امروز: جمعه، ۲۹ خرداد ۱۴۰۵

۱۰ دلیل اینکه چرا بازنده هستیم

۱۱ بهمن ۱۳۹۸
0 دیدگاه

در این مقاله به ۱۰ دلیل اینکه چرا بازنده هستیم می‌پردازیم. ‌اگر یک یا چندتا از ویژگی‌های زیر را در خود سراغ دارید، نگران نباشید و فکر نکنید که به تمامه فردی شکست‌خورده هستید. فقط کافیست به آنچه نقطه ضعف ماست آگاه باشیم و سپس آن را به عنوان واقعیت خودمان بپذیریم. اگر خودمان را سرزنش کنیم، یا برای فرار از واقعیت، سرپوشی از ایده‌آلیسم روی همه چیز بگذاریم، در این صورت هیچ گاه قادر نخواهیم بود که تغییرات لازم را در زندگی خود به وجود بیاوریم. ۱۰ دلیل برای اینکه چرا بازنده هستیم: یکسری کار ابلهانه را مرتب تکرار می‌کنید. رویکرد «دیگران مقصر هستند» را دارید. برای یادگیری وقت نمی‌گذارید فردی غیر قابل انعطاف و لج باز هستید. در گذشته گیر کرده‌اید. رویکرد «قربانی هستم» را پیش گرفته‌اید. من قربانی هستم: گاهی ما در زندگی نقش قربانی را بازی می‌کنیم. و خودمان نمی‌دانیم که کاری که می‌کنم ایفای نقش «من قربانی هستم» است. ایراد اساسی این نقش است است که ما هرگز کاری برای زندگی خود نخواهیم کرد. چرا که قربانی همیشه منتظر ناجی است. اما خوب! هیچ نجات بخشی در کار نیست. قایق نجاتی به ساحل زندگی ما نخواهد آمد. نه کسی خواهد آمد و نه کسی به ما زنگ خواهد زد که ما را در فرصت بزرگی شریک سازد. تنها ناجی زندگی ما، خود ما هستیم. باید دیدگاه خود را عوض کنیم و برای رسیدن به خواسته‌های قدم برداریم. و هرگز کوتاه نیاییم. نقش خود را از قربانی به ناجی تغییر دهیم. خواسته‌های شفافی ندارید. هیچ ایده مشخصی برای اقتصاد خود ندارید. از آدمها سوءاستفاده می‌کنید. فردی غیر عملگرا هستید. در روزهای آینده این مقاله را تکمیل می‌کنم. نوشته‌های مرتبط با این مقاله را در این لینک بخوانید: موفقیت Photo: Background vector created by freepik – www.freepik.com

