قبل از اینکه دربارۀ اهمیت گامهای کوچک و روزانه در رسیدن به موفقیت صحبت کنم، لازم است یک نکته را توضیح دهم؛ و آن اینکه این وبلاگ، یک وبلاگ آموزشی است و روی یادگیری تمرکز دارد، بنابراین تمام مثالهای من در همین زمینه خواهد بود. با این همه این مطالب در مورد کارآفرینی، هر نوع فعالیت مالی و … هم صادق خواهد بود. مثلاً چه بخواهید کاری را راه بیندازید و چه بخواهید یک زبان خارجه یاد بگیرید، در هر صورت باید کمالگرایی را کنار بگذارید، یا یک هدفگذاری کتبی و منطقی داشته باشید. بنابراین اگر این سلسله مقالات را دنبال کنید، چیزهای زیادی هست که یاد خواهید گرفت و به کار شما خواهد آمد. سه سؤال اساسی از قدیم گفتهاند سنگ بزرگ نشانۀ نزدن است. شما هم مثل من این ضربالمثل را زیاد شنیدهاید ولی حتماً این را هم تجربه کردهاید که با وجود این، باز هم، هر بار که میخواهیم کاری را شروع کنیم، بزرگترین سنگ ممکن را برمیداریم. در یادداشت روز اول راجع به هدفگذاری صحبت کردیم. همۀ ما هدفگذاری بلد هستیم و اتفاقاً در گام هدفگذاری خیلی خوب عمل میکنیم. حالا در ادامۀ یادداشت روز قبل این سه سؤال را مطرح میکنم: کسی هست که در عمرش لااقل یکی دو بار به طور جدی لیست خواستهها و هدفهایش را ننوشته باشد؟ کسی هست که برای آن هدفها برنامهریزی دقیق انجام نداده باشد؟ و حالا سؤال مهمتر: از هر صد نفر، چند نفر هستند که بعد از مدتی کار را رها نکنند و احساس بد سرخوردگی به سراغ آنها نیاید؟ در این یادداشت به سؤال ۳ جواب میدهم. اهمیت گامهای کوچک و روزانه فرض کنید میخواهید زبان انگلیسی یاد بگیرید، و برای این کار کتابی را در دست مطالعه دارید که ۳۰۰ صفحه دارد. ممکن است این طوری برنامهریزی کنید که اگر روزی ۱۰ صفحه بخوانم بعد از ۳۰ روز این کتاب را تمام میکنم و اگر به همین ترتیب سراغ منابع بعدی بروم، شش ماهه انگلیسی را خوانده و تمام کردهام و بنابراین شش ماهه خودم را برای آزمون آیلتس آماده کردهام. همه چیز دربارۀ آزمون آیلتس IELTS (اطلاعات کامل دربارۀ آزمون) منابع آمادگی برای آزمون آیلتس IELTS (دانلود رایگان) تجربۀ آشنایی نیست؟ چند بار برنامۀ شش ماهه ریختهاید و بعد از یک ماه آن را رها کردهاید؟ احتمالاً یا خودتان یا یکی از اطرافیان و دوستانتان در این دور باطل گیر افتادهاید که الان سه سال است مرتب برنامۀ شش ماهه میریزید و به نتیجه نمیرسید! اگر هم کسی به شما میگفت برنامه ۱۸ ماهه تا نهایت ۲۴ ماهه بریزید در جواب میگفتید که وقت ندارید و تا آن موقع دیر خواهد شد و کار دنیا به آخر خواهد رسید! ولی الان سه سال است که مرتب در برنامههای شش ماهه خود شکست میخورید و هیچ نتیجهای هم حاصل نکردهاید. سؤال: آیا بعد از دو سال وقت گذاشتن به نتیجۀ مطلوب برسید بهتر است یا بعد از سه سال به هیچ نتیجهای نرسید؟ پاسخ این سؤال البته که ساده است. ولی علت اصلی اینکه ما همیشه راهبرد غلط را انتخاب میکنیم داشتن عجله برای رسیدن …
اسماعیل اصلانی دیرانلو | هر چیزی از یک ایده شروع میشود، ایدۀ تو چیست؟