امروز: چهارشنبه، ۲۷ خرداد ۱۴۰۵

داستان کوتاه چقدر کوتاه است؟

۲۴ آبان ۱۴۰۰
0 دیدگاه

داستان تا چه حدی می‌تواند کوتاه باشد و در عین حال واقعا داستان بماند؟ داستان کوتاه چند کلمه دارد؟ این پرسش همیشه در بین داستان‌نویسان مرسوم بوده است. پاسخ به این سؤال اما، اینقدرها هم راحت نیست. چرا که از یک سو این سؤال مطرح است که واقعاً چرا باید عددی تعین کرد که نشان دهنده‌ی کمترین تعداد کلمات ممکن  برای یک داستان کوتاه باشد. مثلاً اگر این عدد ۵۰۰ است، آنگاه داستانی که ۴۹۹ کلمه دارد داستان کوتاه نیست؟ اگر داستان کوتاه نیست، پس چیست؟ معمولاً نام داستان کوتاهِ کوتاه را می‌برند. این نام ترجمه‌ای از flash fiction یا sudden fiction است. حال فرض کنیم که برای این «چرا» پاسخی یافتیم. مشکل دیگر کار این است که چگونه باید این کار را کرد؟ چرا که دیدگاه‌های مختلفی در خصوص میزان کوتاهی داستان کوتاه ابراز شده است. بعضی از اساس هر نوشته‌ای که کمتر از ۵ یا ۶ صفحه‌ی متداول باشد را نمی‌پذیرند (محافظه کارها). بعضی داستانی که بیش از این تعداد صفحات نوشته شده باشد را داستان کوتاه نمی‌دانند (عجولان کم حوصله). عده‌ای که متعادل‌تر برخورد می‌کنند دوست دارند داستان‌های کمتر از یکی دو صفحه را نام دیگری برنهند. محافظه‌کاران و داستان کوتاه محافظه‌کاری به خودی خود سد بزرگی در مقابل خیلی از ایده‌ها و خلاقیت‌هایی است که هر نسل با خود به همراه می‌آورد. به راستی محافظه‌کارها چه فکر می‌کنند؟ چرا آن‌ها فکر می‌کنند برداشت آن‌ها از داستان کوتاه بهترین و درست‌ترین برداشت ممکن است؟ هر نسل جدیدی با خود دیدگاه‌ها و استانداردهای جدیدی به همراه می‌آورد. نسل جدید باید و نبایدهای نسل قبلی را تا جایی برمی‌تابد. اما در نهایت خود در پی درانداختن طرحی نو است. این درست است که خیلی از این دیدگاه‌ها و استانداردهای تازه خام هستند و عجولانه ارائه شده‌اند. شاید خیلی از آن‌ها فقط در سطح فرم باشد و چه بسا که در پاسخگویی به پرسش‌های متنوع موجود دربمانند. اما تا بحثی نباشد و گفت و گویی شکل نگیرد چگونه راه‌های جدید به روی ادبیات گشوده خواهد شد؟ آن‌هایی که برای تعداد کلمات داستان کوتاه ساحت قدسی قائل هستند، آیا هرگز فکر کرده‌اند که اولین داستان کوتاه نویسان در مواجه با رمان‌نویسان متعصب چه انتقادهایی را شنیده و چه پاسخ‌هایی داده‌اند؟ آیا همیشه تاریخ نگاه داستان‌نویسان به داستان کوتاه همین بوده که الان هست؟ پاسخ به این پرسش البته که روشن است. اما اگر این تغییرات که از نظر بعضی محافظه‌کاران به عنوان استادنداردهای غیرقابل تغییر پذیرفته شده‌اند، در طی سالها صیقل خوردن به دست آمده‌اند، چرا از این به بعد هم این مفاهیم صیقل نخورند؟ من فکر می‌کنم محافظه‌کارها سقف نگاه تاریخی کوتاهی دارند. این دیدگاه‌های جزم‌اندیشانه از کمبود مطالعه است. همه‌ی کسانی که از نظر ما صاحب نظران بی رقیب و الگوی بی بدیل داستان نویسی هستند، در زمانه‌ی خود آدم‌های نوآور و خط شکنی بوده‌اند. لذا نمی‌توان به بهانه‌های واهی سد راه نوآوری نسل‌های جدید شد. از بعضی از دوستان عزیز که بر روی تعداد زیاد کلمات به عنوان یک فاکتور برتری در داستان کوتاه اشاره می‌کنند، باید پرسید که چرا فکر می‌کنند به صرف روده درازی و نوشتن …

