امروز: جمعه، ۲۹ خرداد ۱۴۰۵

مدال فیلدز: بار دگر یک ایرانی برنده شد

۵ فروردین ۱۳۹۸
0 دیدگاه

مدال فیلدز برای دومین بار یک ایرانی برنده مدال فیلدز شد: پژوهشگرانی از آلمان، هندوستان، ایران و ایتالیا برندگان مدال فیلدز سال ۲۰۱۸ شدند. در میان نام برندگان مدال فیلدز سال ۲۰۱۸ که در شهر ریودوژانیرو برگزار شد نام یک ایرانی به چشم می‌خورد. این جوان کرد ایرانی که دو دهه پیش به عنوان یک پناهنده به انگلستان وارد شد (اینجا)، اکنون به عنوان دومین ایرانی است که بعد از مریم میرزاخانی فقید، برنده مدال فیلدز می‌شود. کنجکاوی کاشر بیرکار (Caucher Birkar) که متولد مریوان است جذب هندسه جبری شده و وی را به دنیای ریاضی وارد ساخت؛ زمینه‌ای که طوسی و خیام هم بر روی آن کار کرده و پیشرفت‌های چشم گیری در آن به دست آورده بودند. این برای دومین بار است که یک ایرانی برنده جایزه مدال فیلدز می‌شود. مطالب مرتبط: جایزه مریم میرزاخانی در ریاضیات متن کامل خبر از صفحه اینترنتی IMPA نقل شده است و آن را در زیر می‌خوانید: Researchers from Germany, India, Iran and Italy take home the 2018 Fields Medal   Four notable and promising researchers from four different countries – Germany, India, Iran, and Italy – are the winners of the most important international award in mathematics, the Fields Medal. Delivered for the first time in 1936, the medal is recognition for works of excellence and an incentive for new outstanding achievements. Awarded every four years at the world’s largest mathematics event – the International Congress of Mathematicians (ICM) – the medal will be given this year to Peter Scholze, Akshay Venkatesh, Caucher Birkar, and Alessi Fegalli at ICM’s opening ceremony on August 1st, at Riocentro. Founded by the Canadian mathematician John Charles Fields to celebrate outstanding achievements, the Fields Medal has already been awarded to 56 scholars of the most diverse nationalities, among them, Brazilian Fields laureate Artur Avila, an extraordinary researcher from IMPA, awarded in 2014 in South Korea. Due to its importance and prestige, the medal is often likened to a Nobel Prize of Mathematics. The winners of the Fields medal are selected by a group of renowned specialists nominated by the Executive Committee of the International Mathematical Union (IMU), which organize the ICMs. Every four years, between two and four researchers under the age of 40 are chosen. Since 2006, a cash prize of 15 thousand Canadian dollars accompanies the medal.   Meet the winners of the Fields Medal 2018:   Akshay Venkatesh Conquering the greatest honor among the world’s mathematicians before the age of 40 is a notable accomplishment, although the life of Akshay Venkatesh is already marked with precocious feats. Born in New Delhi, India in 1981, and raised in Australia, at age 12 he became a medalist at the International Mathematical Olympiad. From there, he dived into world of mathematics, starting a promising career. When he began his bachelor’s degree in Mathematics and Physics at the University of Western Australia, he was a 13-year-old boy. At 20, Venkatesh finished his PhD at Princeton University and soon became an instructor at C.L.E. Moore, at the …

