چگونه به هدفهای بزرگ خود در زندگی برسیم؟ سؤالی است که همواره از خود میپرسیم. در این زمینه کتابهای زیادی نوشته شده است. هر ساله فیلمها، سخنرانیها و پادکستهای زیادی در این زمینه منتشر میشود. هر کدام از اینها البته به چیزهایی میپردازند که در جای خود بسیار هم با اهمیت هستند. اما در نهایت با مطالعه زندگی افراد موفق، آنهایی که رؤیاهای واقعاً بزرگ را محقق کردهاند، در مییابیم که بزرگترین نکته و ریشهایترین عامل در این زمینه چیزی نیست مگر سماجت در رسیدن به هدف! در بخش بعدی داستان شکار کودو در قبیله سان روایت میشود. آن را با دقت بخوانید. داستان شکار کودو در قبیله سان دانشمندان سالها به دنبال پاسخی برای مسئله محوری تکامل انسان بودهاند: «انسانهای اولیه چگونه غذا پیدا میکردهاند؟». بیشتر زیستشناسانی که به نظریه تکامل اعتقاد دارند بر این باورند که مصرف پروتئین حیوانی مرحلهی مهمی بوده است که منجر به بهبود تغذیه و در نتیجه بزرگتر شدن مغز انسان شده است. اما جزئیات تاکتیکی شکار همچنان در هالهای از ابهام است. میدانیم که نیاکانمان از نیزه و پیکان دست ساختهی خود برای شکار استفاده میکردهاند. اما شواهد نشان میدهد که عمر این اختراعها کمتر از ۵۰۰ هزار سال است؛ در حالی که ما بیش از دو میلیون سال است که گوش می خوریم. پس در ۷۵ درصد درصد اول موجودیتمان چگونه شکار میکردهایم؟ طبق گفتههای دنیل لیبرمن، زیستشناس تکاملی دانشگاه هاروارد، انسان غذایش را با تعقیب و گریز به دست میآورده است. انسان اولیه با استفاده از فنهایی که به «شکار مقاومتی» معروفند حیوانات را میکشته است. روشی که هنوز در میان جوامع معدودی که اقتصادشان در دورهی پیشاکشاورزی قرار دارد رایج است. یکی از این گروهها قبایل سان در جنوب آفریقا هستند که کودو شکار میکنند. کودو حیوان بزرگی شبیه گوزن است. به نظر لیبرمن انسانها در بخش اعظم تاریخ به روشی مشابه روش مردمان این قبیله شکار میکردهاند. در آفریقا تعقیب و گریز وقتی شروع میشود که گروهی از سانهای شکارچی یکی از کودوهای نر بزرگ را از گله جدا میکند. شاخهای سنگین حیوان سرعتش را کم میکند و باعث میشود نتواند پا به پای کودوی ماده بدود. وقتی حیوان از دسته دور افتاد، یکی از شکارچیان کار را شروع میکند: حیوان از ترس جست و خیز میکند و شکارچی با سرعت یکنواختی او را تعقیب میکند. ابتدا به نظر میرسد که شکارچی هرگز به جانور گریزپا نخواهد رسید. گاهی حتی شکارچی فقط سعی میکند حیوان از نظرش محو نشود، اما شکارچی میداند که میتواند از ضعفهای حیوان به نفع خودش بهره ببرد. حیوان قدرتمند در گامهای اول بسیار سریعتر است. اما پوست کودو پوشیده از پشم است و نمیتواند به خوبی پوست شکارچی گرما را از بدن دفع کند. طبق گفتهی لیبرمن چهارپایان نمیتوانند همزمان بتازند و نفس بگیرند. لذا در شرایطی که کودو باید بایستد تا نفس تازه کند شکارچی به کودو نزدیک میشود نه برای گرفتنش بلکه برای دواندن و خسته کردنش. حیوان بعد از هشت ساعت فرار در زیر گرمای سوزان آفریقا، بالاخره آمادهی تسلیم است و تقریباً بدون هیچ تقلایی زمینگیر میشود. شکارچی لاغر ۴۰ …
اسماعیل اصلانی دیرانلو | هر چیزی از یک ایده شروع میشود، ایدۀ تو چیست؟