امروز: شنبه، ۳۰ خرداد ۱۴۰۵

هنر کم کتاب خواندن بهترین روش کتابخوانی

۳ آبان ۱۳۹۸
11 دیدگاه

هنر کم کتاب خواندن به معنی این نیست که فرد کم کاری باشیم. بلکه آنگونه که از قدیم گفته‌اند کم گوی و گزیده گوی چون در، تا ز اندک تو جهان شود پر. بنابراین هنر کم کتاب خواندن هم به این می‌پردازد که کم بخوانیم و گزیده، تا از همان مقدار کم دانش و مهارت خود را بسیار بیشتر ارتقاء دهیم. معمولاً زیاد کتاب خواندن و برشمردن تعداد زیادی کتاب خوانده، حسن و فضیلت شمرده می‌شود. اینکه کتاب‌های زیادی خوانده باشیم فقط در یک حالت خاص پسندیده و نشانه‌ی سواد است. در بقیه موارد، که اتفاقاً ۹۹درصد افراد کتاب‌خوان از آن دسته هستند، نه تنها کتاب خواندن زیاد و کتاب خریدن زیاد باعث سواد و آگاهی نمی‌شود که برعکس ممکن است خود راهی بر سر آگاهی و موفقیت باشد. در این مقاله می‌خواهم به این موضوع بپردازم که چه زمانی زیاد کتاب خواندن خوب است. و اینکه با چه روشی مطالعه خود را بالا ببریم. با من باشید. روش‌های هنر کم کتاب خواندن در زیر روش‌های بهینه سازی مطالعه را با هم مرور می‌کنیم: یک) اول سؤال خود را مشخص کنید. خیلی مهم است که برای یک سؤال کتاب بخوانید. منظور از سؤال یک جمله ۵ کلمه‌ای نیست که جوابی مثلاً یک یا دو خطی داشته باشد. بلکه منظور خواسته‌ای روشن است. هر یک از کلیدواژه‌های زیر در واقع یک سؤال هم هست: انتگرال‌گیری روی خط حقیقی مکالمه انگلیسی جامعه‌شناسی جوامع صنعتی در هر یک از این حالت شما یک خواسته دارید و برای یافتن آن خواسته مطالعه می‌کنید. دو) مشورت بگیرید، برای انتخاب کتاب وقت بگذارید. به اولین یا معروف‌ترین کتابی که رسیدید تهیه نکنید! از چند نفر سؤال کنید. در اینترنت جستجو کنید. و نتایج جستجو را لااقل تا سه صفحه بررسی کنید. به کتابخانه‌ای عمومی رفته و در این موضوع کتاب‌هایی را جستجو کرده و آنها را برای دقایقی بررسی کنید. به کتابفروشی رفته و چند کتابی که از این و آن شنیده‌اید را بررسی کنید. بعد از آن فقط یک کتاب برای شروع مطالعه در آن موضوع انتخاب کنید. این کتاب لازم نیست قطور باشد. لازم نیست کم قطر باشد. لازم نیست معروف باشد یا توسط یک ناشر یا نویسنده یا مترجم معروف به بازار عرضه شده باشد. لازم است که موضوع مورد نظر شما را به طور شسته رفته و با ذکر جزییات لازم به دور از روده درازی و با رعایت پیش‌نیازها به صورت جمع و جور با بیانی شیوا ارائه کرده باشد. سوم) اول یک کتاب را بخوانید بعد یک کتاب دیگر را بخوانید تا این یک کتاب را نخوانده‌اید، هیچ کتاب دیگری نه امانت بگیرید و نه بخرید. نه سراغ جزوه‌ای بروید و نه فیلمی در آن زمینه دانلود کنید. شاید بگویید که ممکن است کتاب خیلی خوب نباشد! خیلی خوب، یکبار برای همیشه تکلیف خود را با کتاب روشن کنید. اگر احساس می‌کنید کتاب برای شما مناسب نیست، سراغ منبع بعدی بروید. یکی از نکاتی که من کتابخانه‌ها را دوست دارم همین است که باعث می‌شود شما با صرف هزینه خیلی کم، بتوانید در نهایت بهترین منبع را در یک رشته …