ادامه مطلب

چگونه به هدف‌های بزرگ خود در زندگی برسیم؟

۱۰ بهمن ۱۳۹۸
3 دیدگاه

چگونه به هدف‌های بزرگ خود در زندگی برسیم؟ سؤالی است که همواره از خود می‌پرسیم. در این زمینه کتاب‌های زیادی نوشته شده است. هر ساله فیلم‌ها، سخنرانی‌ها و پادکست‌های زیادی در این زمینه منتشر می‌شود. هر کدام از این‌ها البته به چیزهایی می‌پردازند که در جای خود بسیار هم با اهمیت هستند. اما در نهایت با مطالعه زندگی افراد موفق، آن‌هایی که رؤیاهای واقعاً بزرگ را محقق کرده‌اند، در می‌یابیم که بزرگترین نکته و ریشه‌ای‌ترین عامل در این زمینه چیزی نیست مگر سماجت در رسیدن به هدف! در بخش بعدی داستان شکار کودو در قبیله سان روایت می‌شود. آن را با دقت بخوانید. داستان شکار کودو در قبیله سان دانشمندان سال‌ها به دنبال پاسخی برای مسئله محوری تکامل انسان بوده‌اند: «انسان‌های اولیه چگونه غذا پیدا می‌کرده‌اند؟». بیشتر زیست‌شناسانی که به نظریه تکامل اعتقاد دارند بر این باورند که مصرف پروتئین حیوانی مرحله‌ی مهمی بوده است که منجر به بهبود تغذیه و در نتیجه بزرگتر شدن مغز انسان شده است. اما جزئیات تاکتیکی شکار همچنان در هاله‌ای از ابهام است. می‌دانیم که نیاکانمان از نیزه و پیکان دست ساخته‌ی خود برای شکار استفاده می‌کرده‌اند. اما شواهد نشان می‌دهد که عمر این اختراع‌ها کمتر از ۵۰۰ هزار سال است؛ در حالی که ما بیش از دو میلیون سال است که گوش می خوریم. پس در ۷۵ درصد درصد اول موجودیت‌مان چگونه شکار می‌کرده‌ایم؟ طبق گفته‌های دنیل لیبرمن، زیست‌شناس تکاملی دانشگاه‌ هاروارد، انسان غذایش را با تعقیب و گریز به دست می‌آورده است. انسان اولیه با استفاده از فن‌هایی که به «شکار مقاومتی» معروفند حیوانات را می‌کشته است. روشی که هنوز در میان جوامع معدودی که اقتصادشان در دوره‌ی پیشاکشاورزی قرار دارد رایج است. یکی از این گروه‌ها قبایل سان در جنوب آفریقا هستند که کودو شکار می‌کنند. کودو حیوان بزرگی شبیه گوزن است. به نظر لیبرمن انسان‌ها در بخش اعظم تاریخ به روشی مشابه روش مردمان این قبیله شکار می‌کرده‌اند. در آفریقا تعقیب و گریز وقتی شروع می‌شود که گروهی از سان‌های شکارچی یکی از کودوهای نر بزرگ را از گله جدا می‌کند. شاخ‌های سنگین حیوان سرعتش را کم می‌کند و باعث می‌شود نتواند پا به پای کودوی ماده بدود. وقتی حیوان از دسته دور افتاد، یکی از شکارچیان کار را شروع می‌کند: حیوان از ترس جست و خیز می‌کند و شکارچی با سرعت یکنواختی او را تعقیب می‌کند. ابتدا به نظر می‌رسد که شکارچی هرگز به جانور گریزپا نخواهد رسید. گاهی حتی شکارچی فقط سعی می‌کند حیوان از نظرش محو نشود، اما شکارچی می‌داند که می‌تواند از ضعف‌های حیوان به نفع خودش بهره ببرد. حیوان قدرتمند در گام‌های اول بسیار سریع‌تر است. اما پوست کودو پوشیده از پشم است و نمی‌تواند به خوبی پوست شکارچی گرما را از بدن دفع کند. طبق گفته‌ی لیبرمن چهارپایان نمی‌توانند هم‌زمان بتازند و نفس بگیرند. لذا در شرایطی که کودو باید بایستد تا نفس تازه کند شکارچی به کودو نزدیک می‌شود نه برای گرفتنش بلکه برای دواندن و خسته کردنش. حیوان بعد از هشت ساعت فرار در زیر گرمای سوزان آفریقا، بالاخره آماده‌ی تسلیم است و تقریباً بدون هیچ تقلایی زمین‌گیر می‌شود. شکارچی لاغر ۴۰ …

