امروز: جمعه، ۲۹ خرداد ۱۴۰۵

من و سگم بهش خندیدیم، ما و شبکه‌های اجتماعی

۲۹ مهر ۱۳۹۸
3 دیدگاه

این داستان رو با دقت بخونید «دیروز داشتم برمی‌گشتم خونه. دیدم همسایه‌مون داره با گربه‌اش صحبت می‌کنه. جالب اینه که فکر می‌کرد اون می‌فهمه. وقتی رسیدم خونه برای سگم تعریف کردم. من و سگم کلی بهش خندیدیم.» حکایت ما و شبکه‌های اجتماعی همین موضوعه. ما فکر می‌کنیم که «گربه» حرف ما رو می‌فهمه. جالبه اونهایی که به ما و صحبت کردن ما به گربه ایراد می‌گیرن، خودشون می‌رن و این جریان رو برای «سگ» خودشون تعریف می‌کنن و به ما می‌خندن. شبکه‌های اجتماعی هر چی هست با هر کاربردی، قطعاً قرار نیست جای روابط انسانی رو بگیره. درد دل کردن با یه دوست مطمئن که حرف ما رو درک می‌کنه و ما رو دوست داره، قطعاً بهتر و از درددل کردن با یک غریبه است. در این کسی شک نداره. ولی چطور می‌شه که فکر می‌کنیم هر محتوایی رو می‌شه در شبکه‌های اجتماعی نشر داد؟ هر کی خودش مسئول رفتار خودشه و باید فکر کنه که داره چه کار می‌کنه و چه رفتاری براش مناسبه. از بین شبکه‌های اجتماعی من فقط با فیسبوک اون هم نه صد در صد، تجربه خوبی داشتم. برای اینکه برای ایرانیان زیادی این شبکه اجتماعی جایگزین پلتفرم وبلاگ نویسی شده. افراد در شبکه‌های اجتماعی چند گروه می‌شن؟ اما به جز این مورد که بهترین دوستای خودم رو از بین همین تیپ آدم‌های اهل خواندن و نوشتن پیدا کردم، در بقیه موارد افرادی که در فیسبوک، توییتر، اینستاگرام و پیام رسان تلگرام دیدم، معمولاً در یکی از این چند گروه قرار می‌گیرن. ۱ اونهایی شخصیت نمایشی دارن و به هر قیمتی شده می‌خوان یه مقدار توجه جلب کنن. اینها فکر می‌کنن فالور و لایک و کامنت می‌تونه خلاء دنیای بیرون رو حل کنه. ولی نمی‌کنه. ۲ اونهایی که کارآگاه هستن. این افراد اصرار دارن خیلی جاها باشن، محتوایی تولید نمی‌کنن. با شما و محتوای شما هم اینتراکشن ندارن. ولی به محضی که اونها رو میذارید کنار سریع میان تو پی وی: چیزی شده که من رو بلاک آنبلاک کردید؟ چیزی شده که من رو آنفرند کردید؟ این گروه ممکنه از جهاتی به ما ضربه بزنن، خصوصاً اگر در دنیای بیرون ما رو بشناسن. وقتی که می‌بینید یه عده لایک به لایک شما رو شمردن و در حافظه بی بدیل‌شون ذخیره کردن. چرا؟ و تازه اونها ور در بعضی محافل به عنوان پرونده شما، رو می‌کنن. این گرایش در بین ما خیلی زیاده. ۳ اونهایی که هستن که باشن. هیچ هدف خاصی ندارن. خیلی زود هم معتاد به اینترنت می‌شن. ۵۰۰۰ تا فرند و ۱۲ هزارتا فالور دارن. همه مطالب رو میخونن. زیر همه مطالب هم کامنت می‌ذارن. ولی هیچ هدف خاصی ندارن. یه روز مطلب ادبی می‌ذارن. یه روز مطلب سیاسی. کلاً به دور و برشون نگاه می‌کنن مطلب میذارن اون مطلب که به اسم «چرا کسی به آن خانم کمک نکرد» رو اگر خونده باشین، در اونجا گفتم که در روانشناسی اجتماعی این امر ثابت شده که وقتی آدمها در جمع‌های بالای ۳ نفر قرار می‌گیرن، رفتارشون به کل عوض می‌شه. آدم‌ها در جمع بیشتر به رفتار جمعی نزدیک می‌شن. و این‌ها دقیقاً همون جماعت …

ادامه مطلب

باشه بعداً انجام می‌دم و هیچ وقت انجام نمی‌دم!