ادامه مطلب

اهمالکاری چیست؟ انواع، علل و راه‌های درمان آن

۲۳ اسفند ۱۳۹۷
5 دیدگاه

اهمالکاری یا به تعویق انداختن کارها چیزی نیست مگر همان امروز و فردا کردن در انجام کارها. این امروز و فردا کردن‌ها معمولاً با گفتن جملاتی مانند «باشه بعداً انجام می‌دم»، «از شنبه شروع می‌کنم»، «حالا باشه بعداً انجام می‌دهم» و … همراه است. قبل از اینکه به تعریف دقیق این کلمه بپردازم و بگویم چه باید کرد، می‌خواهم چند نکته را برشمرم تا یادمان باشد که همۀ ما باید به درمان اهمالکاری بپردازیم: اهمالکاری تقریباً اصلی‌ترین دلایل «هرگز به موفقیت نرسیدن» خیلی از ماست. ما فکر می‌کنیم اهمالکاری باعث می‌شود کاری را یک هفته یا نهایت یکی دو ماه به تعویق بیندازیم، در صورتی که خیلی از کارهایی که قرار بوده انجام دهیم الان چند سال که به تعویق انداخته‌ایم. تجربه به تعویق انداختن کارها چیز غریبی نیست. همۀ دچار آن هستیم. همه می‌دانیم که اگر دچار اهمالکاری نباشیم، در زندگی موفقیت‌های زیادی به دست می‌آوریم. اما چرا با وجود اینکه می‌دانیم تعلل کردن در کارها ضررهای زیادی برای ما دارد نمی‌توانیم بر آن فائق آییم؟ وقتی می‌خواهیم کاری را از شنبه شروع کنیم، آن را هرگز شروع نمی‌کنیم. در ادامۀ مقاله به انواع تعلل، ریشه‌های آن و همچنین راه‌های درمان آن می‌پردازم. اهمالکاری، تعلل یا به تعویق انداختن، کدام درست است و تعریف آن چیست؟ اهمالکاری ترجمه‎ی کلمه‌ی انگلیسی procrastination است. وقتی به فرهنگ لغت‌های انگلیسی و یا سایتی مانند ویکی‌پدیا نگاه می‌اندازیم، چیزی مانند این به عنوان تعریف اهمالکاری ارائه شده است: Procrastination is the avoidance of doing a task that needs to be accomplished by a certain deadline. ترجمه دقیق و کلمه به کلمه این تعریف علمی اینگونه می‌شود: Procrastination ممانعت از انجام عملی است که لازم است قبل از یک مهلت زمانی دقیق کامل شود. در فرهنگ لغت کمبریج تعریف کمی متفاوت است: Procrastination: to keep delaying something that must be done, often because it is unpleasant or boring Procrastination ممانعت از انجام عملی است که لازم است انجام شود به این دلیل که خسته‌کننده یا ناخوشایند است. هر سه کلمه‌ی اهمالکاری، به تعویق انداختن و تعلل در فرهنگ فارسی امروز مترادف محسوب می‌شوند، اما من به شخصه به تعویق انداختن را خیلی بهتر و رساتر می‌دانم. پس تعریفی که من در اینجا ارائه می‌دهم این است: به تعویق انداختن کارها یعنی ممانعت از انجام عملی مهم و دارای مهلت زمانی به این دلیل که خسته‌کننده یا ناخوشایند است. حالا اینگونه به قضیه نگاه می‌کنیم: چرا باید عملی برای ما ناخوشایند باشد؟ اگر جواب این سؤال را بیابیم، ریشه‌های اهمالکاری را یافته‌ایم. شناسایی الگوی حاکم بر به تعویق انداختن کارها اگر به فعالیت‌هایی که در طی مثلاً یک سال گذشته داشته‌ایم، نظری بیافکنیم، خواهیم دید ما همه آن‌ها را به تعویق نینداخته‌ایم. بلکه بعضی از فعالیت‌ها را به تعویق می‌اندازیم و بعضی را با اشتیاق انجام می‌دهیم. اگر به دستاوردهای مثبت زندگی خود توجه داشته باشیم، خواهیم دید کارهایی که به نتیجه رسانده‌ایم و از آنها نتایج خوبی گرفته‌ایم هیچ کدام از آن‌ها را هیچ روز شنبه‌ای شروع نکرده‌ایم. بلکه حتی آن‌ها را هیچ روز خاص دیگری هم شروع نکرده‌ایم. موفقیت‌های ما در زندگی نتیجه‌ی فعالیت‌هایی …