ادامه مطلب

افسردگی و اینترنت: افراد افسرده چگونه از اینترنت استفاده می‌کنند؟

۹ بهمن ۱۳۹۸
2 دیدگاه

افسردگی و اینترنت چه ارتباطی با هم دارند؟ طبق مطالعه‌ای که برای یافتن پاسخ اینکه افراد افسرده چگونه از اینترنت استفاده می‌کنند؟ صورت گرفته است، نتایج زیر به دست آمده است. رابطه بین افسردگی و اینترنت مطالعه‌ای در دانشگاه علم و فناوری میزوری نشان داده است که استفاده از فناوری چگونه می‌تواند تسکین روانی ایجاد کند. در سال ۲۰۱۱ گروه ۲۱۶ نفره‌ای از دانشجویان داوطلب شدند که فعالیت اینترنتی‌شان به طور ناشناس ردیابی شود. پژوهشگران میزان استفاده‌ی این افراد از اینترنت و فعالیت‌های آنلاین آن‌ها را در طول آن سال تحصیلی اندازه گرفتند. پژوهشگران در پایان مطالعه داده‌های ناشناس دانشجویانی را که برای درمان علائم افسردگی به مرکز خدمات سلامت دانشگاه مراجعه کرده بودند را بررسی کردند. یکی از مولفان این پژوهش می‌گوید: «ما به چندین ویژگی استفاده از اینترنت پی‌بردیم که با افسردگی در ارتباط‌اند؛ مثلا افرادی که نشانه‌های افسردگی دارند معمولاً از ایمیل استفاده خیلی زیادی می‌کردند و برخی دیگر از مشخصه‌های رفتار افراد افسرده در استفاده از اینترنت عبارتند از: تماشای خیلی زیاد ویدئو میزان خیلی زیادی بازی آنلاین و همچنین گفتگوهای طولانی اینترنتی  این مطالعه نشان داده است افرادی که دچار افسردگی هستند خیلی بیشتر از اینترنت استفاده می کند. چرا؟ یک فرضیه این است که افسرده‌ها بیش از عموم مردم احساسات منفی را تجربه می‌کند و با روی آوردن به اینترنت به دنبال بهبود روحیه‌ی خود و یافتن تسکین هستند. مثلاً رفتارهای احساسی خود را در نظر بگیرید. در پاسخ به محرک‌های داخلی چه کار می‌کنید؟ خیلی از افراد وقتی حوصله‌شان سر می‌رود به دنبال هیجان به سراغ سرخط‌های خبری مهیج می‌روند. وقتی حس می‌کنیم استرس بر ما غالب شده است به دنبال آرامش می‌گردیم و شاید در سایت‌هایی مانند پینترست یا اینستاگرام بتوانیم قدری تسکین پیدا کنیم. وقتی احساس تنهایی می‌کنیم جاهایی مانند فیس‌بوک و توییتر ما را به سرعت وارد ارتباطات اجتماعی می‌کنند. این‌ها راه‌حل‌های همه کاره‌ای برای بسیاری از تلاطم‌های روزمره‌ی ماست: از کسب اطمینان از اهمیت‌مان یا حتی صرف موجودیت‌مان با بررسی اینکه آیا کسی به ما نیاز دارد یا اصلا به ما توجه می‌کند تا یافتن مفری از لحظات کم ارزش‌تر زندگی.  به این ترتیب وقتی عادتی شکل گرفت مانند قلابی ما را گیر می‌اندازد. برگرفته از کتاب: قلاب، نوشته‌ی نیر ایال، ترجمه سعید قدوسی نژاد. انتشارات آریانا قلم. دانلود رایگان صفحاتی از کتاب: قلاب مقاله‌های مرتبط: من و سگم بهش خندیدم، ما و شبکه‌های اجتماعی بی‌خوابی شبانه ناشی از اینترنت چرا آدم‌ها خودکشی می‌کنند؟ Photo: Unsplash.com