۲۸ مهر ۱۳۹۸
18 دیدگاه

باشه بعداً انجام می‌دم . این جمله پرتکرارترین جمله‌ای هستش که در طول روز به خودمون یا دیگران می‌گیم. نکته این نیست که هر بار که کاری پیش اومد ما باید حتماً و حتماً همین الان انجامش بدیم والا دنیا به آخر می‌رسه. بلکه نکته اینه که این جمله رو باید در مورد کارهای غیرضروری که ربطی به اهداف ما ندارن بگیم. در مورد کارهایی که به اهداف ما ربط دارن و باعث می‌شن که به خواسته‌های مالی و غیرمالی‌مون برسیم، نباید این چنین جمله‌ای گفت. نباید کار اصلی‌مون رو ول کنیم و بریم بچسپیم به یه سری کار دیگه که نه ضروری هستن و نه لازم. کارهایی رو که باعث وقت تلف شدن می‌شن و ما رو از اهدافمون دور می‌کنن رو با حرص و ولع بیشتری انجام می‌دیم ولی کارهای مهم زندگی‌مون رو با جمله «باشه بعداً انجام می‌دم» به زمانی در بی‌نهایت حواله می‌کنیم. باشه بعداً انجام می‌دم یعنی کدوم بعداً دقیقاً؟ خیلی از این باشه بعداً انجام می‌دم گفتن‌ها یعنی هیچ وقت انجامش نمی‌دم. قبل از اینکه بخوام نظر خودم رو در مورد ریشه این اخلاق بگم، می‌خوام این رو ازتون بپرسم که این کارهایی که رفتن تو فاز «بعداً انجام می‌دم» الان در چه حالی هستن؟ بعداً یعنی کی؟ چندتا کار انجام نشده رو به یه روز و یه لحظه نامعلوم حواله کردیم؟ عملگرا بودن مهم‌ترین ویژگی آدمهای خیلی موفقو سرآمد جامعه ماست. ما راجع به اهمالکاری و تنبلی دو تا مطلب نوشتیم. ولی الان می‌خوام راجع به یه نکته دیگه صحبت کنم. چرا ما کارهای مهم زندگی‌مون رو به بعداً حواله می‌کنیم؟ بذارید اول تمام کارهای روزمره رو به ۴ گروه مهم و عمده تقسیم کنیم. در این تقسیم‌بندی «لازم» یعنی هر کاری که به اهداف دراز مدت ما و ارتقاء زندگی شخصی، مالی، اجتماعی و … ما ربط داره. و «ضرروی» یعنی کارهایی که ربط مستقیم به بیولوژی ما داره، مثل غذا خوردن و یا کاری که به دقیقه ۹۰ رسیده، مثل درس خوندن شب امتحان. در این تعریف، کارهای لازم کارهایی هستن که باید انجام بدیم تا به اهدافمون نزدیک بشیم. و کارهای ضرروی کارهایی هست که اگر انجام ندیم یه اتفاقی می‌افته. مثل غذا نخوردن یا سرویس بهداشتی نرفتن در مواقع ضرور. حالا بعد از اینکه معنی لازم و ضروری رو روشن کردیم، می‌ریم سراغ تقسیم‌بندی. کارهای روزمره‌ی ما به ۴ گروه اصلی قابل تقسیم هستن: گروه اول: لازم ولی غیر ضروری این‌های کارهایی هستن که مستقیم به اهداف و آینده ما ربط دارن ولی برای انجام اون‌ها اونقد مهلت داریم که هنوز به مرحله اضطرار نرسیدن. این کارها مهم‌ترین کارهای زندگی ما هستن و با توجه به اینکه هم به اهداف ما ربط دارن و هم برای انجام اونها زمان کافی داریم، لذا اگر به درستی وقت بذاریم و اونها را به درستی انجام بدیم، منشاء موفقیت و خلاقیت ما می‌شن. گروه دوم: هم لازم و هم ضروری این‌ها کارهای دسته‌ی اول هستن که شما اونقد گفتی باشه بعداً انجام می‌دم که الان دیگه به دقیقه نود رسیدی، مهلتی که داشتی داره تموم می‌شه و کار حالت اضطراری به خودش …

