امروز: شنبه، ۲۳ خرداد ۱۴۰۵

راه‌کاری برای جلوگیری از پراکنده‌گویی در جلسات و گفتگوها

۲۲ دی ۱۴۰۰
0 دیدگاه

پراکنده‌گویی یک نقطه ضعف محسوب می‌شود. اگر گردانندۀ یک جلسه هستید (با هر سمت و جایگاهی) هرگز اجازه ندهید افراد حاضر در جلسه با پراکنده‌گویی، جلسه را به حاشیه ببرند. این کار علاوه بر اینکه باعث به حاشیه رفتن می‌شود، جلسات رو طولانی و خسته‌کننده هم می‌کند. خروجی چنین جلساتی هرگز نمی‌تواند یک تصمیم درست باشد. اینکه چرا افراد نمی‌توانند منسجم و مرتبط با موضوع صحبت کنند موضوع دیگری است. ولی شما به عنوان یک گرداننده باید تدابیری داشته باشید که جلسه را از پراکنده‌گویی و به حاشیه رفتن دور نگه دارید. چرا افراد دچاری پریشان‌گویی و پریشانی فکر هستند؟ ذهن پریشان، زبان پریشان، انسان پریشان من در این یادداشت کوتاه چند تجربۀ مختصرم را با شما در میان می‌گذارم. امیدوارم برای شما هم مفید باشد. خوشحال می‌شوم اگر شما هم تجربیاتتان را با من در میان بگذارید. راه‌کاری برای جلوگیری از پراکنده‌گویی در جلسات و گفتگوها از چند روز قبل موضوع جلسه را با کسانی که قرار است در جلسه شرکت کنند در میان بگذارید و از آن‌ها بخواهید نظرات خود را روی کاغذ یادداشت کنند. یک روز قبل از جلسه هم به آن‌ها یادآوری کنید که نظرات خود را آماده داشته باشند. به زبانی دوستانه و به صورتی که خطاب به جمع باشد، مثلاً مطرح کردن به صورت فایل صوتی با لحنی دوستانه در گروه واتساپی یا تلگرامی، به آن‌ها توضیح دهید که چرا باید افراد با یادداشت به جلسه بیایند. خودتان الگوی منسجم، خلاصه و مفید صحبت کردن باشید. اگر حرفی را می‌توانید در یک جمله بگویید، یک پاراگراف حرف تکراری و پراکنده نزنید. در ابتدای جلسه از افراد بخواهید که به نوبت در زمانی مثلاً ۵ دقیقه‌ای نظرات خودشان را با جمع در میان بگذارند. و به افراد بگویید که در نوبت اول صحبت کردن فقط نظرات خود را که از قبل یادداشت کرده‌اند مطرح کنند و کاری به نظرات دیگران نداشته باشند. نظرات اعضای جلسه را یادداشت کنید. سپس در انتهای صحبت‌ها، خلاصه‌ای از نظرات آن‌ها را به شکل «منسجم» و «کوتاه» و ترجیحاً به شکل شماره‌دار، بیان کنید. این کار دو مزیت دارد. یکی اینکه آن‌ها می‌دانند نظراتشان شنیده شده و لذا اصرار ندارند حرف خود را تکرار کنند. دیگر اینکه تمرکز خود را حفظ می‌کنند و تصویری از کل نظرات جمع در ذهن آن‌ها شکل می‌گیرد. حتماً در انتهای صحبت خود در این بخش، از افراد بخواهید اگر نظری هست که از قلم افتاده در یک جمله برای شما ذکر کنند. سپس برای بخش اصلی جلسه که «گفتگو» هست، خودتان مهم‌ترین نکتۀ مطرح شده که هم‌راستا با موضوع جلسه است را بیان کنید و از افراد بخواهید فقط حول همین موضوع صحبت کنند. هر چند برای مایی که عادت کرده‌ایم به بی‌نظمی، عادت کرده‌ایم به وسط حرف دیگران آمدن، عادت کرده‌ایم به اینکه هر وقت دلمان خواست حرف بزنیم و رعایت نوبت و حقوق دیگران را نکنیم، و عادت کرده‌ایم به اینکه هر وقت دلمان خواست بیاییم و هر وقت دلمان خواست برویم، این روند سخت است اما وقتی افراد، چند جلسه با این شیوه پیش رفتند، خوشان خیلی بیشتر از شما مایل …