ادامه مطلب

غاده السمان: زنی عاشق زیر باران

۲۶ بهمن ۱۳۹۷
0 دیدگاه

غاده السمان شاعر و نویسنده شهیر سوری در سال ۱۹۴۲ در دمشق به دنیا آمد. مطابق آنچه ویکی پدیا (عربی – انگلیسی) نگاشته است او تحصیلات خود را ابتدا در دانشگاه دمشق، سپس در دانشگاه آمریکایی بیروت و بعد از آن دانشگاه قاهره به سرانجام رسانده است. او در سال ۲۰۰۷ از همسر خود بشیر الدائوق جدا شد. وی از بشیر یک فرزند به نام حازم دارد. مدتی در دانشگاه دمشق به تدریس پرداخت. در همان زمان با نشریه‌ی الحوادث همکاری می‌کرده است. وی سپس مؤسسه‌ی انتشاراتی غاده السمان را تأسیس کرد. او اولین مجموعه شعرش را در سال ۱۹۶۳ با نام «چشمانت سرنوشت من است» منتشر کرد. وی پس از حوادث ناگوار بیروت در آن سال‌ها به فرانسه مهاجرت کرد و هنوز در پاریس زندگی می‌کند. غاده السمان را در ایران با فروغ فرخزاد مقایسه می‌کنند. آثار او به بیشتر زبان‌های دنیا از جمله فارسی ترجمه شده است. بعضی از مهم‌ترین آثار وی را می‌توان مطابق زیر لیست کرد: چشمانت سرنوشت من است – ۱۹۶۲ دریایی در بیروت نیست – ۱۹۶۳ عشق – ۱۹۷۳ بی‌پرده با تو از عشق گفتم – ۱۹۷۶ پرسه در زخم – ۱۹۸۸ نامه‌های غسان کنفان به غاده السمان – ۱۹۹۲ محبوب مجازی – ۲۰۰۵ قلب برهنه عاشق است – ۲۰۰۹ غاده السمان: زنی عاشق زیر باران زنی عاشق زیر باران نام مجموعه‌ای از شعرهای این شاعر عرب است که به همت ستار جلیل‌زاده انتخاب و ترجمه شده است. این کتاب در ۲۱۰ صفحه و توسط نشر ثالث به چاپ رسیده است. لینک تهیه در زیر چند شعر را از این کتاب انتخاب کرده‌ام. امیدوارم از خواندن آن‌ها لذت ببرید. یک) از روزی که تو را شناختم، ماهی‌ها در هوا پرواز می‌کنند؛ گنجشک‌ها زیر آب شنا؛ و خروس نیمه‌شب بانگ برمی‌زند؛ غنچه‌ها، شاخه‌های زمستان را غافلگیر می‌کنند؛ و لاک‌پشت‌ها مثل خرگوش می‌جهند؛ گرگ سرخوش با لیلی در جنگل می‌رقصد، و مرگ خودکشی می‌کند و نمی‌میرد. از روزی که تو را شناختم، همزمان می‌خندم و می‌گریم؛ نیمی از عشقت نور است و باقی ظلمت؛ تابستان و زمستان یکی است؛ شاید برای همین، هنوز هم دوستت دارم… دو) ذهنم را سرگرم کردی تا از تو و درباره‌ی تو بنویسم تا تو را احضار کنم مثل ساحری اندوهگین از اقبالش که سر بریده‌ی محبوبش را از جیبش بیرون می‌آورد. با تو آن چاه عمیق و تاریکی را ترک کردم که در آن ساکن بودم تو اما بال‌هایم باش تا دوباره پرواز کنم به سوی آفتاب و شوق … و سینه‌ات آرامشی باشد تا من زنده شوم فقط برای این که توان آن را داشته باشم تا دوستت بدارم و جای تأسف دارد که گاه مردنم این عشق را به تمامی ترک می‌کنم *** روزهای با تو بودنم را به خاطر می‌آورم چونان کسی که اشیاء را از پشت پنجره‌ی قطاری سریع تماشا می‌کند دور و زیبا، و دست یافتن بر آن ناممکن. *** گاه‌گاهی برمی‌گردیم به کودکی و بی‌هیچ غروری دروغین غمگین می‌شویم. *** روزی که واپسین نفس‌هایم را می‌کشم به آن لحظه‌ی درخشانی خواهم اندیشید که در تاریکی بر بالکن ایستادیم و تو با کینه به من …

ادامه مطلب

این باران بیهوده نمی‌بارد آقای عزیز نسین!