ادامه مطلب

بعداً وجود نداره، بعداً آدم پیر می‌شه

۲۵ مهر ۱۳۹۸
17 دیدگاه

از تنبلی خودت خسته نشدی؟ بعداً وجود نداره. بعداً چای سرد می‌شه، بعداً آدم پیر می‌شه، بعداً زندگی تموم می‌شه. بعداً وجود نداره، همین الان شروع کن. چند وقته که می‌خواهی چیزی یادبگیری و هنوز هیچ اقدامی نکردی؟ چند وقته که می‌خواهی کاری رو تموم کنی، ولی هنوز شروع نکردی؟ پایان‌نامه‌ات چند وقت دیگه باید همین جوری بلاتکلیف و ناتموم باشه؟ این همه تب باز روی مرورگر سیستمت کی باید خونده بشن؟ چند وقته می‌خواهی باشگاه رو شروع کنی ولی هنوز هیچ کاری نکردی؟ این همه پیام نخونده توی کانال‌ها و گروه‌های تلگرام تا کی باید روی هم تلنبار بشن؟ کتاب‌های نخونده که توی قفسه هستن و معلوم نیست کی خونده بشن؟ کارهای ناتمام، حرف‌های نگفته، آموزش‌های به تعویق افتاده و … بعداً وجود نداره، شنبه دیره، فردا هم دیره. روز مناسب امروزه، و لحظه مناسب الانه. نکنه فکر کردی تا آخر دنیا وقت داری کارهات رو انجام بدی، و تا آخر دنیا وقت داری تا به خواسته‌هات برسی؟ چه بسا آرزو که در خاک شود. فکر کردی فرق یه آدم موفق مثل ایلان ماسک و این همه آدم شکست خورده در چیه؟ من چیزی جز عملگرایی و انجام کارها یکی بعد از دیگری نمی‌بینم. همیشه با خودت تکرار کن: بعداً وجود نداره. بعداً وجود نداره، از همین الان شروع کن! از همین الان شروع کن. همین الان. همین الان. همین الان. فیسبوکت رو ببند. تلگرامت رو ببند. اینستاگرامت رو ببند. و از آموزش‌های آنلاین، پی‌دی‌اف‌هایی که دانلود کردی و کتاب‌هایی که توی خونه داری شروع کن. هر وقت اون‌ها رو تموم کردی بعد برو سراغ منابع جدید. بعداً وجود نداره عزیز دلم، همین الان شروع کن. از یه دویدن نیم ساعته یا از یه دوش گرفتن ساده شروع کن. از خوندن یه صفحه کتاب شروع کن. روز اول یه صفحه می‌خونی. روز دوم دو صفحه و یه روز می‌رسه که روزی ده صفحه کتاب می‌خونی. با روزی ده صفحه کتاب خوندن، تو یه سال ۳۶۵۰ صفحه کتاب خوندی. از نوشتن یه خط شروع کن. یه خط فردا می‌شه دو خط و پس فردا می‌شه یه پارگراف. با نوشتن روزی یه پاراگراف ۱۵۰ کلمه‌ای در روز، بعد از یه سال ۵۴۷۵۰ کلمه نوشتی. می‌دونی همین نوشته‌ها رو آخر سال سر و سامون بدی، یه پایان‌نامه ممتاز یا چند تا کتاب معرکه ازش در میاد؟ بعداً وجود نداره، همین الان اینستاگرام و تلگرام و فیسبوک و توئیتر رو بذار کنار. اون گوشیت رو بذار کنار. کار حرفه‌ای را باید با ابزار حرفه‌ای انجام داد. با قلم و کاغذ و کتاب. با لپ تاپ و نرم افزار و پی دی اف. نه با یه گوشی اندرویدی که فقط چشمات رو کور کنه. نکنه فکر کردی مردم ارزشمندترین چیزهایی که بلد هستن رو می‌خوان تو یه کلیپ لوس و خنک اینستاگرامی اون هم در یک دقیقه با تو در میون بذارن؟ نکنه فکر کردی قراره هر کی هر چی تو هر کانال و گروه تلگرام گذاشت رو تو بخونی! اون همه کانال و گروه و پیام و … همه رو می‌خواهی بخونی؟ تا الان چقدرش رو خوندی؟ از اون مقدار که خوندی چی …