ادامه مطلب

کلیشه‌های فکری غلط دربارۀ ریاضی و تاثیر آن بر یادگیری

۲۶ دی ۱۳۹۸
1 دیدگاه

کلیشه‌های فکری غلط دربارۀ ریاضی کم نیست و هر کدام از این کلیشه‌ها تأثیر منفی خاص خود را دارد. در این مقاله به ۶ کلیشۀ فکری پرتکرار می‌پردازیم. انتخاب این موارد به دو دلیل زیر صورت گرفته است:  این ۶ مورد مطابق لیست زیر هستند که در ادامۀ مقاله هر کدام را به صورت جداگانه بررسی می‌کنیم:  این مقاله با دو مقالۀ زیر ارتباط محتوایی زیادی دارد. توصیه می‌کنم بعد از خواندن این مقاله، آن‌ها را هم بخوانید: کلیشه‌های فکری غلط دربارۀ ریاضی و تاثیر آن بر یادگیری یک) یادگیری ریاضی سخت است! یکی از کلیشه‌های فکری غلط دربارۀ ریاضی همین است که همه فکر می‌کنند یادگیری ریاضی سخت است. البته منظور من این نیست که یادگیری ریاضی آسان است اما باید این سؤال را پرسید که یادگیری چه چیزی آسان است؟ یادگیری زبان‌های خارجی، فیزیک، شیمی، زیست‌شناسی، نویسندگی، ورزش حرفه‌ای، رشته‌های مختلف هنری و … توأم با سختی‌های زیادی است و نیاز به مداومت و نظم دارد. اگر وارد هر زمینۀ دلخواهی در علم، هنر، ورزش و … شوید آنقدر حرف‌ها گفته شده و آنقدر اثر خلق شده و رکوردهای عجیب و غریب به ثبت رسیده است که شما جز با سخت‌کوشی، مطالعه، تمرین، تمرکز روی هدف و مداومت چندین ساله به جایی نخواهد رسید. بنابراین ابتدا به ساکن از خود بپرسید که آیا یادگیری همه چیز ساده است و فقط یادگیری ریاضی سخت است؟ جواب این سؤال که روشن است. سؤال بعدی این است که اگر یادگیری ریاضی هم به همان اندازه سخت است که یادگیری بقیۀ مهارت‌ها و دانش‌ها، بنابراین روش درست یادگیری ریاضیات چیست؟ این تفکر نادرست دربارۀ ریاضی ریشه در شیوۀ غلط تدریس معلم‌های دبستان و دبیرستان دارد. آموزش ریاضیات پیچ‌وخم‌های خاص خودش را دارد و به صرف اینکه کسی گچی بردارد و تخته سیاه را پر از اتحاد و مشتق و مثلثات کند معلم ریاضی نخواهد بود. دو) ریاضیات هیچ کاربردی در زندگی روزمره ندارد! یکی دیگر از کلیشه‌های فکری غلط دربارۀ ریاضی این است که می‌گویند ریاضیات هیچ کاربردی در زندگی روزمره ندارد. دربارۀ ریاضیات و کاربردهایش حرف‌های زیادی گفته شده است. همان طور که شما هم به خوبی می‌دانید عدۀ زیادی از دانشمندان و اندیشمندان مدافع ریاضیات و تأثیر مثبت آن بر روی فرهنگ و تمدن بشری هستند. اما افرادی هم هستند که ریاضیات را علمی بی‌فایده و بدون کاربرد می‌دانند. افرادی که این حرف را می‌زنند با لحن و حالت چهره‌ای صحبت می‌کنند که انگار به بزرگترین کشف بشری نائل شده‌اند و شما را از پیگیری خرافات و خیالات برحذر می‌دارند. گفتن این جمله که این درس‌ها بیرون از دانشگاه و مدرسه به درد ما نمی‌خورد بیشتر یک سفسطه از سوی افرادی است که یا تن به کار نمی‌دهند یا واقعاً در این زمینه آگاهی کافی را ندارند. از نظر آن‌ها منطقی است که بپرسیم روابط مثلثاتی یا فرمول‌های انتگرال‌گیری در کجای زندگی روزمره به کار ما می‌آید؟ خیلی‌ها هم هستند که هرچند این حرف را با صدای بلند نمی‌گویند ولی در دل به آن اعتقاد دارند. اولین سؤالی که از این افراد می‌پرسیم این است که مگر اشعاری که در مدرسه حفظ …