ادامه مطلب

آیا مشکل اعتماد به نفس دارید؟

۳۰ مهر ۱۳۹۸
4 دیدگاه

اعتماد به نفس یعنی چه؟ اعتماد به نفس را می‌توان به طور ساده این گونه تعریف کرد: داشتن تصور مثبت از خود. فردی که فکر می‌کند فردی لایق، کارآمد و شایسته است را فردی دارای اعتماد به نفس در نظر می‌گیریم. اولین نتیجۀ این تعریف این است که پس عدم اعتماد به نفس، یعنی اینکه فردی فکر می‌کند لایق، کارآمد و شایسته نیست. فردی که تصوری منفی و مخدوش از خودش دارد! هر چند که این امر واقعیت دارد، ولی وقتی این گونه به آن می‌نگریم بلافاصله دچار یک تعجب آنی می‌شویم. و آن اینکه چرا باید یک فرد نسبت به خودش تصور منفی داشته باشد. اینکه من کسی را قبول نداشته باشم، شاید طبیعی باشد ولی آیا این امر غیر طبیعی نیست که من خودم را قبول نداشته باشم؟ متأسفانه این امر واقعیت دارد که عده‌ای همیشه دیگران را لایق‌تر و توانمندتر از خود می‌بینند. در اینجا دو سؤال پیش می‌آید: چرا اینطور است؟ و چگونه می‌توان سطح اعتماد به نفس را بالا برد؟ تقویت اعتماد به نفس را از طرق مختلفی می‌توان انجام داد. مثلاً وقتی کاری را با موفقیت به سرانجام می‌رسانیم، اعتماد به نفس در آن زمینه ما افزایش می‌یابد. یا اینکه وقتی اطرافیان از ما تعریف و تمجید می‌کنند اعتماد به نفس بهتری خواهیم داشت تا زمانی که ما را به باد انتقاد و یا استهزاء می‌گیرند. همه‌ی ما می‌دانیم که کارهای بزرگی در دنیا به سرانجام رسیده‌اند که اتفاقاً در نخستین مرتبه‌های تلاش با شکست توأم بوده‌اند. همچنین افراد بزرگی در تاریخ علم و فرهنگ بشری ظهور کرده‌اند که مدام در معرض استهزاء، تحقیر و توهین بوده‌اند. بنابراین سؤال اساسی این است که اگر کاری را با یک بار انجام دادن به جایی نرساندیم یا اطرافیان ما در گزینش کلماتی که در گفتگو با ما استفاده می‌کنند مبالات نداشتند چه؟ چگونه بدون وابستگی به عوامل بیرونی اعتماد به نفس خود را تقویت کنیم؟ این سه مقاله مکمل یکدیگر هستند، می‌توانید آن‌ها را به ترتیب دلخواه بخوانید: آیا مشکل اعتماد به نفس دارید؟ مهم‌ترین راز افزایش عزت نفس در بزرگسالان خودباوری چیست و چگونه تخریب می‌شود؟ چرا مشکل اعتماد به نفس داریم؟ یکم: چون کمالگرا هستیم. وقتی کمالگرا هستیم (در این جا یک مطلب راجع به آن نوشته‌ام)، دوست داریم کارها را در منتهی درجه کمال خود به سرانجام برسانیم. آیا این کار شدنی است؟ خوب معلوم است که نه! و همین می‌شود که بعد از اینکه چند بار کاری را با کیفیت غیر صددرصد انجام دادیم، خود را سرزنش می‌کنیم. این مسأله رفته رفته باعث تلنبار شدن «تجربه شکست» و ایجاد تصور «بی‌کفایتی» در ذهن فرد می‌شود. بعد از مدتی فرد باور می‌کند که ناکارآمد است. دوم: والدین سرزنش‎گر والدین سرزنش‌گر نقش زیادی در تخریب اعتماد به نفس فرزندان خود دارند. والد سرزنش‌گر، معلم سرزنش‌گر و … ممکن است خود فردی کمال‌گرا باشد و هیچ گونه اشتباهی را برای کودک یا دانش‌آموز خود برنتابد. یا اینکه ممکن است خود فردی با اعتماد به نفس پایین باشد و از کمبود احساس ارزشمندی رنج ببرد، لذا نمی‌تواند استقلال و جسارت کودک و یا دانش‌آموز خود را …

