رند، پاکباز، زاهد و واعظ در دیوان حافظ

امتیاز 5.00 ( 1 رای )

در دیوان حافظ شخصیت‌های «پاکباز» و «رند» جایگاه ویژه‌ای دارند. رند، پاکباز یا حتی گاهی رندِ پاکباز، کسی است که ظاهری معمولی دارد و چه بسا که افراد ظاهرساز و ظاهربین او را به خاطر همین ظاهر ساده‌اش مورد تمسخر قرار دهند. ولی او درونی پاک دارد. حرفی که پاکباز بر زبان می‌آورد همانی نیتی است که در دل دارد؛ و آنچه که او انجام می‌دهد، همان چیزی است که در ذهن به  آن اعتقاد دارد. نه دروغ می‌گوید و نه ریا می‌ورزد.

«زاهد» و «واعظ» شخصیت‌هایی هستند که مقابل رند و پاکباز قرار می‌گیرند. زاهد و واعظ ظاهربین و ظاهرساز هستند. این دو آدم‌های ریاکار، دروغگو و دورویی هستند و در حالی که از ریز و درشت رفتارهای دیگران ایراد می‌گیرند و مرتب در حال عیب‌جویی و سرزنش دیگران هستند، خودشان چون به خلوت می‌روند آن کار دیگر می‌کنند.  

هر چند که زاهد و واعظ زیاد حرف می‌زنند و مرتب از ارزش‌های اخلاقی و انسانی دم می‌زنند، ولی عمل آنچنانی به گفته‌های خود ندارند. آن‌ها با ظالم و فاسق مرزبندی ندارند و چه بسا که از طریق همین ارتباطات ارتزاق می‌کنند. از همین روی، لقمه‌ای که بر سر سفره می‌آورند شبهه‌ناک و گاهی آشکارا ناپاک است. در عوض، رند و پاکباز در مورد رزق و روزی خود حساس هستند و خیلی مراقبت می‌کنند که فاصلۀ خود را با آدم ظالم و فاسق حفظ کنند.

همین چند نکته، به نظر من، خلاصۀ تمام آن چیزی است که حافظ سعی کرده است به ما بیاموزد. برداشت من این است که از نظر حافظ، دورویی و دروغگویی بلاهای خانمان‌سوزی هستند که یک جامعه را به قهقرا می‌برند. چرا که زاهدها و واعظ‎‌ها هر سیستمی را به فساد و تباهی خواهند کشاند و کارکردهای طبیعی جامعه را مختل خواهند کرد. از نظر حافط، هر چند که رندِ پاکباز به می‌خانه و خرابات می‌رود، بسیار باشرف‌تر است از زاهد و واعظی است که ظاهرسازی را پیشه کرده است.

شاید بهترین صحبتی که در این زمینه شده است این دو رباعی از خیام باشند که در آن‌ها دنیای فکری حافظ به طور کامل تجلی یافته است:

۱.

شیخی به زنی فاحشه گفتا مستی / هر لحظه به دامِ دگری پابستی

گفتا شیخا! هر آن‌چه گویی هستم / آیا تو چنان که می‌نمایی هستی؟!

۲.

گر مِی نخوری طعنه مزن مستان را / بنیاد مکَن تو حیله و دستان را

تو غره بدان مشو که مِی می‌نخوری / صد لقمه خوری که مِی غلام است آن را

با اینکه این دو رباعی از خیام هستند اما به بهترین شکل ممکن تقابل فکری و شخصیتی زاهد (واعظ) و رندِ پاکباز را نشان داده‌اند.

خطر زاهد دورو فقط از این جهت نیست که فساد را نهادینه می‌کند، بلکه از این جهت هم هست که او با وجود اینکه خود عامل اصلی این تباهی‌هاست، طوری موضع‌گیری می‌کند و داد سخن برمی‌آورد که گویی قربانی همۀ فسادها و تباهی‌های جامعه است. از نظر حافظ، رند پاکباز به دلیل اینکه فردی پاک باز است، ظاهر و باطن یکسانی دارد و بنابراین کسی را نمی‌فریبد و به قهقرا نمی‌برد. ولی فرد دورویی که تباهی را در جامعه نهادینه کرده و از آن سو، از موضع یک قربانی بی‌تقصیر حرف می‌زند، آدم‌های زیادی را با صحبت‌های خود می‌فریبد و به تباهی جامعه می‌افزاید.

رند اگر به خرابات می‌رود و هر آنچه دارد را پاک می‌بازد، از جیب خود می‌بازد و هزینه‌ای بر کسی تحمیل نمی‌کند. زاهد اما هزینۀ تمام تباهی‌های خود را بر دوش جامعه خواهد نهاد.

29 بازدید