ادامه مطلب

۶ راهکار برای مدیریت زمان

۱۱ دی ۱۳۹۸
11 دیدگاه

۱. مدیریت زمان با مدیریت عادت‌ها مدیریت زمان به این معنا نیست که ما همیشه سرمان شلوغ باشد. بلکه مدیریت زمان یعنی انجام کارهای مفید در مدت زمان مناسب. مدیریت زمان یعنی استرس کمتر، شادی بیشتر و موفقیت و آرامش بیشتر. قبل از هر چیز یک خاطره از کودکی‌ام را تعریف می‌کنم. زمانی که بچه بودم توی حیاط بزرگ خانه‌مان سبزی می‌کاشتیم. بعد از ظهرها هم آن‌ها را آب می‌دادیم. یادم نمی‌آید دقیقاً هر روز بود یا هر دو سه روز یک بار بود، ولی به هر حال هر وقت سبزی‌ها را آب می‌دادیم با وجد و شور آن دور و بر بودم. گاهی اتفاقی می‌افتاد که برای من خیلی هیجان انگیز بود. به طور ناگهانی از یک جای باغچه سوراخی باز می‌شد و تمام آب به آن حفره کشیده می‌شد. مثل یک سیاهچاله. تا این اتفاق می‌افتاد پدرم با بیل حجم زیادی از خاک آن اطراف را برمی‌داشت و کناری می‌انداخت بلکه موجودی با نام «آب‌دزدک» را دستگیر کرده باشد. گاهی در جمع‌های مختلف بین پدرها راه‌حل‌های مختلفی در مورد مقابله با آب‌دزدک مطرح می‌شد. هر چه بود اگر آب‌دزدک را از بین نمی‌بردی، تمام آب باغچه را فرو می‌بردند و کار باغچه و سبزی‌ها یکسره می‌شد. من گاهی فکر می‌کنم عادت‌های روزمره ما می‌توانند مانند آب‌دزدک همان بلا را بر سر زمان بیاورند. عادت‌های خود را باید تغییر دهیم. این اولین چیزی است که من فهمیده‌ام. تجربه سنگینی بوده است ولی ارزشمند است. من خیلی‌ها را دیده‌ام که همیشه یک سری کاغذ را خط‌کشی می‌کنند و سعی می‌کنند کارهای روزمره خود را با فاصله ۵ دقیقه یا حتی بی‌فاصله زمانی در آن جدول‌ها بچینند و بعد فردای آن روز همه آن کارها را انجام دهند. به گمان آن‌ها این کار یعنی مدیریت زمان. البته مشخص است که این چنین برنامه‌ای هیچ وقت پیاده نخواهد شد. مدیریت زمان می‌تواند انجام ندادن بعضی کارها باشد. یا حتی خیلی ساده رویاپردازی در مورد آینده باشد. ما زمان را مدیریت نمی‌کنیم بلکه خودمان را مدیریت می‌کنیم. با تغییر عادت‌های روزمره می‌توانیم از زمانی که در اختیار داریم به بهترین شکل ممکن بهره ببریم. نتیجه: این افراد بعد از مدتی خسته شده و برنامه‌ریزی را رها می‌کنند. و زمان مفید زندگی خود را از دست می‌دهند. چون از مسیر اشتباهی وارد می‌شوند. تا زمانی که در باغچه شما تعدادی آب دزدک هست، شما هیچ‌گاه با آبیاری بیشتر و بیشتر نخواهید توانست سبزی پرورش دهید. بلکه باید ابتدا عادت‌های غلط خود را بشناسید. ۲. هدف‌های خود را روی کاغذ بیاورید معجزه هدف. تا هدف بزرگ و مشخصی نداشته باشیم، مسیرهای سخت و مهم را در زندگی طی نخواهیم کرد. بدون هدف مشخص، فرق بین رفتار الف و رفتار ب هرگز مشخص نخواهد شد. مدیریت زمان هیچ معنایی ندارد، اگر که ندانید از زندگی چه می‌خواهید! زمان را برای چه مدیریت کنید؟ برای چه چیزی می‌خواهید نهایت بهره را از زمان روزانه خود ببرید؟ ابتدا باید برای خود مشخص کنید که از زندگی چه می‌خواهید. این هدف باید مشخص و واضح باشد. در مقاله «چرا قانون راز کار نمی‌کند؟» راجع به هدف مفصل صحبت کرده‌ام. …