ادامه مطلب

من و سگم بهش خندیدیم، ما و شبکه‌های اجتماعی

۲۹ مهر ۱۳۹۸
3 دیدگاه

این داستان رو با دقت بخونید «دیروز داشتم برمی‌گشتم خونه. دیدم همسایه‌مون داره با گربه‌اش صحبت می‌کنه. جالب اینه که فکر می‌کرد اون می‌فهمه. وقتی رسیدم خونه برای سگم تعریف کردم. من و سگم کلی بهش خندیدیم.» حکایت ما و شبکه‌های اجتماعی همین موضوعه. ما فکر می‌کنیم که «گربه» حرف ما رو می‌فهمه. جالبه اونهایی که به ما و صحبت کردن ما به گربه ایراد می‌گیرن، خودشون می‌رن و این جریان رو برای «سگ» خودشون تعریف می‌کنن و به ما می‌خندن. شبکه‌های اجتماعی هر چی هست با هر کاربردی، قطعاً قرار نیست جای روابط انسانی رو بگیره. درد دل کردن با یه دوست مطمئن که حرف ما رو درک می‌کنه و ما رو دوست داره، قطعاً بهتر و از درددل کردن با یک غریبه است. در این کسی شک نداره. ولی چطور می‌شه که فکر می‌کنیم هر محتوایی رو می‌شه در شبکه‌های اجتماعی نشر داد؟ هر کی خودش مسئول رفتار خودشه و باید فکر کنه که داره چه کار می‌کنه و چه رفتاری براش مناسبه. از بین شبکه‌های اجتماعی من فقط با فیسبوک اون هم نه صد در صد، تجربه خوبی داشتم. برای اینکه برای ایرانیان زیادی این شبکه اجتماعی جایگزین پلتفرم وبلاگ نویسی شده. افراد در شبکه‌های اجتماعی چند گروه می‌شن؟ اما به جز این مورد که بهترین دوستای خودم رو از بین همین تیپ آدم‌های اهل خواندن و نوشتن پیدا کردم، در بقیه موارد افرادی که در فیسبوک، توییتر، اینستاگرام و پیام رسان تلگرام دیدم، معمولاً در یکی از این چند گروه قرار می‌گیرن. ۱ اونهایی شخصیت نمایشی دارن و به هر قیمتی شده می‌خوان یه مقدار توجه جلب کنن. اینها فکر می‌کنن فالور و لایک و کامنت می‌تونه خلاء دنیای بیرون رو حل کنه. ولی نمی‌کنه. ۲ اونهایی که کارآگاه هستن. این افراد اصرار دارن خیلی جاها باشن، محتوایی تولید نمی‌کنن. با شما و محتوای شما هم اینتراکشن ندارن. ولی به محضی که اونها رو میذارید کنار سریع میان تو پی وی: چیزی شده که من رو بلاک آنبلاک کردید؟ چیزی شده که من رو آنفرند کردید؟ این گروه ممکنه از جهاتی به ما ضربه بزنن، خصوصاً اگر در دنیای بیرون ما رو بشناسن. وقتی که می‌بینید یه عده لایک به لایک شما رو شمردن و در حافظه بی بدیل‌شون ذخیره کردن. چرا؟ و تازه اونها ور در بعضی محافل به عنوان پرونده شما، رو می‌کنن. این گرایش در بین ما خیلی زیاده. ۳ اونهایی که هستن که باشن. هیچ هدف خاصی ندارن. خیلی زود هم معتاد به اینترنت می‌شن. ۵۰۰۰ تا فرند و ۱۲ هزارتا فالور دارن. همه مطالب رو میخونن. زیر همه مطالب هم کامنت می‌ذارن. ولی هیچ هدف خاصی ندارن. یه روز مطلب ادبی می‌ذارن. یه روز مطلب سیاسی. کلاً به دور و برشون نگاه می‌کنن مطلب میذارن اون مطلب که به اسم «چرا کسی به آن خانم کمک نکرد» رو اگر خونده باشین، در اونجا گفتم که در روانشناسی اجتماعی این امر ثابت شده که وقتی آدمها در جمع‌های بالای ۳ نفر قرار می‌گیرن، رفتارشون به کل عوض می‌شه. آدم‌ها در جمع بیشتر به رفتار جمعی نزدیک می‌شن. و این‌ها دقیقاً همون جماعت …

ادامه مطلب

باشه بعداً انجام می‌دم و هیچ وقت انجام نمی‌دم!