ادامه مطلب

چرا تمرکز نداریم؟

۳۱ مرداد ۱۳۹۸
7 دیدگاه

تمرکز کلید موفقیت – قسمت اول: چرا تمرکز نداریم؟ تمرکز موضوعی است که خیلی از ما با آن دست و پنجه نرم می‎کنیم. در این مقاله به این مسأله می‌پردازیم که چرا تمرکز نداریم. این مسأله البته از زاویه نگاه شناختی بررسی می‌شود. بقیه پارامترهای تأثیرگذار بر روی تمرکز و همچنین اینکه چگونه می‌توان تمرکز بهتری داشت را در قسمت‌های بعدی این مقاله خواهیم خواند. در این مقاله قسمت‌های زیر را خواهیم خواند: معنای دقیق این کلمه. تمرکز کلید موفقیت‌های بزرگ چرا تمرکز نداریم؟ تفکرات اشتباه در این باره در معنای کلمه‌ی تمرکز «تمرکز» و «مرکز» هر دو از یک ریشه هستند. به معنای ساده تمرکز یعنی «مرکزیت» بخشیدن به یک فعالیت که برای ما اولویت دارد. بنابراین شما زمانی تمرکز خوبی روی موضعی دارید که آن را در زندگی خود مرکزیت داده باشید. یا به عبارتی در مرکز توجه و زمانبندی روزانه شما باشد. این را از این جهت می‌گویم که اکثرا تمرکز را به معنای این می‌گیرند که برای مدت زمان طولانی مثلاً نیم ساعت یا یک ساعت مثل لیزر تمام توجه خود را روی چیزی بگذاریم و در این مدت به هیچ وجه هیچ فکر دیگری به ذهن ما خطور نکند. یا اگر به کاری عملی مشغول هستیم برای مدت مثلاً دو ساعت به طور صد در صد به آن کار مشغول باشیم و حتی ۵ دقیقه به هیچ کار دیگری نپردازیم. این تلقی از تمرکز اشتباه است. تمرکز یعنی مرکزیت دادن به کاری ولو اینکه آن کار را با دست اندازهایی به انجام برسانید. تمرکز دادن به کاری یعنی اینکه با خود بگویید: «من این کار را انجام می‌دهم حتی اگر در شروع کار روزی ۵ دقیقه بیشتر وقت نداشته باشم و پیشرفت خیلی کم باشد. من به این کار می‌پردازیم و هر روز برای آن وقت می‌گذاریم حتی اگر مشکلات زیادی بر سر من ریخته باشد. من وقت می‌گذاریم و اندک اندک کارم را پیش می‌برم. رفته رفته از روزی ۴ دقیقه به روزی نیم ساعت و سپس به روزی دو ساعت و در نهایت روزی ۸ ساعت روی این کار وقت می‌گذارم تا به نتیجه دلخواه برسم. درست است که موانع زیادی پیش خواهد آمد. درست است که خسته خواهم شد. درست است که گاهی ناامید خواهم شد؛ ولی من بزرگتر و قوی‌تر از مشکلاتم هستم و می‌توانم همه‌ی این موانع را پشت سر بگذارم. من هر روز برای این فعالیت اصلی خود وقت می‌گذارم. هیچ روزی را بدون اینکه قدمی در جهت هدف خود بردارم سپری نمی‌کنم…». تمرکز دقیقاً همین معنا را دارد؛ یعنی مرکزیت فعالیت‌های روزانه شما به فعالیت‌های اختصاص داده شود که مستقیماً به هدف اصلی و بزرگ زندگی شما ربط دارد. سؤال اول: هدف شماره یک زندگی شما چیست؟ سرال دوم: در طی یک سال گذشته، اقدامات روزانه شما که در جهت هدف شما بوده، چند درصد فعالیت‌های شما را به خودش اختصاص داده است؟ کلید موفقیت‌های بزرگ بدون تمرکز نمی‌توان موفقیت‌های زیادی داشت. تمرکز در چند لایه قابل تعریف است. اول تمرکز ذهنی روی موضوعاتی که مطالعه می‌کنیم؛ در این لایه تمرکز برای یادگیری بهتر است. یک لایه مهم‌تر …