ادامه مطلب

بی‌خوابی شبانه ناشی از اینترنت

۷ آذر ۱۳۹۸
2 دیدگاه

مقدمه بی‌خوابی شبانه ناشی از اینترنت امروزه خیلی متداول شده است. سابق بر این انواع دیگری از بی‌خوابی در جامعه رواج داشت. مانند بی‌خوابی‌هایی که ناشی از مشکلات روانی هستند. یا شرایط کاری فرد وی را بعد از مدتی دچار بی‌خوابی شبانه می‌کند. امروزه نوع جدیدی از بی‌خوابی که ناشی از استفاده بدون برنامه‌ریزی از اینترنت است هم به انواع قبلی افزوده شده است. بی‌خوابی یا همان اختلال خواب را می‌توان از یک جهت به دو نوع متفاوت تقسیم کرد: یک نوع بی‌خوابی اینگونه است که فرد اساساً خیلی دیر به خواب می‌رود و یا کل ساعات شبانه را بیدار است. نوع دوم حالتی است که فرد می‌خوابد اما بعد از مدتی از خواب می‌پرد. بعد از اینکه به خواب می‌رود، دوباره از خوب می‌پرد. این روند اختلال خواب ممکن است تا صبح طول بکشد. چند نکته مهم در خصوص این مقاله در این نوشته ما به بی‌خوابی شبانه ناشی از اینترنت می‌پردازیم که از نوع اول بی‌خوابی است و همچنین منشاء روانی یا کاری یا چیز دیگری ندارد. شاید بگویید بی‌خوابی ناشی از کار با سیستم یا اینترنت هم بی‌خوابی ناشی از کار است. یا باز عده‌ای سریع شمشیر بکشند که چرا فکر می‌کنید که هر کس توی اینستاگرام فعالیت می‌کند بیکار است… در این مقاله، اختلال در خواب ناشی از کارهایی مانند رانندگی، نگهبانی، شیفت شبانه کار در بیمارستان و کارخانه و … را از نوع کار با سیستم و اینترنت مجزا می‌کنیم. به این دلیل که شما نمی‌توانید شیفت نگهبانی یا پرستاری خود را به اختیار خودتان عوض کنید. اما می‌توانید ساعات کار با اینترنت و سیستم را مدیریت کنید. چه کار با سیستم و آنلاین بودن برای تفریح و سرگرمی باشد، چه برای کسب درآمد و پیش بردن یک پروژه جدی، در هر صورت بیداری شبانه ناشی از کار با این وسایل هم از جهاتی با دیگر انواع اختلال خواب متفاوت است، هم اینکه مضرات خاص خودش را دارد. دیگر اینکه برعکس دیگر انواع بی‌خوابی قابل مدیریت است. مثلاً فردی که در اثر بیماری افسردگی یا چیزی شبیه به آن، دچار بی‌خوابی شبانه است، نیاز به کمک متخصص دارد. یا فردی که در اثر کار در جایی مانند بیمارستان یا کارخانه و … دچار بی‌خوابی‌های شبانه شده است، نیز باید به نوع دیگری و با توجه به شرایط شغلی و … این مسأله را حل کند. اما فردی که در اثر کار با سیستم و یا فعالیت در اینترنت دچار بی‌خوابی شبانه شده است، به طور فردی و با رعایت چند کار ساده می‌تواند زندگی عادی خود را به دست بیاورد. توصیه برای افرادی که بی‌خوابی غیر اینترنتی دارند! اگر شما در اثر عواملی مانند افسردگی یا به دلیل شغل خود دچار بی‌خوابی شده‌اید، و در یک کلام بی‌خوابی شما ناشی از کار با سیستم و اینترنت نیست، در این صورت دو توصیه خیلی ساده به شما دارم: دور قرص‌های خواب آور را خط بکشید. ضررهای این قرص‌ها بسیار و فایده آن‌ها تقریباً هیچ است. دنبال راه حل در جایی جز مطب یک فرد متخصص نباشید. آن هم متخصصی که به فکر تجویز مشتی قرص و …