۲۸ مهر ۱۳۹۸
18 دیدگاه

باشه بعداً انجام می‌دم . این جمله پرتکرارترین جمله‌ای هستش که در طول روز به خودمون یا دیگران می‌گیم. نکته این نیست که هر بار که کاری پیش اومد ما باید حتماً و حتماً همین الان انجامش بدیم والا دنیا به آخر می‌رسه. بلکه نکته اینه که این جمله رو باید در مورد کارهای غیرضروری که ربطی به اهداف ما ندارن بگیم. در مورد کارهایی که به اهداف ما ربط دارن و باعث می‌شن که به خواسته‌های مالی و غیرمالی‌مون برسیم، نباید این چنین جمله‌ای گفت. نباید کار اصلی‌مون رو ول کنیم و بریم بچسپیم به یه سری کار دیگه که نه ضروری هستن و نه لازم. کارهایی رو که باعث وقت تلف شدن می‌شن و ما رو از اهدافمون دور می‌کنن رو با حرص و ولع بیشتری انجام می‌دیم ولی کارهای مهم زندگی‌مون رو با جمله «باشه بعداً انجام می‌دم» به زمانی در بی‌نهایت حواله می‌کنیم. باشه بعداً انجام می‌دم یعنی کدوم بعداً دقیقاً؟ خیلی از این باشه بعداً انجام می‌دم گفتن‌ها یعنی هیچ وقت انجامش نمی‌دم. قبل از اینکه بخوام نظر خودم رو در مورد ریشه این اخلاق بگم، می‌خوام این رو ازتون بپرسم که این کارهایی که رفتن تو فاز «بعداً انجام می‌دم» الان در چه حالی هستن؟ بعداً یعنی کی؟ چندتا کار انجام نشده رو به یه روز و یه لحظه نامعلوم حواله کردیم؟ عملگرا بودن مهم‌ترین ویژگی آدمهای خیلی موفقو سرآمد جامعه ماست. ما راجع به اهمالکاری و تنبلی دو تا مطلب نوشتیم. ولی الان می‌خوام راجع به یه نکته دیگه صحبت کنم. چرا ما کارهای مهم زندگی‌مون رو به بعداً حواله می‌کنیم؟ بذارید اول تمام کارهای روزمره رو به ۴ گروه مهم و عمده تقسیم کنیم. در این تقسیم‌بندی «لازم» یعنی هر کاری که به اهداف دراز مدت ما و ارتقاء زندگی شخصی، مالی، اجتماعی و … ما ربط داره. و «ضرروی» یعنی کارهایی که ربط مستقیم به بیولوژی ما داره، مثل غذا خوردن و یا کاری که به دقیقه ۹۰ رسیده، مثل درس خوندن شب امتحان. در این تعریف، کارهای لازم کارهایی هستن که باید انجام بدیم تا به اهدافمون نزدیک بشیم. و کارهای ضرروی کارهایی هست که اگر انجام ندیم یه اتفاقی می‌افته. مثل غذا نخوردن یا سرویس بهداشتی نرفتن در مواقع ضرور. حالا بعد از اینکه معنی لازم و ضروری رو روشن کردیم، می‌ریم سراغ تقسیم‌بندی. کارهای روزمره‌ی ما به ۴ گروه اصلی قابل تقسیم هستن: گروه اول: لازم ولی غیر ضروری این‌های کارهایی هستن که مستقیم به اهداف و آینده ما ربط دارن ولی برای انجام اون‌ها اونقد مهلت داریم که هنوز به مرحله اضطرار نرسیدن. این کارها مهم‌ترین کارهای زندگی ما هستن و با توجه به اینکه هم به اهداف ما ربط دارن و هم برای انجام اونها زمان کافی داریم، لذا اگر به درستی وقت بذاریم و اونها را به درستی انجام بدیم، منشاء موفقیت و خلاقیت ما می‌شن. گروه دوم: هم لازم و هم ضروری این‌ها کارهای دسته‌ی اول هستن که شما اونقد گفتی باشه بعداً انجام می‌دم که الان دیگه به دقیقه نود رسیدی، مهلتی که داشتی داره تموم می‌شه و کار حالت اضطراری به خودش …

