من وبلاگنویسی را اساساً به شبکههای اجتماعی ترجیح میدهم و دلایلی هم برای خودم دارم که در این نوشته آنها برای شما برخواهم شمرد. اینکه موافق یا مخالف هستید را حتماً در قسمت نظرات با دیگران به اشتراک بگذارید. گرافیک و زیبایی ظاهری هر وبسایت و وبلاگی طراحی خاص خودش را دارد. رنگها، فونتها و همۀ ساختارهای بصری از یک وبسایت تا یک وبسایت دیگر متفاوت است. اما شبکههای اجتماعی دقیقاً برعکس این حالت را دارند. همۀ صفحات شبیه هم هستند و با یک گرافیک یکسان طراحی شدهاند. همۀ رنگها، فونتها، ساختارهای بصری، اندازۀ عکسها، مدت زمان ویدئوها و … از یک الگوی یکسان تبعیت میکنند. تمرکز روی موضوعات مهم وقتی در حال بازدید از یک صفحۀ وب هستید فشاری روی خودت حس نمیکنید که سریع صفحه را سُر بدهید که به ریل بعدی برسی. گاهی ممکن است ۵ دقیقه و گاهی ممکن است ۱ ساعت در یک صفحه توقف کنید و مشغول خواندن مطلبی باشید و با صحبتهای نویسندۀ آن مطلب ارتباط بگیرید. در شبکههای اجتماعی عجلۀ خاصی برای دیدن مطالب بیشتر در ما شکل میگیرد که باعث میشود روی مطالب تمرکز کافی نداشته باشیم. تحمل هیچکس بیشتر از چند ثانیه نیست. بحث عمیق و تحلیل که بماند. نظر دادن و گفتگو کردن تفاوت دیگر جنس کامنتها در یک صفحۀ وب است. در یک وبلاگ، هر کسی (چه مخالف با نظر نویسنده و چه موافق) سعی دارد حرفی مستدل را ارائه دهد و چیزی به مجموع بحثها بیفزاید. نحوۀ کامنت گذاشتن در شبکههای اجتماعی از الگوی خاصی تبعیت میکند که در خیلی ازموارد بسیار دور از یک گفتگوی سالم و سازنده است. الگوریتم فاشیستی رقابت در شبکههای اجتماعی بر سر جلب توجه است: لایک بیشتر، کامنت بیشتر و … بنابراین بعد از مدتی مجبوری خیلی از حرفهایت را بچرخانی و به نحوی صحبت کنی که توجه بیشتری جلب کنی یا لااقل از هجمۀ نفرتپراکنها (Haters) خودت را در امان بداری. بعد از مدتی میبینی که دیگر خودت نیستی و خیلی از حرفهایت را نمیتوانی مطرح کنی. در شبکههای اجتماعی نداشتن توجه کافی (لایک و کامنت و …) مساوی است با منزوی شدن و از جریان الگوریتم خارج شدن؛ و این یعنی قدرت در درست اکثریتی است که سطح معلومات پایینی دارند و مسائل را از زوایۀ احساسات و منافع خود میبینند. خیلیها را دیدهام که بعد از یکی دو سال فعالیت در شبکههای اجتماعی به طور کامل تغییر رفتار دادهاند. بزرگترین مشکل شبکههای اجتماعی همین است که جامعه را قطبیسازی کرده آن را تبدیل به مجموعهای از چند فرقۀ از هم جدا میکند. شبکههای اجتماعی یک ابزار عالی هستند برای اینکه وقت افراد را به صورت نامتناهی بگیریم و یک حباب فکری از افکار، اطلاعات و اخبار همسو اطراف آنها ایجاد کنیم. بعد از مدتی هر کس عضو یک فرقۀ مجازی میشود و توان ایجاد ارتباط منطقی با دیگر افراد جامعه را ندارد. چرا که «هر کس مثل من فکر نکند دشمن من است». برعکس شبکههای اجتماعی، وب ظرفیت خیلی بیشتر ی برای تقویت روحیۀ گفتگوی سازنده دارد. راحتتر و بدون فشار دیگران میتوان صحبتها را مطرح کرد. از …
اسماعیل اصلانی دیرانلو | هر چیزی از یک ایده شروع میشود، ایدۀ تو چیست؟