ادامه مطلب

کنجکاوی خواندن و کلیشه‌های فکری

۲۳ مرداد ۱۳۹۸
7 دیدگاه

در اینجا می‌خواهم کمی راجع به یک اخلاق سطحی که از دوستداران ادبیات (و به طور کلی فرهنگ دوستان) دیده‌ام صحبت کنم. من به شخصه آدم کنجکاوی هستم. فراتر از نام نویسنده و ناشر، یا میزان شهرت یک اثر، آن را برای خواندن انتخاب می‌کنم. در این کار مانند کودک کنجکاوی هستم که توی رودخانه رفته و سنگ‌های کف روخانه را زیر و رو می‌کند تا شاید سنگ متفاوت و زیبایی میان خیل سنگ‌های معمولی بیابد. هر بار با امیدواری بیشتری این کار را انجام می‌دهد و فقط به یک نقطه خاص از رودخانه تعصب ندارد. به فکر خیس شدن لباس‌هایش نیست؛ به فکر گذر زمان هم نیست. برای او فقط غرق شدن در این کنجکاوی و لذت کشف سنگی، هر بار زیباتر از دفعه‌ی قبل، مهم است. برای خواندن کتاب خیلی به اینکه نام ناشر، نام نویسنده، نام اثر یا نام مترجم چقدر برای من شناخته شده است؛ اهمیتی ندارد. بارها شده است که آثار خارق‌العاده‌ای را خوانده‌ام؛ بدون اینکه نامی از آن ناشر و نویسنده و کتاب قبلاً به گوشم خورده باشد. گاه هم شده اثری معروف و پرآوازه را خوانده‌ام ولی ناامید شده‌ام. از بس که آن اثر خنک و کم مایه بوده است. این تنبلی و غروری که در به اصطلاح علاقه‌مندان آثار ادبی هست؛ برای من به هیچ وجه قابل تایید نیست. اینکه خوانندگان فقط سراغ کتاب‌های فوق معروف می‌روند. نتیجه این کار هم این است که لذت کشف آثاری که بسیار زیباتر هستند را از دست می‌دهند. هم اینکه بعد از مدتی پیرو دیدگاه‌های کلیشه‌ای خواهند شد. دیدگاه کلیشه‌ای داشتن چیزی است که ما آن را برای فکر بشر مضر می‌دانیم و برای همین هم است که مطالعه می‌کنیم. حال اگر ما چیزی را بخوانیم که خیلی معروف است و یا فقط چون آن را قبول داریم و محتوای آن ما را اذیت نمی‌کند؛ در اینصورت ما می‌خوانیم تا دیدگاه‌های کلیشه‌ای خود را تقویت کنیم. خیلی دیده‌ام که در مورد روزنامه‌ها و مجلات هم وضع به همین منوال است. آن کنجکاوی دیوانه کننده‌ای که باید مخ را بخورد و مجبورت کند لای آن یکی را هم باز کنی ببینی تویش چه نوشته است را من در کمتر کسی دیده‌ام. خودم اما اینگونه‌ام. عطشی سیری ناپذیر که ببینم آن روزنامه چه تحلیلی داده، این یکی چه گفته. آن مجله چه مقاله‌هایی دارد. این یکی چه می‌گوید. فکرش را بکنید من با نویسنده‌ای مانند گی دو مو پاسان به این خاطر آشنا شدم که روزی در کتابخانه عمومی شهر، کتابدار دقایقی را در محل کارش نبود و من از مسئول کتابخانه که کتابداری بلد نبود این اجازه را گرفتم که لای قفسه‌های کتاب‌ها بروم و خودم کتابی را که می‌خواهم پیدا کنم. فکرش را بکنید به زور ۱۴ ساله هستم و البته شماره‌گذاری دیوئی را بلدم؛ بوی کتاب از لای قفسه‌های بیرون می‌زند و من این سوی دیوار نیم متری جداکننده از معبد مقدس هستم. حالا اجازه داده‌اند که بروم آن طرف! گربه در قصابی. گیجِ گیج. مستِ مست. نیم ساعتی مشغول بودم. طبیعتاً اصلاً انتظار ندارید که من همان شماره‌ای که روی کاغذ نوشته‌ام را …

