید آن را مد نظر داشته باشید: تغییر عادت همیشه مشکل است. خصوصاً اگر بخواهید کل عادت‌های ۲۴ ساعت خود را عوض کنید. اگر کاری تبدیل به عادت شود، انجام آن برای ما خیلی راحت‌تر خواهد بود. پس ما مطابق آنچه در این سه مرحله انجام می‌دهیم و با استفاده از قانون ۱۵ دقیقه برای مدیریت زمان، فقط یک عادت ۱۵ دقیقه‌ای به برنامه‌ی روزانه‌ی خود می‌افزاییم و به بقیه‌ی فعالیت‌های روزمره‌ی خود کاری نداریم! بعد از مدتی ۱۵ دقیقه انجام آن فعالیت خاص خیلی …

ادامه مطلب
سبد خرید
  • سبد خریدتان خالی است.
ورود به سایت
تلگرام