۲۶ بهمن ۱۳۹۷
0 دیدگاه

بیهوده می‌بارد این باران نام مجموعه‌ی گزیده‌ای از اشعار عزیز نسین، شاعر معاصر ترک است که توسط مژگان دولت‌آبادی ترجمه شده است. این کتاب با اجازه‌ی رسمی بنیاد عزیز نسین و در مجموعه‌ی شعر جهانِ نشر چشمه منتشر شده است. لینک کتاب در نشر چشمه کمی درباره‌ی عزیز نسین عزیز نسین Aziz Nesin برای خواننده فارسی نامی آشناست و از همین رو حتماً اطلاعاتی درباره‌ی زندگی وی جستجو کرده است. اما با این حال نگاهی خیلی خلاصه به زندگی وی می‌اندازیم. نام اصلی او محمد نصرت است. در ۲۰ دسامبر ۱۹۱۵ به دنیا آمده است. یکی از اولین آثاری که منتشر کرده است داستان کوتاهی است به نام چیزهای به جا مانده (۱۹۴۸). بعد از ۱۶ سال فعالیت بی‌وقفه در زمینه‌ی شعر، در سال ۱۹۵۵ اولین مجموعه شعر خود به نام ده دقیقه را منتشر می‌کند. منتقدان معتقد بودند که شعرهای او تحت تأثیر یحیی کمال و فاروق نافیذ و ناظم حکمت بوده است. عزیز نسین بعد از شنیدن این انتقادات هر ۱۵۰۰ نسخه‌ی آماده‌ی توزیع کتابش را در حیاط انتشارات می‌سوزاند. اما گویا یکی دو نسخه از این کتاب از این مهلکه جان سالم به در می‌برند. او را بیشتر به خاطر طنزهای تند و تیزش می‌شناسیم. او به دیوان‌سالاری، بی‌عدالتی و افکار خرافی می‌تازد و البته در جامعه ترکیه آن زمان عده‌ای وی را برنمی‌تافته‌اند. وی نویسنده و شاعری پرکار بوده است. آثار زیادی از وی به جای مانده است. در کارنامه‌ی وی می‌توان نام جوایز معتبر ادبی را یافت، از جمله: ۱۹۵۶، نخل طلا، جایزه‌ی مسابقه‌ی بین‌المللی طنز در ایتالیا برای داستان حمدی فیل. ۱۹۵۷، نخل طلا، جایزه‌ی مسابقه‌ی بین‌المللی طنز در ایتالیا برای داستان مراسم دیگ. ۱۹۶۶، خارپشت طلایی، جایزه‌ی مسابقه‌ی بین‌المللی طنز در بلغارستان. وی در ۶ ژوئیه ۱۹۵۵ چشم از این جهان فروبست. او تمام دارایی‌هایش به اضافه‌ی درآمد حاصل از انتشار کتاب‌هایش را وقف بنیاد عزیز نسین کرده است. این بنیاد به کودکان بی‌بضاعت یاری می‌رساند تا از تحصیل بازنمانند. منبع: ویکی‌پدیا فارسی و مقدمه‌ی کتاب بیهوده می‌بارد این باران شعرهایی از کتاب بیهوده می‌بارد این باران آخرین درخواست قرار باشد اگر گیاه شوم کاش سبزه‌ای در چمنزار باشم نه علفی هرز سنگ‌فرش اگر شوم کاش ماشین عروس از من بگذرد نه تانک‌های فولادین کودکان بر رویم بدوند نه سربازانی در تعقیب و گریز آجر اگر شوم برای مدرسه باشد نه زندان نفسی اگر باقی ماند آوای ترانه‌ای باشد نه سوت پلیس قلم سازند اگر از من، قلمی با نوک تیز شعر بنویسد نه فرمان مرگ پس از مرگ زندگی خواهم کرد در برگ درختان همیشه سبز نه در سلاحی هرگز. سکوت بسیارند که با سکوت خود بیان می‌کنند عشق را اما سکوت هیچ عاشقی چون سکوتِ من نیست. وقتی درد دیوارها را می‌شکافد خاک را نمی‌شکافد بذری که خود را نشکافد پندی به خود سر به راه شوی که چه شود مجنون بمان مبادا که بزرگ شوی کودک بمان دیوارنه‌وار دیوانه باش در اخرین فصل عشق که تن را غبار غبار می‌افشانی مرگ باید که غافلگیرت کند در واپسین دم هم عاشق بمان پیچک چنان تهی‌ام از خود که فرو می‌روم ذره‌ذره در گردابی مسموم پیرامونم چیزی پیدا نیست صدایت را بفرست …