ادامه مطلب

آیا واقعاً انتگرال سخت است؟

۵ فروردین ۱۳۹۸
0 دیدگاه

مقدمه آیا واقعاً انتگرال سخت است؟ به نظر من خیر! اما دوستانی (چه در بلاگ چه در شبکه‌های اجتماعی) پیام داده‌اند و از اینکه انتگرال را نمی‌آموزند گله کرده‌اند. پاسخ همه‎ی این دوستان را از طریق همان پلت‌فرم‌ها داده‌ایم، اما با توجه به اینکه این مسأله به نوعی دغدغه‌ی عمومی فراگیران ریاضی محسوب می‌شود، لذا بر آن شدیم تا آن را به صورت یک مقاله‌ی جدا با ذکر جزئیات بیشتر در اینجا منتشر کنیم. امید است که مفید باشد. این مقاله ابتدا در ویرگول منتشر شد. ولی چون نوشته‌هایم را در ویرگول پاک کرده‌ام، تصمیم گرفتم این مقاله را اینجا بازنشر بدهم. آیا واقعاً انتگرال سخت است؟ آموزش انتگرال در نظام آموزشی ما از بد حادثه در زمانی صورت می‌گیرد که با توجه به شرایط تمام مبحث با عجله تدریس می‌شود. در دوره‌ی پیش‌دانشگاهی (الان سال چهارم) تدریس این مبحث در آخرین ماه سال انجام تحصیلی می‌شود. در ترم یک دانشگاه بعد از اینکه قسمت زیادی از ترم به مباحث مشتق و کاربرد مشتق پرداخته شد، در حالی به مبحث انتگرال می‌رسیم که زمانی تا امتحانات نمانده است. انتگرال یکی از آسان‌ترین مباحث ریاضی است که می‌توان آن را آموخت. در مقایسه با دیگر مباحث ریاضی، معلومات پیش‌نیاز خیلی کمی لازم دارد. و در عین حال کاربردهای فراوانی در مباحث مختلف مهندسی، اقتصاد و آمار دارد. کسی که انتگرال را خوب یاد بگیرد تقریباً تمام درس‌های بعدی ریاضی و مهندسی را نیز به راحتی خواهد آموخت. حساب دیفرانسیل و انتگرال زبان علم جدید است. هر پدیده‌ای در طبیعت به صورت رابطه‌ای بیان می‌شود که در آن حساب دیفرانسیل و انتگرال زبان بستری محسوب می‌شود. از لحاظ تاریخی حساب انتگرال قبل از حساب دیفرانسیل کشف شد. اینکه ابتدا حساب دیفرانسیل (مشتق) تدریس می‌شود و سپس حساب انتگرال، فقط یک انتخاب است. در کتاب معروف آپوستل این رویه کنار گذاشته شده و ابتدا حساب انتگرال آموزش داده شده است. چگونه انتگرال برای بعضی آسان و برای بعضی سخت است؟ از نگاه خیلی از دانش‌آموزان انتگرال مبحث سخت و پیچیده‌ای است که نمی‌شود از آن سردرآورد و از بد حادثه در همه جا حضور دارد. چرا خیلی از دانش آموزان و دانشجویان در این مبحث مشکل دارند؟ شاید بگوئید که: طبیعتاً ریاضیات سخت است و باید پذیرفت که یادگیری آن هم توأم با رنج و سختی است! این نوع نظر دادن از بن و پایه اشتباه است.  ساختار ذهن بشر، ساختاری منطقی و استدلالی است. دستگاه شناختی بشر به گونه‌ای کار می‌کند که هر چیز ساختار‌مندی را زودتر از مطالب بی‌ارتباط، آشفته و پراکنده خواهد آموخت. هرگاه چیزی در ذهن نظم پیدا کند، آموختنش تسریع می‌شود و به خاطر سپردنش هم، برای مدت زمان طولانی سهل‌تر می‌گردد. کلید حل مسأله در اینجاست که ما نمی‌توانیم حین آموزش ریاضیات، مطالب را در ذهن خود ساختارمند سازیم. چگونه روند یادگیری را ساختارمند سازیم؟ من همیشه به دانش‌آموزانم گفته‌ام که کتاب‌های ریاضی را ببندید و بخوانید. منظور از این گفته این است که هرگاه در حال یادگیری چیزی هستید، و همین انتگرال را به عنوان مثال در نظر می‌گیریم، بعد از اینکه یک رابطه (به قولی …

