در سال ۱۹۶۰ محققی به نام جرج لند روی ۱۶۰۰ کودک ۵ ساله تحقیق کرد و به این نتیجه رسید که ۹۸% از آنها در محدودۀ بسیار خلاق قرار دارند. دکتر لند بعد از ۵ سال، یعنی زمانی که آنها ۱۰ ساله شده بودند، آزمایش خود را روی همان کودکان تکرار کرد، اما این بار تنها ۳۰% از آنها امتیاز بسیار خلاق را دریافت کردند. در سن ۱۵ سالگی این آمار به ۱۲% و در سن ۲۵ سالگی به ۲% کاهش یافت. یعنی بچهها هرچه بزرگتر میشدند، خلاقیتشان کمتر میشد. یا به قول دکتر لند: «هرچه بچهها بزرگتر میشدند، رفتار غیرخلاقانه را بیشتر میآموختند.»
سؤال اول: آیا مشکل از مدرسه است؟
سؤال دوم از کسانی که سریع دوست دارن به نظام آموزشی بتازند و معتقدند مشکل از مدرسه رفتن بچههاست: آیا اگر بچهها به مدرسه نروند خلاقتر خواهند بود؟ پس در این صورت باید افراد ترک تحصیل کرده، خیلی خلاقتر و آگاهتر باشند! چرا نیستند؟
اینکه افراد خلاق و آگاه بار بیایند یا نه، به عوامل زیادی بستگی دارد. درست است که مدرسه نقش زیادی دارد. ولی فرهنگ، جامعه و خانواده از آن مهمتر هستند. به طور مثال در جامعهای که سرزنشگری و تمایل به سرکوب اندیشۀ مخالف، یک روال عادی بین تمام افراد جامعه است، انتظار خلاقتر شدن افراد موازی با بالا رفتن سن یک انتظار بیهوده است.
این مطالعه نشان میدهد که جامعه، فارغ از هر نقش و جایگاهی که از هر کدام از ما داریم، از ما انتظار رفتارها، پاسخها و شیوۀ فکر کردن یکسان و در چارچوب خاصی را توقع دارد و حتی به قیمت طرد شدن از جامعه آن را به ما تحمیل میکند.
اسماعیل اصلانی دیرانلو | هر چیزی از یک ایده شروع میشود، ایدۀ تو چیست؟