ادامه مطلب

صد نامۀ عاشقانه اثر نزار قبانی

۲۵ دی ۱۳۹۷
0 دیدگاه

صد نامۀ عاشقانه اثری متفاوت از نزار قبانی شاعر و دیپلمات شهیر سوری است. او هدف خود از انتشار این صد نامۀ عاشقانه را در مقدمه‌ی کتاب اینگونه شرح می‌دهد: «این صد نامه که آن‌ها را منتشر می‌کنم یادمانده‌ای‌ست از عشق‌ها و محبوب‌های من، که نمی‌خواستم آنها را منتشر کنم؛ مبادا به کسی خیانت و ظلم کرده باشم. من شاعری هستم که مانند همه‌ی مردان برایم یادگارهایی از عشق به جا مانده است که از آن‌ها شرمگین نیستم. این یادگارها مجموعه‌ای از نامه‌ها است که شجاعت لازم برای سوزاندن آنها را ندارم.  انکار نمی‌کنم که به سوزاندن آنها اندیشیده بودم. سوزاندن آنها مانند انتشارشان مرا از نگهداری یادگارهای ارزشمند، یعنی نامه‌هایی که باید از آنها نگهداری می‌کردم، رها می‌ساخت. هر کدام از این دو کار، یعنی سوزاندن و انتشار، محبوبه‌هایم را نیز که با نگهداری نامه‌ها در نزد من زندانی بودند، آزاد می‌ساخت. آن‌گاه که محتوای این نامه‌ها را وارسی کردم، پاره‌ای از آنها را بسیار شبیه به شعر و پاره‌ای دیگر را حقیقتاً شعر یافتم. این ویژگی نامه‌ها، مرا از سوزاندن آنها منصرف ساخت. آن‌گاه از بین انبوه نامه‌ها، صد نامه یا قسمت‌هایی از یک نامه را که در آن نظام شعری و عاطفه انسانی وجود داشت، برگزیدم. گرچه معتقدم مرزی که مردم بین زندگی خصوصی و حیات اجتماعی هنرمند قائلند مرزی ساختگی است، ولی بر این باورم که نویسنده جز در نامه‌های خصوصی‌اش در نهایت و اوج آزادی قرار ندارد» صد نامۀ عاشقانه را آقای ابولقاسم قوام و خانم زهرا یزدان‌نژاد به طور مشترک ترجمه کرده‌اند. این کتاب به همت نشر نیماژ منتشر شده است. لینک کتاب صد نامۀ عاشقانه در سایت نشر نیماژ درباره‌ی نزار قبانی در ویکی‌پدیا مدخل نزار قبانی می‌خوانیم که او یک دیپلمات سوری بود که همسر اولش را در حادثه‌ی بمب‌گذاری مقابل سفارت عراق در بیروت از دست داد (سال ۱۹۸۱). این حادثه روی او اثر شگرفی داشت. به طوری که او بارها در مورد وی شعرهایی سروه است. علاوه بر این حادثه‌ی تلخ، خودکشی خواهرش در اثر یک ازدواج تحمیلی در سال ۱۹۳۸ و مرگ پسر نوجوانش در اثر بیماری قبلی، دو حادثه‌ی مهم دیگر در زندگی فردی و همچنین شعری وی می‌باشند. در جایی گفته است که می‌خواهد دنیای عرب را تغییر دهد. او می‌خواست این تغییر را از راه شعر محقق کند تا جهان عرب برخورد بهتری با زنان داشته باشد. هر چند که نزار قبانی شاعر زن و عشق است، اما او بعدها در اثر حوادث سیاسی مرتبط با فلسطین و جهان عرب، زمانی که سفیر کشورش در چین بود، بعد از بیست سال کار دیپلماتیک، استفعا داد و اعلام کرد که از این پس به صورت تمام وقت به شعر خواهد پرداخت. از این پس او به شعر سیاسی و شعر مقاومت روی آورد. زندگی‌نامه‌ی نزار قبانی در ویکی‌پدیا فارسی بریده‌هایی از کتاب صد نامه‌ی عاشقانه کتاب صد نامۀ عاشقانه به خوبی نشان‌دهندۀ روح لطیف و شاعرانه‌ی او می‌باشد. در این نوشته بریده‌هایی را به عنوان نمونه ذکر کرده‌ام. اما این بریده‌ها جای کتاب اصلی را نخواهند گرفت. اگر این شعرها را مطابق طبع خود یافتید، مطمئن باشید …