ادامه مطلب

نویسندگی خلاق: اعتراف گرفتن از یک قاتل

۲۴ مرداد ۱۴۰۰
0 دیدگاه

نویسندگی خلاق کلمه‌ای است که این روزها زیاد آن را اینجا و آنجا می‌بینیم. بنابراین در این نوشته راجع به «نویسندگی خلاق» صحبت می‌کنم. این نوشته هم بر مبنای تجربه من از نوشتن است و هم بر مبنای مطالعاتی است که در این سال‌ها داشته‌ام. ممکن است افرادی احساس کنند که تجربه و روش آن‌ها با این نوع نوشتن فرق داشته باشد. من هیچ ادعایی در این زمینه ندارم که روشی که در انتهای این نوشته توضیح می‌دهم یک روش اثبات شده علمی است. به هر حال نویسندگی با ذوق و خلاقیت سر و کار دارد و طبیعتاً تنوع روش‌ها و افکار در آن زیاد است. اگر از آن دسته افراد هستید که به شکلی وسواسی می‌نویسید و تقریباً هیچ نوشته کامل و رضایت بخشی ندارید این نوشته برای شما مفید خواهد بود. نگاهی به تعریف نویسندگی خلاق نویسندگی خلاق هر گونه نوشته‌ای است که خارج از مرزبندی‌های متداول در نوشته‌های تخصصی باشد. این نوع نویسندگی، به طور معمول با ویژگی‌هایی مانند روایی بودن، خلق شخصیت و پرورش آن، استفاده از استعاره‌ها و یا داشتن مایه‌های شعری همراه است. البته باید این نکته را هم مد نظر داشت که نویسندگی خلاق لزوماً به خلق آثار ادبی سرشار از «شاهکارهای زبانی» مملو از استعاره‌ها نمی‌پردازد. بلکه انواع مختلف نوشته‌های ژورنالیستی، داستانی و غیر داستانی، شعر و … نیر می‌توانند در این دسته جای بگیرند. در این جا این سؤال پیش می‌آید که با توجه به این تعریف، نویسندگی خلاق را چگونه می‌توان از دیگر گونه‌های نوشتن جدا کرد؟ باید گفت که برخلاف همتای آکادمیک خود، نویسندگی خلاق به جای اینکه تمرکزی ماشینی روی قوانین زبان داشته باشد، بیشتر به «خودابرازگری» می‌پردازد. هر نوع نوشته‌ای که روح خودابرازگری در آن مستتر باشد و همچنین دارای عناصری مانند روایی بودن، طرح و پرورش شخصیت و … باشد را می‌توان یک زیر مجموعه از نویسندگی خلاق دانست. طبق آنچه تا الان در متون انگلیسی خوانده‌ام، امروزه در غرب، نویسندگی خلاق به نوعی معادل با «ادبیات» قلمداد می‌شود. با این تفاوت که در نویسندگی خلاق به تکنیک‌های مختلف نوشتن پرداخته می‌شود. در ادامه توضیح بیشتری در این خصوص خواهم داد. به دیگر سخن، زمانی نوشته به نوع «ادبی» و «علمی» تقسیم می‌شد و امروز به دو نوع «نوشتن خلاق» و «نوشتن علمی» تقسیم می‌شود. در نوع نوشتن علمی، آمار و اطلاعات مهم هستند. و اینکه طبق یک ساختار از پیش تعریف شده، هر نوشته از بخش‌های عنوان، چکیده، کلید واژگان، مقدمه، بدنه نوشته، نتیجه گیری و منابع تشکیل شده است. ولی در نویسندگی خلاق، خودابرازگری مهم‌ترین عنصر است. به یک بیان، در نوشته‌های علمی، ما سراغ موضوعات علمی می‌رویم و برای ما عنوان کردن موضوعات و مفاهیم و آمار مربوط به آن‌ها مهم است. ولی وقتی صحبت از نویسندگی خلاق به میان می‌آید، خیلی از اوقات ما سراغ انسان می‌رویم. در این حالت از چیزهایی می‌نویسیم که به نوعی دغدغه عمومی ما به عنوان انسان است. حرف‌هایی که گفتن‌شان ممکن است از خیلی‌ها برنیاید، ولی فهمیدن‌شان کاری سخت نیست. چرا که از جنس حرف‌هایی است که وقتی می‌خوانیم یا می‌شنویم می‌گویم: «اگر می‌خواستم بنویسم چنین …