ادامه مطلب

بعداً وجود نداره، بعداً آدم پیر می‌شه

۲۵ مهر ۱۳۹۸
17 دیدگاه

از تنبلی خودت خسته نشدی؟ بعداً وجود نداره. بعداً چای سرد می‌شه، بعداً آدم پیر می‌شه، بعداً زندگی تموم می‌شه. بعداً وجود نداره، همین الان شروع کن. چند وقته که می‌خواهی چیزی یادبگیری و هنوز هیچ اقدامی نکردی؟ چند وقته که می‌خواهی کاری رو تموم کنی، ولی هنوز شروع نکردی؟ پایان‌نامه‌ات چند وقت دیگه باید همین جوری بلاتکلیف و ناتموم باشه؟ این همه تب باز روی مرورگر سیستمت کی باید خونده بشن؟ چند وقته می‌خواهی باشگاه رو شروع کنی ولی هنوز هیچ کاری نکردی؟ این همه پیام نخونده توی کانال‌ها و گروه‌های تلگرام تا کی باید روی هم تلنبار بشن؟ کتاب‌های نخونده که توی قفسه هستن و معلوم نیست کی خونده بشن؟ کارهای ناتمام، حرف‌های نگفته، آموزش‌های به تعویق افتاده و … بعداً وجود نداره، شنبه دیره، فردا هم دیره. روز مناسب امروزه، و لحظه مناسب الانه. نکنه فکر کردی تا آخر دنیا وقت داری کارهات رو انجام بدی، و تا آخر دنیا وقت داری تا به خواسته‌هات برسی؟ چه بسا آرزو که در خاک شود. فکر کردی فرق یه آدم موفق مثل ایلان ماسک و این همه آدم شکست خورده در چیه؟ من چیزی جز عملگرایی و انجام کارها یکی بعد از دیگری نمی‌بینم. همیشه با خودت تکرار کن: بعداً وجود نداره. بعداً وجود نداره، از همین الان شروع کن! از همین الان شروع کن. همین الان. همین الان. همین الان. فیسبوکت رو ببند. تلگرامت رو ببند. اینستاگرامت رو ببند. و از آموزش‌های آنلاین، پی‌دی‌اف‌هایی که دانلود کردی و کتاب‌هایی که توی خونه داری شروع کن. هر وقت اون‌ها رو تموم کردی بعد برو سراغ منابع جدید. بعداً وجود نداره عزیز دلم، همین الان شروع کن. از یه دویدن نیم ساعته یا از یه دوش گرفتن ساده شروع کن. از خوندن یه صفحه کتاب شروع کن. روز اول یه صفحه می‌خونی. روز دوم دو صفحه و یه روز می‌رسه که روزی ده صفحه کتاب می‌خونی. با روزی ده صفحه کتاب خوندن، تو یه سال ۳۶۵۰ صفحه کتاب خوندی. از نوشتن یه خط شروع کن. یه خط فردا می‌شه دو خط و پس فردا می‌شه یه پارگراف. با نوشتن روزی یه پاراگراف ۱۵۰ کلمه‌ای در روز، بعد از یه سال ۵۴۷۵۰ کلمه نوشتی. می‌دونی همین نوشته‌ها رو آخر سال سر و سامون بدی، یه پایان‌نامه ممتاز یا چند تا کتاب معرکه ازش در میاد؟ بعداً وجود نداره، همین الان اینستاگرام و تلگرام و فیسبوک و توئیتر رو بذار کنار. اون گوشیت رو بذار کنار. کار حرفه‌ای را باید با ابزار حرفه‌ای انجام داد. با قلم و کاغذ و کتاب. با لپ تاپ و نرم افزار و پی دی اف. نه با یه گوشی اندرویدی که فقط چشمات رو کور کنه. نکنه فکر کردی مردم ارزشمندترین چیزهایی که بلد هستن رو می‌خوان تو یه کلیپ لوس و خنک اینستاگرامی اون هم در یک دقیقه با تو در میون بذارن؟ نکنه فکر کردی قراره هر کی هر چی تو هر کانال و گروه تلگرام گذاشت رو تو بخونی! اون همه کانال و گروه و پیام و … همه رو می‌خواهی بخونی؟ تا الان چقدرش رو خوندی؟ از اون مقدار که خوندی چی …