ادامه مطلب

آلاتورکا، گزیدۀ شعر کوتاه مدرن ترکیه

۲۴ تیر ۱۳۹۷
0 دیدگاه

آلاتورکا نام گزیدۀ شعرهای کوتاه مدرن ترکیه است که توسط میراندا میناس و آیدین روشن ترجمه شده است. این کتاب که توسط نشر ثالث به چاپ رسیده است حاوی اشعاری از ۶۵ شاعر شناخته شدۀ ترک، از جمله عزیز نسین، ناظم حکمت، اوکتای رفعت، جمال ثریا، حبیب بکتاش و … است. با اینکه این لیست ۶۵ نفری از شاعران، کتاب را یک لیست کامل از شاعران موفق معاصر ترکیه به نظر می‌آورد، اما در مقدمه کتاب چنین می‌خوانیم: «خورخه لوئیس بورخس در جایی می‌نویسد: خطر تهیه کردن هر فهرستی این است که افتادگی‌های آن به چشم می‌آید. ما گردآورندگان و مترجمان این آنتولوژی ادعا نداریم که بهترین شعرهای کوتاه ترک را گردآورده‌ایم، اما اگر نگاهی به مشهورترین آنتولوژی‌های شعر مدرن ترک بیندازیم، بی‌گمان بیش از هفتاد درصد شعرهای کوتاه موجود در این کتاب، در آن‌ها دیده خواهد شد. ذکر این نکته نیز ضروری است که تعداد محدودی از شعرهایی که در این کتاب آمده‌اند، به خصوص اشعار شاعران پست‌مدرن، مستقلاً شعر کوتاه نبوده و بعضاً قسمتی از اشعار بلندی‌اند که به دلیل استقلال ]معنایی[ جدا درخشیده و به عنوان شعر کوتاه وارد برخی آنتولوژی‌ها شده‌اند.» خواندن این مجموعه شعر را به شما توصیه می‌کنم. در ادامه چند شعر از این مجموعه برگزیده‌ایم که امیدوارم لذت ببرید. گزیده‌ای از اشعار کتاب آلاتورکا ادیب جان سئور (۱۹۲۸، استانبول – ۱۹۸۶، استانبول) فراموش فراموش شد زمستان دیگر صدای پای هیچ‌کسی شبیه هم نیست. گریز از خاطرات گاهی می‌خواهی بروی بدون نگاه کردن به پشت سرت نیازی نیست همه‌چیز را رها کنی خاطرات را جا بگذاری کافی است! تنهایی پرنده باشد یا انسان، تنهایی اختراع آن‌هایی است که دوست داشتن نیاموختند. از آن تو چیزی است از ان تو چشمان من! اوکتای رفعت (۱۹۱۴، ترابزون – ۱۹۸۸، استانبول) دوباره تنهایی از همان راهی که تو رفته‌ای باز می‌گردد. بولنت اجویت (۱۹۲۵، استانبول – ۲۰۰۶، آنکارا) نگرانی می‌لرزد قلبم. نکند یک روز آنچه در تو دیده‌ام را دیگران نیز ببینند! گلتن آکین (۱۹۳۳، یوزگات – ۲۰۱۵، استانبول) مرگ ترک خورده‌اند چوبه‌های دار مرگ به پشت در خانه‌هامان رسیده است. ندایم را پاسخ گو! اگر سکوت کنی، یا از مردگانی یا هم‌دست مرگ. در همین زمینه این باران بیهوده نمی‌بارد آقای عزیز نسین! صد نامۀ عاشقانه اثر نزار قبانی غاده السمان: زنی عاشق زیر باران اگر دوست دارید همیشه اولین نفری باشید که از به روزرسانی‌های سایت مطلع می‌شوید، لطفاً ای‌میل خود را در قسمت زیر وارد کنید. [newsletter]