ادامه مطلب

مجموعه داستان «از چهارده سالگی می‌ترسم» اثر حسن محمودی

۹ دی ۱۳۹۳
0 دیدگاه

مجموعه داستان «از چهارده سالگی می‌ترسم» سومین اثر حسن محمودی است که در سال ۱۳۸۸ توسط نشر چشمه برای اولین بار چاپ شد. (کتابخانۀ ملی) این کتاب ۸ داستان کوتاه دارد که به ترتیب عبارتند از: کتاب نثری خوش‌خوان و جذاب دارد. جملات از زاویۀ دید سوم شخص (مفرد یا جمع) روایت می‌شوند که به پویایی نثر کمک زیادی کرده‌است. فضای منطقی داستان‌ها «رئال تمیز» است. (Literary realism) به همین خاطر هیچ کدام از شخصیت‌ها و روایت‌ها به سمت خلق دو قطبی «قربانی و ظالم» نمی‌روند. با این همه گاهی نیز، نثر  به رئالیسم جادویی می‌زند و بدون اینکه به باور‌پذیری داستان‌ها لطمه‌ای بخورد، داستان‌ها پیش می‌روند و حال درونی آدم‌ها و آرزوها و اعتقادات آن‌ها را روایت می‌کنند. فضای مثبت و پویا، توصیف‌های گیرا و همچنین شخصیت‌پردازی موفق، منطق منسجم حاکم بر فضای داستان‌ها و باورپذیری بالا، انتخاب موضوعات محسوس و نگاه غیرتکراری، خواننده را به سفری از محیطی کوچک و سنتی (زیست‌گاه نوجوانی و کودکی راوی) به محیطی مدرن و به قول نویسنده «شهر بی‌شکل و قواره‌ای که در آن گم شده‌ایم» می‌برد. کتاب در هر داستان خود، تصویری زنده از آن‌چه به زندگی ما نزدیک‌تر است، ارائه داده است و البته این نکته را نیز گوشزد کرده است که: «شهر بی‌شکل و قواره‌ای که در آن گم شده‌ایم، همه چیز را به نفع خودش مصادره کرده. خیابان‌های دراز و آدم‌های مضطرب توانایی‌اش را ندارند که قرار دو جوان عاشق‌پیشه را در سال‌ها پیش، محو کنند». داستان‌ها عمدتاً حول خاطرات فردی می‌گردد که ما را به دوران نوجوانی‌اش که در شهر دیگری رخ داده است، می‌برد. فردی که به گذشته بر‌می‌گردد و عشقی را در آن وامی‌کاود، فاکتور مشترک تمام داستان‌ها است. عشقی که با وجود به سرانجام نرسیدنش، اما از میان نرفته است و هنوز در ذهن راوی قوی و زنده حضور دارد، حال اینکه ممکن است راوی مردی متأهل باشد که در نوجوانی ماجراهایی عاشقانه را تجربه کرده ولی آن‌ها را در همان گذشته به جا نگذاشته و هنوز با خود به همراه دارد (مرد راوی در داستان قول و قرار). یا ممکن است این فردی که به گذشته بر‌می‌گردد، خود راوی نه، بلکه یکی از نزدیکان وی است (ننه‌آقا در داستان ناخن‌ها و آواز) و یا فردی است که راوی وی را می‌شناسد (ابراهیم و ماریا در داستان سی‌در). با وجود اینکه زندگی کارت‌های رو نشدۀ زیادی دارد و ما را گاه‌به‌گاه شُوکه می‌کند و در وضعیت ناکامی قرار می‌دهد اما، این وضعیت همیشگی و دائمی نیست. زندگی علی‌رغم این‌ها، امیدها و زیبایی‌های بیشتری دارد و بعد از یک هجران، هر لحظه ممکن است در لحظه‌ای و مکانی که انتظارش را نداری به وصل با آن‌که از تو دور افتاده است، برسی. چه بسا که پافشاری‌ها، مقاومت‌ها و لجاجت‌هایی هم کرده‌ای تا بدان‌چه می‌خواهی دست یازی، و نشده است. در نهایت ممکن است که به این نتیجه برسی که آنچه بر تو گذشته است بهتر از آن‌چه بوده است که خود می‌خواسته‌ای. از چهارده‌سالگی می‌ترسم روایت همین تناقض‌ها و فراز و فرودهای زندگی عاشقانۀ هر کدام از ماست. از دیگر نکات مثبت کتاب، ویراستاری ماهرانه …

ادامه مطلب
سبد خرید
  • سبد خریدتان خالی است.
ورود به سایت
تلگرام