نادانی لزوماً باعث نابودی نخواهد شد. نادان کسی است که نمیداند! و چه بسا وقتی در معرض منابع اطلاعاتی باشد یا مورد نقد قرار بگیرد به دانایی برسد. آنچه قطعاً باعث نابودی خواهد شد غفلت است. فرد غافل نادان نیست، بدتر از آن، بیتوجه است. او به صحبتهای دیگران و منابع اطلاعاتی اطراف بیتوجه است و به دیگران گوش نمیدهد. بنابراین در مسیر اشتباه خواهد ماند.
نادان نمیداند ولی لزوماً در مقابل دانستن و فهمیدن مقاومت نمیکند. او فقط نمیداند اما بیتوجه نیست. غافل چه بداند چه نداند، در هر صورت، در مقابل دانستن و فهمیدن عایقبندی شده است چون بیتوجه است و دریچههای ذهنش را به روی دنیای اطراف بسته است.
نادان ممکن است مرتب در حال سؤال پرسیدن باشد. ممکن است مرتب در حال جستجو باشد. ممکن است گاهی خودش را زیر سؤال ببرد و از خودش بپرسد چرا من در فلان زمینهها دچار خسران و شکست شدهام؟ این پرسوجو به هر حال او را به جایی خواهد رساند. ولی فرد غافل چشم و گوشش را به روی محیط بسته است.
غفلت وقتی با غرور در هم آمیخته میشود زمینۀ تراژدی را به وجود میآورد. مطابق افسانهها یونانی، غفلت و غرور ریشۀ همۀ تراژدیهای بشری هستند. همۀ جنگها، نسلکشیها و تباهیهای گستردهای که جان انسانهای زیادی را به خطر انداخته است ریشه در غرور و غفلت دارد.
در همین زمینه
اسماعیل اصلانی دیرانلو | هر چیزی از یک ایده شروع میشود، ایدۀ تو چیست؟