ادامه مطلب

هیچ لحنی توهین آمیز نیست

۲۳ مهر ۱۳۹۸
0 دیدگاه

اگر به خودت اعتماد داری، اگر خودت را فردی توانمند می‌دانی، در این صورت هیچ جمله‌ای هر چقدر هم تلاش کند که تو را زیر سؤال ببرد، توهین آمیز نیست. اگر اراده‌ی تغییر داری. اگر قدر عمرت را بدانی و با خودت رو راست باشی ،اگر به خودت متکی باشی و اگر سرت توی کار خودت باشد، در این صورت هیچ لحنی توهین آمیز نیست. لحن توهین آمیز است وقتی حرف‌ها و تیکه و کنایه‌های دیگران را به خودمان بگیریم. ما حرف‌های دیگران را به خودمان می‌گیریم چون به خودمان شک داریم. فکر می‌کنیم شاید آن‌ها ارزیابی درستی راجع به ما دارند. و یا وقتی کارمان را درست انجام نداده‌ایم و یا اینکه سرمان توی آخر دیگران بوده، در این صورت خواه ناخواه حاشیه‌ها به سمت ما خواهند آمد. حرف دیگران هر چقدر هم بار سنگینی داشته باشد، باز هم حرفی است که از دهان دیگران خارج شده و حرف‌های ثقیل باید برای گوینده مایه شرمساری باشد و نه برای شنونده. به خودت اعتماد داشته باش. سرت توی کار خودت باشد و با سرعت تمام به سوی شکوفا کردن خودت باش. تو فقط یک وظیفه داری، اینکه هر روز نسخه‌ی بهتری از دیروز خودت باشی. مابقی مهم نیست. هر که هر چه می‌گوید برای خودش می‌گوید. Hand vector created by rawpixel.com – www.freepik.com

ادامه مطلب

با زبان فارسی چه می‌کنیم؟

۲۳ مهر ۱۳۹۸
0 دیدگاه

دیروز راجع به هکسره صحبت کردم. امروز می‌خواهم راجع به چند مشکل متداول دیگر در بین تحصیل‌کرده‌های فارسی‌زبان صحبت کنم. دیکته‌ی کلمات زبان فارسی داشتن مشکلات دیکته هم به خاطر مطالعه کم – متون چاپی و نه تحت وب! – و هم به خاطر ننوشتن است. این روزها کمتر کسی با قلم و کاغذ می‌نویسد. یا کمتر کسی است که روزی لااقل ۵۰ صفحه مطالعه داشته باشد. این مورد هم البته در «باسوادهای جامعه» دیده می‌شود. روشنفکرانی که در فضای مجازی راجع به خیلی چیزها نظر می‌دهند اما در دنیای بیرون دو صفحه مطالعه ندارند. این قضیه زمانی دردناک‌تر می‌شود که من دیده‌ام همان فردی که به دیکته‌ی زبان فارسی اهمیت نمی‌دهد، در مورد زبان انگلیسی چنان تعصبی دارد که گویی زبان انگلیسی زبان مادری اوست و زبان فارسی زبان دومی است که به تازگی آموخته است. علائم سجاوندی و نکات ویرایشی عدم رعایت علائم سجاوندی و نکات ویرایشی حتی از دیکته هم متداول‌تر است. اینکه ویرگول و نقطه ویرگول را کجا بگذاریم. اینکه جملات ما تو در تو نباشند و معنای روشنی داشته باشند، و هم اینکه چگونه پاراگراف‌بندی کنیم. اینکه مرتب از صفت‌های هم معنی استفاده نکنیم، کلمات اضافه و جمله‌های موازی را در نوشته نیاوریم. و اینکه حرف خود را مستقیم بزنیم. هر حرف را یکبار بزنیم. و چندین و چند مورد دیگر از مواردی است که توسط تحصیل‌کرده‌ها اصلاً رعایت نمی‌شود. جملاتی با ساختار غیرفارسی عرب‌زدگی و غرب‌زدگی در زبان فارسی معضلی است که نیاز به بحث زیاد دارد. زمانی به دلیل شرایط جامعه افراد تمایل داشتند از جملات و اصطلاحات عربی در کلام استفاده کنند تا خود را صاحب سواد نشان دهند. و از این راه نحوه‌ی صحبت کردن مردم کوچه و بازار هم رفته رفته اسلوب عربی به خود گرفته بود. امروزه همین قضیه در مورد زبان انگلیسی صدق می‌کند. خیلی از جملاتی که ما در فارسی امروز استفاده می‌کنیم در واقع جملات انگلیسی با کلمات فارسی است.