ادامه مطلب

مایکل عطیه ریاضی‌دان بریتانیایی فرضیه ۱۶۰ ساله ریمان را اثبات کرد

۵ فروردین ۱۳۹۸
0 دیدگاه

مایکل عطیه ریاضی‌دان بریتانیایی فرضیه ۱۶۰ ساله ریمان را اثبات کرده است؟ مایکل عطیه ریاضی‌دان بریتانیایی که تاکنون هم برنده‌ی جایزه مدال فیلدز و هم برنده جایزه آبل شده است به تازگی ادعا کرده است که اثبات فرضیه ریمان را یافته است. او گفته است که اثبات ساده‌ای بر این فرضیه یافته است و آن را در همایش هدلبرگ لوران آلمان ارائه خواهد داد. این فرضیه برای مدت زمان ۱۶۰ سال ذهن ریاضی‌دانان را به خود مشغول کرده است و در صورت درست بودن اثبات عطیه، از این پس ریاضی‌دانان ابزاری قوی برای فهم اینکه توزیع اعداد اول به چه شکلی است در دست خواهند داشت. او می‌گوید که عموم مردم معتقدند یک ریاضی‌دان مهم‌ترین کارهای خود را قبل از ۴۰ سالگی انجام می‌دهد اما من می‌خواهم ثابت کنم که می‌توان در ۹۰ سالگی هم کار کرد. او که متولد سال ۱۹۲۹ است و در کارنامه خود ریاست انجمن ریاضی لندن، انجمن سلطنتی ادینبورگ و انجمن سلطنتی را دارد در سال‌های اخیر مقالات برجسته‌ای نوشته است که تاکنون موفق به متقاعد کردن همسالانش نشده است. اما اگر این ادعا درست باشد در این صورت حل این مسأله که در لیست مسأله‌های هزاره موسسه کلی هم بوده است برای وی جایزه‌ای یک میلیون دلاری به همراه خواهد آورد. باید ببینیم آیا واقعاً مایکل عطیه ریاضی‌دان بریتانیایی فرضیه ۱۶۰ ساله‎ی ریمان را اثبات کرده است! اصل خبر را در اینجا بخوانید: Famed mathematician claims proof of 160-year-old Riemann hypothesis در همین زمینه: بار دیگر یک ایرانی برنده مدال فیلدز شد

ادامه مطلب

نگاهی به کتاب شما هم می‌توانید در درس ریاضی خود موفق باشید اثر پرویز شهریاری

۵ فروردین ۱۳۹۸
0 دیدگاه

نگاهی به داستان من و این کتاب این کتاب را وقتی دوم دبیرستان بودم خریدم. قیمت کتاب ۱۰۰۰ تومان بود که البته آن سال‌ها ۱۰۰۰ تومان مبلغ خیلی زیادی بود. من مدت زمان نسبتاً طولانی پولی که به عنوان کرایه تاکسی برای رفت و آمد بین مدرسه و خونه از خانواده می‌گرفتم را توی جیبم گذاشتم و در عوض، پیاده رفتم و آمدم تا بتوانم پول خرید این کتاب را جمع آوری کنم.  خواندن این کتاب یک تابستان کامل وقت مرا گرفت. با توجه به حوصلۀ یک پسر نوجوان دبیرستانی و با توجه به حال و هوای روزهای تابستانی که ماندن در خانه را برای آدم سخت می‌کند و همچنین با توجه به تنوع مطالبی که در کتاب مطرح شده است و از همه مهم‌تر قطر کتاب، یک تابستان طول کشید تا من این کتاب را بخوانم. البته اگر اشتباه نکنم قسمت‌های کمی از کتاب ناخوانده باقی ماند که در طی سال تحصیلی آن را تمام کردم.  خواندن کتاب خیلی کند پیش می‌رفت و بارها و بارها من سررشته امور را گم می‌کردم. طبیعتاً در سال‌هایی که دانش‌آموز دبیرستان بودم تصور من این بود که مشکل از عدم تمرکز من است. تمام تلاشم این بود که کتاب را با تمرکز بیشتری مطالعه کنم. اما چندین سال بعد وقتی در گیرودار همه‌گیری کرونا بودیم، یک بار دیگر به این کتاب بازگشتم تا از فرصت حاصل از قرنطینه سراسری استفاده کنم و این کتاب را دوباره بخوانم و خلاصه آن را بر روی سایت قرار دهم. وقتی ۱۰ صفحه یا ۱۵ صفحه اول کتاب را مطالعه کردم متوجه شدم که آن زمان مشکل از من نبوده است که نمی‌توانستم کتاب را با تمرکز لازم و با سرعت کافی پیش ببرم. به خاطر اینکه کتاب اساساً با نثری آشفته نوشته شده است و مرتب از موضوعی به موضوع دیگر می‌پرد. مطرح کردن هر موضوع هم در حد اشاره است.  خیلی از مباحثی که در این کتاب مطرح شده اساساً ربطی به موضوع یادگیری ریاضیات یا موفقیت در درس ریاضیات ندارد. بیشتر شبیه دیدگاه‌های فردی‌است که دوست دارد حرف دلش را بزند و به ناچار دچار پراکنده‌گویی شده است. صحبت‌هایی که از جنس حرف‌های فلسفی، سیاسی یا حتی اجتماعی است تا آموزش ریاضیات.  چندین و چند بار به این نکته اشاره کرده‌ام و باز هم با آن می‌پردازم: صرف اینکه چیزی بر روی کاغذ چاپ شود و به صورت کتاب به بازار عرضه شود به این معنا نیست که یک کالای مقدس و غیر قابل نقد تولید شده است. خواندن هر کتابی نمی‌تواند مفید باشد بلکه برعکس می‌تواند مضر هم باشد. این خود عمل کتاب خواندن نیست که ارزشمند است، یا حتی زیاد کتاب خواندن هم به خودی خود ارزشمند نیست، بلکه انتخاب کتاب درست و به شیوۀ درست، آن کتاب را خواندن، از ما فردی آگاه و اندیشمند خواهد ساخت. با توجه به مسائل مختلف، در کشور ما نثر فارسی ضعیف شده است. کتاب‌های خیلی زیادی با نثری شلخته و متنی پر از پراکنده‌گویی به بازار نشر عرضه می‌شوند؛ بدون اینکه کسی به خود زحمت بدهد و نثر کتاب را سر و سامان …