ادامه مطلب

ویژگی مشترک بین همۀ افراد موفق

۲۶ دی ۱۳۹۳
0 دیدگاه

ویژگی مشترک همۀ افراد موفق این است که آن‌ها مدیریت زمان خیلی خوبی دارند. بدون مدیریت زمان، کنترل زندگی از دستمان خارج می‌شود. برای مدیریت زمان لازم است که گام‌های مختلفی را برداریم. به نظر من از میان همۀ گام‌ها، دو گام زیر از بقیه مهم‌تر هستند: در این نوشته به بررسی این دو گام می‌پردازیم. گام دوم یعنی مدیریت عادت در نوشته‌های دیگری هم مورد بررسی قرار گرفته است که توصیه می‌کنم به مطالعۀ آن‌ها بپردازید: اما گام اول، موضوعی است که فقط در این نوشته به آن پرداخته‌ام.   مهم‌ترین گام در مدیریت زمان چیست؟ اولین فعالیتی که بعد از بیدار شدن و آخرین کاری هم که قبل از خوابیدن انجام می‌دهیم، مهم‌ترین گام مدیریت زمان است.   این روزها همۀ ما عادت کرده‌ایم که بلافاصله بعد از بیدار شدن سراغ گوشی هوشمند خود برویم و دقایقی، یا شاید هم حدود یک ساعت، به گشت و گذار در شبکه‌های اجتماعی بپردازیم. همین رفتار را قبل از خواب هم از خود نشان می‌دهیم. در نگاه اول این لحظه‌ها، زمان‌های خیلی مهمی در زندگی ما نیستند، اما در واقع برعکس، خیلی هم زمان‌های مهمی هستند. به ۲ دلیل ساده، باید از این دو زمان نهایت بهره را ببریم:  اولین فعالیتی که بعد از بیدار شدن از خواب و همچنین قبل از خواب انجام می‌دهید را کاری مهم ولی از لحاظ زمانی کوچک انتخاب کنید. مثلاً خواندن یک کتاب. فرض کنید شما ۱۰ دقیقه بعد از خواب و ۱۰ دقیقه قبل از خواب به مطالعه بپردازید. ابتدا اینکه روزی ۲۰ دقیقه کتاب خوانده‌اید و این روزی ۲۰ دقیقه تبدیل به ۱۰ ساعت در ماه می‌شود. خیلی زود خواهید دید که همین ماهی ۱۰ ساعت مطالعه به شما کمک می‌کند در سال کتاب‌های زیادی بخوانید. فقط به این نکته توجه داشته باشید که فعالیتی که بعد از بیدار شدن و قبل از خوابیدن انجام می‌دهید لازم نیست بیش از ۴۵ دقیقه در هر بار (در مجموع روزی ۹۰ دقیقه) وقت شما را بگیرد. بلکه لازم است روی مداومت این فعالیت تمرکز داشته باشید. در این نوشته من از مثال مطالعۀ کتاب استفاده کردم، اما شما با توجه به نوع فعالیت‌های خود می‌توانید هر فعالیت دیگری را در این دو زمان انجام دهید. دوباره می‌گویم که روزی ۹۰ دقیقه به کاری پرداختن، و در طول ماه روی انجام آن مداومت داشتن، از لحاط زمانی پس‌انداز بزرگی محسوب می‌شود، چون می‌توانیم کار بزرگی را در طول ماه ذره ذره انجام دهیم. اما تأثیر اصلی این نوع انجام فعالیت بر روی ذهن ماست. اگر از این دو زمان برای انجام فعالیتی که برای ما مهم  است استفاده کنیم، ذهن ما تمرکز خیلی خوبی روی فعالیت‌های اصلی ما از خود نشان خواهد داد. مطمئنم شما هم این تجربه را داشته‌اید که ما گاهی نمی‌توانیم یک سری از فعالیت‌های مهم خود را شروع کرده یا به سرانجام برسانیم، خیلی ساده فقط به این دلیل که تمرکز و انگیزۀ کافی را نداریم. با این کار ذهن شما آمادگی بالای خواهد یافت و شما برای هر نوع فعالیتی که مستقیم به اهداف شما مربوط است انرژی و انگیزۀ کافی …