ادامه مطلب

۲۱ سؤال الهام بخش که هر فردی باید از خود بپرسد

۲۳ مهر ۱۳۹۸
0 دیدگاه

۲۱ سؤال الهام بخش را در زیر لیست کرده‌ام. اهمیت پاسخ دادن به این سؤالات در این است که نشان می‌دهد چقدر با خودتان و دنیای اطرافتان ارتباط عاطفی خوبی دارید. خواهید دید که خیلی از ما ارتباط خود را با خودمان و اطرافمان قطع کرده‌ایم اما توجهی به این واقعیت نداریم. ۲۱ سؤال الهام بخش را با دقت بخوانید. به آن‌ها پاسخ بدهید و آن را برای دیگران هم بفرستید. در انتهای این پست می‌توانید پی‌دی‌اف آن را دانلود کرده و آن را برای هر کسی که دوست دارید بفرستید. ۲۱ سؤال الهام بخش که هر فردی باید از خود بپرسد آخرین باری که کاری انجام دادید که بابت آن به خود بالیدید کی بود؟ آخرین باری که بابت چیزی از ته دل خندیدید کی بود؟ گل مورد علاقه‌ی شما چیست؟ مهم‌ترین کاری که امروز شروع کرده و آن را به سرانجام خواهید رساند چیست؟ زیباترین کلمه در زبان فارسی چیست؟ چه نوع رقصی را دوست دارید؟ اگر فردی بخواهد در غیاب شما قفل در اتاقتان را بشکند و وارد آن شود، چه چیزی مهمی در آن خواهد بافت؟ محل سکونت ایده‌آل (خانه – شهر – کشور) از نظر شما چه ویژگی‌هایی دارد؟ میوه‌ی مورد علاقه‌ی شما چیست؟ اگر در شرایطی قرار بگیرید که بتوانید هر گونه آرزوی کسی را برآورده کنید، آن فرد به انتخاب شما چه کسی خواهد بود؟ چه چیزی در مورد ویژگی‌های ظاهری خود را دوست دارید؟ دو ست دارید چه ویژگی / صفت را در خود به وجود آورده یا تقویت کنید؟ آخرین باری که پوستتان مورمور شد به خاطر چه چیزی بود؟ فیلمی را نام ببرید که فکر می‌کنید شایستگی زیادی برای بیشتر دیده شدن دارد. آهنگی را نام ببرید که فکر می‌کنید هر فردی بر روی کره‌ی زمین لازم است حداقل یک بار آن را گوش کند. اگر به اندازه‌ی کافی قدرت داشتید، چه کار بزرگی در جهان انجام می‌دادید؟ دوست دارید در کدامیک از ورزش‌های المپیک مقام بیاورید؟ به نظر شما بدترین ناراحتی جزئی که ممکن است برای فردی رخ دهد چیست؟ (ناراحتی جزئی مانند خاموش شدن گوشی وسط روز در خیابان و …) پدیده‌ی طبیعی مورد علاقه‌ی شما چیست؟ (پدیده‌ی طبیعی مانند سیل، طوفان، باران، برف، آتشفشان و …با فرض اینکه به هیچ چیزی آسیبی وارد نشود) برنامه‌ی تلویزیونی مورد علاقه‌ی در دوران کودکی چه بود؟ دوست دارید در کدام یک از گروه‌های زیر در مدرسه عضو شده و در آن فعالیت کنید؟ (با فرض اینکه دانش‌آموز دبیرستانی هستید) گروه تئاتر – یکی از گروه‌های علمی – هلال احمر – بسیج مدرسه – در یکی از تیم‌های ورزشی – کتابخانه‌ی دبیرستان – بوفه‌ی مدرسه – به هیچ کدام علاقه‌ای ندارم. اگر فعالیت دیگری به جز اینها که لیست شده است هم وجود دارد و از قلم افتاده و شما به آن علاقه دارید را نام ببرید. دانلود مقاله: ۲۱ سؤال الهام بخش که هر فردی باید از خود بپرسد Border vector created by rawpixel.com – www.freepik.com