ادامه مطلب

قفل ذهنی در نوشتن: اولین کلمه روی کاغذ

۶ دی ۱۴۰۰
0 دیدگاه

قفل ذهنی در اصطلاح به وضعیتی می‌گویند که در آن هیچ چیزی به ذهن خطور نمی‌کند تا آن را به روی کاغذ بیاوریم. آیا واقعاً این طور است که چیزی به ذهن خطور نمی‌کند و حرفی برای گفتن وجود ندارد یا اینکه ما توانایی بیرون کشیدن ایده‌ها از ذهن را نداریم؟ تجربه ثابت کرده که گزینۀ دوم درست است. یعنی حرف‌های زیادی هست که بگوییم و ایده‌های خوبی هست که آن‌ها را از ذهن بیرون بکشیم، ولی در اثر عواملی فعلاً ارتباط ذهن با دست قطع شده و نمی‌توانیم آنچه در ذهن می‌گذرد را روی کاغذ بیاوریم. چند دلیل وجود دارد که فرد دچار قفل ذهنی می‌شود: دلایل به وجود آمدن قفل ذهنی ۱) نداشتن عادت روزانۀ نوشتن وقتی به طور روزانه می‌نویسیم ارتباط ذهن و دست به طور مرتب کم و کم‌تر می‌شود. طوری که روزی می‌رسد که به راحتی می‌توانیم هر چه در ذهن است را به روی کاغذ بیاوریم. اما اگر ننویسیم بعد از مدتی چشمۀ نوشتن خشک می‌شود. ۲) منتظر ایدۀ عالی و بزرگ بودن! وقتی صحبت از عادت روزانۀ نوشتن می‌شود اولین سؤالی که مطرح می‌شود این است که از چه بنویسیم؟ پاسخ خیلی ساده است: از تجربه‌های هر روز و هر چیزی که در ذهن می‌گذرد. نباید منتظر ایده‌های بزرگ و عالی باشید؛ بلکه باید آن‌ها را خلق کنید. ایده‌های بزرگ لابه‌لای همین نوشته‌های روزانه متولد شده و رشد می‌کنند. تا عادت روزانۀ نوشتن را در خود رشد ندهید، ایده‌های خوب و ناب هم پرورش نمی‌یابند. به جای اینکه منتظر ایده‌های خاص باشید در مورد فیلمی که آن روز دیده‌اید، کتابی که خوانده‌اید، آدم‌هایی که با آن‌ها برخورد داشته‌اید، موزیکی که گوش کرده‌اید و تمام اتفاق ریز و درشت روزمره بنویسید. شکستن قفل ذهنی: اولین کلمه روی کاغذ همه چیز از اولین کلمه‌ای شروع می‌شود که روی کاغذ می‌آورید. اولین کلمه با خودش دومین کلمه را می‌آورد و به همین ترتیب بعد از مدتی متوجه می‌شوید که یکی دو صفحه نوشته‌اید. حین نوشتن، به چیزی فکر نکنید! برنگردید و جملات را نخوانید و آن‌ها را ویرایش نکنید. به این فکر نکنید که اگر این چیزی که می‌نویسم را دیگران بخوانند چه قضاوتی خواهند کرد. فقط بنویسید. هر آنچه توی ذهن است را روی کاغذ بیاورید و بگذارید این فرایند تمام شود. برای ویرایش کردن، بازخوانی و بازنویسی وقت دیگری اختصاص دهید. به این هم فکر نکنید که دیگران در مورد این نوشته چه خواهند گفت. شاید شما هرگز آن نوشته را منتشر نکنید یا برای کسی نخوانید. هیچ نویسنده‌ای اولین پیش‌نویس رمان یا داستان کوتاهش را منتشر نکرده است. ولی همه چیز از همان اولین پیش‌نویس شروع شده است. اولین کلمه‌ای که به ذهنتان می‌آید را روی کاغذ بیاورید و به همین ترتیب پیش بروید. بی‌برنامه، بی‌هدف و بدون اینکه به پایان‌بندی متن فکر کنید فقط بنویسید. اگر امروز با کسی بحث کرده‌اید، اگر اتفاق خوبی در زندگی‌تان افتاده، اگر جرقۀ چشمی دل شما را ربوده است، اگر کتابی خوانده‌اید که راجع به آن نظراتی دارید، اگر فیلمی دیده‌اید که شما را تحت تأثیر قرار داده است، اگر … اگر … هر چه که …

ادامه مطلب
سبد خرید
  • سبد خریدتان خالی است.
ورود به سایت
تلگرام