ادامه مطلب

کارکرد مغز مانند کارکرد عضلات است

۶ آذر ۱۳۹۸
2 دیدگاه

کارکرد مغز مانند کارکرد عضلات است. یعنی زمانی که یک رشته ورزشی را شروع می‌کنید، در ایتدای کار عضلات شما درد می‌کند، نفس همراهی نمی‌کند و بعد از مدت کوتاهی هم احساس ضعف به شما دست می‌دهد. راه غلبه بر این مسأله این است در کار خود مداومت داشته باشید تا عضلات شما به اسید لاکتیک مقاوم شود. هر بار که مقداری درد بیشتری را تحمل می‌کنید، عضلات نسبت به میزان مشخصی از اسید لاکتیک مقاوم می‌شود. و برای بارهای بعدی تمرین، آن میزان اسید لاکتیک باعث درد عضلات شما نخواهد شد. یک روز فردی به باشگاهی مراجعه کرده و تقاضای ثبت نام می‌کند. مربی باشگاه که می‌خواسته وی را راهنمایی کند می‌گوید: – هفته اول باشگاه، عضلاتت درد زیادی رو تجربه می‌کنن. او هم در جواب می‌گوید: – پس من می‌رم و از هفته دوم میام باشگاه! هر چه آستانه تحمل عضلات خود را بالاتر ببرید، در تمرین‌های سخت‌تری، درد سراغ عضلات خواهد آمد.   کارکرد مغز مانند کارکرد عضلات است برای مغز هم همین نکته صدق می‌کند. در ابتدای شروع مطالعه (و یادگیری) ذهن خیلی زود تمرکز خود را از دست می‌دهد. یادگیری خیلی کند صورت می‌گیرد. و گاهاً متوجه می‌شوید که مطالب را خیلی زود فراموش می‌کنید. تنها راه عبور از این وضعیت این است که در کار مطالعه و یادگیری خود مداومت داشته باشید. اگر هر روز و روزی فقط ۳۰ تا ۴۵ دقیقه را در ساعت مشخصی به مطالعه اختصاص دهید و در این کار خود مداومت داشته باشید، بعد از مدتی متوجه خواهید شد که تمرکز برای شما خیلی راحت است. در آن ساعت بخصوص به طور خودکار به سمت مطالعه می‌روید و اکنون دیگر مطالعه برای شما یک نوع اعتیاد مثبت است و هم اینکه متوجه خواهید شد که فراموشی برای شما معنای آنچنانی ندارد. و در نهایت اینکه با خواندن یک یا چند صفحه از یک کتاب، مطالب عمیق‌تری را درمی‌یابید. چون تمرکز شما ارتقاء یافته است. همانطور که گفتم کارکرد مغز مانند کارکرد عضلات است پس یادمان باشد که اگر شروع کار سخت است نباید در انجام آن کار از خود تنبلی و ترس نشان دهیم. باید در انجام کار مطالعه مدامت داشته باشیم تا رفته رفته ذهن توانایی خود را بالاتر ببرد.   در این مورد این دو مقاله را هم به شما توصیه می‌کنم: بهترین جا برای کتاب خواندن چرا تمرکز نداریم   و حرف آخر اینکه اگر دوست دارید همیشه اولین نفری باشید که از به روزرسانی‌های سایت مطلع می‌شوید، لطفاً ای‌میل خود را در قسمت زیر وارد کنید. [newsletter] چنانچه مطالب این سایت را مفید می‌دانید، از طریق باکس زیر این مقاله را با دوستان خود به اشتراک بگذارید. از شما ممنونم (عکس از Free Pik)

