چه چیزی است که میخواهید در آن تبدیل به یک فوق ستاره شوید؟ ورزش؟ ادبیات؟ سینما؟ زبانهای خارجه؟ بازاریابی؟ فروش؟ علم؟ وکالت؟ آن را روی کاغذ بیاورید و مدتی به آن فکر کنید. این هدف بزرگ شما هر چه که هست، مهم این است که برای رسیدن به آن باید یک مشق روزانه تعیین کنید! چند مثال از مشق روزانه: دویدن و تمرین کردن در باشگاه حل چند مسألۀ ریاضی مطالعۀ لااقل دو پاراگراف متن انگلیسی … نه تنها باید مشق روزانه تعیین کنید، بلکه باید مهمترین فعالیت شما در طول روز هم باشد. مشق روزانه ریشه در کودکی دارد یادتان بیایید وقتی که برای اولین بار قدم در کلاس اول ابتدایی گذاشتید هیچ چیزی بلد نبودید. حتی نمیتوانستید قلم را به درستی در دست بگیرید. باید کسی یادتان میداد که اصلاً قلم را چطور باید در دست گرفت، چه برسد به اینکه خواندن و نوشتن بلد باشید. چه شد که امروز خواندن و نوشتن آن قدر برای شما راحت شده است که بدون مکث و لحظهای فکر کردن آنها را به درستی انجام میدهید؟ فرق شمایی که ۷ ساله بودید با شمایی که الان در این سن هستید در این است که در آن زمان میخواستید، ذوق و شوق داشتید، کنجکاو بودید، صبور بودید، مثبتاندیش بودید و به «نمیشود» و «نمیتوانم» فکر نمیکردید. هر چقدر هم که نوشتن و خواندن فرایند سختی بود، اما شما آن رنج را هموار میکردید و به از زیر کار در رفتن فکر نمیکردید. تمرین روزانۀ خود را داشتید و اجازه میدادید در کنار «مشق روزانه» گذر زمان هم به کمک شما بیاید. خیلی زود آن روزها گذشت و شما امروز به جایی رسیدهاید که این مهارتها مانند نفس کشیدن و راه رفتن در شما درونی شدهاند و شما بدون فکر کردن آنها را انجام میدهید. ذهن پاک کودک از هر چیز خالی است. او از بادگیری لذت میبرد. هر بار که حرفی یا کلمهای را میخواند و یا حرف و کلمهای را روی کاغذ مینویسد، از خوشحالی و حس موفقیت لبریز میشود. چون در دنیای خود یک گام رو به جلو برداشته است. اگر او خودش را با یک فرد بزرگسال مقایسه کند، آیا باز هم این کار برایش لذت بخش و مفید خواهد بود؟ خیر! پرفکشنیسم، تنبلی و ترس را کنار بگذارید و از گامهای کوچک روزانه شروع به فعالیت کنید. هر نوع یادگیری و پیشرفت دیگری هم همین روند را طی خواهد کرد. به شرط آن که: مشق روزانهای برای خود در نظر بگیریم. صبور باشیم و با اولین مانع جا نزنیم. در ذهن خود این جمله را جا بیندازیم که: «باید بشود، هر چقدر هم نشد من راهحلی مییابم و عملی میکنم». کنجکاو باشیم و برای یادگیری و پیشرفت از خود ذوق و شوق نشان دهیم. از یک جای خیلی ساده شروع کنیم و از نتایج بد اولیه شرمسار نشویم و ناامید نشویم. پرفکشنیست نباشیم و اشتباهات خود را انکار نکنیم و به خاطر آنها از عمل کردن و انجام دادن نترسیم. مثبتاندیش باشیم و ذهن خود را با تفکرات مسموم آلوده نکنیم. در نهایت، گذر زمان …
اسماعیل اصلانی دیرانلو | هر چیزی از یک ایده شروع میشود، ایدۀ تو چیست؟