ادامه مطلب

چرا با بالا رفتن سن، خلاقیت ما کم‌تر می‌شود؟

۶ مهر ۱۳۸۴
0 دیدگاه

در سال ۱۹۶۰ محققی به نام جرج لند روی ۱۶۰۰ کودک ۵ ساله تحقیق کرد و به این نتیجه رسید که ۹۸% از آنها در محدودۀ بسیار خلاق قرار دارند. دکتر لند بعد از ۵ سال، یعنی زمانی که آن‌ها ۱۰ ساله شده بودند، آزمایش خود را روی همان کودکان تکرار کرد، اما این بار تنها ۳۰% از آنها امتیاز بسیار خلاق را دریافت کردند. در سن ۱۵ سالگی این آمار به ۱۲% و در سن ۲۵ سالگی به ۲% کاهش یافت. یعنی بچه‌ها هرچه بزرگتر می‌شدند، خلاقیتشان کمتر می‌شد. یا به قول دکتر لند: «هرچه بچه‌ها بزرگتر می‌شدند، رفتار غیرخلاقانه را بیشتر می‌آموختند.» سؤال اول: آیا مشکل از مدرسه است؟ سؤال دوم از کسانی که سریع دوست دارن به نظام آموزشی بتازند و معتقدند مشکل از مدرسه رفتن بچه‌هاست: آیا اگر بچه‌ها به مدرسه نروند خلاق‌تر خواهند بود؟ پس در این صورت باید افراد ترک تحصیل کرده، خیلی خلاق‌تر و آگاه‌تر باشند! چرا نیستند؟ اینکه افراد خلاق و آگاه بار بیایند یا نه، به عوامل زیادی بستگی دارد. درست است که مدرسه نقش زیادی دارد. ولی فرهنگ، جامعه و خانواده از آن مهم‌تر هستند. به طور مثال در جامعه‌ای که سرزنش‌گری و تمایل به سرکوب اندیشۀ مخالف، یک روال عادی بین تمام افراد جامعه است، انتظار خلاق‌تر شدن افراد موازی با بالا رفتن سن یک انتظار بیهوده است. این مطالعه نشان می‌دهد که جامعه، فارغ از هر نقش و جایگاهی که از هر کدام از ما داریم، از ما انتظار رفتارها، پاسخ‌ها و شیوۀ فکر کردن یکسان و در چارچوب خاصی را توقع دارد و حتی به قیمت طرد شدن از جامعه آن را به ما تحمیل می‌کند.

ادامه مطلب
سبد خرید
  • سبد خریدتان خالی است.
ورود به سایت
تلگرام