ادامه مطلب

می‌روم قدم بزنم، اولین نفری که به من لبخند زد، خودم را نمی‌کشم

۳۱ شهریور ۱۳۹۸
0 دیدگاه

یکم) تو می‌توانی کشف ساده من از زندگی باشی. چرا گفتم ساده؟ نه قضیه آنقدرها هم ساده نیست. یک کشف است! کشف یعنی اینکه تا حالا غافل و سردرگم بوده‌ای و ناگهان چیزی توی ذهنت اتفاق می‌افتد که متوجه چیزی می‌شوی که تا حالا نبوده‌ای. برای این که این جرقه در ذهنت رخ بدهد باید نگاهت به دنیای اطرافت تغییر کند. باید با چشم‌های بازتری به بیرون نگاه کنی. خوب حالا به نظرت این کار ساده‌ای است که یک نفر آدم سر به هوا و حواس پرت، موفق به کشفی شود که زندگی‌اش و تمام دنیای ذهن و روحش را عوض کند؟ باید چیزی باشد که با بقیه چیزها فرق کند. چرا گفتم چیز؟ باید کسی باشد که با بقیه آدم‌ها فرق داشته باشد تا باعث این تحول ذهنی و روحی بشود. تو همان کشفی هستی که نه ساده هستی، نه ساده اتفاق می‌افتی و نه بودنت را می‌شود ساده گرفت. تو مثل زندگی هستی، هستی و بودنت تا هستی به چشم نمی‌آید. ولی وقتی فقط ذره‌ای دور می‌شوی آن وقت می‌فهمم که هیچ چیزی آنجور که فکر می‌کنی ساده نیست. از کنار هیچی ساده نگذریم. دوم) قفل‌ها و دیوارها به ما دروغ می‌گویند. راه‌ها برای رفتن ساخته شده‌اند، درها برای باز شدن. هر چه دیوارها بلندتر باشند، من محکم‌تر مشت می‌کوبم و هر چه قفل‌ها پیچیده‌تر باشند، من صبورتر خواهم بود و زیرکانه‌تر رفتار خواهم کرد. نه قفل‌ها و نه دیوارها نمی‌توانند راه من و تو را سد کنند. من همه این راه‌ها را تنهایی طی می‌کنم. دوستانی اندک و دشمنان زیادی دارم. شاید گاهی خسته باشم، ولی ناامید هرگز. سوم)  زندگی همه ما بر روی کره زمین همین است و بس: همه تنهاییم. همه ما تنهاییم ولی تا وقتی که بفهمیم همه‌مان تنهاییم. وقتی کشف کردیم که این داستان همه ماست که تنهاییم. آن وقت است که قدر با هم بودن را می‌دانیم. وقتی بدانیم زندگی همین لحظه با هم بودن است و هر دمی که به تنهایی و غم بگذرد، لحظه‌ای است که بیهوده از کف رفته است، آن وقت است که از خودخواهی و غرور دور می‌شویم. در چنین لحظه‌ای است که دیگر تنها نیستیم. زندگی = با هم بودن و لبخند و هم صحبتی. چهارم) به راه‌های بزرگ فکر کن. به کارهای بزرگ فکر کن. به آدم‌های بزرگ فکر کن. به این که بیش از اینی. به اینکه تا چه ارتفاعی می‌توانی پرواز کنی فکر کن. از آن بالا این سنگریزه‌هایی که الان توی پاهایت فرو می‌روند، اصلاً دیده نمی‌شوند. به سنگریزه‌ها فکر نکن. به ارتفاع بیشتر و بیشتر فکر کن. به معجزه‌هایی فکر کن که منتظرند تا تو آنها را محقق کنی. معجزه وجود دارد و رخ می‌دهد. اما زمانی که تو این بزرگی و عظمت را داشته باشی که بتوانی آن‌ها را در خود پرورش داده و متولد کنی. به معجزه‌های بزرگ فکر کن.  پنجم) آنقدر که افسردگی آدم می‌کشد، هیج چیزی در دنیای ما و عصر ما انسان را به نابودی نکشانده است. افسردگی فقط مستقیم نمی‌کشد که غیرمستقیم هم باعث ایجاد چندین و چند نوع بیماری می‌شود. چرا که اولین تاثیر …

ادامه مطلب
سبد خرید
  • سبد خریدتان خالی است.
ورود به سایت
تلگرام