ادامه مطلب

به تعویق انداختن کارها را با این دو روش ساده درمان کنید

۲۵ آبان ۱۳۹۸
5 دیدگاه

به تعویق انداختن کارها برای همه ما دردی بی درمان شده است. یکی از نشانه‌های به تعویق انداختن کارها این است که می‌خواهیم کاری را از شنبه شروع کنیم. به تعویق انداختن کارها می‌تواند دلایل مختلفی داشته باشد. در یک مقاله جداگانه به نام «اهمالکاری» به یک سری از مهم‌ترین دلایل آن پرداخته‌ام. در این نوشته می‌خواهم یکی از مهم‌ترین دلایل به تعویق انداختن کارها و راه نجاتی از آن بپردازم. با من همراه باشید. شنبه روزی که هرگز نخواهد آمد شنبه روز اول هفته است. شاید بشود گفت معروف‌ترین روز هفته هم هست. روزی است که ما همیشه شروع کارهای خود را به آن محول می‌کنیم. شنبه می‌آید و می‌رود و ما باز می‌مانیم با حجم زیادی کار انجام نشده که «از شنبه شروع می‌کنم». امروز یک شنبه دیگر است و شروع دیگری برای هفته‌ای دیگر. همین امروز در هر ساعتی و هر حالتی که هستی، فقط یک کار مهم برای خودت انجام بده.فقط یک کار کوچک. این کار کوچک می‌تواند هر چیزی باشد: این کار کوچک می‌تواند هر چیزی باشد. نوشتن یک صفحه برای پایان‌نامه ارشد. و نوشتن فقط یک صفحه! یا خواندن ۵ صفحه از کتابی که مدت‌هاست روی میزت رها شده است. این کار کوچک می‌تواند زنگ زدن و پیگیری کردن کارهایی باشد که بیشتر از ۵ دقیقه وقت تو را نمی‌گیرد، اما آن‌ها را به تعویق انداخته‌ای. این کار کوچک می‌تواند یک پیاده‌روی باشد. می‌تواند شروع درس اول یک فیلم آموزشی باشد. می‌تواند فرستادن یک ای‌میل زدن تحصیلی یا شغلی باشد و هر روز این ای‌میل زدن را به عقب می‌اندازی. میز کار شلوغ دلیل اصلی به تعویق انداختن کارها یکی از دلایل اصلی به تعویق انداختن کارها همین است که گفتم: میز کار شلوغ. ممکن است بگویید ما اصلاً میز کار نداریم! میز کار یک اصطلاح است. میز کار شلوغ، اتاق شلوغ و .. همه انعکاسی است از ذهن غیر سازمان یافته. ساده‌ترین مثال: چند کانال تلگرامی عضو هستید و مدت‌هاست که آن را حتی باز نکرده‌اید که ببینید آن چند ده یا حتی چند صد پیامی نخوانده چیست؟ تلگرام و کانال‌ها و گروه‌هایی که فقط عضو هستید. سایت‌هایی که روی مرورگر شما باز هستند و شما معلوم نیست کی به آن‌ها سر بزنید. کتابهایی خریده‌اید و معلوم نیست کی باید آن‌ها را بخوانید. فیلم‌های آموزشی و غیرآموزشی که دانلود کرده‌اید و معلوم نیست کی باید آن‌ها را تماشا کنید. کلاس‌هایی که باید ثبت‌نام کنید و الان خیلی وقت است که دارید امروز و فردا می‌کنید. باشگاه ورزشی که هنوز شروع نشده است. ایمیل‌هایی که برای ادامه تحصیل شما مهم هستند و شما آن‌ها را پشت گوش می‌اندازید. این‌ها فقط مثال‌هایی هستند از کارهای مختلفی که حکم میز کار شلوغ را دارند. این را هم اضافه کنم که کارهایی که به تعویق می‌افتند، از قضا، از جنس کارهایی هستند که انجام شدن یا انجام نشدن آن‌ها تأثیر عمیقی روی زندگی ما می‌گذارند. خوب فکر کنید! در مورد عادت‌های سمی که زمان ما را از بین می‌برد، این مقاله را ببینید: اعتیاد به موبایل از زبان آمار کارهایی که به تعویق می‌افتند، از قضا، از …

ادامه مطلب

۶ روش شکرگزاری روزانه برای جذب شادی و ثروت

۲۲ آبان ۱۳۹۸
2 دیدگاه

۶ روش شکرگزاری روزانه که شادی و برکت بیشتری به زندگی شما وارد می‌کند. دیروز خیلی اتفاقی به این ویدئو از جک کانفیلد برخوردم. در بین تمام ویدئوها و کتاب‌هایش تاکنون به این یکی برنخورده بودم. برایم خیلی جالب بود. چندبار ویدئو رو تماشا کردم. از آن یادداشت‌برداری کردم و در نهایت تصمیم گرفتم آن را در این جا با دیگرانی هم که ممکن از دیدن این ۶ روش شکرگزاری روزانه مثل من از آن بهره ببرند. ۶ روش شکرگزاری: هر روز صبح ۷ دقیقه را به نوشتن لیستی از چیزهایی که در زندگی دارید اختصاص دهید. از همه چیزهایی که دارید سپاسگزار باشید. هر روز سه نفر را تحسین کنید. یا از سه نفر تشکر کنید. این کار می‌تواند شفاهی باشد یا کتبی. بازی شکرگزاری را انجام دهید. بابت همه چیزهایی که در طول روز با آنها رو به رو می‌شوید شکرگزاری کنید. یک نشان کوچک و فیزیکی شکرگزاری با خود حمل کنید. شکرگزار کوچکترین چیزها باشید. قدردان و تحسین کننده خودتان هم باشید. در پایان روز رو به روی آینه بایستید و از خود تشکر کنید. اینها خلاصه صحبت‌های جک کانفیلد بود. اگر دوست دارید اطلاعات دقیقی راجع به ۶ روش شکرگزاری بدانید، فیلم را تماشا کنید: جک کانفیلد در زمینه موفقیت این مقاله‌ها را توصیه می‌کنم: مقاله‌های موفقیت [newsletter] Photo: Unsplash

ادامه مطلب
سبد خرید
  • سبد خریدتان خالی است.
ورود به سایت
تلگرام