ادامه مطلب

منابع هندسه و توپولوژی

۵ فروردین ۱۳۹۸
0 دیدگاه

منابع هندسه و توپولوژی که در زیر لیست شده‌اند به زعم خیلی از اساتید فن جزو بهترین‌ها هستند. بدیهی است که هم تعداد منابع و هم چون تنوع این مطالب خیلی زیاد است. هر منبعی ممکن است بعضی مباحث را فروگذارده باشد و یا به بعضی مباحث بیشتر پرداخته باشد. و هم اینکه هر نویسنده از زاویه‌ای به طرح موضوع پرداخته باشد. مانند توپولوژی جبری که می‌توان کتاب‌های آن را هندسی نوشت، یا جبری نوشت یا به سبک توپولوژی مجموعه نقاط نوشت! لذا بهتر است متوجه یک موضوع بود و آنکه کتابی که به عنوان «نخستین درس» انتخاب می‌شود باید مفاهیم پایه و روش تفکر آن مبحث خاص را آموزش دهد و دانشجو را از درگیر شدن زود هنگام و بدون داشتن پایه‌های فکری لازم  با این نوع مباحث دور نگه دارد. این کتاب‌ها از این همین زاویه دید انتخاب شده‌اند. یعنی قرار است خواننده را برای یادگیری آماده کند و نه اینکه همه چیز را به وی بیاموزد. شاید این مقاله را هم بپسندید: وبلاگ‌نویسی ریاضی چه اهمیتی دارد؟ معرفی منابع هندسه و توپولوژی الف) هندسه‌ی خمینه Boothby, W. M. An Introduction to Differentiable Manifolds and Riemannian Geometry. Conlon, L. Differentiable Manifolds: A First Course. Spivak, M. A Comprehensive Introduction to Differential Geometry, Vol 1. Warner, F. Foundations of Differentiable Manifolds and Lie Groups. ب) توپولوژی جبری Marvin J. Greenberg, John R. Harper, Algebraic Topology: A First Course. Joseph J. Rotman, an Introduction to Algebraic Topology Allen Hatcher, Algebraic Topology. Spanier, Edwin H. Algebraic Topology. ج) هندسه‌ی دیفرانسیل مقدماتی Manfredo P. Do Carmo, Differential Geometry of Curves and Surfaces Alfred Gray, Modern Differential Geometry of Curves and Surfaces Barrett O’Neill, Elementary Differential Geometry Klingenberg, W., A Course in Differential Geometry   د) توپولوژی عمومی Bourbaki, N. General Topology. Dixmier, J. General Topology. John L. Kelley, General Topology. James Munkres, Topology. Photo by Carles Rabada on Unsplash

ادامه مطلب
سبد خرید
  • سبد خریدتان خالی است.
ورود به سایت
تلگرام